مقالات

ژان ژاک روسو

ژان ژاک روسو (به فرانسوی: Jean-Jacques Rousseau) (زادهٔ ۲۸ ژوئن ۱۷۱۲ - درگذشتهٔ ۲ ژوئیه ۱۷۷۸) متفکر سوئیسی، در سدهٔ هجدهم و اوج دورهٔ روشنگری اروپا می‌زیست.

اندیشه‌های او در زمینه‌های سیاسی، ادبی و تربیتی، تأثیر بزرگی بر معاصران گذاشت. نقش فکری او که سال‌ها در پاریس عمر سپری کرد، به عنوان یکی از راه‌گشایان آرمان‌های انقلاب کبیر فرانسه قابل انکار نیست. اگر چه روسو، از نخستین روشنگرانی است که مفهوم حقوق بشر را بطور مشخص به کار گرفت، اما نزد او از این مفهوم تنها می‌توان به معنایی ویژه و محدود سخن به میان آورد. در مجموع باید گفت که وی رادیکال‌تر از هابس و جان لاک و شارل دو مونتسکیو می‌اندیشید. شاید به همین دلیل است که برخی از پژوهشگران تاریخ اندیشه، وی را اساساً در تداوم سنت فکری عصر روشنگری نمی‌دانند، بلکه اندیشهٔ او را بیشتر در نقد فلسفهٔ روشنگری ارزیابی می‌کنند. برای روسو، صرف نظر کردن انسان از آزادی، به معنی صرف نظر کردن از خصلت انسانی و «حق بشری» است. روسو تلاش می‌کند، نوعی هماهنگی میان آزادی فردی و جمعی ایجاد نماید. وی این کار را در اثر معروف خود قرارداد اجتماعی که در سال ۱۷۶۲ میلادی نوشته شد، انجام می‌دهد. یکی دیگر از کتاب‌های مهم روسو به نام امیل در زمینه تربیت کودکان است.

زندگی‌نامه
تولد و دوران زندگی در سویس
ژان ژاک روسو در روز ۲۸ ژوئن سال ۱۷۱۲ در ژنو به دنیا آمد. پدر او، ایزاک روسو، همچون پدربزرگش ساعت‌ساز بود. مادر او نه روز پس از تولدش درگذشت، و روسو تا ۹ سالگی نزد پدرش بزرگ شد. در سال ۱۷۲۲، ایزاک روسو برای فرار از زندانی شدن مجبور به ترک پسرش شد و او را به برادرش که یک کشیش پروتستان بود سپرد. خانوادهٔ روسو در اصل فرانسوی بودند، ولی در سال ۱۵۴۹ برای گریز از کشته شدن توسط کاتولیک‌ها به ژنو روی آوردند. پس از چند ماه، عموی روسو او را به کشیش پروتستان دیگری به نام لامبرسیه (به فرانسوی: Lambercier) در دهکده‌ای در جنوب ژنو سپرد، و روسو حدود دو سال را نزد او و خواهرش گذراند.

ادامه مطلب

 

 " روز ولنتاین "



 روز ولنتاین

 

تنها مدت کمی به اواخر بهمن ماه و اواسط ماه فوریه باقی مانده که روز عشق فرنگی (ولنتاین) و روز عشق ایران باستان**


چند سالی است که 26 بهمن (۱۴ فوریه) روز ولنتاین و خرید گل و عروسک، شکلات و … در کشورمان باب شده است. اکثر جوان ها بدون اطلاع از اینکه

 

اصلا این ولنتاین خوردنی یا پوشیدنی است، فقط می دانند که در روز ولنتاین باید برای کسانی که دوست دارند هدیه بخرند...

تاریخچه روز ولنتاین:


روز ولنتاین
-تاریخچه کامل و دقیق ولنتاین در دست نیست و آنچه از پیشینه روز ولنتاین می‌‌دانیم با افسانه درآمیخته است. امروزه کلیسای کاتولیک به این

 

نتیجه رسیده است که حداقل سه قدیس وجود داشته‌اند که همگی به شهادت رسیده اند، به همین دلیل چندین افسانه سعی در بازگوئی تاریخچه  آئین

 

ولنتاین دارند.

 

روز ولنتاین:

در صده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده‌است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید

 

عجیبی داشته‌است از جمله اینکه مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان

 

امپراتوری روم قدغن می‌کند. کلودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی

 

به نام والنتاین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد..

کلودیوس دوم از این جریان خبردار می‌شود و دستور می‌دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شود. با توجه به آنچه

 

که در افسانه آمده کشیش ولنتاین برای او نامه‍ایی نوشته و آنها را با نوشتن «از طرف ولنتاین تو» (From Your Valentine) امضاء کرده است، اصطلاحی

 

تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی کارتهای ولنتاین مشاهده می‌‌شود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق بر خلاف قانون

 

کلودیوس دوم اعدام می‌شود. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان ولنتاین تبدیل به نمادی برای عشق شده است.

 

هدیه روز ولنتاین :

 

در کشورهای اروپایی و امریکائی دادن شکلات به عنوان هدیه روز ولنتاین از شهرت خاصی برخوردار است. تزئین شکلات و پختن انواع ان نیز از آداب  روز

 

ولنتاین به شمار می‌رود. از نظر علمی هم ثابت شده‌است که خوردن شکلات دات یا همان سیاه میزان عشق را در انسان بالا می‌برد البته نه مصرف بی رویه

 

 

ادامه مطلب


" زندگی نامه کوتاه دهخدا "



علی اکبر دهخدا در سال ۱۲۹۷ هجری قمری در تهران به دنیا آمد پدر دهخدا, خانباباخان اهل قزوین بود و پیش از تولد وی به تهران آمده و در این شهر ساکن

شده بود.

علی اکبر دهخدا در سال ۱۲۹۷ هجری قمری در تهران به دنیا آمد. پدر دهخدا، خانباباخان اهل قزوین بود و پیش از تولد وی به تهران آمده و در این شهر

ساکن شده بود.

علی اکبر ده ساله بود که پدرش وفات کرد و دهخدا با سرپرستی مادر به تحصیل خود ادامه داد.

یکی از فضلای آن عصر به نام شیخ غلامحسین بروجردی تعلیم دهخدا را عهده دار بود. دهخدا غالبا" می‌گفته که هر چه دارد، بر اثر تعلیم آن بزرگ مرد

است.

بعدها که مدرسه‌ی سیاسی در تهران افتتاح شد، دهخدا در آن‌جا به تحصیل پرداخت. به علت همسایگی با مرحوم حاج شیخ هادی نجم آبادی، دهخدا با

وجود کمی سن از محضر آن مرد استفاده می‌کرد و در همان زمان به فرا گرفتن زبان فرانسوی پرداخت و سپس به اروپا رفت و در آن‌جا زبان فرانسه و معلومات

جدید را تکمیل کرد.

بازگشت دهخدا به ایران هم‌زمان با آغاز مشروطیت بود و در آن هنگام وی در انتشار روزنامه‌ی صوراسرافیل که از جراید معروف مشروطیت بود با میرزا

جهانگیرخان صوراسرافیل و میرزا قاسم تبریزی به همکاری پرداخت.

پس از تعطیلی مجلس در دوره‌ی محمدعلی شاه، دهخدا با جمعی از آزادی خواهان به اروپا رفت.

در سوئیس سه شماره از روزنامه‌ی صوراسرافیل را منتشر کرد و سپس به استانبول رفت و در آن‌جا نیز در انتشار روزنامه‌ی سروش با آزادی خواهان همکاری

کرد.

پس از خلع محمدعلی شاه، دهخدا از طرف مردم تهران و کرمان به نمایندگی مجلس برگزیده شد و به درخواست آزادی خواهان به مجلس رفت.

در دوران جنگ جهانی اول، دهخدا در یکی از روستاهای چهارمحال بختیاری منزوی بود و پس از جنگ به تهران آمد و از کارهای سیاسی کناره گرفت و به

خدمات علمی و فرهنگی مشغول شد و سرانجام در هفتم اسفند ماه ۱۳۳۴ هجری شمسی در تهران وفات کرد و در قبرستان ابن‌بابویه به خاک سپرده

شد.

 

 

● آثار دهخدا

۱) امثال و حکم که در چهار جلد شامل امثال فارسی است و در کنار آن‌ها اصلاحات و کنایات و موضوعات فراوانی را نیز نقل کرده است.

۲) ترجمه‌ی عظمت و انحطاط رومیان تألیف منتسکیو که تاکنون به چاپ نرسیده است.

۳) ترجمه‌ی روح القوانین اثر منتسکیو که چاپ نشده است.

۴) فرهنگ فرانسه به فارسی که شامل لغات علمی، تاریخی، ادبی، جغرافیایی و طبی است و مرحوم دهخدا معادل‌های دقیق آن‌ها را به دست آورده است

و این کتاب نیز تاکنون به طبع نرسیده است.

۵) شرح حال ابوریحان بیرونی که هم‌زمان با سالگرد تولد بیرونی تالیف شده و به چاپ رسیده است.

۶) حاشیه بر دیوان ناصر خسرو که دهخدا در تصحیح اشعار و توضیح بعضی نکات، مطالبی بر این دیوان افزوده است.

۷) تصحیحاتی در دیوان سید حسن غزنوی که چاپ شده است.

۸) تصحیحاتی بر دیوان‌های حافظ، منوچهری، فرخی، مسعود سعد، سوزنی دارد.

۹) چرند و پرند که مجموعه‌ی مقالات انتقادی دهخداست و در صوراسرافیل چاپ شده است.

۱۰) دیوان اشعار که حاوی اشعار گوناگون دهخدا است.

۱۱) لغت نامه که مفصل‌ترین کتاب لغت در زبان فارسی است و علاوه بر آن اعلام نیز با شرح و تفصیل در این کتاب آمده است.

دهخدا برای تالیف این کتاب نزدیک چهل سال وقت صرف کرده و نزدیک صد نفر با وی همکاری داشته‌اند.

نکته‌ی مهم در طنزهای دهخدا عشق و علاقه و دلسوزی به حال مردم خرده پا است. دهخدا با نمایاندن جهات تاریک زندگانی، جهت روشن و امیدبخش آن را

هرگز فراموش نمی‌کرد. او به بطالت و تنبلی و بی شعوری می‌تاخت. مقالات طنزآمیز او با امضای "دخو" انتشار یافت.

خود درباره‌ی این کتاب نوشته است:

"مرا هیچ چیز از نام و نان به تحمل این تعب طویل جز مظلومیت مشرق در مقابل ظالمین ستمکار مغربی وا نداشت. چه برای نان همه طرق به روی من باز

بود، و با ابدیت زمان نام را نیز چون جاودانی نمیدیدم پای بند آن نبودم و میدیدم که مشرق باید به هر نحو شده است با اسلحه‌ی تمدن جدید مسلح گردد،

نه این‌که این تمدن را خوب می‌شمردم، چه تمدنی که دنیا را هزاران سال اداره کرد، مادی نبود".

 

 

● سبک دهخدا

دهخدا در ادبیات عهد انقلاب مشروطه مقامی ارجمند دارد؛ او باهوش‌ترین و دقیق‌ترین طنزنویس این عهد است.

او با نثر ویژه‌ای که در نوشتن مقالات انتقادی صوراسرافیل به کار برد؛ نمونه‌ای از نثر طنز و انتقادی فارسی را ابداع کرد. دهخدا هر حادثه‌ای را دستاویز قرار

می‌داد تا به استبداد بتازد.

 



● اشعار دهخدا

اشعار دهخدا را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:

۱) نخست اشعاری که به سبک متقدمان سروده، بعضی از این سروده‌ها دارای چنان استحکامی است که تشخیص آن‌ها از گفته‌های پیشینیان دشوار است.

۲) دوم اشعاری که در آن‌ها تجدد ادبی به کار رفته است. مسمط "یاد آر ز شمع مرده یار آر" از بهترین اشعار جدید فارسی به شمار می آید.

۳) سوم اشعار فکاهی او که به زبان عامیانه سروده شده است.

دهخدا جزو معدود شاعران دوره‌ی مشروطیت است که جهان‌بینی و جهان‌نگری روشنی دارد. هرگز دچار احساسات نمی‌شود و شعار نمی‌دهد.

دهخدا اشعارش را در قالب‌های معهود مثنوی، غزل، مسمط، قطعه، دوبیتی و رباعی سروده است.

مضامین اشعار او : وطن پرستی، دادخواهی، رسوا کردن ظالمان و حاکمان نالایق و مبارزه با ریاکاری و دورویی است.

یکی از ویژگی‌های شعر دهخدا طنز تلخ و گزنده‌ی اوست که با تحلیل قوی و سرشارش همراه می‌شود.

ادامه مطلب

 

" زندگی نامه فریدون مشیری "

 


زندگی:

فریدون مشیری در سی ام شهریور ۱۳۰۵ در تهران به دنیا آمد. جد پدری او به دلیل مأموریت اداری به همدان منتقل شده بود، و پدرش ابراهیم مشیری

افشار در سال ۱۲۷۵ خورشیدی در همدان متولد شد، و در روزهای جوانی به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گردید. فریدون

مشیری سالهای اول و دوم تحصیلات ابتدایی را در تهران انجام داد و سپس به علت مأموریت اداری پدرش به مشهد رفت و بعد از چند سال دوباره به تهران

بازگشت و سه سال اول دبیرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبیرستان ادیب رفت. به گفتهٔ خودش: «در سال ۱۳۲۰ که ایران دچار آشفتگی‌هایی بود و

نیروهای متفقین از شمال و جنوب به کشور حمله کرده و در ایران بودند ما دوباره به تهران آمدیم و من به ادامه تحصیل مشغول شدم. دبیرستان و بعد به

دانشگاه رفتم. با اینکه در همه دوران کودکی... از استخدام در ادارات و زندگی کارمندی پرهیز داشتم ولی... در سن ۱۸ سالگی در وزارت پست و تلگراف

مشغول به کار شدم و این کار ۳۳ سال ادامه یافت.»

تحصیل:

مشیری همزمان با تحصیل در سال آخر دبیرستان در اداره پست و تلگراف مشغول به کار شد. در همان سال مادرش در سن ۳۹ سالگی در گذشت که اثر

عمیقی در او بر جا گذاشت. سپس در آموزشگاه فنی وزارت پست و تلگراف مشغول تحصیل گردید. روزها به کار می‌پرداخت و شبها به تحصیل ادامه می‌داد.

از همان زمان به مطبوعات روی آورد و در روزنامه‌ها و مجلات کارهایی از قبیل خبرنگاری و نویسندگی را به عهده گرفت. بعدها در رشته ادبیات فارسی

دانشگاه تهران به تحصیل ادامه داد. اما کار اداری از یک سو و کارهای مطبوعاتی از سوی دیگر، در ادامهٔ تحصیلش مشکلاتی ایجاد می‌کرد. سرانجام تحصیل

را رها کرد اما کار در مطبوعات را ادامه داد. از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۱ مسئول صفحه شعر و ادب مجله روشنفکر بود. این صفحات به تمام زمینه‌های ادبی و

فرهنگی از جمله نقد کتاب، فیلم، تئاتر، نقاشی و شعر می‌پرداخت. بسیاری از شاعران مشهور معاصر، اولین بار با چاپ شعرهایشان در این صفحات معرفی

شدند. مشیری در سالهای پس از آن نیز تنظیم صفحه شعر و ادبی مجله سپید و سیاه را برعهده داشت. در همان سال‌ها با مجلهٔ سخن به سردبیری دکتر

پرویز ناتل خانلری همکاری داشت. وی در سال ۱۳۵۰ به شرکت مخابرات ایران انتقال یافت و در سال ۱۳۵۷ از خدمت دولتی بازنشسته شد.

سرودن شعر:

مشیری سرودن شعر را از نوجوانی و تقریباً از پانزده سالگی شروع کرد. اولین مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در ۲۸ سالگی او با مقدمه محمدحسین

شهریار و علی دشتی در ۱۳۳۴ به چاپ رسید. خود او دربارهٔ این مجموعه می‌گوید: «چهارپاره‌هایی بود که گاهی سه مصرع مساوی با یک قطعه کوتاه

داشت، و هم وزن داشت، هم قافیه و هم معنا، آن زمان چندین نفر از جمله نادر نادرپور، هوشنگ ابتهاج (سایه)، سیاوش کسرایی، مهدی اخوان ثالث و

محمد زهری بودند که به همین سبک شعر می‌گفتند و همه شاعران نامدار شدند، زیرا به شعر گذشته بی‌اعتنا نبودند. اخوان ثالث، نادرپور و من به شعر

قدیم احاطه کامل داشتیم، یعنی آثار سعدی و حافظ و فردوسی را خوانده بودیم، در مورد آنها بحث می‌کردیم و بر آن تکیه می‌کردیم.»


موسیقی:

مشیری توجه خاصی به موسیقی ایرانی داشت و در پی همین دلبستگی طی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ عضویت شورای موسیقی و شعر رادیو را پذیرفت، و

در کنار هوشنگ ابتهاج، سیمین بهبهانی و عماد خراسانی سهمی بسزا در پیوند دادن شعر با موسیقی، و غنی ساختن برنامه گلهای تازه در رادیو ایران در

آن سالها داشت. علاقه به موسیقی در مشیری به گونه‌ای بوده است که هر بار سازی نواخته می‌شده مایه آن را می‌گفته، مایه‌شناسی‌اش را می‌دانسته،

بلکه می‌گفته از چه ردیفی است و چه گوشه‌ای، و بارها شنیده شده که تشخیص او در مورد برجسته‌ترین قطعات موسیقی ایران کاملاً درست و همراه با

دقت تخصصی بوده است.

فریدون مشیری در سال ۱۳۷۷ به آلمان و آمریکا سفر کرد و مراسم شعرخوانی او در شهرهای کلن، لیمبورگ و فرانکفورت و همچنین در ۲۴ ایالت آمریکا از

جمله در دانشگاه‌های برکلی و نیوجرسی به طور بی‌سابقه‌ای مورد توجه دوستداران ادبیات ایران قرار گرفت. در سال ۱۳۷۸ طی سفری به سوئد در مراسم

شعر خوانی در چندین شهر از جمله استکهلم و مالمو و گوتبرگ شرکت کرد.

معروفترین اثر وی شعر «کوچه» نام دارد که در اردیبهشت ۱۳۳۹ در مجله «روشنفکر» چاپ شد. این شعر از زیباترین و عاشقانه‌ترین شعرهای نو زبان

فارسی است.

با توجه به علاقه‌ای که وی به عرفان و تصوف ایرانی داشت، مجموعه‌ای از ۱۰۰ ماجرا منسوب به شیخ ابو سعید ابوالخیر را باعنوان «یکسو نگریستن و یکسان

نگریستن» و با مقدمه‌ای به قلم دکتر جواد نوربخش در اوایل دهه ۱۳۴۰ منتشر نمود.

ازدواج:

او در سال ۱۳۳۳ با خانم اقبال اخوان ازدواج کرد و اکنون دو فرزند به نام‌های بابک و بهار از او به یادگار مانده‌است.

مرگ:

مشیری سال‌ها از بیماری رنج می‌برد و در بامداد روز جمعه ۳ آبان‌ماه ۱۳۷۹ خورشیدی در ۷۴سالگی در تهران درگذشت. مزار او در بهشت زهرا، قطعهٔ ۸۸

(قطعهٔ هنرمندان)، ردیف ۱۶۴، شمارهٔ ۹ می‌باشد.

درباره ی مشیری:

عبدالحسین زرین‌کوب در بارهٔ شعر مشیری می‌نویسد:[۲] «در طی سالها شاعری، فریدون از میان هزاران فراز و نشیب روز، از میان هزاران شور و هیجان و

رنج و درد هرروزینه آنچه را به روز تعلق دارد، به دست روزگاران می‌سپارد و به قلمرو افسانه‌های قرون روانه می‌کند. چهل سالی – بیش و کم – هست که او

با همین زبان بی‌پیرایهٔ خویش، واژه واژه با همزبانان خویش همدلی دارد... زبانی خوش‌آهنگ، گرم و دلنواز. خالی از پیچ و خم‌های بیان ادیبانهٔ شاعران

دانشگاه‌پرورد و در همان حال خالی از تأثیر ترجمه‌های شتاب‌آمیز شعرهای آزمایشی نو راهان غرب.»

 

ادامه مطلب


" 19 بهمن روز نیروی هوایی "


 

نوزدهم بهمن ماه 1357، حماسه حضور

یکی از گام های بلندی که در جریان انقلاب موجب ریشه کن ساختن حکومت پهلوی شد، حرکت متهورانه ی نظامیان نیروی هوایی در 19 بهمن 1357 بود.

یک هفته از ورود امام قدس سره به ایران گذشته بود و هنوز رژیم شاهنشاهی پا بر جا و بختیار مدعی مقاومت در مقابل انقلاب بود، ملت در انتظار وعده ی

امام بود که در بهشت زهرا فرمودند: من توی دهن این دولت می زنم...

شایعه ی کودتای ارتش، روز به روز فراگیرتر می شد و همه نگران اوضاع و احوال بودند. اگر چه اعتصابات پراکنده در برخی از واحدهای ارتش گسترش و

موضوع به روزنامه ها نیز کشیده شده بود، اما هنوز مردم، ارتش را در مقابل خود می دیدند و نگران آینده ای مبهم و در هراس از روزی که درگیری نهایی

ارتش و مردم بخواهد سرنوشت نهایی انقلاب را رقم بزند، بوده و عده ای هم آماده ی نبرد مسلحانه برای حصول پیروزی نهایی می شدند. بهترین و عظیم

ترین کاری که می توانست روحیه ی انقلاب را تقویت کند، مقاومت دولت بختیار را در هم شکند، و مأموریت هایزر را در طراحی کودتای نظامی با شکست

مواجه سازد و در نهایت روحیه ی معدود نظامیانی را که هنوز انقلاب را باور نکرده بودند درهم شکند، اعلام همبستگی ارتش با ملت بود. مقامات عالی رتبه

نظامی به هیچ وجه زیر بار پذیرش انقلاب و اعلام همبستگی با مردم نرفته و هم چنان از دولت بختیار حمایت می کردند.

در این شرایط نظامیان فداکار و متعهد نیروی هوایی به این نتیجه رسیدند که باید دست به کار بزرگی زده و وظیفه ی ملی و مذهبی خود را انجام دهند. لذا با

یک حرکت متهورانه به سیل خروشان ملت پیوستند و با حضور در اقامتگاه رهبر بزرگ انقلاب اسلامی در مدرسه ی علوی سندی از افتخار، حماسه، رشادت و

ایمان را در برگ های زرین تاریخ انقلاب اسلامی به ثبت رسانیدند.

شوق پرواز

بیعت همافران با امام خمینی(ره)

فروپاشی رژیم پهلوی

 

حماسه نوزدهم بهمن ماه 1357 درکلام امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری

کاری که شما عزیزان در این روزها در روز 19 بهمن انجام دادید از حیث معنویت بزرگترین کارها و با ارزش های دنیایی هم بزرگترین ارزش ها بود. آن روزی که

باز پیروزی به آن جا نرسیده بود که مورد اطمینان باشد و شما در معرض خطر بزرگ بودید، از جان گذشته و به اسلام پیوستید و از سپاه اسلام شدید. خداوند

این افتخار را برای شما حفظ کند و شما را در دو جهان سعادتمند فرماید و آنچه که باید به شما عرض کنم این است که تا شما تعهد خودتان را به اسلام

حفظ کردید و روابط خودتان یرا با همه ی قشرهای ملت برادرانه کردید، این انقلاب محفوظ خواهد ماند.

 

کلام امام خمینی(ره)

خاطره مقام معظم رهبری از بیعت همافران با امام راحل در 19 بهمن 57

بیانات فرمانده کل قوا حضرت آیت الله خامنه ای در مراسم نهمین دوره فارغ ‏التحصیلی دانشجویان دانشگاه هوایی شهید ستاری

بیانات مقام معظم رهبری حضرت آیة الله خامنه ای در دیدار فرماندهان و ‏کارکنان نیروی هوایی

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار فرماندهان و جمعی از پرسنل نیروی ‏هوایی

 

خاطرات و شرح حالی از خلبانان و فرماندهان نیروی هوایی ارتش

ساعت دو نیمه شب به منظور بازدید از وضعیت انضباطی سربازان به یکی از آسایشگاه ها رفتم. یک جفت پوتین واکس نزده و خاکی در جلوی تختی قرار

داشت. جلو رفتم و در حالی که پتو را محکم از روی سربازی که بر تخت خوابیده بود کنار زدم و با صدای بلند خیلی محکم گفتم: چرا پوتین هایت را واکس

نزده ای؟ با شدت صدای من، سرباز از خواب پرید و روی تخت نشست. در حالی که سرش را پایین انداخته بود گفت: برادر ببخشید. دیر وقت بود که از منطقه

جنوب به پایگاه رسیدم. چون خانواده ام به شهرستان رفته اند، نخواستم مزاحم کسی شوم. وقتی هم که به آسایشگاه آمدم همه خوابیده بودند و

نتوانستم واکس پیدا کنم. صدا خیلی آشنا بود. وقتی سرش را بلند کرد، دریافتم که او سرهنگ بابایی فرمانده پایگاه است. من به شدت شرمنده شدم و به

خاطر جسارتم از ایشان عذرخواهی کردم؛ ولی ایشان با گشاده رویی گفتند: برادرجان! شما به وظیفه خود عمل کرده اید. من بیش از هرکسی خود را

موظف به رعایت مقررات و امور انضباطی می دانم.

خلبان شهید عباس بابایی

شهید جواد فکوری

شهید عباس دوران

شهید شیرودی

امیر شهید سرلشکر خلبان، مصطفی اردستانی

امیر شهید منصور ستّاری

گزارش سرلشگر ستاری از عملکرد نیرو هوایی در دفاع مقدس

به حضرت عباس، نوکرتم!

قطعه ای ادبی تقدیم به دلاوران نیروی هوایی

سلام، ای رها دلان آسمانی!

سلام به شما که در اوج زیسته اید و بر لطافت نامتناهی نگریسته اید.

روزتان فرخنده باد و نامتان پاینده! تا آسمان هست و پرواز، شکوه شما برقرار باد و تا شهامت هست و افتخار، بلندی از آن شما باد!

آن هنگام که غرّش رعد آسای پرندگانِ آهنین بالتان، در صبح گاه چشم ها طنین می اندازد، آن زمان که در افق دید شما تنها شهامت است و شهادت، آن

زمان که در یک پلک بر هم زدن در پشت کوه های سر به فلک کشیده، از چشم منتظرمان، پنهان می شوید؛ لطف خدا با شما باد، که تا بوده، آسمان از آنِ

پرندگان آزاد دل بوده.

سلام، ای رها دلان آسمانی!

نگهبان آسمان

بزرگ و سرفراز

ادامه مطلب


" 12 بهمن چه روزی است "

 

12 بهمن سالروز ورود امام خمینی (ره) به ایران و آغاز دهه مبارک فجر گرامی باد*


بهمن چه روزی است؟

در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ حضرت امام خمینی (ره) پس از نزدیک به ۱۵ سال دوری و تبعید از وطن، در میان استقبال پر شور مردم قدم به خاک ایران اسلامی

گذاشت و بزرگ ترین استقبال تاریخ در تهران شکل گرفت. استقبال گسترده مردم آگاه و بیدار ایران از امام، چنان بی نظیر بود که می توان گفت در هیچ دوره

ای از تاریخ معاصر، مردم از یک شخصیت محبوب خود، این چنین استقبال نکرده اند. امام پس از سخنرانی کوتاه تشکرآمیز در فرودگاه، برای ادای احترام به

شهیدان انقلاب اسلامی به مرقد آنها در بهشت زهرا رفتند.

در مسیر بهشت زهرا، دریایی از انسان ها موج میزد و اتومبیل با کندی می توانست حرکت کند. ساعت ها طول کشید تا این فاصله طی شد. اتومبیل حامل

امام را ده ها موتورسوار حفاظت می کرد… بر سقف اتومبیل حامل حضرت امام، جوانان عضو کمیته استقبال قرار داشتند و از مردم درخواست می کردند که راه

را باز نمایند. صدها خبرنگار و عکاس، از این مراسم عکس می گرفتند تا هر چه زودتر این حادثه تاریخی را مخابره نمایند. جمعیت استقبال کننده در طول ۳۳

کیلومتر از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا را بین ۵ تا ۸ میلیون نفر یعنی بیش از جمعیت آن روز تهران تخمین زدند.


صدها هزار نفر از شهرهای مختلف کشور به تهران آمده بودند تا در این مراسم باشکوه شرکت نمایند. ورود اتومبیل حامل امام، با آن جمعیت انبوه امکان پذیر

نبود لذا از هلی کوپتر استفاده شد.

امام در بهشت زهرا، در جایی که هزاران شهید گلگون کفن انقلاب آرمیده بودند و در میان انبوه جمعیت سخنان مهمی ایراد فرمودند. ایشان در این سخنرانی

که یکی از پر جمعیت ترین اجتماعات تاریخ بود، غیر قانونی بودن رژیم سلطنت پهلوی را با استدلال مطرح و خطوط آینده انقلاب و دولت اسلامی را ترسیم

نمودند و نخست وزیری شاپور بختیار را غیر قانونی اعلام کرده و فرمودند: «من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می‌کنم.»‌بدین ترتیب از ورود امام (ره) ده

روز تاریخی که بعدها دهه فجر انقلاب اسلامی نام گرفت، سپری شد تا طومار رژیم پهلوی و ۲۵۰۰ سال استبداد شاهنشاهی برای همیشه در هم تنیده

شود.

 

ادامه مطلب


"  10 بهمن ماه جشن سده "



معنای واژه سده

بعضی دانشمندان نام سده را گرفته شده از صد می‌دانند. ابوریحان بیرونی می‌نویسد: «سده گویند یعنی صد و آن یادگار اردشیر بابکان است و در علت و

سبب این جشن گفته‌اند که هرگاه روزها و شب‌ها را جداگانه بشمارند، میان آن و آخر سال عدد صد بدست می‌آید و برخی گویند علت این است که در این

روز زادگان کیومرث - پدر نخستین - درست صدتن شدند و یکی از خود را بر همه پادشاه گردانیدند و برخی برآنند که در این روز فرزندان مشی و مشیانه به

صد رسیدند و نیز آمده: “شمار فرزندان آدم ابوالبشر در این روز به صد رسید. ”»

نظر دیگر اینکه سده معروف، صدمین روز زمستان است. از ابتدای زمستان (اول آبان ماه) تا ۱۰ بهمن که جشن سده‌است صد روز، و از ۱۰ بهمن تا نوروز و

اول بهار ۵۰روز و ۵۰شب بوده‌است؛ و به علت اینکه از این روز به بعد انسان به آتش دست پیدا کرده‌است شب هم مانند روز روشن و گرم و زنده‌است

شب‌ها هم شمرده می‌شوند.

یکی دیگر از دلایل گرامی‌داشت این شب این است که ایرانیان دو ماه میانی زمستان را، همان دی و بهمن را، بسیار سخت و هنگام نیرومند گشتن اهریمن

می‌دانستند و برای پایان یافتن این دوماه نیایش‌های ویژه‌ای برگزار می‌کردند. از شب چله که چله بزرگ نیز نامیده می‌شد و در آن مهر برای مبارزه با اهریمن

دوباره زاده شده بود تا شب دهم بهمن ماه که جشن سده و چله کوچک نامیده می‌شد برابر ۴۰ روز است؛ و به سبب اینکه آتش (مظهر گرما و نور و

زندگی) در روز سده کشف شده بود و وسیله دیگری برای مبارزه با اهریمن و بنا بر آیین باعث روشنایی شب مانند روز شد از شب چله کوچک تا اول اسفند

20روز و ۲۰ شب (جمعاً چهل شب و روز) است.

یکی از نشانه‌های پیوند این دو پدیده مراسمی است که در بین عشایر سیرجان و بافت برگزار می‌شود:

شب دهم بهمن آتش بزرگی بنام آتش جشن سده، با چهل شاخه از درختان هرس شده که نشان چهل روز «چله بزرگ» است در میدان ده برمی‌افروزند و

می‌خوانند:

سده سده دهقانی/ چهل کنده سوزانی/ هنوز گویی زمستانی

و برخی گفته‌اند که این تسمیه به مناسبت صد روز پیش از به دست آمدن محصول و ارتفاع غلات است.

مهرداد بهار در کتاب «پژوهشی در فرهنگ ایران» و رضا مرادی غیاث‌آبادی در کتاب «نوروزنامه»، بر این باورند که سَدَه در زبان اوستایی به معنای برآمدن و

طلوع کردن است و ارتباطی با عدد ۱۰۰ ندارد. عدد «سد» به شکل «صد» معرب شده‌است در حالیکه واژه «سده» به شکل «سذق» معرب شده‌است.

اگر نخستین روز زمستان را (روز پس از شب یلدا) تولد دیگری برای خورشید یا مهر بدانیم، می‌توان آنرا هماهنگ با جشن گرفتن در دهمین و چهلمین روز

تولد، آیین کهن و زنده ایرانی دانست. (در همه استان‌های کشور و سرزمین‌های ایرانی نشین، برگزاری مراسم جشن دهم و چهلم کودک دیده می‌شود) و

این واژه “sada” (اسم مؤنث) که به معنی پیدایی و آشکار شدن است، در ایران باستان sadok و در فارسی میانه sadag بوده و واژه عربی سذق و نوسذق

(معرب نوسده) از آن آمده‌است. روایت‌هایی که جشن سده را به صد روز گذشتن از زمستان و یا پنجاه شب و پنجاه روز مانده به نوروز تعبیر می‌کنند، همگی

از ساخته‌های جدیدتر است و در متون قدیمی نیامده‌اند.

سده از دیدگاه اساطیری

از اسطوره‌های جشن سده تنها یکی به پیدایش آتش اشاره دارد. فردوسی می‌گوید: «هوشنگ پادشاه پیشدادی، که شیوه کشت و کار، کندن کاریز،

کاشتن درخت … را به او نسبت می‌دهند، روزی در دامنه کوه ماری دید و سنگ برگرفت و به سوی مار انداخت و مار فرار کرد. اما از برخورد سنگها جرقه‌ای زد

و آتش پدیدار شد.» هم در کتاب «التفهیم» و هم «آثارالباقیه» ابوریحان، از پدید آمدن آتش سخنی نیست بلکه آنرا افروختن آتش بر بامها می‌داند که به

دستور فریدون انجام گرفت و در نوروزنامه آمده‌است که: «آفریدون همان روز که ضحاک بگرفت جشن سده برنهاد و مردمان که از جور و ستم ضحاک رسته

بودند، پسندیدند و از جهت فال نیک، آن روز را جشن کردندی و هر سال تا به امروز، آیین آن پادشاهان نیک عهد را در ایران و دور آن به جای می‌آورند.»



سده از دیدگاه تاریخی

داستان پدیدآمدن آتش و بنیاد نهادن جشن سده در شاهنامه بدین گونه آمده‌است که هوشنگ با چند تن از نزدیکان از کوه می‌گذشتند که مار سیاهی

نمودار شد. هوشنگ سنگ بزرگی برداشت و به سوی آن رها کرد. سنگ به کوه برخورد کرد و آتش از برخورد سنگ‌ها برخاست.[۱۴] به گفته فردوسی:

 

برآمد به سنگ گران‌سنگ خرد

  هم آن و هم این سنگ گردید خرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ   دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
جهاندار پیش جهان آفرین   نیایش همی کرد و خواند آفرین
که اورا فروغی چنین هدیه داد   همین آتش آن گاه قبله نهاد
یکی جشن کرد آنشب و باده خورد   سده نام آن جشن فرخنده کرد


به نوشته مورخانی همچون بیرونی، بیهقی، گردیزی جشن سده یکی از سه جشن بزرگ ایرانیان است که در دوران اسلامی، تا اواخر دوران خوارزمشاهیان و

حمله مغول دوام آورد و هم سلاطین و امیران و هم مردم عادی این جشن را به‌پا می‌داشتند. مشهورترین و بزرگترین جشن سده در زمان مردآویج در سال

323هجری در اصفهان برگزار شده‌است و چنان‌که در تاریخ بیهقی آمده‌است جشن سده دیگری که به یاد مردم مانده، جشنی است که در زمان سلطان

مسعود غزنوی در سال ۴۳۰ هجری برگزار شد.[۱۵] به هر روی، ماندگاری سده در فرهنگ ایرانی بسیار مرهون اقوام گوناگون ایرانی است. کرمان، در هشتاد

سال گذشته مهد برگزاری سده بوده‌است و همه ساله باشکوه‌ترین جشن سده نیز در آن جا توسط همه مردم برگزار می‌شود. در سال‌های پس از انقلاب

اسلامی، زرتشتیان این جشن را با روشهای تازه‌ای که سابقه تاریخی ندارد، برپا می‌کنند. روح‌الامینی، که خود کرمانی است، دربارهٔ برگزاری سده در کرمان

می‌گوید: «کرمانی‌ها این جشن را باشکوه‌تر از مناظق دیگر برگزار می‌کنند. هنوزهم در کرمان رسم است که کشاورزان از خاکستر آتش بر زمین‌هاشان

می‌پاشند، زیرا عقیده دارند که خاکستر آتش سده به زمین برکت می‌دهد.» او ادامه می‌دهد: «در گذشته‌های نه چندان دور این مراسم در پشت‌بام‌ها

برگزار می‌شد. این جشن جمعی و همگانی است. هیچ‌گاه این مراسم پنهانی و در خفا انجام نمی‌شده و همواره با حضور تعداد زیادی از مردم در بیابان‌ها و

دشت‌ها برپا می‌شده‌است. هنوز هم در کرمان در روز جشن سده، مدارس را تعطیل می‌کنند.»

به رغم گذشت هزاران سال از برگزاری نخستین سده، امروزه تغییرات محسوسی در برگزاری این جشن به وجود نیامده‌است. دکتر روح‌الامینی که تغییرات

آیین‌ها را در طول زمان پیگیری می‌کند، معتقد است این آیین آن قدر قوت داشته که موفق به حفظ خود شده و با اشاره به خاطره‌ای می‌گوید: «حتی در زمان

جنگ ایران و عراق با آنکه از شکوه جشن سده کم شده بود، ولی باز هم مردم در روز دهم بهمن دور هم در بداق آباد کرمان (باغی که تا چند سال پیش

معمولاً سده را در آن جشن می‌گرفتند) جمع می‌شدند. از آن جا که سده را آتش می‌زنند، به این جشن سده‌سوزی هم می‌گویند. روح‌الامینی از ماجرای

سده‌سوزی کرمان در سال‌های دهه چهل شمسی روایت جالبی تعریف می‌کند: «نزدیک غروب دو موید، لاله به دست، با لباس سفید از باغچه بیرون آمده،

زمزمه‌کنان به سده نزدیک می‌شوند و از سمت راست سه بار گرد آن می‌گردند. سپس این خرمن هیزم را با شعله لاله‌ها از چهار سو آتش می‌زنند.

ساعت‌ها طول می‌کشد تا شعله‌ها و حرارت آتش فروکش کند و مردم، بویژه نوجوانان و جوانان بتوانند برای پریدن از روی آتش به بوته‌های پراکنده نزدیک

شوند. در گذشته اسب‌سوارانی که منتظر فروکش کردن شعله‌ها بودند، زودتر از دیگران خود را به آب و آتش زده و هنرنمایی می‌کردند. کشاورزان

می‌کوشیدند مقداری از خاکستر سده را بردارند و به نشانه پایان یافتن سرمای زمستان، گرما را به کشتزار خود ببرند. شرکت‌کنندگان کم‌کم به خانه

برمی‌گشتند، ولی جوانانی که تا نیمه‌های شب پیرامون سده می‌ماندند، کم نبودند.» در این شب ستاره گرما به زمین می‌آید.

آیین جشن سده

در کتاب نوروزنامه منسوب به خیام میخوانیم:

«هر سال تا به امروز جشن سده را پادشاهان نیک عهد در ایران و توران به جای می‌آورند، بعد از آن به امروز، زمان این جشن به دست فراموشی سپرده شد

و فقط زرتشتیان که نگهبان سنن باستانی بوده و هستند این جشن باستانی را بر پا می‌داشتند.»

مرد آویج زیاری نخستین کس پس از اسلام بود که به سال ۳۲۳ هجری (صده دهم میلادی) این جشن را در اصفهان با شکوه فراوان برگزار کرد و گویا به

همین دلیل پس از پایان مراسم در توطئه‌ای کشته شد. همچنین در زمان غزنویان این جشن دوباره رونق گرفت و عنصری شاعر نامدار ایران در یکی از

جشن‌های سده در برابر امیر محمود غزنوی قصیده‌ای دربارهٔ سده خواند که آغاز آن این است:

 

سده جشن ملوک نامداراست   زافریدون و از جم یادگار است

 

در ایران باستان و در میان زرتشتیان ایران، این جشن نزدیک غروب آفتاب، با آتش افروزی آغاز می‌شود و امروز هم با همان سنت کوه‌هایی از بوته و خارو هیزم

در بیرون شهر فراهم شده، در حالی که موبدان لاله به دست اوستا زمزمه می‌کنند، بوته‌ها را روشن کرده و مردمی که در آن جا جمع شده‌اند نماز آتش

نیایش خوانده، این مراسم به وسیلهٔ انجمن زرتشتیان کرمان سده هاست که بیرون از شهر انجام شده و همه مردم زن و مرد، زرتشتی و مسلمان، کلیمی

در آن جا گرد آمده و در شادی شرکت می‌کنند در تهران این جشن بیست و پنج سال است که با شکوه وسیله سازمان فروهر در باغ (کوشک) ورجاوند برگزار

می‌شود. در شیراز پنج سال این جشن به همت همسرم پریچهر (همسر دکتر فرهنگ مهر) و با یاری زرتشتیان، آرتشیان و مردم شیراز، برابر کعبه زرتشت،

نزدیک تخت جمشید برگزار شد.

ادامه مطلب


 " زندگی نامه کوتاه سیمین دانشور "



سیمین دانشور نخستین زن ایرانی بود که به صورتی حرفه‌ای در زبان فارسی داستان نوشت. دکتر سیمین دانشور در سال 1327 توانست اولین مجموعه

داستان‌های کوتاهش را با عنوان «آتش خاموش» منتشر کند. سیمین دانشور و جلال آل‌احمد در سال 1329 با یکدیگر ازدواج کردند.سیمین دانشور نخستین

زن ایرانی بود که به صورتی حرفه‌ای در زبان فارسی داستان نوشت. دکتر سیمین دانشور در سال 1327 توانست اولین مجموعه داستان‌های کوتاهش را با

عنوان«آتش خاموش» منتشر کند. سیمین دانشور و جلال آل‌احمد در سال 1329 با یکدیگر ازدواج کردند.


آتش خاموش، اولین اثر سیمین دانشور

سیمین دانشور اولین اثر خود، «آتش خاموش» را در 22 سالگی نوشت و در 27 سالگی چاپ کرد؛ البته این داستان مشق اول او بود. سیمین دانشور وقتی

که آن را به صادق هدایت نشان داد و نظرش را خواست به او گفت «اگر من به تو بگویم چطور بنویس و چکار کن دیگر خودت نخواهی بود، بنابراین بگذار

دشنام‌ها و سیلی‌ها را بخوری تا راه بیفتی» و (دانشور) ادامه می‌دهد. البته خود سیمین دانشور علاقه چندانی به اولین اثرش نداشت و معتقد بود این

مجموعه به مقتضای سنش بسیار رمانتیک است و هرگز اجازه چاپ مجدد آن را نداد.

ازدواج سیمین دانشور با جلال آل احمد

سیمین دانشور در آخر بهار سال 1327 پس از انتشار «آتش خاموش» در مسیر بازگشت از شیراز به تهران با جلال‌ آل‌احمد آشنا شد. این تاریخ نقطه عطفی

در زندگی سیمین دانشور محسوب می‌شود؛ زیرا جلال ‌آل‌احمد نیز از نویسندگان بنام دوره است که اولاً با بزرگان این عرصه آمد و شد دارد، ثانیاً ذاتاً

نویسنده‌پرور است.

تحصیل سیمین دانشور در دانشگاه استنفورد

در سال 1331 (1951 میلادی) دکتر سیمین دانشور با استفاده از بورس تحصیلی فولبریت به ایالات متحده آمریکا رفت و به مدت دو سال در رشته

زیباشناسی در دانشگاه استنفورد مشغول به تحصیل شد و نزد والاس استنگر داستان‌نویسی و نزد فیل پریک نمایشنامه نویسی آموخت.

در این مدت داستان‌های کوتاه دانشور به انگلیسی در مجله ادبی پاسیفیک اسیکتاتور و کتاب داستان‌های استنفورد به چاپ رسید. سیمین دانشور در آمریکا

تکنیک، فضاسازی، مکان و محیط داستانی را آموخت و در واقع از مدرن‌ترین شیوه‌های روایی داستان آگاه شد. دانشور وقتی از آمریکا برگشت، «شهری چون

بهشت» را نوشت که ده‌ها قدم از آثار قبلی‌اش جلوتر بود.

سیمین دانشور و جایگاه زن ایرانی

سیمین دانشور، با آنکه اهل شیراز بود، اما به دلیل سال‌ها حضور و زندگی در تهران به یکی از نمادهای فرهنگی این شهر تبدیل شد. دانشور در بسیاری از

آثار خود راوی فضای شهر تهران می‌شود و این شهر به خصوص در آثار بعد از «سووشون» جزء لاینفک ساختار داستانی وی شد.

سیمین دانشور در مصاحبه‌ای خود را برخلاف همسرش (جلال آل احمد)، اهل سیاست به حساب نمی‌آورد: «من همیشه سیمین دانشور باقی ماندم، هیچ

گاه سیمین آل احمد نشدم و اصلاً هم با طرز فکر جلال موافق نبودم و نیستم. من با نوسان موافق هستم و هرگز سیاسی نبودم. هدف سیاست رسیدن به

قدرت است و آدم خاص و جاه طلبی می‌خواهد. من آدمی هستم به کلی غیرسیاسی»

به طور کلی سیمین دانشور در آثار خود به مشکل هویت و جایگاه زن ایرانی در مرحله‌ای از تغییر و تحول اجتماعی می‌پردازد و تلاش زنان برای خودیابی را با

انتقاد از جامعه‌ای ـ که دنیای زنان ناشناخته‌تر از دنیای مردان است ـ مورد بررسی قرار می‌دهد.

درگذشت سیمین دانشور

سیمین دانشور پس از یک دوره بیماری آنفلوآنزا، عصر روز ۱۸ اسفند ۱۳۹۰ برابر با ۸ مارس ۲۰۱۲ در ۹۰ سالگی در خانه‌اش در شهر تهران درگذشت.



آثار سیمین دانشور:


• مجموعه داستانهای سیمین دانشور

- آتش خاموش، اردیبهشت ۱۳۲۷

- شهری چون بهشت، دی ۱۳۴۰

- به کی سلام کنم؟، خرداد ۱۳۵۹

- از پرنده‌های مهاجر بپرس، ۱۳۷۶

• رمان‌های سیمین دانشور

- سَووشون معروف‌ترین اثر دانشور در تیر ۱۳۴۸

- جزیرهٔ سرگردانی، ۱۳۷۲

- ساربانْ سرگردان، ۱۳۸۰

-کوه سرگردان

• ترجمه‌های سیمین دانشور

-سرباز شکلاتی، نوشتهٔ برنارد شاو، ۱۳۲۸

-دشمنان، نوشتهٔ آنتون چخوف، ۱۳۲۸

-بنال وطن، نوشتهٔ آلن پیتون، ۱۳۵۱

-داغ ننگ، نوشتهٔ ناتانیل هاثورن

-باغ آلبالو نوشتهٔ آنتوان چخوف، ۱۳۸۱

-ماه عسل آفتابی (مجموعه داستان)، نوشتهٔ ریونوسوکه آکوتاگاوا و...


• آثار غیرداستانی سیمین دانشور

- غروب جلال، انتشارات رواق، ۱۳۶۰

- شاهکارهای فرش ایران

- راهنمای صنایع ایران

- ذن بودیسم

 

 

ادامه مطلب


 " 4 راز موفقیت در کسب و کار "





1.فکر کردن به موفقیت:

اگر بخواهید به موفقیت های بزرگ دست پیدا کنید، باید آرزوهای بزرگی نیز در سر داشته باشید. هر داستانی از موفقیت با یک آرزوی بزرگ آغاز می شود.

شما می بایست چشم اندازهای بزرگ را برای خود متصور باشید، این که فردی مشهور و صاحب اعتبار هستید. باید از آن چه که می خواهید بدان برسید،

تصویری روشن داشته باشید و آنقدر آن آرزوی خود را در سر پرورش داده باشید که آن را کاملا احساس کرده و برایتان دست نیافتنی نباشد. به طور مثال

تصور کنید که اگر در کار خود موفق شوید، چه تحولی در زندگی شما و اجتماع ایجاد خواهد شد؟ اگر کسب و کار شما به موفقیت و در آمد بالا برسد شما از

چه اعتباری برخوردار خواهید شد ؟ و تا چه حد به اقتصاد منطقه خود کمک کرده اید؟

2.نسبت به آنچه که می خواهید انجام دهید پرشور و حرارت باشید:

شما در راهی قدم می گذارید که در صورت موفقیت، بخشی یا تمام زندگی شما تغییر خواهد کرد. برای رسیدن به این مقصود شما می بایست انرژی و

اشتیاق خود را بیش از پیش کرده و آنها را آشکار کنید.چرا باید این گونه باشد، زیرا ما همیشه نسبت به آرزوهای خود و آنچه که دوست داریم بی رحمیم.

بالواقع برای آنچه که بسیار دوست داریم، تلاش لازم را انجام نمی دهیم در حالی که می بایست نهایت تلاش خود را بکنیم. یا این که اگر شما از کاری که

انجام می دهید رضایت کافی را نداشته باشید آیا تصور می کنید که واقعا می توانید در آن کار به موفقیت برسید و یا در بازار رقابت امروز که هر روز بیش از

پیش به تلاش و فعالیت نیاز دارد، باقی بمانید؟

 اگر هم با همه عدم علاقه خود در کار بتوانید خود را در گردونه رقابت حفظ کنید  ولی مطمئنا به موفقیت های بزرگ دست نخواهید یافت. موفقیت های بزرگ
 
و استثنائی در صورتی به دست خواهند آمد که ما در زمینه آن کار ، علاقه داشته باشیم که کار کنیم و یا حداقل برای آن ارزش قائل باشیم. برای کسانی که
 
با چنین حس و حالی کار می کنند، این که مجبور باشند برای آن کار حتی 15 تا 18 ساعت در روز وقت بگذارند نه تنها خسته کننده نیست که موجب لذت
 
آنان از کار خواهد بود. موفقیت در فعالیت های اقتصادی و مالی تنها نیازمند صبر و کاری طاقت فرسا است که تنها زمانی امکان پذیر خواهد بود که شما در
 
مورد آن کار احساس مثبتی داشته باشید.
 

 3.بر روی نقاط قوت خود تکیه کنید:

بگذارید با این امر رو به رو شویم، شما نمی توانید برای همه اطرافیان خود همه چیز و همه کس باشید. هر کدام از ما نقاط قوت و ضعفی داریم. برای آن که

بتوانید مفید واقع شوید، می بایست نقاط قوت خود را شناسایی کنید و بر روی آن تمرکز بیشتری داشته باشید. شما زمانی می توانید بیشترین موفقیت را

به دست آورید که تلاش خود را به سمتی که در آن می توانید بهترین باشید هدایت کنید. به طور مثال اگر در فعالیت های اقتصادی ،شما در بازاریابی توانایی

بیشتر دارید از آن نهایت بهره را ببرید. اما در بخش هایی از کار که در آن ضعیف هستید، کمک بگیرید و از آن ابایی نداشته باشید. اما برای تبدیل نقاط ضعف

خود به نقاط قوت نیز تلاش کنید و برای آن از تعلیم و آموزش در حین کار بهره ببرید.

4. هیچ گاه به احتمالات شکست فکر نکنید:

آین رند، در رمان خود به نام " اصل و سرچشمه " می نویسد، " نه این در طبیعت بشر است و نه موجودیت حیات انسان که کاری را با رها کردن آن، آغاز کند."

به عنوان یک کارآفرین و پیش قدم در انجام یک کار شما نیاز دارید که هدف خود را کاملا باور کنید، آن زمان است که می توانید به آن عمل کنید. شما می

بایست ایمان واعتقاد قوی به خودتان، ایده ها و نظرتان و ظرفیت های خود داشته باشید.

ادامه مطلب


" زندگی نامه کوتاه استیو جابز "



جابز (متولد 24 فوریه 1955 در سان‌فرانسیسکو) در سال 1976 به همراه استیو وزنیاک شرکت اپل را تأسیس کرد. او در دورانی مدیر اجرایی و سپس رئیس

این کمپانی بود. شرکتی که بعدها بانی انقلاب‌های بزرگی در زمینه کامپیوتر شد. استیو جابز در طول سه دهه، سهم بزرگی در پیشرفت صنعت رایانه داشت. از

ارائه کامپیوتر اپل 2 و سپس مکینتاش گرفته تا سال‌های اخیر که ایده آی‌پاد را با موفقیت تمام به اجرا درآورد. اما جدا از همه تأثیراتش در حوزه فناوری، استیو

جابز برای یکی دو نسل از ما، چند تا از بهترین خاطرات دوران کودکی و نوجوانی را رقم زد. او با خرید کمپانی پیکسار به مبلغ 10 میلیون دلار، به مدیرعامل این

کمپانی تبدیل شد و در طول ربع قرن مدیریت در این کمپانی، با ساخت تنها 12 انیمیشن، پیکسار را با اختلاف فراوان نسبت به رقبایش به عنوان معتبرترین

کمپانی انیمیشن‌سازی جهان مطرح کرد. او در سال 2006 حقوق کمپانی پیکسار را به کمپانی دیسنی فروخت. اما در این سال‌ها کمپانی دیسنی –

پیکسار با همان شیوه‌ای به راه خود ادامه می‌دهد که جابز آن را ایجاد کرده بود. از همین طریق بود که انیمیشن‌های ماندگاری چون وال‌ای، بالا و داستان

اسباب‌بازی 3 در سال‌های اخیر قلب همه را تسخیر کردند.

از سال 2004 که خبر ابتلای جابز به سرطان لوزالمعده در جهان پیچید، همه داستان تلاش او برای ادامه دادن به مسیرش در عین شدت گرفتن بیماری را

دنبال کردند. وقتی در سال 2009 خبر درگذشت او به اشتباه منتشر شد، بازار کامپیوتر تکان خورد و زمانی که شهریور ماه امسال او استعفای خود را از

مدیریت عامل شرکت کامپیوتری اپل به دلیل وخامت حال جسمی اعلام کرد، سهام این شرکت در بازار پنج درصد سقوط کرد!

سال‌ها بعد، کامپیوترها و سیستم‌های جدیدی وارد بازار خواهند شد و ابتکارات این سال‌های جابز کهنه جلوه خواهند کرد. اما داستان اسباب‌بازی، شرکت

هیولاها، در جستجوی نمو و شگفت‌انگیزها هرگز کهنه نخواهند شد. به خصوص این که در همه این سال‌ها، جابز نمادی از یک نوع شیوه زندگی تلقی

می‌شد. لایف‌استایلی که تأثیرش را نه تنها در حوزه زندگی جابز، که بر تمام دنیا گذاشت. فراموش نخواهیم کرد که استیو جابز کسی بود که اعتقاد داشت:

«تنها راهی که شما را راضی می‌کند، این است که کاری را انجام دهید که به بزرگی آن اعتقاد دارید». استیو جابز بزرگ را سال‌ها بعد، نه تنها با پیراهن

یقه‌اسکی سیاهش، که با این جملات و یادگارهای بزرگی که در زمینه‌های مختلف برای بشر به جا گذاشت، به یاد خواهیم آورد.

 

ادامه مطلب

شماره کارت
6395991145733515
شماره حساب
010340500842126
شماره شبا ملی
IR580520000010340500842126
بنام آقای محمد صادقی Mohammad Sadeghi