کتاب آبروی از دست رفته کاترینا بلوم - اثر هاینریش بل - نشر نیلوفر - بانک کتاب

 

 

باید خودشان را جای ما بگذارند تا مجسم کنند که چه حالی به ما دست می‌دهد، هنگامی که توی دهان پرشان و یا بهتر بگویم پوزه‌ی پرشان باز هم غذا می‌چپانند، همه هم بدون استثنا ابتدا به ظرف خاویار یورش می‌برند. مردان و زنان میلیونری هم هستند که سیگار و کبریت و بیسکویت توی کیفشان پنهان می‌کنند. اگر امکانش بود پاکت پلاستیکی با خودشان می‌آوردند و باقیمانده‌ی غذاها و قهوه و شیرینی را با خوشان می‌بردند. پول همه‌ی این‌ها را باید زحمتکشان که مالیات از حقوقشان کم می‌شود،بپردازند
پیش از رفتن به سلول دو شماره ی روزنامه را از کیفش بیرون کشید و‌ پرسید:
آیا دولت هیچ کاری نمیتواند انجام دهد تا از من در برابر این لجن نامه دفاع کند و حیثیت پایمال شده ی مرا اعاده کند؟ من خوب میدانم که بازجویی از من کاری منطقی و قانونی است و شما حق دارید از کوچکترین جزئیات زندگی من آگاه شوید، اما چیزی که برای من غیرقابل درک است درز کردن جزئیات این بازجویی مانند «آقای مهمان» به روزنامه است. آنان چگونه توانسته اند به این همه بهتان و دروغ که به من نسبت داده شده دست یابند؟
کاترینا بلوم زن جوان مطلقه ۲۷ ساله‌ای است که با انضباط و برنامه ریزی صحیح در زمینه کاری خود توانسته است موفقیت های خوبی به دست بیاورد. او علاوه بر گرداندن زندگی خود به مادر و برادرش نیز کمک می کند. او در مسائل جنسی، حساس و خجالتی و از نظر برخی دوستانش در این زمینه تا حدی امل است و بدین سبب در بین دوستانش به «خواهر روحانی» معروف شده است.
کاترینا یک روز غروب در یک مهمانی خلاف انتظار دوستانش به صورت اتفاقی با مردی «لودویگ گوتن» آشنا شده و او را به خانه اش دعوت می کند. از قضا گوتن که مظنون به دست داشتن در فعالیت های خرابکارانه است تحت نظر است و پلیس قصد دستگیری اش را دارد و فردای آن روز قبل از ورود پلیس به آپارتمان کاترینا فرار می کند. لذا کاترینا جهت بازجویی به اداره پلیس برده می شود.
مطبوعات هم که می‌خواهند از این سوژه، داستان جذابی بسازند و زوایای زندگی خصوصی او را می‌کاوند.
کاترینا بعد از چند روز آزاد می‌شود، اما زندگی زخم‌دیده او به خاطر نوشته‌های مطبوعات فرصت‌طلب دیگر قابل وصله نیست
نرمی و خشونت، غرور و وفاداری و امید به آینده آنهم در اوج نا امیدی و سرخوردگی در میان لایه های مختلف اجتماعی شدیدا در این اثر جذاب به چشم می خورد.
یک فیلم هم با اقتباس از همین کتاب در آلمان ساخته شده است

نظرات کاربران
تصویر امنیتی
کد امنیتی را در زیر وارد کنید
شماره کارت
6395991145733515
شماره حساب
010340500842126
شماره شبا ملی
IR580520000010340500842126
بنام آقای محمد صادقی Mohammad Sadeghi