کتاب دختر پرتقالی - اثر یوستاین گاردر - ترجمه مهوش خرمی پور - بانک کتاب

 

این دنیا را در زمانی تجسم کن که صحبتی از قانون طبیعت،اتم و مولکول و‌.‌..در میان نبوده،پیش از آنکه اعضای بدن انسان مغرور به قلب و ریه و..‌نامگذاری شود.زمانی را میگویم که انسان،انسان بود،انسانی کامل و سربلند نه کم تر و نه بیشتر؛در آن دوران دنیا درخشان بود

زندگی برای تمام کسانی که به درک این حقیقت بسیار مهم رسیده اند که سرانجام روزی زندگی تمام میشود کوتاه است. همه آدم ها قادر به درک این موضوع مهم نیستند.همه آدمها خصوصیت درک رفتن از این جهان و معنی وداع با چیزهای جاودانه را ندارند

یک بار دیگر از تو میپرسم که اگر حق انتخاب داشتی چه تصمیمی گرفتی؟ آیا زندگی کوتاه در کره زمین را انتخاب میکردی تا بعد از مدت کوتاهی همه چیز را بگذاری و بروی؟ و تا ابد اجازه بازگشتن به آن را نداشته باشی؟ یا با تشکر این پیشنهاد را رد میکردی؟

پدرم یازده سال پیش از دنیا رفت. در آن زمان من چهار سال بیش‌تر نداشتم و در خواب هم نمی‌دیدم که روزی بتوانم دوباره با او ارتباط برقرار کنم اما حالا قرار است هر دو باهم کتابی بنویسیم. این‌ها اولین سطرهای این کتابند که من به تنهایی به روی کاغذ می‌آورم اما به زودی پدرم نیز مرا همراهی می‌کند. زیرا او حرف‌های بیش‌تری برای گفتن دارد. نمی‌دانم که در دنیای واقعیات چه‌قدر پدرم را به خاطر می‌آورم. احتمالاً فقط فکر می‌کنم که او را به خاطر می‌آورم چراکه در بیش‌تر مواقع عکس‌هایش را تماشا می‌کنم. اما فقط از واقعی‌بودن یک خاطره اطمینان کامل دارم و آن هم زمانی اتفاق افتاد که من و پدرم در تراس نشسته بودیم و ستاره‌ها را تماشا می‌کردیم.

دختر_پرتقالی، نام رمانی زیبا و فلسفی با دیالوگ‌هایی تاثیر برانگیز است و در این داستان پسر پانزده‌ساله‌ای به طور اتفاقی به دست‌نوشته‌ای از پدرش دست می‌یابد. در حالی که پدرش ۱۱ سال پیش به دلیل ابتلا به بیماری صعب‌العلاجی از دنیا رفته و در آستانه مرگ، نامهٔ دور و درازی برای پسرش از خود به جا گذاشته‌است. به گفته مادرش، بیشترین غم و اندوه پدر در آستانه مرگ این بوده که پیش از آن که بتواند پسرش را بشناسد،باید بمیرد.
این #کتاب، گفتگوی فلسفی و #شاعرانه بین پدر و پسری است که در دو زمان مختلف زیسته‌اند. پدر ماجرای آشنایی با دختری را به شیوه‌ای جذاب برای پسرش بازگو می‌کند و در نهایت، پسر با خواندن یادداشت‌های پدرش، دید جدیدی نسبت به زندگی پیدا می‌کند.

بر اساس این داستان، در سال 2009 فیلمی با همین نام نیز ساخته شد.

نظرات کاربران
تصویر امنیتی
کد امنیتی را در زیر وارد کنید
شماره کارت
6395991145733515
شماره حساب
010340500842126
شماره شبا ملی
IR580520000010340500842126
بنام آقای محمد صادقی Mohammad Sadeghi