مقالات


" اولین شهربازی ها کی و کجا ساخته شدند "


شهربازی ها یکی از جذاب ترین تفریحگاهها در شهرهای توریستی به شمار می روند و گردش مالی آنها هر سرمایه گذاری را برای سرمایه گذاری ترغیب

می کند.



شهربازی ها به مفهوم امروزی آن بعد از جنگ جهانی دوم رونقی افسون کننده داشت و هم اکنون نیز شهرهای بزرگی در جهان قسمتی از برنامه ریزی های

شهری خود رامعطوف به ساخت شهربازی های هرچه مهیج تر و مدرن تر کرده اند.

اولین شهربازی با مفهوم امروزی در سال 1893 در ایلی نویز شیکاگو آغاز به کار کرد. این مرکز تفریحی، نخستین مکان بازی در آن زمان بود که یک چرخ و

فلک و فضای سرپوشیده بازی داشت. اما شروع به کار ترن هوایی که امروزه یکی از محبوب ترین و جذاب ترین جاذبه های شهربازی و پارک های مدرن است

در 1927 در پارک اسب دوانی بروکلین در نیویورک آغاز شد. این ترن به توفان شهرت یافته است. اما پارک اسب دوانی در 1897 شروع به فعالیت کرد.

این شهربازی نخستین شهربازی در جزیره «کنی» (Coney) نیویورک بود و پس از آن لوناپارک در 1903 و سرزمین رویا یک سال بعد افتتاح شد. اما فعالیت

شهربازی ها و مراکز تفریحی پس از حدود دو دهه رونق در سال 1930 کسادی و فقر شدید جنگ جهانی دوم سبب نزول این صنعت درآمدزا شد.

شهربازی این دوره با چوب ساخته می شد و همین باعث می شد که خطر آتش سوزی های مهیب وجود داشته باشد. در سال 1911 سرزمین رویا و 33

سال بعد لوناپارک جزیره «کنی» نیویورک در آتش سوخت. در همین زمان و از ابتدای سال 1950 بسیاری از شهربازی های قدیمی و سنتی به دلایل متعدد

تعطیل شد.

در همین دوران کارشناسان و متخصصان در امور مختلف به فکر راه اندازی مجدد این صنعت و جایگزینی روش های جدید شدند. با چنین برنامه ای دیزنی لند

در 1955 در کالیفرنیا راه اندازی شد

پارک تفریحی دیزنی‌لند یک ی از معروف ترین پارک های تفریحی جهان است که در بلوار هاربور جنوبی در آناهایم، کالیفرنیا، ایالات متحده آمریکا واقع

شده‌است. این پارک در 17ام ژوئیه سال 1955 میلادی باز شده‌است. مالک و گردانندهٔ این پارک شرکت والت دیزنی است. این پارک تا کنون مورد بازدید بیش

از 515 میلیون نفر از زمان افتتاح قرار گرفته‌است.

در سال 1998 میلادی دیزنی‌لند به پارک دیزنی‌لند برای تمایز از مجموعهٔ بزرگتر تفریحی دیزنی‌لند تغییر نام داد.

از سال 1980 شهربازی در آمریکا به عنوان صنعتی با گردش مالی معادل یک میلیارد دلار در سال در آمریکا و جهان آغاز به کار کرد.امروزه با رونق گرفتن

صنعت گردشگری در جهان، دولت ها توجه خود را به ایجاد زیرساخت های لازم برای ایجاد امکانات، تسهیلات و جذابیت هایی در مناطق خاص کشور معطوف

کرده اند.



" شهربازی های تهران "

اولین نمونه شهربازی در ایران در پارک شهر سنگلج تهران ساخته شد که بعدها در آن دستگاه های سرگرمی چون: تاب، سرسره، الاکنگ و لاتاری به عنوان

«گاردن پارتی» مستقر شد. این پارک سرسبز دارای استخر بزرگی بود که مردم در کنار این استخر مشغول تماشای برنامه دوچرخه سواری و اکروبات بازی

می شدند و بعضی اوقات هم گروه مزیک ارتش برای سرگرمی مردم در مقابل استخر برنامه اجرا می کرد و مزیک می نواخت.

پس از آن اتوبان کودک در خیابان امیریه و فان فار در میدان ونک از معروفترین شهربازی های تهران بودند.در فان فار ترن هوایی البته نه به شکل پرسرعت آن و

چرخ وفلک و دیگر وسایل و ابزار بازی برای کودک و بزرگسال فراهم بود این شهر بازی تا سالها یکی از مهمترین تفریحگاههای پایتخت بود تا در اوایل دهه 50

درغرب تهران کنار آزاد راه تهران کرج پارک خرم افتتاح شد.

این پارک که در بعد از انقلاب به پارک ارم تغییر نام داد از دو بخش یک و دو تشکیل شده است. این شهربازی با بیش از 120 دستگاه متنوع تفریحی است که

حدود 3 هکتار از زمین پارک ارم را به خود اختصاص داده است. تجهیزات و وسایل بازی شهربازی ارم عبارتند از: فلیپر، کاترپیلار، کشتی امیر، چرخ وفلک،

بشقاب پرنده، ترن کودک، موتور پرشی کودک، تشک بادی، پاراتاور، سورتمه، قوی گردان، اسب گردان، فایربال، ترن هوایی،آکروجت، کشتی سبای کودک،

سفینه طوفان، مه نورد، ماشین برقی کودکان، رالی کودکان، یورو بانجی، دیوار مرگ، هلیکوپتر، مونوریل، آبشار، تونل وحشت، طوفان الکترونیکی، دارت

کامپیوتری، رالی آسفالت و سالتو. وبالاخره باغ وحش تهران نیز که بعد از تغییر مکان ازرو به روی پارک ملت به پارک ارم نقل مکان کرد.

ناگفته نماند که یکی از محبوب ترین مکانهای تفریحی تهران تا سال 85 شهربازی تهران بود.

شهربازی تهران که در انتهای خیابان سئول و در کنار بزرگراه شهید چمران قرار دارد سالها از مهم‌ترین مراکز تفریحی شهر تهران به شمار می‌رفت.

این شهربازی در طی توافقات انجام گرفته در سال 85 بین شهرداری تهران و بنیاد شهید انقلاب اسلامی تعطیل شد .

 

 

ادامه مطلب


" 5 بهمن، جشن نوسره "


مقدمه

جشن‌های ایرانی به جشن‌هایی ملی و مردمی گفته می‌شود که دارای ریشه تاریخی ایرانی هستند و از دوران باستان تا به امروز رسیده‌اند. برخی از این

جشن‌ها کم‌ و بیش زنده هستند.

جشن‌های زنده به جشن‌هایی اطلاق می‌شود که بنا به سنت تاریخی در میان مردم رایج است (مانند جشن نوروز). جشن‌های فراموش‌شده به جشن‌هایی

اطلاق می‌شود که بنا به سنت تاریخی برگزار نمی‌شوند (مانند جشن بهاربد)، اما ممکن است کوشش‌هایی برای احیای برخی از آنها رواج داشته باشد.

 برخی از ویژگی‌های عمومی جشن‌های ایرانی

بررسی جشن‌های ایرانی و زمان برگزاری آنها نشان دهنده ویژگی‌هایی مشترک در میان همه آنهاست. نخست اینکه تقریباً همگی در پیوند با پدیده‌های

طبیعی و کیهانی و اقلیمی هستند و به همین دلیل کوشش شده است تا زمان برگزاری آنها هر چه بیشتر با تقویم طبیعی منطبق باشد.

دوم اینکه تقریباً هیچکدام از جشن های ایرانی برگرفته از دستورهای دینی نیستند. با اینکه همواره پیروان ادیان گوناگون تلاش کرده‌اند که برخی از آنها را

مراسم دینی خود معرفی کنند؛ اما نمی‌توان آنها را متعلق به هیچ دینی دانست.

سومین ویژگی جشن های ایرانی گردهمایی‌ها و مراسم ایرانی در این است که با سرور و شادی همراه هستند و غم و اشک و گریه در آنها جایی ندارد. و

چهارمین ویژگی جشن‌ها و مراسم ایرانی در احترام و پاسداشت همه مظاهر طبیعت است. در هیچکدام آیین‌های ایرانی اثری از خشونت و بدرفتاری نسبت

به گیاهان و حیوانات دیده نمی‌شود. بلکه حتی با آیین‌هایی همراه است که به انگیزه پاکیزگی و پاسداری از محیط زیست برگزار می‌شود.

پنجمین ویژگی‌های عمومی جشن های ایرانی در گستردگی مراسم است. ایرانیان جشن‌ها و آیین‌های میهنی خود را به گونه‌ای یکپارچه و با همبستگی و

همزیستی شگفت‌انگیزی برگزار کرده و تفاوت‌های قومی و دینی و زبانی را عامل بازدارنده این یگانگی نمی‌دانسته‌اند.


 

جشن نوسره چیست؟

«جشن نوسره» در ۵ روز قبل از جشن بزرگ سده برگزار می شود، ایرانیان با برگزاری این جشن خود را برای برگزاری هر چه باشکوه تر جشن بزرگ سده

آماده می کردند.

از آداب برگزاری جشن نوسره بر پایی آتش و خواندن نیایش و دعا در درگاه حق میباشد، در روایت ها آمده که با برگزاری این مراسم بزرگان دینی و مذهبی و

مسئولان با برنامه ریزی و ایجاد آمادگی برای جشن سده به هر چه باشکوه برگزار شدن آن می پرداختند.

 

روز پنجم از هر ماه به سپندارمذ در آیین باستان پارسی نسبت داده شده است که (به مناسبت سبزکنندگان زمین و سبز شدن زمین) به منظور ستایش و گرامیداشت زنان این روز را در ماه به گرامیداشت زنان اختصاص داده اند.

 

ادامه مطلب


" جبران خلیل جبران "

 

جبران خلیل جبران (۶ ژانویه ۱۸۸۳ - ۱۰ آوریل ۱۹۳۱) زاده بشرّی لبنان از نویسندگان لبنانی-آمریکایی و خالق پیامبر است.

دوران کودکی:

او در ششم ژانویه سال ۱۸۸۳، در خانواده‌ای مسیحی مارونی (منسوب به مارون قدیس) که به خلیل جبران شهرت داشتند، در البشری، ناحیه‌ای

کوهستانی در شمال لبنان به دنیا آمد. مادرش زنی هنرمند بود که کامله نام داشت

مادر جبران کامله رحمه، سی ساله بود که جبران را از شوهر سومش خلیل جبران به دنیا آورد. شوهرش مردی بی مسئولیت بود و خانواده را به ورطه فقر

کشاند. جبران خلیل یک برادر ناتنی به نام «پیتر»، شش سال بزرگتر از خودش، و دو خواهر کوچکتر به نام‌های «ماریانه» و «سلطانه» داشت که در تمام

عمرش به آن‌ها وابسته بود. از آنجا که جبران در فقر بزرگ می‌شد، از تحصیلات رسمی بی بهره ماند و آموزش‌هایش محدود به ملاقات‌های منظم با یک

کشیش روستایی بود که او را با اصول مذهب و انجیل و زبان‌های سوری و عربی آشنا کرد. جبران هشت ساله بود که پدرش به علت عدم پرداخت مالیات به

زندان افتاد و حکومت عثمانی تمام اموالشان را ضبط و خانواده را آواره کرد. سرانجام مادر جبران تصمیم گرفت با خانواده‌اش به آمریکا کوچ کند. در ۲۵ ژوئن

سال ۱۸۹۵، جبران در دوازده سالگی با مادر، برادر و دو خواهرش لبنان را ترک و به ایالات متحده آمریکا رفت و در بوستون ساکن شد. وی در بوستون به

مدرسه رفت. در مدرسه، اشتباهی در ثبت نام، نام او را برای همیشه تغییر داد و به کهلیل جبران Kahlil Gibran تبدیل کرد که علی‌رغم تلاش‌هایش برای

بازیابی نام کاملش، تا پایان عمرش بر جا ماند. جبران در سال ۱۸۹۶ با فرد هلند دی ملاقات کرد و از آن به بعد وارد مسیر هنر شد. دی جبران را با اساطیر

یونان، ادبیات جهان، نوشته‌های معاصر و عکاسی آشنا کرد.

بازگشت به لبنان:

همچنین دختر جوانی به نام «ژوزفین پی بادی» که ثروت سرشاری از ذوق و فرهنگ داشت دل به محبت این جوان بست و در رشد و کمال او بسیار مؤثر

واقع شد. وی در آمریکا به نگارگری پرداخت. زنان دیگری نیز بعدها در زندگی جبران ظاهر شدند که از همه مهم تر خانم «مری هسکل» و «شارلوت تیلر»

است. این دو زن اخیر بخصوص خانم هسکل شاید بیشترین تأثیر را در زندگی فرهنگی و هنری و حتی اقتصادی جبران داشته‌اند. اما جبران پس از حدود سه

سال اقامت در آمریکا به شوق زادگاه و عشق به آشنایی با زبان و فرهنگ بومی خویش به وطن بازگشت. جبران که به کمک فرد هلند دی کم‌کم وارد حلقه

بوستونی‌ها شده بود و شهرت کوچکی به هم زده بود، با نظر خانواده‌اش تصمیم گرفت به لبنان برگردد تا تحصیلاتش را به پایان برساند و عربی بیاموزد.

جبران در سال ۱۸۹۸ وارد بیروت شد و به «مدرسه الحکمه» رفت. جبران در این دوره کتاب مقدس را به زبان عربی خواند و با دوستش یوسف حواییک،

مجله‌ای به نام «المناره» منتشر کرد که حاوی نوشته‌های آن دو و نقاشی‌های جبران بود.

مرگ در خانواده و بازگشت به ایالات متحده:

جبران دانشگاه را در سال ۱۹۰۲ تمام کرد. زبان‌های عربی و فرانسه را آموخته بود و در سرودن شعر به مهارت رسیده بود. در این هنگام رابطه‌اش با پدرش

قطع شد و از او جدا شد و زندگی محقر و فقیرانه‌ای را از سر گرفت. در همان هنگام شنید که برادر ناتنی‌اش سل گرفته، خواهرش سلطانه مشکل روده‌ای

دارد و مادرش گرفتار سرطان است. با شنیدن خبر بیماری هولناک سلطانه، جبران در ماه مارس ۱۹۰۲ لبنان را ترک کرد. اما دیر رسید و سلطانه در چهارده

سالگی درگذشته بود. در همان سال، پیتر به بیماری سل و مادرش به سرطان درگذشتند.

خلیل جبران بعد از پایان تحصیلاتش در فرانسه دوباره وارد آمریکا شد و تا مرگش در سال ۱۹۳۱ در آنجا کار و زندگی کرد.

"خلیل جبران در سال ۱۹۳۱ به علت سیروز کبدی درگذشت."

ادامه مطلب

"3 شکست تجاری بزرگ تاریخ"



آن‌چیزی که این 3 اتفاق را از فاجعه‌بارترین شکست‌های تجاری تاریخ ساخته است، دامنه گسترده پیامدهای آن‌ها است. پیامدهایی همچون شورش مردمی،

تورم، مرگ و میر بسیاری از انسان‌ها و حتی اتحاد کشورها.

بیزینس اینسایدر (Business Insider) در همین رابطه با تعدادی از تاریخ‌دانان و نویسندگان گفتگو کرده است که طی آن درباره چندین مورد از این شرکت‌های

ناموفق که در فاصله قرون ۱۴ تا ۱۸ میلادی ظهور کردند و مشغول به فعالیت بودند، بحث به میان آمد.

اگرچه بیشتر این محققان بر این عقیده بودند که زیان‌های اقتصادی ناشی از اشتباهات این شرکت‌های سنتی، معمولا قابل مقایسه با شکست‌های مالی

دنیای بسیار مدرن امروزی نیست، اما در مقام بررسی تاریخی از آن‌ها به عنوان فاجعه یاد می‌شود.

بانک مدیچی (۱۴۹۴-۱۳۹۷)



خاندان مدیچی در طول دوران طولانی و تاریخ پرطمطراق خود، قدرت سیاسی و اقتصادی بسیار زیادی در اروپای دوران رنسانس داشت. سه تن از پاپ‌های

واتیکان و دو ملکه نایب‌السلطنه فرانسه از این خاندان بودند. علاوه بر این‌ها بانک مدیچی به یکی از بزرگ‌ترین و قدرتمندترین مؤسسات مالی اروپای رنسانس

تبدیل شد.

از جهات متفاوتی این بانک با سایر بانک‌‌های دنیای مدرن قابل مقایسه است. این بانک همچون بانک‌های زمانه ما، سپرده‌های مشتریان را نگهداری می‌کرد،

وام می‌پرداخت و شعباتی در سرتاسر اروپا تحت اداره یک شرکت هلدینگ مرکزی داشت. به گزارش اکونومیست (Economist)، این بانک نوآوری‌هایی نیز در

صنعت بانکداری به وجود آورد. از جمله اینکه ارائه وام به شاهزادگان و پادشاهان بدنام را ممنوع کرده بود و به مدیران شعبات بانک سهمی از تجارتش را

اختصاص داد.

این بانک ارتباط تنگاتنگی با واتیکان داشت و خود را با معنویات آن انطباق می‌داد. بر اساس گزارش اکونومیست، نیمی از درآمد بانک را تا سال ۱۴۳۴ پاپ تأمین

می‌کرد. در آن زمان بانک مدیچی با مدیریت کاسیمو دی‌مدیچی (Cosimo de' Medici) دوران شکوفایی خود را آغاز کرد. سلطه این بانک بر حوزه امور مالی،

امکان تسلط غیر رسمی خاندان مدیچی را بر جمهوری فلورانس به وجود آورده بود. 

در طول این دوران بانک مدیچی یکی از قدرتمندترین مؤسسات بین‌المللی بود. مارچلو سیمونتا (Marcello Simonetta) نویسنده کتاب «توطئه مونتیفلترو» در

مقاله‌ای که برای وب‌سایت هفته‌نامه فوربز (Forbes) نوشته است، به بحث درباره کتاب «صعود و سقوط بانک مدیچی» اثر ریموند دی‌روور (Raymond De (Roover

 می‌پردازد. دی‌روور این کتاب را در سال ۱۹۶۳ منتشر کرد. وی در این کتاب ادعا می‌کند که بانک مدیچی منادی تمرکز بر مالکیت خصوصی بود که این امر

منجر به تعریف سرمایه‌داری مدرن شد.

اکونومیست در گزارش خود بر قدرت فوق‌العاده این بانک در ایتالیا و در دوران رنسانس تأکید می‌کند. به‌عنوان مثال اسناد تاریخی نشان می‌دهند که این بانک

ارتقاء یک کشیش را به مقام اسقفی به تأخیر انداخت تا پدرش - که وی نیز کاردینال واتیکان بود- مجبور به پرداخت بدهی خود و پسرش شد. این کار واقعا در

آن زمان نیاز به قدرت سیاسی فوق‌العاده‌ای داشت.

اما همیشه دوران خوب و باشکوه پاینده نیستند. همه سران خاندان مدیچی به تیزهوشی و دانایی کاسیمو نبودند. بر اساس روایت تاریخی سیمونتا بعد از

مرگ او، هم بانک و هم خاندان مدیچی دچار کشمکش درونی شدند. این کشمکش‌ها هیچ نتیجه‌ای برای هیچ‌کدام از آن‌ها در پی نداشت اما در نهایت توطئه

خاندان پاتزی (Pazzi) که رقیب مدیچی‌ها بود، پیامدهای ویرانگری برای کل این خاندان بر جای گذاشت.

همین‌طور که طی سالیان، سران خاندان مدیچی بی‌کفایت‌تر می‌شدند، قدرت بانک آن‌ها نیز رو به افول می‌گذاشت و تأثیر کمتری در دنیای قرون رنسانس

می‌یافت. در نتیجه اوضاع آن‌چنان رو به وخامت گذاشت که این بانک مجبور به برداشت‌‌های سنگین از خزانه فلورانس شد. روایت تاریخی دی‌روور که آن را در

مقاله‌ای در نشریه اکونومیک هیستوری (Economic History) با عنوان «سقوط بانک مدیچی» منتشر کرده است، نشان می‌دهد این بانک چنان در منجلاب

ورشکستگی دست و پا می‌زد که در این شرایط حتی یک مؤسسه خیریه را که در زمینه تهیه جهیزیه برای دختران نیازمند فعالیت می‌کرد، فریب داد. 

نهایتا بانک مدیچی در سال ۱۴۹۴ ورشکسته شد. این ورشکستگی پیامد مدیران نالایق، ذخایر نقدی اندک و شکننده و تهاجم فرانسه به ایتالیا بود.



شیدایی گل لاله (۱۶۳۷-۱۶۳۶)

در نظر بگیرید که چه اتفاقی می‌افتاد اگر تنها یک پیاز گل لاله به اندازه ده برابر حقوق سالیانه شما ارزش داشت. در سال ۱۶۳۷ میلادی این وضعیت در هلند

جریان داشت. این کشور با شرایطی دست به گریبان بود که شیدایی گل لاله (tulip mania) نامیده شد. این رویداد اقتصادی موضوع فیلم تاریخی «تب لاله»

(Tulip Fever) است که در فوریه ۲۰۱۷ به نمایش در خواهد آمد.  

اطلاعات اقتصادی قابل اعتماد از این دوران قدری محدود است و مورخان هنوز بر سر این‌که آیا این پدیده، یک حباب اقتصادی اولیه محسوب می‌شود یا خیر

مشغول مباحثه هستند.

بیزینس اینسایدر در این زمینه با مایک دش (Mike Dash) نویسنده کتاب «حباب اقتصادی گل لاله» (Tulipomania) درباره کتابش به گفتگو پرداخته است. در

این کتاب شواهد تاریخی دیوانگی گل لاله مستندسازی شده‌اند. در قرن هفدهم میلادی جمهوری هلند (Dutch Republic) پس از استقلال از اسپانیا و

تأسیس شرکت‌های تجاری موفق مانند شرکت هند شرقی هلند (Dutch East India Company) در حال شکوفایی بود. در طی این دوران، در هم تنیده

شدن موفقیت تجاری و گسترش عقاید کالوینی (Calvinist faith) که جنبشی در جهت اصلاحات مذهبی بود، آغاز شد.

دش معتقد است: «در هلند تقریبا تنها کاری که مجاز بودید برای فخرفروشی با ثروت خود انجام دهید، کاری بود که آفرینش خداوند در آن لحاظ شده باشد».

او می‌گوید: «مردم هلند معتقد بودند گل‌های زیبا هدیه‌هایی از جانب خداوند هستند. این‌که در حیاط خانه بزرگ خود باغی از گل‌های زیبا داشته باشید کاملا

قابل قبول بود. زیرا شما مثلا از راه تجارت ادویه ثروتمند شده‌اید و اکنون قادر هستید که چنین خانه باشکوهی داشته باشید».

تغییر ناگهانی دیگری که در فرهنگ این کشور به وقوع پیوست قمار و شرط‌بندی‌های گسترده بود.

در این رابطه دش می‌گوید: «اساسا هلندی‌ها بزرگ‌ترین قماربازان اروپا بودند». در این زمان افرادی را پیدا می‌کردید که کارهای کاملا دیوانه‌وار و خطرناکی

انجام می‌دادند. مثلا بر سر ظاهر دقیق یک ستون در رم شرط می‌بستند و سپس به رم می‌رفتند تا دریابند چه کسی درست می‌گفته است. دش بیان

می‌کند:‌ «دراماتیک‌ترین نمونه‌ای که از این مسئله یافتم مربوط به سربازان هلندی است که عملا جنگیدن را در اثنای یک نبرد متوقف کرده بودند تا بر سر

این‌که چه کسی در این جنگ پیروز می‌شود شرط‌بندی کنند. جنگی که خود واقعا در آن در حال مبارزه بودند».

این علاقه ملی به شرط‌بندی و باغبانی صحنه جامعه هلند را برای وقوع پدیده‌ای اجتماعی به نام «تب گل لاله» آماده ساخت.  گل لاله در حدود سال ۱۵۵۰

میلادی به اروپا معرفی شده بود. بعضی از لاله‌ها با ویروس موزائیک (mosaic virus) آلوده شدند که منجر به ایجاد لکه‌هایی با رنگ‌‌های زنده همانند جای

سوختگی روی گلبرگ‌های آن‌ها می‌شد.

دش می‌گوید: «لاله‌هایی که امروزه ما می‌بینیم در واقع تنها نمونه‌هایی رنگ و رو رفته از انواع گل‌هایی هستند که در زمان شیدایی گل لاله در گوشه و کنار

یافت می‌شد». 

شیدایی گل لاله را نمی‌توان به‌عنوان یک تجارت یا کسب‌وکار در نظر گرفت ـ پیاز این گل‌ها در بازار سهام مبادله نمی‌شد ـ اما می‌توان تا حدودی آن را یک

پدیده اقتصادی دانست. علاقه به لاله از ثروتمندترین تاجران آغاز شد و رفته‌رفته در میان عموم مردم هلند نفوذ کرد. در این حال صنعتگران مشاغل خود را رها

کردند و به فروش پیاز گل مشغول شدند.

بر اساس اظهارات دش، همه افراد به‌شدت طالب این بودند که زیباترین گل لاله را به دست آورند. برای این منظور، این گیاهان را می‌دزدیدند و پیاز آن را با

شراب سرخ سیراب می‌کردند تا گلبرگ‌های لاله را رنگ‌آمیزی کنند. از آنجایی که رشد لاله زمان زیادی می‌برد و کشت آن دشوار است، معمولا گلبرگ لاله‌ها

پر از لکه بود.

شیدایی گل لاله برای مدت‌زمانی افزایش یافت اما همه چیز درنهایت در ماه مارس سال ۱۶۳۷ به سر رسید. دش می‌گوید: «اگر بخواهیم منصفانه در مورد

مردم هلند قضاوت کنیم، آن‌ها تصور درستی از این‌که چگونه حباب‌های اقتصادی بالاخره می‌ترکند، نداشتند.» تا جایی که آنان می‌دانستند، گل لاله کالایی

بود که قیمت آن به‌طور پیوسته در طول سال‌های متمادی فقط افزایش خواهد یافت و حداقل اگر فردی سر از اقتصاد درنمی‌آورد، دلیل واضحی برای این‌که چرا

این کالا چنین روندی را طی نخواهد کرد برای او وجود نداشت.

قیمت لاله زمانی که خریداران در مزایده پیاز این گل‌ها شرکت نکردند شروع به سقوط کرد. با فروکش کردن اضطرابی که در پی این اتفاق به وجود آمد، بازار

دیوانه‌وار گل لاله نیز پایان یافت.

با وجود نظر چارلز مک‌کی (Charles Mackay) که آن را در کتاب خود با عنوان «توهمات فوق‌العاده محبوب و دیوانگی اجتماع» بیان می‌کند، دش معتقد است

که در مورد این اتفاق بیش از حد اغراق شده است.

در نهایت دادگاه‌ها شنیدن شکایات مربوط به دعاوی بر سر گل لاله را متوقف کردند، تولیدکنندگان این گل مقدار زیادی سرمایه از دست دادند و بیشتر افراد به

کار گذشته خود بازگشتند. یکی از کسانی که مجبور شد دیوانگی گل لاله را رها و حرفه پیشین خود را پیگیری کند، نقاش چشم‌انداز توانا و معروف هلندی،

جان ون گاین (Jan van Gayen) بود. دش اتفاقی را که در این زمینه برای ون گاین روی می‌دهد، به‌عنوان نقطه‌ای مثبت در ماجرای شیدایی گل لاله می‌داند.

بسیاری از نقاشی‌های او در صورتی که در کار گل لاله به موفقیت می‌رسید، هرگز خلق نمی‌شدند.

 

شرکت غرب (۱۷۳۱-۱۷۱۷)





برخلاف برخی از شرکت‌هایی که ما در این مقاله به آن‌ها پرداختیم، ظهور و سقوط این شرکت بیشتر حول یک ماجرای جذاب شکل گرفته است. جان لا (John Law)

اقتصاددان، بانکدار و وزیر اقتصاد فرانسه است که سهوا اقتصاد این کشور را دستخوش ویرانی می‌کند.

بیزینس اینسایدر در این رابطه با اقتصاددان ارشد و مشاور پژوهشی بانک فدرال رزرو (Federal Reserve Bank) مستقر در شیکاگو، فرانسوا ولده (François (Velde

گفتگو کرده است. فرانسوا ولده در مورد لا و تئوری‌های اقتصادی او مقالاتی ارائه داده است.

جان لا در سال ۱۶۷۱ در خاندان ادینبورگ متولد شد. این خاندان اسکاتلندی، بانکدار بودند. سال‌های اول زندگی لا مانند داستان‌هایی است که قهرمانی

خشن اما جذاب دارند. او در سن ۲۳ سالگی فردی را با یک سلاح سرد کشت و پس از آن‌ زندانی و محکوم به اعدام شد. بعد از مدتی از زندان آزاد و دوباره به

درخواست خانواده مقتول دستگیر شد و در نهایت از زندان فرار کرد. اطلاعات چندانی از زندگی او طی مدت ۲۰ سال پس از فرارش وجود ندارد اما به نظر

می‌رسد، لا در سراسر اروپا در حال جابه‌جا شدن بوده است. 

با این حال فراری اسکاتلندی داستان ما در این دوران بی‌هدف مشغول گشت زدن در این قاره نبود. او تلاش می‌کرد امتیازی را به دست آورد و بانک خصوصی

خود را تأسیس کند. در نهایت لا، مقارن با پایان جنگ‌ پرهزینه جانشینی اسپانیا، موفق شد در پاریس به مقصود خود دست یابد. دوک اورلئان، نایب‌السلطنه

لوئی پانزدهم ـ پادشاه فرانسه ـ باید در مواجهه با بدهی ملی ویرانگر و رکود اقتصادی اقدامی جدی را ترتیب می‌داد.

لا به دوک اورلئان برنامه‌ای ارائه داد. او فقط مجوزی ساده برای تأسیس یک بانک نمی‌خواست. بلکه به دنبال راه جدیدی برای راه‌اندازی اقتصاد بود. ولده در

این باره می‌گوید: «او پیشنهاد خود را با استدلال‌های تئوریک تقویت کرد». لا یک اقتصاددان بود؛ اگرچه در آن زمان چندان اقتصاددان متبحری محسوب

نمی‌شد.

لا در کتابی که در سال ۱۷۰۵ با عنوان «بررسی پول و تجارت» نوشت،  تئوری‌های نوآورانه‌ای ارائه کرد. از جمله این تئوری‌ها می‌توان به این ایده اشاره کرد

که سیستم پولی مبتنی بر اسکناس‌های صادره از بانک بهتر از سیستم پولی مبتنی بر سکه‌های طلا و نقره است. به گفته ولده، امروزه بعضی

اقتصاددان‌ها، جان لا را یک اقتصاددان پروتوکینزی تلقی می‌کنند. 

به اعتقاد والده، واکنش‌‌ها به نظرات لا دو طیف مخالف هم را ایجاد کرده بود. «بعضی افراد از او به‌شدت متنفر بودند و فکر می‌کردند تئوری‌های لا، شدیدا

انتزاعی و خطرناک است. در مقابل این گروه افرادی مفتون جان لا شده بودند.» از بخت خوب لا، دوک اورلئان از دسته دوم بود.

در ماه می ۱۷۱۶ جان لا، بانک جنرال پرایوی (Générale Privée) را که اسکناس‌های کاغذی انتشار می‌داد، بنیان نهاد. این بانک به صاحبان کسب‌وکارها وام

می‌داد و از طریق ارائه سهام در امور اقتصادی سرمایه‌گذاری می‌کرد. در ادامه، او شرکت می‌سی‌سی‌پی (Mississippi Company) را خریداری کرد و نام آن را

به شرکت غرب (Company of the West) تغییر داد. او این شرکت را به‌عنوان یک شرکت بازرگانی سهامی در نظر گرفته بود که باید بر توسعه مستعمره

فرانسوی لوئیزیانا (Louisiana) تمرکز کند. شرکت غرب، انحصار تجارت توتون و تنباکو و تجارت با آمریکای شمالی و هند غربی را به دست آورد.

همچنان که شرکت غرب امتیازهای تجاری بیشتری کسب می‌کرد، ارزش سهام آن افزایش می‌یافت. در نتیجه حباب اقتصادی نیز شکل می‌گرفت. در همین

حال، بانک جنرال پرایوی، ملی و با شرکت غرب در تابستان سال ۱۷۱۹ میلادی ادغام شد. جان لا نیز در سال بعد به‌عنوان وزیر اقتصاد و دارایی فرانسه

منصوب شد.

این زمانی بود که مشکلات این بانکدار شروع شدند. لا شروع به فروش سهام شرکت خود به مردم به‌صورت اوراق بهادار عمومی صادره از سوی دولت کرد. 

ولده می‌گوید: «او قیمت سهام را در سطحی بالا و غیرواقعی تثبیت کرد». این کار اشتباه بزرگ او بود. به خاطر این کار مردم به‌صورت انبوه شروع به فروش سهام خود و تبدیل آن به اسکناس کردند. این حجم از پول موجب ایجاد تورم شدید شد. او اساسا کنترل خود بر این حجم پول را از دست داد. 

مبادلات خارجی درهم‌ریخته و مضمحل شده بود و تورم نیز شروع شده و به نظر می‌رسید ادامه خواهد داشت. لا شروع به آوردن فشار به اشخاص برای معاوضه همه سکه‌های طلا و نقره خود به اسکناس کرد. این کار برای سرپا نگه‌داشتن تقاضای پول رایج کشور کافی نبود؛ بنابراین او ارزش اسکناس را کاهش داد. این کار هرگونه اعتماد به ارز رایج را از بین برد.

از اینجا بود که همه امور از هم پاشید. بنا به اظهارات ولده، لا پس از چند روز از این ماجرا به زندان افکنده شد. سپس نایب‌السلطنه دریافت که تنها کسی که می‌تواند آن‌ها را از این اوضاع آشفته رهایی بخشد خود جان لا است. برای همین او را از زندان بیرون آورد و به او گفت: «به هر نحوی که شده، سیستم را نجات بده».

لا با استفاده از ابزارهایی چون انتشار مجدد اوراق بدهی دولتی، خرید اوراق بهادار و فروش سهام بیشتری از شرکت غرب، تلاش کرد شرایط را به حالت ثبات بازگرداند. اما در نهایت، شرکت غرب ورشکست شد و قیمت سهام آن به‌شدت سقوط کرد. در نتیجه او در دسامبر ۱۷۲۰ میلادی مجبور به فرار از فرانسه شد.

داده‌های زیادی برای بررسی تأثیر فوری این بحران اقتصادی که به نام حباب می‌سی‌سی‌پی شناخته می‌شود، وجود ندارد. اگرچه ممکن است که توسعه مالی مورد نظر جان لا، اقتصاد فرانسه را دچار مشکل کرده باشد اما بسیاری عوامل دیگر نیز در این موضوع دخیل بودند.

در این سال‌ها فرانسه مجبور بود دوباره ساختار بدهی خود را بازسازی کند. بر خلاف همه احتمالات، شرکت غرب تا پایان جنگ هفت‌ساله از فروپاشی در امان ماند. باید این واقعیت را تصدیق کنیم که حباب می‌سی‌سی‌پی از سایر حباب‌های تاریخی متمایز است.

«بازاری که در فرانسه شکل گرفت فقط مکانی نبود که در آن افراد به‌صورت اتفاقی بر سر قیمت سهام مورد معامله به مزایده بپردازند». بلکه به گفته ولده: «این بازار در واقع ابزاری برای اجرای عملیات بزرگی بود که شامل بازسازی بدهی‌های ملی با استفاده از قدرت و توانایی‌های دولت می‌شد. جان لا در سال ۱۷۲۰ وزیر اقتصاد فرانسه شد. در نقطه رأس هرم این عملیات، وی فردی بسیار قدرتمند بود؛ زیرا هم ریاست شرکت غرب را به عهده داشت و هم وزیر اقتصاد و دارایی فرانسه بود»

 

 

ادامه مطلب

 

" زندگینامه چارلی چاپلین "


چارلز اسپنسر چاپلین (۱۶ آوریل ۱۸۸۹ - ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷) یکی از مشهورترین بازیگران و کارگردانان و همچنین آهنگساز برجسته هالیوود و برنده جایزه
 
اسکار است. بیشتر فیلم‌های او کمدی و صامت هستند.
 
چاپلین در زمینه سینما بیش از ۶۵ سال فعالیت کرد که شروع فعالیت های وی از سالن ویکتوریا انگلستان به عنوان پسربچه‌ای آغاز شد و تا سن ۸۸ سالگی
 
ادامه یافت. وی در سال ۱۹۱۹ همراه با تعدادی از دوستان سینمایی خود اتحادیه سینماگران را تأسیس کرد.
 
چاپلین یکی از محبوب ترین و بزرگترین هنرمندان قرن بیستم میلادی و تاریخ سینما است.


دوران جوانی:

چاپلین خود ادعا می کرد که در سال ۱۸۸۹ در محله‌ای در جنوب لندن متولد شده است. یعنی تنها چهار روز پیش از تولد هیتلر که چاپلین وی را در فیلم
 
دیکتاتور بزرگ مورد تمسخر قرار داد.
 
والدین چاپلین هر دو هنرمندانی در سالن بزرگ لندن بودند و هر دو بازیگر و آوازه خوان ، اما پیش از آنکه چاپلین سه ساله شود از هم جدا شدند. مشهور
 
است که نام مادر چاپلین هانا است. چارلی آواز خواندن را از مادرش آموخت. پدرش الکلی شد و کمتر با چارلی ارتباط داشت. بعدها مادر چاپلین دچار بیماری
 
روانی شد و در یک آسایشگاه در حوالی لندن بستری گردید. مستخدم پدر، چارلی را به همراه برادرش به مدرسه فرستاد و پدر چارلی زمانی که او ۱۲ ساله

بود درگذشت.

بیماری مادر چاپلین از آنجایی آغاز شد که در یکی از اجراهای زنده تئاتر در لندن که برای سربازان اجرا می‌شد ، یکی از اجسامی که سربازان مست به روی

صحنه پرتاب می‌کردند به سر مادرش برخورد کرد و مادر چاپلین خون آلود و اشک‌ریزان به پشت صحنه رفت و چاپلین پنج ساله به روی صحنه آمد تا

تماشاچیان عصبانی را با خواندن آهنگی سرگرم و آرام کند.

با بستری شدن مادر ، چارلی و برادرش رابطه عمیق‌تری پیدا کردند و هر دو با استعداد بالایی که داشتند ، در همین سالن قدیمی که پدر و مادرشان در آن
 
کار می‌کردند ، مشغول به کار شدند. در سال ۱۹۲۸ مادر چارلی ۷ سال پس از انتقال وی توسط پسرانش به هالیوود مُرد. سال‌های پس از مرگ مادر و فقر و
 
استیصال برادران چاپلین ، تاثیر زیادی بر فضای فیلم‌های چاپلین در سال‌های بعد گذاشت. بعدها چارلی از وجود برادری ناتنی از سمت مادر آگاه می‌شود به
 
نام ویلر دریدن که بعدها این برادر به برادران دیگر در هالیوود و استودیو چاپلین می‌پیوندد.

چاپلین در مورد مادرش می گفت: اگر مادرم نبود شک دارم که می توانستم در پانتومیم موفقیتی کسب کنم. او یکی از بزرگترین هنرمندان پانتومیم بود که

تاکنون دیده‌ام.

مهاجرت به آمریکا:

چاپلین از سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۲ به همراه فرد کارنو سراسر آمریکا را دوره کرد و نمایش تئاتر اجرا می‌کرد. چاپلین در زمان همکاری با شرکت کارنو در آمریکا
 
هم‌اتاقی استن لورل بود. استنلی به انگلیس بازگشت اما چاپلین در آمریکا ماند. در سال ۱۹۱۳ بازی چاپلین مورد توجه یکی از فیلم‌سازان قرار گرفت و از آن
 
پس با شرکت فیلم‌سازی کی استون همکاری کرد. وی نخستین فیلم خود را با نام ساختن یک زندگی که فیلم کمدی بود در سال ۱۹۱۴ آغازکرد. چاپلین در

این شرکت و با این فیلم به سرعت به شهرت رسید.

بازیگر پیشرو:

چاپلین در سال ۱۹۱۴ با شرکت کی استون سه فیلم بازی کرد و به موفقیت‌های چشمگیری رسید. خود در زندگی‌نامه‌اش چنین می‌نویسد:

« من هیچ ایده‌ای درباره چهره‌پردازی و لباسم نداشتم. لباسی که در فیلم اول داشتم را دوست نداشتم. در راه لباس‌خانه به این نتیجه رسیدم که شلوار
 
بگی گشاد بپوشم و کفش‌های بزرگ و کلاهی خاص. می‌خواستم همه چیز با هم در تضاد باشد. کتی تنگ و کلاهی کوچک و کفشی بزرگ. نمی‌دانستم
 
باید پیر به نظر بیایم یا جوان؟ اما وقتی یاد حرف کارگردان افتادم که می‌خواست کمی بزرگتر از آنچه هستم به نظر بیایم ، پس یک سبیل اضافه کردم.
 
نمی‌دانستم چه شخصیتی باید داشته باشم اما زمانی که لباس‌ها را پوشیدم ، خودِ لباس‌ها احساسی به من داد که شخصیت را دیدم. آغاز به شناختنش
 
کردم و زمانی که به روی صحنه می‌رفتم ، کاملاً متولد شده بود. »

فیلم‌های نخست به سبک مک سنت که کارگردان بود ، از فضای کمدی جسمی و ژست‌های اغراق شده استفاده می‌کرد. کم کم چاپلین برای این شرکت
 
، فیلم‌سازی کرد و به‌عنوان کارگردان فیلم‌های کوتاه ، بیش از ۳۴ فیلم ساخت. چاپلین مورد توجه بسیاری از فیلم‌سازان و نویسندگان قرار گرفت.
 
شخصیت چاپلین بیشتر به عنوان «آواره» شهرت یافت که در زبان‌های مختلف دنیا مفهومی به مانند فردی ولگرد با رفتارهای پیچیده اما بزرگ منشانه داشت.
 
در سال ۱۹۱۵ چاپلین با یک شرکت تازه قرارداد بست و مشغول ساخت فیلم‌های بلندتری شد.
 
در سال ۱۹۱۶ شرکت فیلم موچوال مبلغ ۶۷۰ هزار دلار با چاپلین قرارداد بست و در مدت ۱۸ ماه وی ۱۲ فیلم بلند کمدی برای آنها ساخت که در این نوع از

ویژگی ممتازی در تاریخ سینما برخوردار بودند. در واقع تمام فیلم‌هایی که در این شرکت ساخته شد ، به یک اثر کلاسیک سینمای کمدی تبدیل شدند. در
 
پایان این سال‌ها آمریکا وارد جنگ جهانی شد و چاپلین دوره جدیدی از سینمای خود را با دوستانش آغاز کرد. چاپلین از سال ۱۹۱۸ در استودیوی خود
 
مشغول به کار شد. تمام فیلم‌های پیشین ٬ دوباره ویرایش و کات شدند و در سال‌های مختلف موسیقی و تدوین جدید صورت گرفت.



شیوه فیلم‌سازی:

چاپلین همیشه بسیار اشاره‌وار در مورد روش‌های فیلم‌سازی خود سخن می‌گفت. اگر غیر از این عمل می‌کرد ، مانند این بود که یک شعبده‌باز حقه‌های
 
خود را افشا کند. در واقع تا قبل از ساخت فیلم‌های صدادار مانند دیکتاتور بزرگ در سال ۱۹۴۰ ، او هیچ وقت یک فیلم‌نامه کامل از ساخت فیلم در اختیار
 
نداشته‌است. روش چاپلین این گونه بود که طرحی در ذهنش پرورانده می‌شد و بر اساس آنچه ارائه می‌کرد با او قرارداد بسته می‌شد و در این مسیر او
 
می‌توانست آزادانه بنویسد و خود کارگردان فیلم خود باشد. بعد چاپلین گروه همکاری خود را تشکیل می‌داد و محیط داستان و شخصیت‌های آن را می‌ساخت
 
و تقریباً در طول فیلم بود که ابتکارها و ظرافت‌های داستان به ذهنش می‌رسید و آن‌ها را به طرح خود اضافه می‌کرد. گاهی با قسمت‌هایی از فیلم که قبلاً
 
پذیرفته شده بود مخالفت می‌شد یا در روایت داستان ضرورتی ایجاد می‌شد و چاپلین مجبور می‌شد قسمت‌هایی را که قبلا فیلم‌برداری کرده را تکرار کند ؛
 
مگر قسمت‌هایی که با کل مجموعه داستان در تناقض بود. روش فیلم‌سازی یکتای چاپلین تنها پس از مرگش شناخته شد. زمانی که صحنه‌های بریده شده
 
فیلم‌ها و خروجی‌های نهایی آن‌ها به وسیله گروه بریتانیایی «مستند چاپلین ناشناخته» در سال ۱۹۸۳ بررسی شد.

آنچه گفته شد یکی از دلایلی است که ساخت یک فیلم برای چاپلین نسبت به رقیبانش زمان بیشتری می‌گرفت. دلیل دیگر آن این بود که چاپلین کارگردان
 
بسیار دقیقی بود و اصرار داشت که هنرپیشه‌ها دقیقاً همان گونه بازی کنند که منظور اوست و اصلاً هم برای او مهم نبود که چقدر طول بکشد تا بتواند بازی
 
مورد نظرش را از هنرپیشه‌اش بگیرد. چاک جونز که در زمان کودکی نزدیک کارگاه فیلم‌سازی چاپلین زندگی می‌کرد ، گفته‌است: به یاد می‌آورد که پدرش
 
هنگام گرفتن یکی از صحنه‌های فیلم چاپلین در آنجا حاضر بوده و دیده که چاپلین یک قسمت را بیش از ۱۰۰ بار تکرار کرده تا در نهایت از کار هنرپیشه‌اش
 
راضی شده و آن قسمت را پذیرفته‌است.

ترکیب هم زمان داستان‌پردازی و میل به کمال‌گرایی در چاپلین که به روزها تلاش و هزاران فوت فیلم گرفته شده بی‌استفاده منجر می شد ، باعث می‌شد تا
 
فیلم‌سازی برای او بسیار پرهزینه تمام شود و کلافگی او باعث پراکندگی و دلگیری هنرپیشه‌ها و سایر عوامل فیلم‌هایش شود و یا باعث شود آن‌ها
 
ساعت‌ها انتظار بکشند و یا حتی در مواردی کل کار تعطیل شود.


(کارهای خلاقانه)
 
دیکتاتور بزرگ:

دیکتاتور بزرگ نخستین فیلم کاملاً ناطق چاپلین بود که در اوضاع نابسامان جهانی در دهه چهل میلادی ، اثری ضد نازی بود. این فیلم در مورد دیکتاتوری
 
اروپایی و در واقع تاریخچه زندگی آدنوید هینکل ، دیکتاتور کشور خیالی تامانیا است که دست به کشتار یهودی‌ها می‌زند و اروپا را درگیر جنگ می‌کند. برخی
 
این فیلم را نپسندیدند و برخی جنبه سیاسی آن را جدی و برخی آن را به قدر کافی جدی نگرفتند. با این حال این فیلم از نظر تجاری محبوبیت فراوانی پیدا

کرد و چاپلین را هم‌چنان به عنوان یک ستاره در اوج نگاه داشت.

عصر جدید:


موضوع فیلم عصر جدید در مورد کارگرانی است که از آن‌ها زیاد کار می‌کشند و در فکر افزایش ساعت کاری آنان هستند ولی با تعطیل شدن کارخانه‌ها ،

بیکاران زیادی در شهر هستند که برای گذراندن زندگی خود مجبور به دزدی می‌شوند. این فیلم یکی از زیباترین فیلم‌های چاپلین است.


جویندگان طلا:

چاپلین فیلم جویندگان طلا را در مورد رنج‌های کسانی ساخت که در آن زمان به دنبال طلا در معادن بودند. چارلی فقیر در این فیلم برای برگزار کردن یک

مهمانی شام به خاطر دختر مورد علاقه‌ خود و دوستان او ، دچار مشکلات بی‌شماری شد. هیچ یک از مهمان‌ها نمی‌آیند‌. نقطه اوج فیلم ، رقص نان‌های

استوانه‌ای توسط چاپلین است که در آن نبوغ فوق‌العاده‌اش را به‌نمایش در می‌آورد. نقطه اوج دیگر فیلم ٬ پختن و خوردن یک چکمه توسط چاپلین است.


سیاست:

در حدود سال ۱۹۵۰ جنگ سرد به اوج خود رسیده بود و در آمریکا ترس شدیدی از کمونیست‌ها بوجود آمده بود. در آن سال سناتوری به نام جوزف مک کارتی
 
اعلام کرد که لیستی بلند بالا از چند کمونیست دارد. نام چارلی چاپلین نیز در آن لیست بود. او زمانی که برای اولین نمایش فیلم لام لایت (Lime Light) به

لندن سفر می‌کرد ، از اخراج خود از آمریکا با خبر شد. به این ترتیب چاپلین به همراه خانواده‌اش از ژانویه ۱۹۵۳ در خانه زیبایی در کورسیر سور ووی در کشور
 
سوئیس زندگی کرد.

چاپلین در جواب اتهام‌ها گفت: «من یک هنرپیشه هستم نه سیاست‌مدار»
 
در سال ۱۹۵۴ مک کارتی و همراهانش رسوا شدند. زیرا مشخص شد مدارکی که برای افشای کمونیست‌ها به کار برده بودند جعلی بود. آن سال ، سال
 
بازگشت شکوهمند چارلی به آمریکا بود و در نیویورک هدیه باران شد و مدال ارزشمند هندل به او اهدا گردید.


زندگی شخصی:

چاپلین در زندگی شخصی چندین بار ازدواج کرد. اولین ازدواج چارلی در اکتبر سال ۱۹۱۸ با میلدرد هریس بود. دختر بانمکی که چارلی را یاد عشق
 
نافرجامش ٬ هتی کلی می‌انداخت که در سال ۱۹۰۸ عاشق او شده بود. عشقی که از همان ابتدا مورد مخالفت خانواده هتی قرار گرفت. ازدواج چارلی با
 
میلدرد پس از دوسال یعنی در آوریل ۱۹۲۰ به جدایی کشیده شد. نتیجه این ازدواج یک فرزند پسر بود که تنها سه روز عمر کرد.

چارلی در نوامبر ۱۹۲۴ با هنرپیشه نقش اول فیلم جویندگان طلا یعنی لیتا گری ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دو فرزند پسر به نام‌های سیدنی و چارلز بودند
 
اما تنها بعد از دو سال این ازدواج نیز به جدایی کشیده شد.
 
در سال ۱۹۳۶ چاپلین بار دیگر با یک بازیگر ازدواج کرد. پائولت گودارد بازیگر نقش دختر بی‌خانمان در فیلم عصر جدید که با چارلی ازدواج کرد. این ازدواج نیز در
 
سال ۱۹۴۲ به جدایی انجامید.

در سال ۱۹۴۲ او با دختر یک نمایش‌نامه‌نویس معروف آمریکایی به نام یوجین گِلَدِستون اونیل آشنا شد. نام آن دختر اونا اونیل بود. با اینکه پدر دختر با این
 
ازدواج مخالف بود اما این ازدواج صورت گرفت. چارلی پنجاه و چهار ساله با یک دختر هجده ساله ازدواج کرده بود. این ازدواج در ۱۶ ژوئن سال ۱۹۴۳ انجام
 
گرفت. چاپلین از اونا اونیل صاحب هفت یا هشت فرزند شد که اولین حاصل این ازدواج ، دختری به نام جرالدین بود. جرالدین استعداد بازیگری را از پدرش به
 
ارث برده و در دنیای سینما مشغول به فعالیت است. با اینکه اختلاف سن چارلی و اونا سی و شش سال بود اما این ازدواج پر دوام‌ترین ازدواج چارلی بود و
 
این دو تا پایان عمر کنار یکدیگر بودند.
 
وقتی جرالدین تازه می خواست وارد عالم بازیگری شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیباترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون

شک هر شنونده ای را به تفکر وامی دارد.

در بخش هایی از این نامه می خوانیم:

« جرالدین! در این نقش ستاره باش ، بدرخش اما اگر فریاد تحسین آمیز تماشاگران و عطر مستی آور گل هایی که برایت فرستاده اند ، تو را فرصت هشیاری

داده ، بنشین و نامه ام را بخوان ... به آسمان ها برو ولی گاهی هم به روی زمین بیا و زندگی مردم را تماشا کن ؛ زندگی آنان را که با شکم گرسنه در حالی

که پاهایشان از بینوایی می لرزد ، هنرنمایی می کنند. من خود یکی از اینان بودم ... جرالدین دخترم ، تو مرا درست نمی شناسی. در آن شب های بس دور،

با تو قصه ها بسیار گفتم اما قصه خود را هرگز نگفتم. آن هم داستانی شنیدنی است. داستان آن دلقک گرسنه که در پست ترین محله های لندن ، آواز می
 
خواند و می رقصد و صدقه می گیرد. این داستان من است. من طعم گرسنگی را چشیده ام ، من درد نابسامانی را کشیده ام و از این ها بالاتر ، رنج حقارت
 
آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند اما سکه تصدق آن رهگذر غرورش را خرد می کرد ، احساس کرده ام ... گاه و بی گاه با مترو
 
و اتوبوس ، شهر را بگرد ؛ مردم را نگاه کن ، زنان بیوه و کودکان یتیم را بشناس ... هروقت خواستی دو فرانک خرج کنی ، با خود بگو سومین فرانک از آن من
 
نیست. این مال یک مرد فقیر و گمنام باشد که امشب به یک فرانک احتیاج دارد. جستجو لازم نیست ؛ این نیازمندان گمنام را اگر بخواهی همه جا خواهی
 
یافت. اگر از پول و سکه برای تو حرف می زنم ، برای آن است که از نیروی فریب و افسون پول ، این فرزند شیطان خوب آگاهم ... من زمانی دراز در سیرک
 
زیسته ام و همیشه و هرلحظه برای بندبازانی که بر روی ریسمانی بس نازک و لرزنده راه می روند نگران بوده ام. اما دخترم ، این حقیقت را بگویم که مردم به

روی زمین استوار و گسترده ، بیشتر از بندبازان روی ریسمان نااستوار سقوط می کنند ... دخترم جرالدین ، پدرت با تو حرف می زند. شاید شبی درخشش

گرانبهاترین الماس این جهان ، تو را فریب دهد ؛ آن شب این الماس ، آن ریسمان نااستوار زیر پای تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است ... از این رو دل به زر و

زیور مبند. بزرگترین الماس این جهان ، آفتاب است که خوشبختانه بر گردن همه می درخشد. اما اگر روزی دل به آفتاب چهره مردی بستی ، با او یکدل باش و

به راستی او را دوست بدار و معنی این امر و وظیفه خود را در قبال این موضوع بدان. به مادرت گفته ام که در این خصوص برای تو نامه ای بنویسد. او بهتر از

من معنی عشق را می داند. او برای تعریف عشق که معنی آن یکدلی است ، شایسته تر از من است ... دخترم ، کار تو بس دشوار است. این را می دانم
 
که بر روی صحنه باله جز تکه ای حریر ، بدن نیمه عریان بالرین را چیزی نمی پوشاند. شاید به خاطر هنر بتوان به خود اجازه داد بالرین بود و با بدن نیمه عریان
 
روی صحنه رفت اما شرافت ایجاب می کند که باید پوشیده تر از صحنه بازگشت و هیچکس و هیچ چیز دیگر را در این جهان نمی توان یافت که شایسته آن

باشد که دختری حتی ناخن پای خود را به خاطر آن عریان کند. برهنگی بیماری عصر ماست ... انسان باش ، پاکدل و یکدل. زیرا که گرسنه بودن و صدقه

گرفتن و از فقر مردن ، هزاربار قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است. »

زندگی هنرمند بزرگ دنیای سینما ، چارلی چاپلین ، که بی‌اغراق از مشهورترین هنرمندان این فن است ، پر از درد و رنج و فقری وصف ناشدنی است. اما

کم‌تر کسی می‌داند که این هنرمند بزرگ برای «چاپلین» شدن از کجا آغاز کرده‌است. خوشبختانه خود او گوشه تاریک اوایل زندگی خویش را در کتابی تحت

عنوان «داستان کودکی من» برای ما روشن کرده‌است. این کتاب مربوط به دورانی است که هنوز کسی چارلی را نمی‌شناخت و نمی‌دانست روزی
 
بزرگ‌ترین ستاره سینما خواهد شد.


وفات:

چارلی چاپلین در سن ۸۸ سالگی در ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷ در کشور سوئیس درگذشت.





 
 

ادامه مطلب



" معرفی ۱۰ بنای زیبای جهان "

" موزه گوگنهایم، اسپانیا "





برخی منتقدین شاید معتقد باشند که موزه گوگنهایم از آثار فرانک گری که در شمال اسپانیا و در شهر بیلبائو ساخته شده است و از سال 1997 به روی

عموم باز است، بیشتر شبیه یک قوطی بازکن فلزی است! اما صبر کنید، این سازه یکی از تاثیرگذارترین و چشمگیرترین ساختمان‌ها با معماری مدرن در

دنیاست. این بنا که دارای قطعاتی از جنس تیتانیوم و مجموعه‌ای از بلوک‌های به هم وصل شده است، توانسته با حال و هوای صنعتی شهر بیلبائو هماهنگ

شده و از طرف دیگر شباهت زیادی به موزه گوگنهایم نیویورک دارد که به هنر مدرن اختصاص یافته و در آن می‌توانید آثار زیبایی از هنرمندان معاصر را بیابید؛

همچنین این بنای چند طبقه از هیچ پله‌ای استفاده نشده و ارتباط بین طبقات از طریق راهروی مارپیچی امکان پذیر است.

" قصر پوتالا، تبت "



بر بلندی شهر لهاسا که پیش‌تر مقر دولتمردان تبتی و اقامتگاه زمستانه دالای لاما بوده است. ساختمان عظیم 13 طبقه‌ی قصر پوتالا به چشم می‌خورد،

این بنا که به سبک معابد سنتی بودائیان ساخته شده دارای صدها اتاق است. نقل است که در قرن هفتم میلادی بیش از هفت هزار کارگر در ساخت این

قصر مشارکت داشته‌اند. این ساختمان که هم‌اکنون یکی از موزه‌های دولتی چین به حساب می‌آید در فهرست میراث یونسکو نیز به ثبت جهانی رسیده

است.

" کتابخانه اسکندریه، مصر"




اهرام ثلاثه جیزه، نمادی از گذشته و کتابخانه اسکندریه نشانی از مصر نوین است. این بنا همانند صفحه‌ای است که به صورت زاویه دار کار گذاشته شده

باشد. به طور قطع می‌توان این کتابخانه را که ساخت آن در سال 2002 به اتمام رسید یکی از پدیده‌های معماری هزاره به حساب آورد. طرح اصلی این

ساختمان از کتابخانه اسکندریه که یکی از مهم‌ترین ساختمان‌های کلاسیک جهان بوده و در قرن سوم پیش از میلاد وجود داشته، اقتباس شده است.

زاویه‌دار بودن ساختمان ریشه در این باور دارد که خورشیدی دیگر بر فراز دریای مدیترانه به درخشش درمی‌آید. جالب است بدانید که فضای داخلی این

مجموعه قادر است بیش از هشت میلیون کتاب را در خود جای دهد.

" ساگرادا فامیلیا، اسپانیا "




به طور قطع این ساختمان یکی از خارق العاده‌ترین کلیساها در جهان است، که ساخت آن به طراحی بنام آنتونیو گادی باز می‌گردد. برج و باروهایی که در این

کلیسا وجود دارد به دست‌های هشت پایی می‌ماند که در این ساختمان پنهان شده! شروع ساخت ساگرادا فامیلیا از 1882 میلادی آغاز شده ولی به دلیل

ایده‌ی آرمانگرایانه و بلندپروازی‌های طراح آن، روند ساخت و ساز بنا هنوز به پایان نرسیده است! قرار است در پایان کار کل کلیسا شامل سه سردر و 18 برج

باشد که بلندترین آن به ارتفاع 170 متر نمادی از حضرت عیسی مسیح (ع) است. علی‌رغم اینکه قرار بود پروژه ساخت تا سال 2026 مقارن با یکصدمین

سالگرد مرگ گادی، به درازا بیانجامد، اما به نظر می‌رسد چیز زیادی از ساخت آن باقی نمانده! این سازه یکی از مهم‌ترین نمادهای شهری بارسلونای

اسپانیا به حساب می‌آید که سالانه دها هزار گردشگر را به سوی خود جذب می‌کند.


" تاج محل، هندوستان "


تاج محل یکی از مشهورترین بناهای عاشقانه جهان است که حتی شاعر بلندآوازه هندی تبار، رابیندرانات تاگور آن را به «قطره اشکی بر چهره‌ی ابدیت» یاد

کرده است. تاج محل در منطقه آگرای هند و به دستور شاه جهان که از مرگ همسر دلبندش سخت متاثر شده بود، ساخته شد. گفتنی است ممتاز‌محل،

همسر شاه در زمان زایمان چهاردهمین شاهزاده در سال 1631 میلادی جان به جان آفرین تسلیم کرد. در ساخت تاج محل از مرمر ناب سفید رنگ استفاده

شده که جلوه‌ای خاص به این بنای تاریخی – عاشقانه داده است.

" مسجد امام (نقش جهان)، ایران "

 



این مسجد که در کنار یکی از بزرگ‌ترین میدان‌های دنیا (نقش جهان) قرار گرفته، نماد مشهوری از نصف جهان است. مسجد امام یکی از عجایب معماری

جهان به شمار می‌رود که تمام سطح داخلی و خارجی آن با کاشی‌های آبی رنگ زیبای ایرانی پوشیده شده است. مسجد امام که روند ساخت آن از قرن

17میلادی آغاز شد دارای گنبدی مرکزی به ارتفاع 54 متر و ایوانی به ارتفاع 30 متر است که از نشانه‌های برتر معماری دوره صفویه به حساب می‌آید. این

مسجد که با زاویه 45 درجه نسبت به میدان ساخته شده در مسیر قبله مسلمانان و روبروی کعبه است. گفتنی است به جهت کاشی کاری سطح خارجی

بنا، در ساعات مختلف روز و با توجه به شدت نور، رنگ ساختمان قدری تفاوت می‌کند که جلوه‌ای خاصی به این سازه می‌بخشد.


" قصر زمستانه، روسیه "

این ساختمان پسته‌ای رنگ زیبا که در کناره رودخانه نوا در سنت پطرزبورگ واقع شده از آثار فراچسکو بارتولومئو راسترلی است که به عنوان اقامتگاه زمستانه

تزار روسیه مورد استفاده قرار می‌گرفت. شکل ظاهری آن به صورت یک بلوک است و تمامی جزئیات طراحی دوره باروک در آن رعایت شده است. حاشیه

کناری که در بالای بنا قرار دارد و مجسمه‌هایی که در آن کار شده، بیشتر به این می‌ماند که این افراد قصد شیرجه زدن در رودخانه نوا را دارند! شباهت زیاد

آن به معماری اروپایی و حضور آن در قلب روسیه از جذابیت‌های این قصر است.

" دژ کردان (قلعة الحصن)، سوریه "

 


این قلعه که در یکی از بلندی‌های سوریه واقع شده با قدمت 800 ساله‌اش توانسته در برابر فرسایش و جفای زمانه طاقت آورده و به اعتقاد تی‌یی لورنس

«یکی از زیباترین قلعه‌های جهان» را شکل داده است. این قلعه به سبک و سیاق معماری قرون وسطایی ساخته شده است و دارای بدنه‌ای بیرونی ضخیم

است که بنای داخلی را از خارجی تمیز می‌دهد. در داخل آن با شهر کوچکی روبرو می‌شویم که دارای یک کلیسای نقلی، حمام‌ها، سالن‌های بزرگ و

سرسرایی به سبک گوتیک است. مهم‌ترین نشانه قدمت این بنا علف‌های هرزی است که در جای جای دیوارها و کف رشد کرده‌اند و نمایی ویژه به آن

بخشیده‌اند. شاید این قلعه نیز به یک اصلاح حسابی نیاز داشته باشد!

 

" موزه اسکار نیمییر، برزیل "

 


اسکار نیمیر یکی از طراحان برجسته‌ای است که در شکل گیری برزیلیا، پایتخت برزیل نقش زیادی داشته است. این موزه که در کاریتیبا واقع شده دیدگاه

زیبایی شناختی شما را به چالش می‌طلبد. همچون سایر ساختمان‌های مهم، نمای آن به گونه‌ای است که عاشقانه دوستش خواهید داشت یا اینکه به

شدت از آن بیزار خواهید شد! این بنا دارای یک گالری اصلی، نمای بالائی زرد رنگ و راهرویی شیب دار در بالای آب نما است. فضای داخلی موزه که به «موزه

چشم» معروف است تلفیقی از زیبایی و وسواس طراح را به خوبی نشان می‌دهد.

" ایاصوفیه، ترکیه "

 



ایاصوفیه مهم‌ترین نماد شهر استانبول می‌باشد که در قلب این پایتخت دوتکه آسیایی – اروپایی واقع شده است. این مسجد دارای چهار مناره سنگی است

که در صده ششم میلادی به عنوان یک کلیسای ارتودوکس ساخته شده و بعدها به مسجد بدل گشت، که از 1935 نیز به عنوان موزه از آن استفاده

می‌شود. جالب است بدانید این سازه عظیم الجثه تنها در مدت پنج سال ساخته شده و دارای گنبد پرابهت با ارتفاع 56 متر است. از آنجا که پایه‌های این

گنبد دارای پنجره‌های متعددی است، از نمای داخل به نظر می‌رسد که گنبد مسجد در بالای ابرهای معلق است!

 

ادامه مطلب


" چرا انگلیسی زبان بین‌المللی علم شد؟ "


بیش از 98 درصد تمامی مقاله‌های علمی که امروزه منتشر می‌شوند، انگلیسی هستند اما همواره این طور نبوده است.

به گزارش سرویس پژوهشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، به گفته مایگل گوردین، مورخ علوم در دانشگاه پرینستون، زمانی، لاتین، زبان علمی در

اروپا بود. به گفته این مورخ، با این حال، محققان در قرن 17 از لاتین دور شدند و گالیله، نیوتن و دیگران مقاله‌هایشان را به زبان بومی خود می‌نوشتند.

بخشی از این امر برای قابل‌دسترس کردن آثارشان و بخشی نیز در واکنش به اصلاحات پروتستان و کاهش تاثیر کلیسای کاتولیک انجام گرفت.

زمانی که لاتین از اریکه قدرت پایین آمد، گفتمان علمی به زبان‌های مجزا تبدیل شد و محققان از محو یک زبان مشترک که پیشرفت علم را کند می‌کرد،

نگران بودند.

در اواسط قرن 19، آن‌ها سه زبان اصلی فرانسه، انگلیسی و آلمانی را به عنوان گفتمان‌های علمی حرفه‌ای برگزیدند.

زبان آلمانی زمان طولانی در این موقعیت برجسته نبود و پس از جنگ جهانی اول محققانی از انگلیس، ایالت متحده، انگلستان، فرانسه و بلژیک سازمان‌های

علمی از قبیل «اتحادیه بین‌المللی نجوم» را تاسیس کردند. آن‌ها که تمایلی برای پذیرش زبان دشمنشان نداشتند، آلمانی را کنار گذاشتند.

آلمان در سال 1933 از فاجعه دیگری رنج برد، زیرا دولت آلمان یک پنجم از دانشمندان فیزیک و یک هشتم پروفسورهای زیست‌شناسی را به دلایل فرهنگی

و سیاسی اخراج کرد.

بسیاری از آن‌ها کشور را به مقصد امریکا و انگلیس ترک کردند و در آن‌جا به نشر مقالات به زبان انگلیسی پرداختند.

گرچه مسیر علم از آن زمان به سوی انگلیسی به عنوان زبان جهانی علم پیش می‌رفت، این تغییر دهه‌ها به طول انجامید و یکی از موانع در این زمینه جنگ

سرد بود.

طی دهه‌های 1950 و 1960، بخش اعظم ادبیات علمی به زبان روسی یا انگلیسی بود، اما در دهه 1970 و با سقوط شوروی، استفاده از زبان روسی کاهش

یافت.

در اواسط دهه 1990، حدود 96 درصد مقالات علمی جهان به زبان انگلیسی نوشته می‌شد و این مسیر از آن زمان روند رو به رشدی را تجربه کرده است.

امروزه انتشار مقاله علمی به زبان انگلیسی تقریبا به یک اجبار و نه انتخاب تبدیل شده است.

ادامه مطلب

" یكی از محبوب ترین شغلهای جهان "




به‌دلیل جذابیت‌های زیاد شغل راهنمایی تور، عده‌ی زیادی در جهان آرزوی داشتن این شغل را دارند.

 

 در دنیای امروزی، شغل‌های زیادی وجود دارند كه مردم آرزوی داشتن آن‌ها را دارند، شغل‌هایی كه جذاب‌اند و در عین حال، حقوق مناسبی نیز دارند.

در این میان، شغل راهنمای تور یكی از جذاب‌ترین شغل‌های جهان است كه افراد زیادی آرزوی داشتن آن را دارند. هرچند در ماه‌های اخیر، به‌دلیل كاهش

تمایل مردم جهان به سفر، تعدادی از راهنمایان تور، شغل خود را از دست داده‌اند، ولی با این وجود، از جذابیت این شغل كم نشده است.

افرادی كه شغل آن‌ها، راهنمای تور است، دست كم به یك زبان خارجی باید تسلط داشته باشند، از تاریخ و جاذبه‌های گردشگری كشوری كه در آن به كار

مشغول‌اند، اطلاعات كافی داشته باشند و شمرده‌شمرده سخن بگویند، با آداب رسوم كشور محل اشتغال و كشور مبدأ گردشگران آشنا باشند، جوان،

صادق، وفادار و دارای اعتماد به نفس باشند و در نهایت، از شیوه‌های ویژه‌ی كمك‌های اولیه به مصدومان آگاهی كامل داشته باشند.

كار به‌عنوان راهنمای تور در بیش‌تر مواقع از حضور در فرودگاه و انتقال گردشگران به محل اقامت‌شان آغاز می‌شود. البته برخی راهنمایان تور پیش از ورود

گردشگران، باید هماهنگی‌هایی را با مدیران هتل‌ها انجام دهند و احتمالا در روزهای بعد باید گردشگران را به دیدن جاذبه‌های گردشگری، تاریخی یا طبیعی

ببرد و تلاش كند تا گردشگران ایام شادی را تجربه كنند.

با این وجود، به‌دلیل امتیازات ویژه‌ای كه شغل راهنمایی تور دارد، افراد زیادی در تمام كشورهای جهان تلاش خود را می‌كنند تا به این شغل دست یابند.

البته از آنجا كه یكی از اركان‌ موفقیت هر آژانس مسافرتی یا هتل، راهنمایان تور هستند، در كشورهای مختلف جهان دوره‌های زیادی برای آموزش راهنمایان

تور برگزار می‌شوند كه كامل‌ترین آن‌ها كه طولانی‌ترین نیز است، یك دوره‌ی 50 هفته‌یی عملی است و راهنمایان تور در آن، آموزش‌های لازم را فرامی‌گیرند تا

بتوانند به این شغل جذاب كه داشتن آن آرزوی خیلی‌هاست، دست یابند.

ادامه مطلب


" کتاب گینس چیست "


كتاب ركوردهاي جهاني گينس (GUINNESS) مجموعه كاملي از ركوردهاي مختلف در تمامي زمينه ها است .

گينس تنها كتابي است كه هيچ وقت كامل نمي‌شود و همواره در حال تغيير است و هر ساله يك كتاب به نام كتاب گينس (مثلا گينس ‌۲۰۰۹) منتشر

مي‌شود.


در اين كتاب هيچ محدوديتي وجود ندارد و هر كاري كه براي نخستين بار توسط يك فرد انجام شده باشد در آن ثبت مي‌شود. چاپ و تنظيم چنين كتابي براي

اولين بار در سال ‌١٩٥٥ توسط رئيس كارخانه نوشابه سازي گينس و با همكاري دو برادر انگليسي (روس و نوريس مك وايتر) صورت گرفت و نام كتاب گينس بر

آن گذاشته شد و از آن سال اين كتاب هر ساله منتشر مي شود.

گينس پرخواننده‌ترين كتاب دنيا (البته پس از كتب مقدس آسماني) است و در كتابخانه ها بيشترين درخواست را دارد. در ضمن بيشترين حق نشر را داراست

و اين ركورد در كتاب گينس به نام خودش به ثبت رسيده است.

براي اين كه يك عمل در كتاب گينس به عنوان يك ركورد جديد پذيرفته و ثبت شود ابتدا بايد به مركز انستيتو گينس در انگليس ارجاع شود. در آنجامدتي در

بايگاني حفظ مي شود و پس از انجام بررسيهاي لازم و در صورت داشتن تمامي شرايط و ويژگيهاي مورد نظر اين موسسه همراه با نام صاحب ركورد به ثبت

مي رسد.

از بين قسمت‌هاي مختلف اين كتاب، بخش ورزشي آن بيشتر از ساير قسمتها تغيير و تحول پيدا مي‌كند.

سالانه حدود ‌٦٠٠ هزار تن خود را به موسسه گينس معرفي مي كنند كه تنها ركورد تعداد كمي از آنها پذيرفته شده و به آنها پاداش تلعق مي گيرد.

يكي از قسمت‌هاي خواندني و پر طرفدار گينس قسمت ركوردهاي “بامزه و مضحك” است كه در ادامه تعدادي از

آنها معرفي مي گردد:

پياده روي در بالاترين ارتفاع؛ مايك هاوارد انگليسي در يكم سپتامبر ‌٢٠٠٤ بر روي يك تيرآهني كه بين دو بالن در ارتفاع ‌٦٥٢٢ متري از سطح زمين نصب

شده بود، قدم زد. اين شاهكار بزرگ توسط يك نوارويدئويي براي پخش در برنامه هاي تلويزيوني ضبط شد.

درازگوش ترين سگ جهان؛
درازگوش ترين سگ جهان با گوش هايي به اندازه هر يك حدودا ‌٣٥ سانتيمتر. اين ركورد در سال ‌٢٠٠٤ در كتاب ركوردهاي

گينس ثبت شد. مالك اين سگ در شهر سنت جوزف در ايالت ايلينوي آمريكا زندگي مي كند.

سنگين وزن ترين سيب؛
سنگين وزن ترين سيب جهان با وزن تقريبي يك هزار و ‌٨٤٩ گرم. اين سيب در مرزعه اي در شهر هيروزاكي ژاپن پرورش يافته

است.

بزرگترين همبرگر؛
پخت بزرگترين همبرگر جهان با وزن ‌٣٥/٦ كيلوگرم در يك رستوران تايلندي.


بزرگترين گوي آينه اي؛
ساخت بزرگترين گوي آينه اي با قطري به اندازه ‌٥/٠١ متر در انگليس

ادامه مطلب

" نخستین روزنامه جهان "

نخستین روزنامه در جهان  سال 1605 منتشر شد این روزنامه را یوهان کارولوس به نام ریلیشن در فرانسه منتشر کرد. روزنامه ای که 70 سال عمر کرد.



(روزنامه نشریه‌ای است که به طور مرتب و منظم تهیه، چاپ و پخش می‌شود و بی هیچ قید و شرطی در دسترس مردم قرار می‌گیرد. روزنامه نه بیانیه

است و نه اطلاعیه و برای روشن ساختن افکار مردم بلکه به نشر اخبار و اطلاعات در زمینه‌های گوناگون و انتقاد و صلاح‌اندیشی در امور عمومی می‌پردازد.)


تاریخ اولین روزنامه ها در سراسر جهان:


1 - اولین روزنامه در فرانسه بعد از (ریلیشن) در سال 1631 با نام (گزت) منتشر شد.

2- اولین روزنامه در انگلیس (آکسفورد گزت) نام داشت که در سال 1665 انتشار یافت.

3 - اولین روزنامه در آمریکا (پابلیک اکرنسز) بود که در سال 1690 منتشر شد.

4- اولین روزنامه در کانادا (هالیفکس گزت) نام داشت که در سال 1752 منتشر می شد.

5 - اولین روزنامه در خاورمیانه در مصر منتشر شد که نام آن (الوقایع المصریه) که که در سال 1828 منتشر شد.

*اولین روزنامه در ایران توسط میرزا محمد صالح مهندس شیرازی به چاپ رسیده است*

اولین روزنامه چاپی که به زبان فارسی در ایران منتشر شده در سال 1253 یعنی سال چهارم سلطنت محمدشاه قاجار بوده است که آن را در طهران میرزا

محمد صالح مهندس شیرازی به چاپ سنگی انتشار داده است.

 این مرد بسیار زیرک قابل پسر حاجی باقر خان کازرونی شیرازی است، و یکی از پنج نفری است که در سال 1230 میرزا بزرگ قائم‌مقام اول به دستور عباس

میرزا نایب‌السلطنه ایشان را برای تحصیل علوم و فنون جدیده به لندن فرستاده و میرزا صالح که در اوایل سال 1235 به ایران برگشته سه سال و نه ماه و

بیست روز در انگلستان بوده و در این مدت زبانهای انگلیسی و فرانسه و لاتینی را فرا گرفته و در تاریخ و طبیعیات و بعضی فنون مثل شیشه‌سازی و ساختن

مرکب چاپ و تهیه حروف مقطعه و حکاکی و غیرها کار کرده و با سرمایة وافری از این معلومات به تبریز برگشته و شرح رفتن و برگشتن و دوره اقامت خود را

در انگلیس در طی کتاب بسیار مفید شیرینی به عنوان سفرنامه خود نوشته است.

* در حال حاضر ژاپنی ها روزنامه خوان ترین مردم در جهان هستند. همچنین پر تیتراژ‌ترین روزنامه‌های جهان در ژاپن منتشر می شوند *

ادامه مطلب

شماره کارت
6395991145733515
شماره حساب
010340500842126
شماره شبا ملی
IR580520000010340500842126
بنام آقای محمد صادقی Mohammad Sadeghi