مقالات


تاریخچه ی کلمه ی معروف OK چیست؟

 



سالها پیش در کشور انگلیس, پس از هر یک از جنگهایش با کشورهای گوناگون

برای اینکه امار سربازان را بدست بیاورند,بر روی پرچمی تعدادکشته ها را ثبت

میکردند, مثلا 5K و یا 11k ..... که K مخفف کلمه Kill بوده, یعنی مثلا 5 و یا

11کشته........

یک روز در جنگ متوجه شدند که ان روز هیچ کشته ای نداشته اند و روی

پرچم نوشتند OK.........

و چون در کشور انگلیس به صفر (او) می گویند, از ان پس هر وقت در انجام

کاری هیچ مشکلی نبود و همه چیز درست بود از OK استفاده میکردند.

ادامه مطلب

 


بهترین زمان روز برای انجام هر کاری چه موقع است؟


 


حتما برای شما هم پیش آمده است که صبح با شور و شوقِ شروعِ یک روز کاری از خواب بیدار بشوید اما شب با این احساس که روز مفیدی نداشته‌اید به رختخواب بروید. چرا چنین اتفاقی می‌افتد؟ شاید مسئله کاری که انجام می‌دهید نیست بلکه زمان انجام آن است. 

مثلا ممکن است تمام ساعت‌های صبح‌ را با پاسخ دادن به ایمیل‌ها گذرانده باشید و بنابراین برای کارهای خیلی مهمِ بعد از ظهر انرژی‌ای برایتان باقی نمانده باشد. در این مقاله چند پژوهش علمی درباره‌ی بهترین زمان برای انجام هرکاری را مرور می‌کنیم. این مقاله را بخوانید و شروع به تنظیم یک برنامه‌ی ‌زمانبندی تمام عیار برای خودتان کنید.

ورزش: پیش از صبحانه


می‌خواهید چند کیلویی وزن کم کنید؟

پس با لباس‌های ورزشی بخوابید، با دوستی قرار بگذارید که با هم ورزش کنید، در یک باشگاه ورزشی عضو شوید. خلاصه اینکه هرکاری از دست‌تان

برمی‌آید برای بیدار شدن و ایجاد انگیزه‌ی ورزشِ صبحگاهی انجام بدهید.

پژوهش‌ها می‌گویند که ورزش صبحگاهی- به خصوص قبل از صبحانه- بهترین نوع ورزش برای کاهش وزن است. ارین برادوین می‌گوید که ظاهرا علت تأثیر

ورزش صبحگاهی در کاهش وزن و افزایش انرژی این است که بدن شما از صبح روی سوزاندن چربی تنظیم می‌شود.


نوشیدن قهوه یا چای: بعد از ساعت 9:30


اگر به محض بیدار شدن یا بلافاصله بعد از ورود به دفتر به سراغ فنجان قهوه‌ یا لیوان چای‌تان می‌روید شاید بد نباشد این رویه را تغییر دهید.

یک دانشجوی دکترای عصب‌شناسی در این مصاحبه می‌گوید که بهترین زمان برای نوشیدن قهوه بعد از ساعت ۹:۳۰ صبح است چرا که هورمون استرس،

یعنی کورتیزول که مسئول تنظیم انرژی بدن است معمولا بین ساعت ۸ و ۹ صبح در اوج خود قرار دارد بنابراین شما نیازی به تحریک آن ندارید.

انجام کارهای نیازمند تمرکز: دربهترین زمان بیولوژیکی بدن



بهترین زمان بیولوژیک بدن (BPT) عبارتی است که توسط سم کارپنتر، نویسنده‌ی کتاب «از سیستم کار بکشید» ابداع شده است. این اصطلاح به زمانی از

روز اشاره دارد که بدن شما دارای بیشترین انرژی است. BPT افراد با هم متفاوت است.

اگر می‌خواهید بدانید BPT شما چیست از کلکی که کریس بیلی، نویسنده‌ی کتاب «پروژه‌ی بهره‌وری» ابداع کرده است استفاده کنید. بیلی، کافئین و الکل

را از رژیم غذایی خود حذف کرد، میزان شکر دریافتی بدنش را به حداقل رساند و تنظیم زنگ هشدار برای بیدار شدن را کنار گذاشت. بعد به مدت سه هفته

سطح انرژی خود را در هر ساعت یادداشت کرد. این آزمایش به او نشان داد که BPT‌های او اغلب بین ساعت ۱۰ صبح تا ظهر و ۵ تا ۸ بعد از ظهر هستند.

بعد از تعیین BPT خودتان می‌توانید (تا حدی که محدودیت‌های شغلی‌تان اجازه می‌دهد) برنامه روزانه‌ی خود را تغییر دهید به طوری که مهم‌ترین و

سخت‌ترین کارها را در طول ساعت‌های BPT انجام دهید.

مصاحبه‌ی کاری: یکشنبه ساعت ۱۰:۳۰ صبح

اگر مدیر بخش استخدام از شما پرسید چه زمانی می‌توانید برای مصاحبه بروید یکشنبه ساعت ۱۰:۳۰ را پیشنهاد کنید. این احتمالا برای خود مصاحبه‌کننده

هم مناسب‌ترین زمان است. مخصوصا دقت کنید که درست در ابتدا یا انتهای روز یا بلافاصله قبل یا بعد از ناهار قرار نگذارید.

زنگ تفریح: اواسط صبح



اخیرا تحقیقی انجام شده که می‌گوید بهترین زمان برای زنگ تفریح اواسط صبح است. علت این مسئله آن است که منابع ذهنی شما معمولا بعد از بیداری

در بالاترین سطح خود هستند. این منابع به تدریج در طول روز مصرف می‌شوند. به این ترتیب هرچه زنگ تفریح به ابتدای روز کاری نزدیک‌تر باشد تجدید قوا

آسان‌تر است.

به علاوه، این پژوهش‌ می‌گوید که نیازی نیست در مدت زنگ تفریح لزوما فعالیت «غیرکاری» داشته باشید. همین که کاری را انجام دهید که دوست دارید و

خودتان انجام آن را انتخاب کرده‌اید کافی است.

از بین شرکت‌کنندگان در این پژوهش، آنهایی که در ساعاتی نزدیک‌تر به صبح زنگ تفریح داشتند و در طول آن فعالیت‌هایی را که برایشان ارجحیت داشت

انجام داده بودند تنش فیزیکی کمتر و احساس رضایت شغلی بیشتری را گزارش کرده‌اند.

چرت روزانه: بین ساعت ۲ تا ۳ بعد از ظهر



براساس پژوهشی که توسط کلینیک مایو انجام شده است، میانه‌ی بعد از ظهر به دو دلیل بهترین زمان برای چرت روزانه است. اول اینکه، همه‌ی انسان‌ها

معمولا بعد از ناهار کمی احساس خواب‌آلودگی یا کاهش هوشیاری دارند. دوم اینکه، احتمال تداخل خواب روزانه با خواب شبانه در این ساعت‌ها از

ساعت‌های دیگرِ بعد‌ از ظهر کمتر است.

کلینیک مایو پیشنهاد می‌کند که زمان چرت زدن بیشتر از ۱۰ تا ۳۰ دقیقه نباشد وگرنه با خستگی و خمودی بیدار خواهید شد.

برگزاری جلسه: یکشنبه ساعت ۳ بعد از ظهر



پژوهشی وجود دارد که می‌گوید ساعت ۳ بعد از ظهر یکشنبه (دومین روز از هفته‌ی کاری) بهترین زمان برای برگزاری جلسه‌ی تیمی است. چون این زمانی است که احتمال حضور همه‌ی اعضا

بیشتر است. در مقابل،‌ بدترین زمان برگزاری جلسه در ابتدای روز اعلام شده است.

کیت هریس، محققِ ارشد این پژوهش می‌گوید :«باید به افراد زمانی برای آماده شدن بدهیم. اگر جلسه ساعت ۹ صبح باشد افراد یا روز قبل را به

آماده‌سازی برای جلسه سپری می‌کنند یا بدون آمادگی در جلسه حاضر می‌شوند.»

انجام امور خلاقانه: وقتی خسته هستید



احتمالا شما هم فکر می‌کنید کارهای خلاقانه را باید برای زمانی که هوشیار و پرانرژی هستید بگذارید اما تحقیقات خلاف این را نشان می‌دهند.

پژوهشی که اخیرا روی دو گروه از دانشجویان دوره‌ی کارشناسی انجام شده نشان می‌دهد گروهی که درگیر بازی کامپیوتریِ نیازمند به تمرکز بیشتر بودند

نسبت به گروهی که بازی ساده‌تری را انجام می‌دادند خلاق‌تر بودند.

ادامه مطلب


" خطرناکترین شغل های جهان "

آتش‌نشانان


یلی‌ها فکر می‌کنند کار آتش‌نشانان خاموش کردن آتش است، ولی اگر یکی از نزدیکان شما این شغل را داشته باشد حتما به شما خواهد گفت که گاهی از

درد رنج می‌برد. آتش‌نشانان به خاطر حرفه‌شان با حرارت زیاد آتش سر و کار دارند و ممکن است در ماموریت‌هایشان دچار سوختگی هم بشوند. درد جسمی

در شغل آتش‌نشانی به همین جا ختم نمی‌شود. وقتی یک آتش‌نشان شیلنگ آب بزرگی را که آب با فشار از آن خارج می‌شود در دست می‌گیرد و به جنگ

شعله‌های آتش می‌رود، فشار زیادی بر عضلات کمر و بازوانش وارد می‌شود. اغلب آتش‌نشانان باید از نردبان‌های بلند بالا بروند و همراه خود فردی را که در

میان شعله‌های آتش گیر افتاده است را بر دوش خود حمل کنند و پایین بیاورند. در این میان اگر از ارتفاع زیاد سقوط کنند و آسیب جدی ببینند، باید از شغل

خود انصراف بدهند و بازنشسته شوند البته اگر از این سانحه جان سالم بدر ببرند. از سوی دیگر شیفت‌های آتش‌نشانان بسیار طولانی است و مجبورند در

تمام طول شب و گاهی دو روز پشت سر هم در ایستگاه‌های آتش‌نشانی بخوابند که تشک‌های نامناسب و تخت‌خواب‌های غیراستاندارد در استراحتگاه‌ آنها

باعث بروز کمردرد خواهد شد. با این حال، آتش‌نشانان مردانی قوی و با اراده هستند که بدن‌شان را برای انجام هر کاری، در هر زمانی که به آنها ماموریت

داده می شود، آماده می‌کنند.

خلبانان و مهندسین پرواز



خلبان شدن و پرواز بر فراز ابرها آرزوی خیلی از بچه‌هاست، ولی وقتی از دور به این حرفه نگاه می‌کنید، شاید از فشار کاری سنگینی که یک خلبان تحمل

می‌کند، خبر نداشته باشید. گاهی ساعت‌ها پرواز و بیداری باعث بروز سردرد در خلبان می‌شود. گرچه پروازهای خلبانان برنامه نوشته شده‌ای دارد، ولی

گاهی به دلایلی مانند اوضاع نامساعد جوی، لغزندگی باند و… پرواز به تاخیر می‌افتد و برنامه خواب و استراحت خلبانان را به هم می‌زند.

اگر شما یک خلبان باشید گاهی لازم است چند بار در طول روز هواپیمایتان را عوض کنید و کیف خود را همراهتان از یک هواپیما به هواپیمای دیگر ببرید که

حمل این کیف سنگین در یک سمت بدن، به مرور زمان باعث آسیب ستون فقرات‌تان و بروز درد می شود. از سوی دیگر، ساعت‌های طولانی پرواز و در یک

موقعیت ثابت نشستن یکی دیگر از دلایل بروز دردهای جسمی در خلبانان است. توجه به این دردها و رفع آنها در حرفه خلبانی مهم است، چون ممکن است

تمرکز خلبان را به هم بزند و جان صدها مسافر را به خطر بیندازد.

ناگفته نماند که مهندسین پرواز نیز زمان بسیار زیادی را در معرض مواد شیمیایی هستند و نه فقط آنان بلکه خلبانان زمان زیادی در حین پرواز در کنار خطوط

قوی برق به سر می برند که با چشم غیر مسلح نیز دیده می شود.

پلیس ها



بعد از خلبانی، پلیس شدن آرزوی بسیاری از پسر بچه‌هاست، ولی خیلی از این آرزوها در بزرگسالی با دیدن دشواری شغل پلیس‌ها به فراموشی سپرده

می‌شود. در خیابان‌های شلوغ بین ماشین‌ها ساعت‌ها ایستادن و ترافیک را هدایت کردن و یا در تعقیب و گریز خلافکاران و جنایتکاران شرکت کردن، از این

حرفه شغلی پُر استرس می‌سازد که این استرس هم بر جسم و هم بر فکر و روح پلیس‌ها وارد می‌شود. بسیاری از پلیس‌ها در هنگام انجام وظیفه زخمی

می‌شوند و صدمه می‌بینند. ساعت‌های طولانی در اتومبیل پلیس نشستن و رانندگی کردن و یا سر چهارراه ایستادن باعث بروز کمردردهای مزمن در

پلیس‌ها می‌شود.

شیشه پاک کن های آسمان خراش ها


 
شما باید قدرت بدنی بسیار بالایی داشته باشید تا بتوانید در دبی شیشه پاکن شوید. یکی از این کارگرها بدون کمربند ایمنی، بدون کلاه

ایمنی و درحقیقت بدون هیچ وسیله ای کار می کند و تنها به فکر برق انداختن شیشه های ساختمان برای ساکنان آن است. این کارکنان در امارات هیچ

اعتراضی به وضع کاری خود ندارند چون می دانند در صورت اعتراض کارگر دیگری استخدام می شود.

کارگران ساختمانی



به انواع فلزها و آهنهایی که در کنار این کارگران جمع شده است توجه کرده اید؟ به ویژه آن دسته ای که بر روی داربست ها قرار می گیرند. در واقع نباید این

کارگران زیاد تکان بخورند تا با دقت و آرامش به کار خود مشغول باشند. لحظه ای فراموش کردن این مسئله، معادل سقوط آنان خواهد بود و اگر چنین شود

امکان زنده ماندنشان بسیار کم است.

از آن گذشته ساعت‌های طولانی روی داربست‌های ساختمان های چند طبقه کار کردن، راه رفتن روی تیرآهن‌ها در ارتفاع چند متری و کار با بالابر‌های

سنگین، سلامت جسمی کارگران را تهدید می کند. ولی بسیاری از کارگران بعد از وارد شدن آسیب جسمی، به دلیل ترس از بیکار شدن، از شکایت و

گرفتن طول درمان از کارفرمایان خود صرف نظر می‌کنند و درمان اساسی انجام نمی‌دهند. از سوی دیگر، کار بدنی سخت و بارهای سنگین را بر دوش حمل

کردن فشار زیادی را بر بدن، ستون فقرات و عضلات کارگران ساختمانی وارد می‌کند که طی سال‌ها باعث دردهای عضلانی اسکلتی زیادی خواهد شد.

کارگران دکل های تلفن همراه




این شغل یکی از خطرناک ترین مشاغل به شمار می رود. زیرا شرکت های تلفن همراه تلاش می کنند تا دستگاه های گیرنده خود را در بالاترین نقطه ممکن

نصب کنند و این کار باید به دست کسانی انجام شود که در بالاترین نقطه این دکل ها قرار گیرند و مبادرت به این امر کنند. خطر از دست رفتن تعادل و برق

گرفتگی همیشه در این کار به قوت خود باقی است.

کارگران خطوط برق فشار قوی




علت خطرناک بودن این شغل بر همه عیان است. علاوه بر بالا رفتن از سطح زمین، حفظ تعادل در زوایای مختلف حین کار، آن هم کار با چیزی که خود خطر

مرگ را نزدیک می کند. سالانه بیش از 34 نفر از کارگران دست اندر کار در این امر در سراسر دنیا جان خود را از دست می دهند.

سیم کش های هوایی



ممکنه اولین بار که این آدم ها رو بالای سیم ها ببینید به چشم های خودتون شک کنید در حالی که واقعا این شغل مخاطره آمیز وجود داره. این آدم ها که

تعداد آنها بسیار کم هست، فوق العاده در کارشون تخصص دارند.


خنثی کنندگان مین



تا به امروز تشخیص دستی و بدون استفاده از ربات و ماشین بهترین روش کشف مین است زیرا اگر بخواهیم خوش بین باشیم ربات ها 80 درصد مین ها را

کشف می کنند و این درحالی است که انسان ها تا 99/6 درصد را کشف می کنند.

مسئولین جمع آوری زباله ها




این افراد هر روزه می بایست تمام زباله ها را جمع آوری کرده و محل آن را تمیز کنند و هر روزه هم با مواد شیمیایی اسیدی سر و کار دارند. البته اگر خوش

شانس باشند و فقط در شهر کار کنند. جمع آوری زباله های صنعتی خطر بیشتری را به همراه دارد. خطر بریده شدن دست و بدن با وسایل تیزی که خود را

لابه لای آشغال ها پنهان کرده اند نیز دور از انتظار نیست. البته بگذریم از رانندگانی که نسبت به حضور رفتگران در خیابانها بی توجه هستند و حادثه می

آفرینند.


کشاورزان و گله داران اسب


هر روز کشاورزان با مواد شیمیایی سر و کار دارند که استفاده نابجای آن و بی تجربگی در لحظه ای کار دستشان می دهد و بسیاری از کسانی که به

مراقبت و پرورش اسب مشغولند گاهی با بی توجهی در معرض آسیب اسب قرار می گیرند. شاید لازم نباشد که بگوییم یک ضربه پای اسب به بدن انسان

چه می کند.
سقف سازان



چیزی که شرایط کار را سخت تر می کند تنها قرار گرفتن در بلندی و جای خطرناک نیست. بلکه این کارگران باید وسایل زیادی را با خود حمل کنند. عجله

اتمام کار این کارگران خطر این کار را بیشتر می کند. گرما و گاهی سرما، شرایط نامتعادلی که در آن قرار دارند همه مزید بر علت عجله در کارشان می باشد.

در هر صورت یک بی احتیاطی کوچک می تواند حادثه بدی را رقم بزند.

رانندگان کامیون‌



اگر شما یک اتومبیل ‌سواری داشته باشید و با آن به سفر بروید خیلی آسان است، هر وقت که احساس خستگی می کنید می توانید در کنار جاده پارک

کنید و کش و قوسی به بدن‌تان بدهید، ولی پیدا کردن مکانی مناسب برای پارک کردن یک کامیون اغلب دشوار است. به همین دلیل، رانندگان کامیون

ساعت‌ها در یک موقعیت بدنی ثابت رانندگی می‌کنند و فشار زیادی به عضلات و ستون مهره‌هایشان وارد می‌شود. رانندگی در جاده‌های کوهستانی نیز

مشکل دیگری است که راننده علاوه بر فشار دادن بی‌وقفه ی پا روی پدال گاز، باید کامیون سنگین را از سربالایی بالا ببرد که این کار فشار زیادی را بر بدن و

ستون مهره‌ها وارد می‌کند. به همین دلیل کمردرد و مشکلات دیسک کمر و به دنبال آن فشار روی اعصاب پا و پا درد در میان رانندگان کامیون شایع است و

کار وقتی بدتر می‌شود که به این دردهای هشدار‌دهنده توجهی نکنند و چون بیشتر عمرشان در جاده می‌گذرد، از مشورت با یک پزشک کوتاهی کنند.


 
نوازندگان



نوازندگان نیز جزء مشاغلی هستند که باعث درد‌های مزمن می شوند. سندرم تونل کارپال یکی از این درد‌ها است که مچ دست نوازندگان را درگیر می‌کند.

در این شرایط لازم است مچ‌ها را در مچ بندهای ویژه‌ای که متخصص ارتوپد تجویز می‌کند، قرار دهند و برای رفع درد و برآمدگی و تورم مچ‌ها، کورتیزون تزریق

کنند. بسیاری از نوازندگان مجبورند ساعت‌های طولانی بدون حرکت بنشینند و بنوازند که این کار باعث بروز درد در عضلات کمر، پشت و شانه‌هایشان خواهد

شد. ورزش کردن روزانه و گرم کردن عضلات دست پیش از نواختن، به کاهش این دردها کمک می‌کند.

تایپیست‌ها




اگر شما به صورت تفننی مطالبی را تایپ کنید، شاید مشکلی نداشته باشید، ولی اگر مجبور باشید این حرفه را به عنوان شغلی برگزینید که مخارج زندگی

خود را از آن تامین کنید، لازم است ساعت‌ها با انگشت های‌تان کار کنید و مچ‌تان را ساعت‌های طولانی در یک موقعیت ثابت نگه دارید. سندرم تونل کارپال در

میان تایپیست‏ها نیز شایع است.

دندانپزشکان



شاید شغل دندانپزشکی از نظر کسی که از دور به آن می‌نگرد شغلی راحت و پردرآمد باشد، ولی از دردهای مزمن این حرفه، فقط دندانپزشکان خبر دارند.

دندانپزشکان مجبورند ساعت‌های طولانی در یک موقعیت بدنی ثابت روی دندان‌های بیمار‌شان کار کنند. کار کردن در یک فضای کوچک که فاصله‌ها

میلی‌متری است، مستلزم دقت و تمرکز زیادی است. به همین دلیل به دندانپزشکان توصیه می‌شود صندلی‌ها و یونیت‌های دندانپزشکی را خریداری کنند

که ارگونومیک هستند و از کمر، پشت، پاها و دستان‌شان در هنگام کار حمایت می کنند. در ضمن توجه به اصول صحیح نشستن و نسبت به بیمار در یک

موقعیت مناسب قرار گرفتن می‌تواند از بروز این دردها در کوتاه مدت و طولانی مدت پیشگیری کند.

پرستاران



نتایج بررسی‏ها نشان می‌دهد پرستاران بیش از صاحبان مشاغل دیگر، از کار خود به دلیل بیماری و یا آسیب جسمی مرخصی می‌گیرند. اگر شما در بخش

توان‌بخشی پرستار باشید، باید با بیمارانی کار کنید که توانایی کنترل بدن خود را ندارند و در حین جابه‌جا کردن آنها یا کمک به توان‌بخشی‌شان، فشار زیادی

بر بدن‌تان وارد می‌شود و حتی ممکن است تعادل شما هم به هم بخورد و زمین بخورید و دچار آسیب شوید. بارها خم شدن جلوی بیماران تا کفش‌هایشان

را بپوشند، کمک به آنها برای راه رفتن، حمام کردن، مرتب کردن بدن آنها وقتی به تختخواب باز می‌گردند، فشار زیادی بر بدن پرستاران وارد می‌کند. جلوگیری

از وارد شدن فشار کاری به بدن و کمک خواستن از متخصصان در هنگام بروز درد، بهترین راه برای رهایی از دردهای مزمن این شغل است.


قطع درخت و هیزم شکنی



شاید خیلی تعجب آور باشد که این کار جزء مشاغل خطرناک به شمار می رود اما همین تعجب است که گاهی کار دست کارگر آن می دهد. فشار این کار

به قدری زیاد است که گاهی فشاری که به جسم وارد می شود نادیده گرفته می شود. شخص بی نوایی که به این کار مشغول است معمولا متوجه این

فشار نیست. ضربات مدوام با تبر بر سر چوب با اندکی نادیده گرفتن فشار بدنی، ممکن است حادثه ای را برای فرد به دنبال داشته باشد. به زبانی دیگر این

کار، کار هر کس نمی باشد که آن را ساده انگاشت.

ماهیگیران



ماهیگیران می بایست زمان بسیار زیادی را در دریاها سپری کنند و این زمان با به هم ریختن هوا و یا بادهای شدیدی همراه است که همیشه قابل پیش

بینی نیست. ماهیگیرانی که در سطح بین المللی مشغول به این کار هستند بسیار از ساحل فاصله گرفته و به عمیق ترین نقاط دریاها سفر می کنند. نجات

جان آنها تنها به جلیقه نجاتی که برتن دارند بستگی دارد. اگر بر اثر طوفان و در شرایط متلاطم دریا به آب بیفتند نجات آن ها بسیار سخت می شود.

 

معدنچیان



با توجه به خبر چند وقت پیش معدنچی های شیلی که در عمق 700 متری زمین گیر افتادند خطرناک بودن این شغل واقعیتی غیر قابل انکار است.

آموزش دهندگان شیرها



حتی صدای غرش شیرها بدن را می لرزاند اما لحظه ای به این فکر کنیم که شیر عصبانی شود و تنها با آن در یک قفس باشید. تصورش هم ترسناک است.




 

 

ادامه مطلب


" میلیونرها در چه رشته هایی تحصیل کرده اند؟ "


پیگیری زندگی افراد ثروتمند ممکن است برای بسیاری از افراد تبدیل به یک سرگرمی جالب شده باشد. دانستن سوابق تحصیلی

این افراد نیز ممکن است برای کسانی که علاقه‌مند به پیمودن مسیر این افراد موفق و ثروتمند هستند نیز جالب باشد.



 
بسیاری از افراد تصور می‌کنند که میلیونر شدن غیر ممکن است و افراد ثروتمندی که میلیونر هستند دارایی خود را به ارث برده‌اند. اما مطالعات نشان

می‌دهد که 80 درصد افراد میلیونر سرمایه خود را خودشان به دست آورده‌اند. از میان این افراد 85 درصد آنها تحصیلات دانشگاهی نیز داشته‌اند. این افراد
 
ثروتمند در چه رشته‌هایی تحصیل کرده‌اند؟ طیق مطالعات آماری انجام شده رشته‌های تحصیلی این افراد محدود است. شاید در نگاه اول رشته تحصیلی

برخی از این افراد هیچ ارتباطی با پولدار شدنشان نداشته باشد اما اکثریت آنها در رشته‌هایی تحصیل کرده‌اند که در میلیونر شدنشان تاثیر مستقیم داشته است.

در ادامه به معرفی 5 رشته تحصیلی مورد علاقه افراد موفق و ثروتمند می پردازیم.

1. لیسانس مدیریت بازرگانی (BBA):


مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی جزء رشته‌های محبوب افراد میلیونر است. دلیل انتخاب این رشته واضح است. بسیاری از این افراد ثروتمند تمایل زیادی به

امور بازرگانی و همچنین مدیریت گروه‌ها وافراد در شرکت‌ها را دارند. به همین دلیل نیاز به داشتن توانایی مدیریت، برنامه‌ریزی استراتژیک و تصمیم‌گیری را

احساس می‌کنند و به سمت این رشته تحصیلی متمایل می‌شوند.

آرنولد شوارتزنگر از جمله افرادی است که لیسانس مدیریت بازرگانی را از دانشگاه ویسکانزین دریافت کرد و موفق شد پس از حرفه بازیگری به سمت

فرمانداری ایالت کالیفرنیا برسد. مدیریت تولید صنعتی یکی از عناوین شغلی برای فارغ التحصیلان این رشته است که به طور متوسط 85 هزار دلار حقوق

سالیانه دارد.

2.حقوق:



مدرک حقوق چهارمین رشته محبوب در میان افراد موفق و میلیونر است. دانشجویانی که در این رشته تحصیل می‌کنند اگر توانایی تحقیق و حل مساله

خوبی داشته باشند و بتوانند به طور موفق از پس دعواهای شفاهی و کتبی حقوقی برآیند؛ در نهایت درآمد خوبی خواهند داشت. باراک اوباما در دانشگاه
 
هاروارد در رشته حقوق تحصیل کرد و حتی مدتی نیز درس حقوق مدنی را در دانشگاه حقوق شیکاگو قبل از رسیدن به ریاست جمهوری آمریکا تدریس کرد.

طبق گزارش سازمان جهانی کار متوسط حقوق وکلا 115 هزار دلار در سال بوده و قضات نیز در حدود 102 هزار دلار در سال درآمد دارند.

3.اقتصاد:



مدرک دانشگاهی اقتصاد سومین رشته محبوب در میان افراد موفق و میلیونر است. دانشجویان در این رشته با مبنی و تئوری‌های دینامیک اقتصادی؛

سیستم‌ها و امور مالي آشنا می‌شوند. علاوه بر این دانشجویان این رشته باید ریزنگر بوده و توانایی تفکر انتقادی و مهارت‌های بالای ریاضی داشته باشند.

وارن بافت میلیاردر فوق لیسانس اقتصاد خود را از دانشگاه کلمبیا دریافت کرد و هم اکنون به عنوان رییس Berkshire Hathaway جز ثروتمندترین افراد حاضر در

دنیا محسوب می‌شود. طبق آمار متوسط درآمد اقتصاددانان 91 هزار در سال است.

4. MBA:


مدرک کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی نیز از جمله رشته‌های دانشگاهی محبوب افراد میلیونر و موفق است. تئوری‌های پیشرفته بازاریابی؛ حسابداری و

برنامه‌ریزی استراتژیک از موضوعات مورد بحث در این رشته تحصیلی است. دانشجویان این رشته باید توانایی بالای در قدرت انتخاب و مهارت‌های ارتباطی

داشته باشند.

فیل نایت مدرک MBA خود را از دانشگاه استنفورد دریافت کرد و در دانسشگاه پورتلند نیز به تدریس درس‌های این رشته تحصیلی پرداخت و بعدا با همکاری

یکی از دوستان خود شرکت بزرگ و محبوب نایک را که برند معروفی در لوازم و پوشاک ورزشی محسوب می‌شود تاسیس کرد.

5. مهندسی:



رشته‌های مهندسی جز محبوب‌ترین‌ها در میان میلیونرها و افراد ثروتمند هستند. حوزه مهندسی شامل زیر مجموعه‌های مختلفی از رشته‌های مهندسی

می‌شود اما دانشجویان رشته‌های مهندسی به طور کلی و مشترک باید قدرت تحلیل بالا وخلاقیت زیادی داشته باشند.

لئو یاکوکا مدرک مهندسی صنعتی خود را از دانشگاه پرینستون دریافت کرد و کار خود را در شرکت فورد موتورز به عنوان طراح صنعتی آغاز کرد و قبل از

رسیدن به مقام ریاست شرکت فورد موفق شد مدل محبوب این شرکت یعنی فورد موستانگ را طراحی کند. بعدها وی مدیر عامل گروه تولیدی کرایسلر

شد.

ادامه مطلب

" پرخواننده ترین کتاب های دنیا چه کتابهایی هستند؟ "

 

1_"داستان دو شهر"، اثر چارلز دیکنز:


پرفروش ترین کتابی که تاکنون در تاریخ به فروش رفته، رمانی است از چارلز دیکنز به نام داستان دو شهر. این رمان نخستین  بار در سال 1859 میلادی چاپ

شد و تاکنون توسط ناشران مختلف به چاپ رسیده و اخیرا نیز در سال 2011 توسط انتشارات پنگوئن با تیراژ بالا به چاپ رسید. این رمان، جوانی کشاورز زاده

را تحت تعالیم اشرافیگرائی های فرانسوی در سال های منتهی به انقلاب و خشونت های انقلابیون را نسبت به اشراف سابق، در سال های اول انقلاب

فرانسه به تصویر می کشد. در این جریانات ماجرای چند نفر دنبال میشود، از همه مهمتر چارلز دارنه، اشرافی فرانسوی سابق که با وجود ذات خویش،

قربانی هیجانات ضد تبعیض انقلاب می شود و سیدنی کارتن، وکیلی بریتانیایی که فراری است و تلاش می کند زندگی ناخوشایندش را با عشق به همسر

دارنه، لوسی مانه نجات دهد.


 


2_ارباب حلقه ها"، اثر جان رونالد تالکین:




مان ارباب حلقه ها نخستین  بار در سال 1954 میلادی به چاپ رسید و تاکنون بیش از 150 میلیون نسخه در سراسر جهان فروش داشته است. تاکلین استاد

زبانشناسی دانشگاه اکسفورد با استفاده از دانشش درزمینه زبان، رمانی سه گانه خیالی و حماسی نوشت. از شخصیت های معروف داستان می توان به

آراگورن و سائورون اشاره کرد. آراگورن پسر آراتورن که از نژاد نومه نور است، وارث پادشاهی فراموش شده الندیل و ایزیلدور در سرزمین میانه است. آراگورن

بعد از نابودشدن سایرون به عنوان شاه ا...سار تاجگذاری کرد و صلح را به ارمغان اورد. ارباب تاریکی یا سائرون شخصیت منفی اصلی اثر است و کسی است

که حلقه یکتا را برای کنترل نوزده حلقه دیگر قدرت ساخته است و بنابر همین مساله «ارباب حلقه ها» خوانده می شود.

 

 

3- "هابیت"، یا آن جا و بازگشت دوباره، اثر جان رونالد تالکین:



سومین کتاب پرفروش تاریخ نیز نوشته تالکین نویسنده ارباب حلقه هاست. این رمان در فضایی اوهامی و تخیلی و در اصل برای کودکان نوشته شده بود. این

کتاب داستان یک هابیت است به نام بیلبوبگینز. هابیت ها گونه ای از موجودات تخیلی در رمان های تالکین هستند که در سرزمین میانه زندگی می کنند. وی

درگیر ماجرایی می شود تا سهمی از گنجی را به دست آورد که به دست اژدهایی به نام اسماگ افتاده است. کتاب در ۲۱ سپتامبر ۱۹۳۷ منتشر شد و

برنده جایزه نیویورک هرالد تریبون برای بهترین داستان تخیلی جوانان شد. این کتاب هنوز هم پرطرفدار است و به عنوان یک نمونه کلاسیک کتاب های کودکان

شناخته می شود.

4- رؤیای تالار سرخ، اثر کائو ژوکین:


رؤیای تالار سرخ یا رویای خانه سرخ رمانی است نوشته کائو ژوکین، نویسنده چینی قرن هجدهم. این کتاب از شاهکارهای ادبیات کلاسیک چین بشمار می

آید که در زمان دودمان چینگ نوشته شده است. در مورد این کتاب دو دیدگاه وجود دارد. یکی آنکه کتاب براساس زندگی نامه شاعر منچو قرن هفدهم نالان

هیسنگ ته نوشته شده است و دیگر آنکه کتاب زندگی نامه خود نویسنده است.

 

تاب زندگی نامه خود نویسنده است.

اهمیت این رمان به سبب شخصیت پردازی برای تعداد زیادی از قهرمانان داستان، ساختار روانشناسانه قابل توجه است. 

5- "و سپس هیچ کس نبود"، اثر آگاتا کریستی:




گاتا کریستی نویسنده انگلیسی مشهور داستان های جنایی و ادبیات کارآگاهی است و هر کتابی که می نوشت به سرعت و با نسخه های بالا به فروش

می رفت. او درمجموع 66 رمان جنایی نوشت. داستان های آگاتا کریستی، به خصوص آن دسته که درباره ماجراهای کارآگاه هرکول پوآرو یا خانم مارپل

هستند، نه تنها لقب «ملکه جنایت» را برای او به ارمغان آوردند بلکه وی را به عنوان یکی از مهم ترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و تکامل

داستان های جنایی کوشیده اند نیز معرفی و مطرح کردند. از روی رمانهای او فیلم و سریال های زیادی نیز ساخته شده است.

6- "شیر، جادوگر و گنجه"، اثر کلایو لوئیس:

 


نویسنده مشهور ایرلندی در سال 1950 کتابی منتشر کرد که به سرعت به یکی از کتاب های محبوب انگلیسی زبانان تبدیل شد. وی استاد کرسی

انگلستان قرون وسطی و رنسانس در دانشگاه کمبریج بود و در طول عمر خود درزمینه های گوناگون ادبیات آثار بسیاری پدید آورد که بیشتر کتاب های او

درباره الاهیات مسیحی، و ادبیات قرون وسطا و دوران رنسانس است.

7- "او: تاریخ یک ماجراجویی"، اثر هنری هگارد:


این رمان در سال 1887 به صورت سریالی در مجله گرافیک ارائه شد و به دلیل استقبال فوق العاده خوانندگان به صورت کتاب به چاپ رسید و تاکنون نیز در

حال تجدید چاپ است. این اثر یکی از آثار کلاسیک ادبیات تخیلی است. این رمان که زاویه راوی اول شخص بیان می شود شرح سفر شخصی به نام هوراس

هولی و همراهش به یک سلسله پادشاهی گمشده در قاره آفریقا است. آنها با قبایل اولیه و ملکه ای رازآمیز برخورد می کنند و عبارت او در واقع اشاره به

همین ملکه است.


8- "شازده کوچولو"، آنتون دو سنت اگزوپری:



شازده کوچولو یا شهریار کوچولو داستانی است به زبان فرانسوی نوشته آنتوان دو سنت اگزوپری است. این داستان از معروف ترین داستان های کودکان و

سومین داستان پرفروش قرن بیستم در جهان همچنین یکی از پرفروش ترین کتاب های تمام دوران هاست. در این داستان اگزوپری به شیوه ای

سورئافهرست ی و به بیان فلسفه خود از دوست داشتن و عشق و هستی می پردازد. این کتاب ترجمه های متعددی به زبان فارسی دارد که در این میان

ترجمه های احمد شاملو (که وی نام مسافر کوچولو را برای ترجمه خود برگزید)، محمد قاضی و ابوالحسن نجفی معروف ترند.

9- "رمز داوینچی"، اثر دن براون:


رمز داوینچی، نام رمانی کارآگاهی و ماجرایی است از نویسنده آمریکایی، دن براون که از فروش و استقبال گسترده ای در سراسر جهان برخوردار بوده است

و در فاصله چند سال پس از چاپ آن در سال 2003 میلادی، یک فیلم سینمایی و یک بازی ویدئویی هم بر اساس آن ساخته شده است. این کتاب شدیدا

علیه کلیسای کاتولیک، واتیکان، پاپ و گروه مذهبی اپوس دئی است و از همین رو گروه های مختلف مسیحی علیه آن واکنش نشان داده اند.

ماجرای داستان حول یک تئوری خاص درمورد تاریخ مسیحیت می گردد که پیش از این کتاب نیز در موردش صحبت شده است و تاریخ دانانی با آن موافقند.

لازم به ذکر است که کتاب «خون مقدس، جام مقدس» منبع اصلی براون برای این تئوری ها بوده است. طبق این تئوری عیسی مسیح با مریم مجدلیه ازدواج

کرده است و صاحب فرزند شده است و کلیسای کاتولیک و واتیکان با اطلاع از این قضایا قصد در پنهان کردن آن ها داشته اند. در ضمن «جام مقدس» نه یک

شیئی بلکه خود مریم مجدلیه است.

ادامه مطلب


" ثروتمندترین مرد بابل اثر جرج کلاسون "


 


ارکاد،ثروتمندترین
مردبابل:

کتاب ثروتمندترین مردبابل مجموعه ای از داستان های واقعی است که هم ازلحاظ ادبی وهم از لحاظ راهنمایی های مالی وسرمایه گذاری دارای اهمیت

خاصی است.درهمه داستانهاعلل مشکلات مالی مورد بررسی قرارگرفته وراهکارهای عملی،برای حل کردن انهاگفته شده.هدف واقعی در این کتاب

ایجادبینشی است تاعلاقه مندان به موفقیت مالی به کمک ان ثروتمند شوند،ازثروت خودنگهداری کرده واز درامدحاصل ان ثروت،ثروت بیشتری تولید کنند.

درادامه به خلاصه ای ازمطالب مهم کتاب میپردازیم.

اولین ودومین داستان کتاب مربوط به مرد ارابه سازی به نام بن سیر ودوستش کوبی می باشد،که هردوپس ازسالها تلاش وکار بی پول وفقیر بودنند،از این

روتصمیم گرفتن تاراهی برای ثروتمند شدنشان بیابند.پس نزد دوست قدیمی خود به نام (آرکاد)که در ان زمان ثروتمند ترین مرد بابل بود رفتندتاراه ثروتمند

شدن رابیاموزند.

ارکاد درجواب گفت :جمع اوری مال وثروت قواعد وقوانینی دارد که شما هنوز انرا فرانگرفته اید.من درجوانی اموختم که ثروت توانایی انسان را برای داشتن

چیزهایی که موجب خوشبختی ورضایت میشود افزایش میدهد.ثروت، قدرت به همراه می اوردو می تواند موجب ارامش روح وجان شود.من هیچ میراث پدری

نداشتم،هیچ دانش وهوش فوقالعادهای!پس دریافتم باید به مطالعه بیششتر در این زمینه بپردازم.

ازنظر ارکادعلم بردونوع است:۱-علمی که موجب یادگیری نادانسته ها می شود.۲-علمی که موجب می شود بفهمیم چه چیزهایی رانمی دانیم.

در ادامه ارکاد از نحوه اشنایی اش با (القمیش)که در زمان خود یکی از ثروتمندان بود سخن می گوید.این اشنایی نقطه عطفی می شوددر زندگی

وی،القمیش راه ورسم کسب ثروت را به ارگاد می اموزد.او می گوید راه دولتمندی را انگاهی اموختم که متوجه شدم قسمتی از درامدم برای خودم است

وباید ان را برای خودم نگه دارم،القمیش می گفت این سهم نبایدکمتر از یک دهم در امدم باشد.

سه اصل کلی ثروتمند شدن:

ارکاد برای دوستانش توضیح می دهد،که اندوخته یک ساله اش رابرای خریدجواهر به اجرپزی می دهد و اجرپز به دلیل بی تجربگی شیشه رنگی رابه جای

جواهر خریداری می کند.بدین ترتیب پس انداز اوازبین می رود و او یادمی گیرد،هر کسی برای سرمایه کذاری به شخص بی تجربه ای مراجعه کند،محکوم به

شکست وازدست دادن مالش است.

اصل اول: باید یاد بگیری که با مبلغ کمتری نسبت به درامد خود بتوانی زندگی کنی.

اصل دوم: ازافرادصاحب علم وتجربه کمک بگیر.

اصل سوم:باید یاد بگیری اندوخته هایت را در خدمت بگیری.

برای مثال اگر با خود قرار می گذارید که به مدت صد روز هر بارکه از روی پلی عبور می کنید ریگی را از کنار راه برداشته و در رودخ انه بیندازید ، حتما این کار را

بکنید .
اگر فرضا در روز هفتم فراموش کردید این کار را انجام دهید ، باید همان موقع برگردید و ریگ را در رودخانه بی ندازید. هرگز نگوئید فردا دو تا ریگ می اندازم . در

ضمن برای خود وظایف دشوار و غیر عملی درنظر نگیرید.

ازنظر ارکاد قدرت اراده یعنی داشتن هدفی ثابت وغیرقابل تغییر وانجام کارهایی برای رسیدن به ان.درضمن برای خود وظایف دشوار در نظر بگیرید.داستان

دیگری در کتاب است که بهفقرمردم بابل بعد ازجنگ ونباشته شدن ثروت نزد عده ی کمی از مردم جامعه می پردازد.در این داستان (سارگون)پادشاه بابل

پس از مشورت با وزیر خود تصمیم می گیرداز ارکاد که ثروتمندترین مرد بابل است کمک بگیردتا بتواند جامعه را ازفقر نجات دهد.ارکاد انجام این کار را می

پذیرد وقرار می شود صدنفر از افراد  را اموزش دهد واین افراد به اموزش مردم جامعه بپردازند.ارکاد مراحل هفت گانه اموزش هایش را در هفت روز به افراد

اموزش داد.



مراحل او عبارت بود از :

_ ازهر ده سکه که وارد کیسه تان می شود،فقط نه تای ان را خرج کنید.

_ مخارج خود را تنظیم کرده ومطابق بودجه خود خرج کنید.

_ اندوخته خود را به کارگیرید تابرایتان کار کند.

_ ازسرمایه خود در برابر خطرات احتمالی محافظت کنیدو برای سرمایه گذاری ازافراد دانا کمک بگیرید.

_ در زمینه مسکن سرمایه گذاری کنیدو حتمأ خانه ای برای خود داشته باشید.

_ هرقدر هم که پردرامد شدید ،خود وخانواده تان را بیمه کنید.

_ بامطالعه برعقل ودانش خود بیافزایید و توانایی هایتان را پرورش دهید.

در ادامه به داستانی در کتاب می رسیم که،(پنج قانون طلایی) نام دارد،ارکاد این پنج قانون را برلوحی نوشت وبه پسرش(نوماسیر داد تا دور جهان بگردد و

پس از کسب تجربه،بازگشته واداره امول پدر را به دست بگیرد.

پنج قانون طلایی عبارتند از :

اول: طلا به مردمی روی می اورد که دست کم یک دهم درامد خود را پس انداز کنند.

دوم:  طلا به مردمانی تعلق می گیرد که ان را در کاری سود اور به کار اندازند.

سوم:  طلا با حمایت صاحبش وقتی زیادمی شود،که ان را با مشورت با متخصصان با تجربه به کار اندازد.

چهارم: طلا از دست کسانی میلغزد که در کارهایی سرمایه گذاری می کنند،که در ان هیچ تجربه ای نداردند.

پنجم:  طلا از دست افرادی که به دنبال درامدهای غیر ممکن باشند و یا ازروی طمع به دنبال افراد شیادو حقه باز باشند و به تجارب خام وهوس های واهی

خود اعتماد کنند،فرار می کند.

هرگز در راهی که اصل سرمایه به خطر بیفتد سرمایه گذاری نکنید. کارهای عاقلانه ما در زندگی موجب خشنودی ما می شود و به ما کمک می کند و بر

عکس اگر اعمال ما عاقلانه نباشد عاقبت ما رادچار عذاب و بلا خواهد کرد . تصمیم و هدف به انسان قدرت جادوئی می دهد . این نیرو را در سایه دانشی که

در پنج قانون طلایی هفته است به کار گیرید تا شما نیز ثروتمند شوید.



 

ادامه مطلب

" کهن ترین شهر جهان در ایران "

شوش، قلب تاریخی ایران است؛ پایتخت نخستین تمدن ایران زمین در 7 هزار سال پیش که تا قرن ها پس از آن هم جایگاه مهم خود

را از دست نداد و هنوز هم مسکونی باقی ماندها ست؛ شهری که بی شک یکی از دیدنی ترین و غنی ترین ذخایر تاریخی این

سرزمین زیبا است.


گرچه در سال های بسیار دور، باستان شناسان فرانسوی، گنجینه های باستانی شوش را با خود به موزه «لوور» بردند و برای همیشه حسرت به دل مردم

ایران نشاندند؛ با این حال هنوز هم می توان شکوه باستانی این شهر را در جای جای آن تماشا کرد؛ از تپه آکروپُل تا زیگورات چغازنبیل و از آرامگاه دانیال نبی تا

کاخ آپادانای داریوش. به گفته برخی پژوهشگران، شوش، قدیمی ترین شهر جهان است و هم چنان تمدن عظیم ایرانیان را بر تن دارد.



با این حال، تحقیقات باستان شناسی نشان می دهد که شکل گیری شوش به عنوان یک شهر پیشرفته در جهان باستان، مربوط به حدود پنج هزار سال

پیش است. این شهر، پایتخت یکی از بزرگ ترین تمدن های دوره باستان، یعنی تمدن عیلامی بود که مهم ترین یادگارشان، زیگورات 3300 ساله چغازنبیل

است.

در دوره هخامنشیان نیز شوش یکی از پایتخت های سیاسی و اداری این سلسله بود و حتی در دوره اشکانیان و ساسانیان نیز همچنان از مهم ترین

شهرهای ایران به شمار می رفت و در دوره اسلامی اهمیت خود را در جنوب غرب ایران حفظ کرد؛ چنان که هنوز هم رودخانه کرخه را محلی ها مانند

پیشینیان خود، پاس می دارند.

این رودخانه خروشان که از رشته کوه زاگرس سرچشمه می گیرد، در حوالی غرب شوش به آرامش می رسد تا به دشت خوزستان برسد و سیرابش  کند.

شاید جالب باشد بدانید که مورخان یونانی، همچون گزنفون و هرودوت هم این رودخانه را از گواراترین آب های ایران می دانستند. حتی بازتاب تقدس آب کرخه

را می توان در کتیبه یافت شده در کاخ آپادانا، از آن اردشیر هخامنشی سراغ گرفت.

کهن ترین معبد ایران:

ایران در گذر تاریخ، گذرگاه اقوام و ادیان خاص بوده و علاوه بر اسلام که مذهب اکثریت ایرانیان بوده است، پیروان بسیاری از مذاهب جهان از جمله یهودیان،

زرتشتیان، مسیحیان، بوداییان، مدابیان و هندوان، صاحب معابدی در ایران بوده اند. با این حال اگر بخواهیم قدیمی ترین معبد موجود در شهر زیبای شوش را
 
ببینیم، بی شک باید از زیگورات چغازنبیل دیدن کنیم. 


این اثر سترگ که در فهرست میراث فرهنگی جهان به ثبت رسیده و بیرون از شهر شوش، جایی بین رودهای دز و کرخه و در میانه مزارع نیشکر هفت تپه

جای گرفته، بنایی است آجری که 3300 سال پیش برای دو خدای بزرگ عیلام، ساخته شد و در ساختش، بیش از یک میلیون آجر به کار رفت.

عیلامیان، زیگورات خود را که نمادی از عروج رو به آسمان بود، در 55 طبقه و با بلندای 52 متر ساخته اند، اما طی صدها سال بعد، سه طبقه فوقانی آن فرو

ریخت و دو طبقه دیگر زیر خاک مدفون شد. بدین سال، یکی از بزرگ ترین معابد جهان باستان به شکل سبد وارونه ای درآمد که در زبان لرهای منطقه

چغازنبیل خوانده شد. 

تا اوایل قرن بیستم، کسی نمی دانست که زیر این زنبیل وارونه، چه گنجینه بزرگی پنهان شده است. اما نهایتا کنجکاوی یکی از کارمندان شرکت نفت ایران

و انگلیس که در آن حوالی کار می کرد، پای باستان شناسان به این شهر گشوده شد و زیگورات چغازنبیل از سال 1951 طی 11 سال، به وسیله باستان

شناسان فرانسوی از زیر خاک بیرون آمد و این سازه عظیم در سال 1979 میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو جای گرفت.

اگر به دیدن زیگورات بروید، می توانید همان نزدیکی ها، بقایای شهر باستانی «دور- اونتاش»، خرابه های چند معبد کوچک و مقبره خانوادگی شاهان عیلام را

نیز ببینید. 

فاصله این اثر سترگ با شوش، 22 کیلومتر است. در بخشی از این مسیر، از میانه مزارع نیشکر و جنگل هایی عبور می کنید که مسکن گوزن زرد ایرانی

است و از دیدن مناظر اطراف آن نیز نهایت لذت را می برید.

قلعه ای بر فراز آکروپل:

در شوش و اطراف آن، محوطه های باستانی بسیاری از هزاره های پیش از میلاد تا سده های میانی اسلامی وجود دارد. مهم ترین آنها، تپه آکروپل است که

مشرف به شهر و در فاصله نسبتا کمی از مقبره دانیال نبی قرار گرفته است.

این تپه، لایه های تمدنی بسیاری از دوره های عیلامی، هخامنشی، پارتی ساسانی و اسلامی را در خود جای داده است. بسیاری از آثاری که در لایه های

مختلف این تپه کشف شده اند، اکنون در موزه لوور پاریس نگهداری می شوند؛ فرانسویانی که این آثار را کشف کردند، بالای تپه، قلعه بزرگی را بنا کردند که

از آنها در برابر قبایل مستقر در اطراف شوش حفاظت کند و در عین حال، بتوانند کاوش های خود را دور از چشم مردمان محلی، به انجام برسانند.



آنها برای ساخت این قلعه، از آجرهای چند هزار ساله دوره عیلامی استفاده کردند و آسیب زیادی به آثار تاریخی آکروپل روا داشتند؛ همین موضوع نشان می

دهد که هدف آنها از کاوش در شوش، نه اکتشافات علمی، بلکه دستیابی به آثار عتیقه برای پرکردن خزانه های موزه لوور بوده است! 

در نزدیکی تپه آکروپل، بقایای کاخ زمستانی داریوش اول هخامنشی، معروف به آپادانا قرار دارد که 2500 سال پیش به دستور او ساخته شده است. این

کاخ، بیش از 10 هزار مترمربع مساحت دارد و دارای بیش از 110 فضای معماری است. مهم ترین این آثار، یک سرستون سنگی به شکل گاو و به وزن 12 تن

است و دیگری، کاشی های خشتی نقش برجسته با تصویر سربازان گارد جاویدان هخامنشی است.

پرسه در موزه شوش:

درپایین تپه آکروپل و داخل یک باغ نسبتا کوچک، موزه باستان شناسی شوش قرار دارد. در این موزه، برخی آثار تاریخی به دست آمده از محوطه های تاریخی

شوش نگهداری می شود، اما یکی از زیباترین اشیاء موجود در موزه، کاشی های نقاشی شده لعابی با طرح هایی مثل شیر بالدار و گل نیلوفر است که

متعلق به دیوارهای داخلی کاخ آپادانا بوده و عکاسی از داخل موزه ممنوع است. 


بعد از بازدید از موزه، گشتی هم در محوطه آن بزنید و از موزه سرباز دیدن کنید؛ جایی که مجسمه های بسیار نفیسی در محفظه های شیشه ای، جلوی

دید عموم قرار گرفته است؛ از جمله تندیس ملکه «ناپیراسو» مربوط به 3400 سال قبل و درب یک تابوت که مربوط به دوره اشکانی است.

بسال های بسیار دور، «رومن گیرشمن» باستان شناس ارزنده فرانسوی اوکراینی الاصل، به ایران دعوت شد تا ضمن کاوش های لازم، پرده از رازهای

ناگشوده تاریخ بردارد. بسیاری از بناها و مجسمه ها و سایر آثار کشف شده از دل خاک که در موزه شوش و موزه ایران باستان نگهداری می شوند، حاصل

زحمات چهل ساله گیرشمن و همسرش در ایران بوده است.

هزاران سال زیبایی:

شاید وقتی اسمی از خوزستان به زبان بیاید، تداعی کننده سرزمینی گرم، دارای نخل و مردمانی با چهره ای آفتاب سوخته باشد، اما دعوت به دیدن قله کوه

های بسیار زیبا، دامنه های سرسبز و آثار بسیار تاریخی و زیبا، از ویژگی های منحصر به فرد طبیعت خوزستان به شمار می رود. وجود ارتفاعات بلند، جنگل

های سرسبز بلوط، آبشارها و مناظر زیبای طبیعی، جاری بودن رودخانه های کرخه، کارون، مارون، زهره، دز و ده ها رود روان، چشم اندازه خیره کننده ای به

این استان زرخیر بخشیده است.

رودخانه پرپیچ و تاب کارون که بر پهنه دشت وسیع خوزستان روان است، جلوه ای منحصر به فرد در طبیعت خوزستان دارد؛ در حالی که جزیره های کوچک

سنگی و پرواز پرونده ها در فضای این جزیره ها، زیبایی ویژه ای به کارون داده است. تالاب بین المللی شادگان، تالاب میانگیران و چشمه های آب معدنی

گراب و گلگیر، خوزستان را به یکی از مهم ترین مکان های گردشگری کشور تبدیل کرده است.

علاوه بر این، تمدن و آثار برجای مانده از حکومت عیلامیان در شوش، اشکانیان در مسجد سلیمان، ساسانیان در شوشتر و دزفول و بهبهان و رامهرمز و تمدن

دوره اسلامی در نقاط مختلف خوزستان، گویای تاریخ ارزنده و پربار این سرزمین کهن است.

چگونه برویم؟

گردشگران معمولا از طریق اهواز به شوش می روند. فاصله این شهر تا اهواز 120 کیلومتر است که آن را حداکثر در دو ساعت می توان پیمود. در ترمینال اهواز

واقع در سه راهی خرمشهر، اتوبوس و مینی بوس حتی تاکسی برای عزیمت به سمت شوش مهیا است. البته اگر با خودروی شخصی یا خودروی کرایه ای

به شوش بروید و صبح زود از اهواز حرکت کنید، امکان تماشای دیدنی های این شهر طی یک روز و بازگشت به اهواز در غروب همان روز وجود دارد.

نگاهی به میراث همه مردم جهان:

داستان شناسی اولیه شوش، به مقبره دانیال نبی در این شهر بر می گردد. «بنجامین تودلایی» جهانگردی که برای دیدن این مقبره به شوش سفر کرده

بود، پی برد خرابه هایی که در جوار این مقبره قرار دارند، بقایای شهر باستانی شوش است که توصیف آن در تورات آمده است.




امکان ندارد بخواهید دیدنی های شوش را ببینید و آرامگاه دانیال نبی از قلم بیفتد، گنبد سفیدرنگ و کله قندی این آرامگاه از نقاط مختلف شهر قابل دیدن

است. این مقبره در ساحل شرقی رود زیبای «شاوور» و رو به روی تپه ارگ و کاخ آپادانا قرار دارد.

شهر شوش، امروزه به نام شوش دانیال خوانده می شود. دانیال از پیامبران بنی اسراییل است که در قرن هفتم پیش از میلاد زندگی می کرد و همراه با

دیگر یهودیان، توسط بخت النصر، پادشاه بابل به اسارت گرفته شد، اما چون توانست یکی از خواب های بخت النصر را به درستی تعبیر کند، از اسارت رهایی

یافت و همراه با گروهی از هم کیشان خود به شوش مهاجرت کرد.

او در این شهر ماند و همان جا درگذشت و مقبره اش تبدیل به زیارتگاه مردم شد. مقبره دانیال با گنبد مخروطی شکل خود، نماد شهر شوش و یکی از

نمادهای تاریخ استان خوزستان است.

دانیال نبی، یکی از پیامبران بنی اسراییل بوده که 700 سال پیش از میلاد مسیح در دربار هخامنشیان به مقام و منزلتی بالا رسید و تا پایان عمرش در ایران

ماند. او سال ها در پایتخت زمستانی هخامنشیان در شوش ساکن شد و سال ها بعد، جنازه اش را مومیای کردند. اما بعد از ظهور اسلام، او را از صندوق

مومیایی بیرون آورده، غسل دادند و به خاک سپردند. 

بنایی که امروز به عنوان آرامگاه این پیامبر ابراهیمی می شناسیم، در دوره قاجار به این شکل ساخته شد که با معماری بومی جنوب ایران و خوزستان بسیار

همخوانی دارد.
 
   

 

ادامه مطلب


بخش هایی از کتاب " از دولت عشق" نوشته کاترین پاندر



سخنی از نویسنده:


خانم کاترین پاندر " کشیش امریکایی " کتاب " از دولت عشق " را موفق ترین کتاب خود میداند. کتابی که هم برای نویسنده و نیز برای خوانندگان معجزه های

بیشمار افریده است. بادا این کتاب برای خوانندگان ایرانی خود نیز نیز عشق و ارامش و برکت به ارمغان اورد. با توجه مدام به یک شی, زیبا, تصویر ذهنی ان را
می افرینند و ان تصویر از طریق شما ودیگران وارد کار و فعالیت می شود تا زیبایی بشری برایتان بیافریند. مطلب مهم این است دست به کاری بزنید که گام

اغازین به سوی زیبایی محسوب می شود, حتی اگر گامی کوچک باشد. با این کار, زیبایی, برکت و فزونی می یابد" انگاه شما قادر می شوید که زیبایی را

برخیزانید و زنده کنید و زندگی و جهانتان را بستائید.

– هر فرد که خوشبخت شود برای اطرافیانش خوشبختی میآورد.

– قسمت کردن آنچه دارید با دیگران آغاز افزایش مالی است.

– زخمها و آزارهای گذشته و حال را ببخشایید. فقط به خاطر خودتان. و گرنه روحتان می فرساید و به تباهی کشیده می شود.

– اگر به دیگری نفرت بورزید، با حلقه های کیهانی به او متصل می شوید و به بند او در می آیید.

به اسارت زنجیری راستین، هر چند ذهنی به هر چه نفرت بورزید با طوقی کیهانی به بند او و اسارتش در می آیید.

اگر در تمام دنیا تنها یک نفر باشد که به راستی از او خوشتان نیاید، همانا او کسی است که با حلقه ای محکمتر از فولاد، خود را به او وصل کرده اید.

– دلیل اینکه گاه مردم مارا می آزارند این است که روح آنها توجه الهی و دعای خیر ما را می جوید،

اگر برای آنها برکت و آمرزش بطلبیم، دیگر آزارمان نمی دهند. از زندگیمان بیرون می روند و خیر و صلاحشان را جایی دیگر می یابند.

 

– بار تو، وزن سنگین همه معایبی است که در دیگران یافته ای. پس دیگر چرا گله می کنی؟ مگر خودت این معایب را نیافته ای و کشف نکردهای؟پس تماماً

متعلق به خود توست.

– هر گاه بدانی که مردمان عشقند، همه عوض خواهند شد ما نیز در چشم مردم عوض خواهیم شد.

– دولت عشق يعني احضار موهبتهاي جاودان زندگي ، وظيفه شما ، به شگفت آمدن از كار عشق نيست . تنها

كاري كه شما بايد بكنيد اين است كه دل و جرات نشان بدهيد و عشق را از درون به برون بفرستيد ، به

محض اين كار ، همواره شاهد نتايجي جالب توجه و رضايت بخش خواهيد شد.

– اگر می خواهید خود را از هر گونه مشکل ذهنی و جسمی برهانید و در زندگی با کوچکترین مسأله

ناخوشایند روبرو نشوید، باید دیگران را رها کنید تا از هر راهی که دوست دارند، به دنبال خواسته

خود بروند.

آنگاه راه گشوده می شود تا همه بتوانند از این خوان نعمت، عالیترین سهمی را که دارند برگیرند.

– خود را در راهي بزرگ و شكوهمند ببينيد تا چيزهاي كوچك زندگي اهميت خود را از دست بدهند . همه چيز را از ديدگاهي عظيم بنگريد ، به جاي اين كه

خود را يك انسان ببينيد، به سيماي موجودي الهي به خويشتن نگاه كنيد.

– هرگاه زيبايي و زندگي و شگفتيهاي دلپذير طبيعت را پيرامون خود مي بينيد ، به وجد در آييد و از طريق تمجيد و تحسين ، قدرت عشق و محبت را برخيزانيد

و زنده كنيد .

ديگران را تاييد كنيد واوضاع و شرايط را علي رغم ظاهر مخالف آنها نيكو و عالي بخوانيد و سيماي خودتان و جهان را بستاييد.

افرادي كه مي خواهند از دولت عشق، دگرگوني يا بركت بيابند مي توانند اين عبارت تآكيدي را تكرار كنند:

” عشق الهی از طریق من متجلی میشود و همه ی آنچه را که برای خوشبختی و کامل شدن زندگی ام میخواهم ، به سوی من هدایت میکند ”

” مشکلی وجود ندارد که عشق نتواند آن را حل کند”

” عشق الهي هم اكنون براي من و از طريق من سلامت كامل و ثروت فراوان و سعادت بيكران مي آورد ”

” به قدرت خداي درونم ، زندگيم مي تواند به همان شگفتي و زيبايي كه مي خواهم باشد”

– آنان که به قضاوت زندگی دیگران می نشینند, از این حقیقت غافلند که با صرف نیروی خود

در این زمینه, خویشتن را از آرامش و صفای باطن محروم می کنند. – وين داير

خواندن این کتاب را به همه توصیه می کنم. نخست به جویندگان حقیقت ، دوم به اشخاصی که در روابط خود دچار مشکلات و سوء تفاهمند و سوم به

کسانی که جویای کتابی الهام بخش هستند.



 

 

ادامه مطلب

" تاريخچه راديو "




راديو چگونه‌ به‌ وجود آمد؟


در سال‌ 1860 ميلادي‌ (جيمز كلارك‌ ماكس‌دل‌) فيزيك‌دان‌ و رياضي‌دان‌ اسكاتلندي‌، تئوري‌ امواج‌ الكترومغناطيسي‌ را براي‌ اولين ‌بار عرضه‌ كرد.


در سال‌ 1887 (هنريشن‌ هرتز)، مهندس‌ وفيزيك‌دان‌ آلماني‌ نظريه‌ ماكس‌ دل‌ را تاييد نمود.او موفق‌ شد از نوسانات‌ الكترونيكي‌ براي‌ انتقال‌امواج‌ از محلي‌ به‌

محل‌ ديگر بدون‌ سيم‌ استفاده ‌كند. وي‌ براي‌ اولين‌بار موفق‌ شد، امواج‌ راديويي‌را در آزمايشگاه‌ توليد كند. نام‌ (هرتز) به‌ صورت‌واژه‌اي‌ بين‌المللي‌ براي‌ بيان‌

فركانس‌هاي‌راديويي‌ به‌ كار مي‌رود. پس‌ از او (برانلي‌) فرانسوي‌ درسال‌ 1890 آزمايش‌هايي‌ در اين ‌زمينه‌ انجام‌ داد و بالاخره‌ دانشمندي‌ روسي‌ به‌

نام ‌(الكساندر پوپوف‌) موجي‌ را با دستگاهي‌ كه‌ شبيه ‌دستگاه‌ هرتز و برانلي‌ بود اختراع‌ و آنتن‌ را به ‌وجود آورد و به‌ اين‌ صورت‌ يك‌ دستگاه‌ تلگراف‌ مورس‌ را

ايجاد نمود. در مارس‌ 1896 پوپوف ‌اولين‌ پيغام‌ تلگرافي‌ را به‌ مسافت‌ 250 متري‌ فرستاد.


اولين‌ كسي‌ كه‌ متوجه‌ شد، مي‌توان‌ از بي‌سيم‌ به ‌عنوان‌ يك‌ وسيله‌ ارتباطي‌ استفاده‌ نمود، (ماركوني‌) ايتاليايي‌ بود كه‌ بعدها به‌ نام‌ مخترع ‌راديو معروف‌

گرديد. وي‌ در سال‌ 1895 اولين ‌خبر راديويي‌ خود را به‌ وسيله‌ بي‌سيم‌ در يك ‌فاصله‌ 3 كيلومتري‌ فرستاد.

در ژوئن‌ سال‌ 1896 در لندن‌ اولين‌ ايستگاه ‌تلگرافي‌ بدون‌ سيم‌ به‌ كمك‌ امواج‌ الكترونيكي ‌نمايش‌ داده‌ شد. او در سال‌ 1897 به‌ ايتاليا برگشت‌ و يك‌ ارتباط

بي‌سيم‌ بين‌ دو كشتي‌ جنگي‌ در يك‌ مسافت‌ 12كيلومتري‌ ايجاد نمود و بالاخره‌ در سال‌ 1901 درتكميل‌ اختراع‌ خود موفق‌ گرديد، علائم‌ بي‌سيم ‌را از يك‌

طرف‌ اقيانوس‌ اطلس‌ يعني‌ از شهر (پل‌دو) در انگلستان‌ به‌ آن‌ طرف‌ اقيانوس‌ اطلس‌، شهر(سن‌ ژان‌) آمريكا بفرستد.

 مردم‌ از اختراع‌ ماركوني‌ چنان‌ به‌ شور و هيجان‌آمده‌ بودند، كه‌ خواستار پخش‌ صداي‌ انسان‌ از راديو شدند، اما چون‌ لامپ‌هاي‌ راديو ضعيف ‌بود سازندگان‌ راديو

بايد فكر بهتري‌ مي‌كردند. به ‌همين‌ منظور در سال‌ 1906 يك‌ فيزيك‌دان ‌آمريكايي‌ به‌ نام‌ (دو فورست‌) لامپ‌ سه‌ الكتروني‌ را اختراع‌ كرد كه‌ براي‌ راديو

الكتريسيته‌ خيلي‌ قابل‌ استفاه‌ بود. بعد از آن‌ (روبرت‌ فون‌ ليئن‌) موفق‌ به‌ ساخت‌ لامپ‌هاي‌ قوي‌ شد، اين‌ لامپ‌ها تحول‌ بزرگي‌ در زمينه‌ دستگاه‌هاي‌

الكترونيكي‌ به ‌وجود آوردند


در سال‌ 1910 براي‌ اولين ‌بار صداي‌ موسيقي‌ و آواز اپراي (متروپولتين‌ نيويورك‌) در سراسر آمريكاي‌ شمالي‌ شنيده‌ شد


در سال ‌1913 جمعي‌ از دانشمندان‌ سعي‌ كردند كه‌ صداي‌ موزيك‌ درتمام‌ نقاط جهان‌ كاملا شنيده‌ شود، ولي‌ جنگ‌ جهاني‌ اول‌ زحمات‌ آن‌ها رابي ‌نتيجه‌

گذاشت‌. احتياجات‌ نظامي‌ در دوران‌ جنگ‌، استفاده‌ از بي‌سيم‌ را گسترش‌ داد و در تاريخ‌ 11 نوامبر سال 1918 تلگراف‌ بي‌سيم‌ نويد پايان‌ جنگ‌ را به‌ همه‌

جهانيان‌ اعلام‌ نمود

 تاريخ‌ شروع‌ بهره‌ برداري‌ عمومي‌ از راديو درسال‌ 1920 مي‌باشد.


نخستين‌ دستگاه‌ پخش‌ راديو:


اولين‌ دستگاه‌هاي‌ پخش‌ منظم‌ راديويي‌ در سال‌1920 در انگلستان‌ به‌ كار افتاد و در سال‌ 1926اولين‌ كنفرانس‌ بين‌ المللي‌ راديويي‌ با شركت‌ 27كشور جهان‌،

در برلين‌ برپا شد و آيين‌ نامه‌ مقررات ‌ارتباطات‌ راديويي‌ به‌ تصويب‌ رسيد. رشد فزاينده‌ راديو و مخاطبانش‌، آن‌ را تبديل‌ به ‌رسانه‌اي‌ جمعي‌ و فراگير نمود. ارزاني‌

بهاي ‌راديوهاي‌ ترانزيستوري‌ نيز به‌ پيشرفت‌ اين‌ رسانه‌ در كشورهاي‌ توسعه‌ نيافته‌ كمك‌ كرد.

در هر حال‌ در دنيا تقريبا يك‌ ميليارد گيرنده ‌راديويي‌ وجود دارد، يعني‌ براي‌ هر چهار نفر يك‌ گيرنده‌ راديويي‌ موجود مي‌باشد.



 راديو در ايران‌:

تاسيس راديو در ايران با تلگراف بيسيم ارتباط دارد بنابراين براي درك بهتر از چگونگي تاسيس راديو نظري مي اندازيم به بنيانگزاري تلگراف بيسيم در ايران در

اواخر سال 1303 در دويست هزار متر مربع زمينهاي (قصر قاجار) مقدمات راه اندازي تلگراف بيسيم توسط وزارت جنگ فراهم شد و نخستين دكل موج بلند به

ارتفاع 120 متر كه هنوز پايه ان موجود است نصب گرديد و در بيست و چهارم ارديبهشت 1304 دستگاه 20 كيلو واتي موج بلند نصب شد و در ششم

ارديبهشت 1305كار بيسيم با پخش تلگرافي براي دعوت عمومي براي همكاري به كشورهاي مختلف جهان افتتاح گرديد.


در سال 1307 نصب دو دستگاه موج كوتاه اغاز و در سال 1309 از آانها بهره برداري و مركز گيرنده به نجف آاباد تهران و مركز مخابرات به ميدان توپخانه منتقل

شد.
 

و اما مقدمات تاسيس راديو:

طبق مقرارت ايران ورود دستگاه هاي مخابراتي و استفاده از آنها تنها در حيطه مسوليت وزارت پست و تلگراف و تلفن بود. اين مساله را مي توان از مكاتبه


شخصي به نام داوود موشه لازار و دايره تجارت داخلي وزارت فلاحت و تجارت و فوايد عامه دريافت كرد. آقاي داوود موشه لازار ، در جواب مراسله شما مورخه

14ژوئن 1929(خرداد 1308) راجع به تاسيس دستگاه راديو در ايران ، اشعار مي دارد: ( ورود دستگاه تلگراف و تلفن بيسيم گيرنده و يا مخابره كننده مطالب و

الات و اسباب ان جز براي اداره تلگراف بيسيم دولت وقت به طور كلي ممنوع است ، لكن وارد كردن و استفاده از دستگاه هاي (راديو كنير) كه فقط براي

شنيدن نغمات به كار مي رود و همچنين تاسيس سينماي ناطق در ايران با رعايت مقررات مربوط مانعي ندارد).


مقدمات تأسيس راديو تهران فراهم شد. بعد ازصدور فرمان تأسيس راديو، قرارشد از دو فرستنده موج كوتاه 20كيلوواتي و متوسط 2كيلوواتي وزارت پست و


تلگراف و تلفن، كه براي ارسال تلگراف بيسيم توسط كارخانه آلماني تلفونكنtelefunken دربيسيم قصر، نصب شده بود استفاده شود.


براي آمادگي پخش برنامه پس ازافتتاح راديو جمعي ازاستادان و نويسندگان عالي قدر ازجمله استاد سعيد نفيسي و دكترذبيح الله صفا و عده اي از بانوان

روشنفكر يك سلسله گفتارهاي ادبي، تاريخي، جغرافيايي، اجتماعي و خانه داري را قبلاً تهيه كرده بودند به طوريكه احتياجات راديو را براي مدت سه ماه

تأمين مي كرد.

عده اي مترجم و ماشين نويس را هم استخدام شدند و براي انتخاب گوينده درباشگاه افسران و با حضور عده اي از دانشمندان و ادبا و متخصصان صوت

(ازجمله عده اي آلماني) جلساتي تشكيل شد و امتحانات دقيقي به عمل آمد.

كارهاي فني راديو با وزرات پست و تلگراف و تلفن( آقاي ابراهيم علم، شوكت الملك وزيرپست و تلگراف و تلفن بودند) بود و امورمربوط به دستگاههاي

فرستنده و استوديو زيرنظرآقاي دكتر داريوش، رئيس كل بيسيم اداره مي شد.

موسيقي زيرنظر سرگرد غلام حسين مين باشيان رئيس مدرسه عالي موسيقي بود و بودجه راديو كه فقط هشتاد هزارتومان بود توسط سازمان پرورش

افكارتأمين مي شد.

بعد ازفراهم شدن مقدمات، بالاخره راديو درساعت ده با مداد روز4ارديبهشت 1319افتتاح شد.


درشروع كارساختمان راديو ازدو طبقه در بيسيم قصرتشكيل مي شد، كه طبقه اول شامل يك اتاق انتظار و دستگاههاي فرستنده و تقويت كننده بود و طبقه

دوم ازيك اتاق كه با نصب پرده درسقف و دوبل كردن در ورودي و خروجي و سيمان كاري ديوارهاي داخلي به صورت استوديو درآمده بود.

تاسال 1342كه كل تشكيلات راديو به وزارت اطلاعات منتقل شد و اين وضعيت تا ايجاد « سازمان راديو تلويزيون ملي ايران» در سال1350ادامه داشت. اداره و

تشكيلات راديو به اين نامها خوانده مي شد: « انتشارات و تبليغات»، « راديو و خبرگزاري»، «انتشارات و راديو»، «انتشارات و اطلاعات» و «اداره كل انتشارات و

راديو».

ازسال1319تا سال1327برنامه هاي راديو درهمان استوديوي اوليه اجرا و پخش مي شد. ولي فاصله نه كيلومتري فرستند ه ازشهر و وجود تنها يك اتومبيل

براي رفت و آمد اعضاي اركستر و گويندگان باعث شد واقع درضلع غربي ميدان توپخانه درجوار اداره راهنمايي و رانندگي محلي در نظر گرفته شود.درميدان

ارك دو استوديوي كوچك ساختند كه اخبارازآن محل پخش مي شد.

 

توسعه‌ راديو در ايران‌:

در بدو تاسيس‌، راديو تهران‌ داراي‌ دو فرستنده‌ كه‌ يكي‌ براي‌ موج‌ متوسط و ديگري‌ براي‌ موج‌ كوتاه‌ بود، براي‌ پخش‌ برنامه‌هاي‌ خود از يك ‌استوديو در محل‌ اداره‌

بي‌سيم‌ استفاده‌ مي‌كرد.


در سال‌ 1336 نام‌ راديو تهران‌ به‌ راديو ايران‌ تبديل‌ و بعدها در جنب‌ راديو ايران‌ فرستنده‌ دومي‌ بنام‌ راديو تهران‌ نيز مشغول‌ به‌ كار گرديد كه ‌در آغاز امر تنها

موسيقي‌ از آن‌ پخش‌ مي‌شد.

اهداف‌ و تشكيلات‌ راديو:

اداره‌ راديو در بدو تاسيس‌ به‌ اداره‌ كل‌ انتشارات ‌و تبليغات‌ به‌ مديريت‌ دكتر (عيسي‌ صديق‌ اعلم‌)، استاد دانشگاه‌ واگذار شد.

اهداف‌ و وظايف‌ اين‌ اداره‌ عبارت‌ بودند از:

تعيين‌ سياست‌ و خط مشي‌ راديو

توسعه‌ فرهنگ‌ عمومي‌ و آشنا كردن‌ مردم‌ به‌ اصول‌ زندگي‌ نوين‌

توجه‌ به‌ وحدت‌ ملي‌، مباني‌ مليت‌ و حفظ استقلال‌

شرح‌ تحولات‌ كشور

رعايت‌ كامل‌ سياست‌ دولت‌ در انتشار اخبار

تاسيس‌ مدرسه‌ براي‌ تربيت‌ خطيب‌، قصه‌گو، شاهنامه‌ خوان‌ نصب‌ راديو و بلندگوي‌ عمومي‌ در مركز شهر

تاسيس‌ مدرسه‌ هنرپيشگي‌
 

اولين‌ كساني‌ كه‌ در راديو مشغول‌ شدند:

اين‌ افراد از ميان‌ فرهنگيان‌ و هنرمندان‌ شايسته‌ وبا ذوق‌ انتخاب‌ و از ساير وزارتخانه‌ها به‌ اداره‌ كل‌انتشارات‌ و تبليغات‌ منتقل‌ شدند.

استاد محمد حجازي‌ ملقب‌ به‌ مطيع‌الدوله‌(نويسنده‌ و داستان‌نويس‌)، عبدالرحمن‌ فرامرزي‌(نويسنده‌ و مدير روزنامه‌ كيهان‌) حسينقلي‌

مستعان‌(داستان‌نويس‌)، ابوالقاسم‌ پاينده‌ (نويسنده‌)،ابوالقاسم‌ اعتصام‌زاده‌ و مشفق‌ همداني‌ (مترجم‌)

همچنين براي‌ تعيين‌ خطمشي‌ و سياست‌ راديو، شوراي‌ عالي‌ انتشارات‌ بر پا شد كه‌ اعضاي‌ آن‌عبارت‌ بود از: علامه‌ محمد قزويني‌، محمد علي‌فروغي‌ (ذكاء

الملك‌)، دكتر قائم‌ غني‌، دكتر علي‌اكبر سياسي‌ (رييس‌ دانشگاه‌ تهران‌) دكتر رضا زاده‌شفق‌، دكتر محمود افشار و استاد علينقي‌ وزيري‌ تشكيل شد.



بخش‌ خبر:

مسئول‌ تهيه‌ و پخش‌ اخبار راديو، خبرگزاري ‌پارس‌ بود، كه‌ روزگاري‌ آژانس‌ پارس‌، نام‌ داشت.

در ابتداي‌ كار، آژانس‌ پارس‌ اخبار روزنامه‌ها را قيچي‌ مي‌كرد و به‌ دست‌ گويندگان‌ راديو مي‌داد.اما ر فته‌ رفته‌، پس‌ از پنج‌ سال‌، اين‌ آژانس‌ به‌ يك‌خبرگزاري‌ جدي‌

تبديل‌ شد كه‌ علاوه‌ بر تهيه‌ وپخش‌ اخبار راديويي‌، هر روز چهار شماره‌ بولتن ‌صبح‌ و عصر از اخبار ايران‌ و جهان‌ تهيه‌ مي‌كرد وبه‌ رايگان‌ در اختيار روزنامه‌ها قرار

مي‌داد.

 گزارش‌هاي‌ راديويي‌ نيز يا از طريق‌ فرستنده‌ سياربه‌ طور زنده‌ پخش‌ مي‌شد و يا جريان‌ رويداد، روي‌ نوار، ضبط و در بخش‌ اخبار از راديو پخش‌ مي‌گرديد.

اخبار خارجي‌ از طريق‌ تله‌ تايپ‌ (دستگاه‌ خودكارخبرگيري‌) كه‌ نقش‌ خبرنگار را بازي‌ مي‌كرد، دريافت‌ و سپس‌ توسط مترجمان‌ در مدت‌ كوتاهي‌ ترجمه‌ و براي‌

تنظيم‌ خبر راديويي‌تحويل‌ سردبير اخبار مي‌شد. پس‌ از تنظيم ‌راديويي‌، توسط مسئولان‌ خبرگزاري‌ كنترل‌ وبراي‌ پخش‌ به‌ استوديوي‌ راديو ايران‌ تحويل‌مي‌شد.

ناگفته‌ نماند از سال‌ 25 تا 38 نيز به‌ مرورهر استاني‌ براي‌ خود (زير نظر اداره‌ كل‌ انتشارت‌ وراديو) اقدام‌ به‌ تاسيس‌ راديو نمود.
 

صداي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ :

پس‌ از انقلاب‌ اسلامي‌، نام‌ سازمان‌ راديو تلويزيون‌ ملي‌ ايران‌ تبديل‌ به‌ صدا و سيماي ‌جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ شد. رياست‌ اين‌ سازمان‌ هر پنج‌ سال‌ يك‌ بار

توسط ‌ رهبر‌ انتخاب‌ مي‌شود، بالاترين‌ مقام ‌راديو، معاون‌ رييس‌ سازمان‌ در حوزه‌ صدا مي‌باشد. هدف‌ صدا و سيماي‌ جمهوري‌ اسلامي‌، انتقال‌ و انتشار پيام‌

به‌ جامعه‌ مي‌باشد، كه‌ بسيار متمركز و منسجم‌ در اين‌ امر تلاش‌ مي‌كند.

 امروزه‌ راديو مانند يكي‌ از اعضاء خانواده‌ها مي‌باشد. همچون‌ مصاحبي‌ مهربان‌ آنچه‌ را كه‌ شما مي‌خواهيد در اختيارتان‌ قرار مي‌دهد و اگرنيازي‌ به‌ آن‌ نداشته‌

باشيد به‌ سادگي‌ با فشار دگمه‌اي‌ مي‌توانيد آن‌ را كنار بگذاريد. هنگام‌ كاركردن‌ نيازي‌ نيست‌ تمام‌ توجه‌ شما به‌ آن ‌باشد، كافي‌ است‌ گوش‌هايتان‌ را كمي‌ تيز

كنيد، تاآنچه‌ را كه‌ دوست‌ داريد بشنويد و لذت‌ ببريد.

راديو اينترنتي:

 راديو اينترنتي، همانند راديو معمولي مي باشد با اين تفاوت كه از طريق اينترنت انتشار مي يابد. با توجه به پيشرفت جوامع در استفاده از اينترنت ، راديو

اينترنتي راه حل بسيار مناسبي براي انتشار قوي تر اطلاعات به صورت سمعي مي باشد. راديو و تلويزيون اينترنتي بخشي از امكانات شبكه جهاني است كه

روزانه تعداد بسياري از مشتركين در سراسر دنيا از آن استفاده مي كنند و مي تواند جايگزين مناسبي براي سيستم عادي آن باشد. هم اكنون تمامي

شبكه هاي راديويي كشور از شبكه جهاني اينترنت قابل دريافت هستند ضمنا وب سايت شبكه هاي راديويي قابليت آرشيو برنامه هاي هرشبكه و در اختيار

قرار دادن آنها به مخاطبان خود را دارند.



اولین ناظر متون رادیویی:

علي دشتي در سال 1272 شمسي در كربلا به دنيا آمد. او هنگام افتتاح راديو در ايران عضو اداره شهرباني بود و رياست دايره راهنماي نامه نگاري را در اداره

سياسي شهرباني به عهده داشت.

 او به همراه عبدالرحمن فرامرزي (روزنامه نگار و نويسنده) و چند نفر ديگر جزو اولين كساني بودند كه نظارت بر متون گفتار راديويي و رسانه هاي گروهي آن

زمان را در حد امكان انجام مي داد. هيچ روزنامه اي بدون اجازه اين قسمت حتي اجازه چاپ يك آگهي را نيز نداشت. همچنين هيچ جمله اي در راديو خوانده

نمي شد مگر اينكه قبلاً از نظر علي دشتي گذشته باشد.

دشتي روزنامه نگاري منتقد و تندرو بود. روزنامه شفق سرخ در نخستين سال هاي تأسيس، اين موضوع را اثبات كرد ولي بعدها او به صورت يك روزنامه نگار

خبري طرفدار دولت درآمد.

او به زبان و ادبيات فارسي، عربي و فرانسه تسلط كامل داشت و با زبان هاي آلماني و انگليسي نيز آشنا بود. او سخنوري صحنه ساز بود. شهرت او بيشتر

به خاطر نويسندگي است و آثار مكتوبي نيز دارد.

اولين ويراستار متون راديويي:

 سعيد نفيسي، مورخ، اديب، منتقد، نويسنده، نمايشنامه نويس، شاعر، لغت نويس، زبان شناس و مترجم، فرزند دكتر علي اكبر نفيسي ناظم الاطبا بود.

 

تحصيلات دوران ابتدايي را در مدرسه شرف و دوران متوسطه را در مدرسه علميه گذراند.

در سال 1297 تهيه مقالات و تصحيح مجله «انجمن ادبي دانشكده» به مديريت ملك الشعراي بهار به او سپرده شد و در سال 1299 به عضويت انجمن ادبي

ايران درآمد.


در حدود 1310 به تدريس در دانشكده ادبيات پرداخت و در 1314 عضو پيوسته فرهنگستان ايران شد.

او پس از كسب درجه دكتري كرسي تاريخ ادبيات ايران را در دانشگاه تهران به دست آورد. مدتي به عنوان استاد افتخاري در دانشگاه هاي كابل در

افغانستان، قاهره در مصر، پن ژوزف در لبنان، بروكسل در بلژيك، هاروارد در آمريكا، كلمبيا در نيويورك و دانشگاه پرنيستن در نيوجرسي به تدريس پرداخت.

وي رياست كميسون راديو را قبل از افتتاح راديو به عهده داشت و مسئوليت تهيه و ويرايش گفتارهاي راديو با او بود، زيرا توانايي كم نظيري در نويسندگي

داشت و پركارترين و معروفترين نويسنده زمان خود بود. نثر او ساده و روان بود و بسيار سريع مي نوشت.

او مردي ساده و قانع بود. محمدعلي فروغي در كابينه خود وي را براي تصدي پست وزارت فرهنگ در نظر گرفت ولي او كرسي استادي را بر مقام وزارت

ترجيح داد.

ايرج افشار او را يكي از پيشروان پژوهش هاي ايران شناسي مي داند.


او سال ها در بسياري از برنامه هاي راديو با موضوع ادبيات و ايران شناسي به عنوان كارشناس مجري در برنامه ها حضور داشت. سعيد نفيسي كتابخانه

عظيمي داشت كه قبل از مرگ آن را در چهار بخش به نهادهاي مختلف فروخت و يا به آنها اهدا كرد.

 

 

 


 
 

ادامه مطلب


" جشن دیگان از جشن های ایران باستان "



جشن دیگان از جشن های ایران باستان به مناسبت همنام شدن روز و ماه در تقویم ایرانیان

جشن دیگان چیست؟

جشن دیگان در روزهای دوم و نهم و هفدهم ماه دی در تقویم رسمی كشور از جشن‌هایی است كه به مناسبت همنام شدن روز و ماه در تقویم ایرانیان

برگزار می‌شد.


ایرانیان قدیم، گذشته از جشن‌هایی كه به مناسبت‌های گوناگون برگزار می‌كردند، همنام شدن روز و ماه را هم در هر ماه جشن می‌گرفتند. همانند جشن

دیگان
در ماه‌های پیش، جشن‌ تیرگان و جشن مهرگان را نیز داشتیم. اما ماه دی تفاوتی اساسی با ماه‌های دیگر دارد.

 

از یك سو، «دی» نام هیچ یك از امشاسپندان یا ایزدان آیین زرتشت نیست، در حالی كه دیگر ماه‌های سال و بیشتر روزهای ماه با نام این نیروهای مینوی

نامگذاری شده‌اند كه هنوز هم این نام‌ها در تقویم ایرانی باقی است. از سوی دیگر، در هر ماه، سه روز به نام «دی» نامگذاری شده است و به این ترتیب، در

ماه دی سه جشن دیگان داریم.

 

دی از چنان اهمیتی برخوردار بوده كه سه روز در هر ماه را به نام خود اختصاص داده است.

دی درحقیقت صفت خدای یگانه و بزرگ در آیین زرتشت، اهورامزدا است. دی از صورت پهلوی «دَی» و اوستایی «دَذوَه» به معنی آفریننده است. در سراسر

ادبیات زرتشتی، اهورامزدا با صفت دادار یا آفریننده نامیده شده، زرتشت هم در گاهان او را «آفریننده زندگی» می‌خواند.

 

با این توضیح، سردترین ماه سال به نام خدای بزرگ نامگذاری شده بود تا در گذراندن سرمای سخت یاری‌ بخش مردمان باشد. در كتاب پهلوی (بندهشن) نیز

آمده كه در این ماه، زمستان به بیشترین سردی به ایرانویچ رسد.

 

ماه سی روزه زرتشتی به چهار بخش می‌شده است كه در آغاز نخستین بخش نام اهورامزدا و در آغاز سه بخش دیگر نام «دی»، صفت اهورامزدا قرار داشته

است و این چیزی شبیه به تقسیم ماه به هفته سامی است. به این ترتیب، هر بخش ماه به نام خدا آغاز می‌شده است: اول ماه به نام هُرمزد، هشتم و

پانزدهم و بیست و سوم ماه به نام دی.

 

هر یك از این چهار روز معرف آغاز هفته‌ای تازه در ماه است و برای آن كه دی‌ها با هم اشتباه نشوند، هر یك از آنها را با نام روز بعد همراه می‌كنند و بدین گونه،

روز هشتم را دی به آذر روز، روز پانزدهم را دی به مهر روز سومین جشن دیگان و روز بیست و سوم را دی به دین روز چهارمین جشن دیگان می‌گویند.

 

در ماه دی، در هر سه این روزها جشن دیگان در ستایش و نیایش خدای بزرگ برگزار می شد، سه جشن نیایشی در سردترین ماه سال.

مطابق تقویم رسمی كشور، این سه جشن دیگان به روزهای دوم و نهم و هفدهم دی ماه موكول می‌شود. علت آن كه همه ماه‌های زرتشتی سی روزه

هستند، در حالی كه در تقویم رسمی كشور، شش ماه، سی و یك روزه داریم. این شش روز اختلاف سبب شده كه هشتم دی زرتشتی با دوم دی تقویم

رسمی مطابق شود و به همین ترتیب بنا بر كتاب پهلوی بُندهشن (= آغاز آفرینش) این چهار روز ماه كه به نام هورمزد و سه دی است،‌ یكی بر نام، یكی بر

گاه، یكی بر دین و یكی بر زمان دلالت می‌كنند كه همیشه بوده‌اند.

 

همچنین در همین كتاب آمده است كه هر گلی از آنِ یكی از آنان است: «مورد و یاسمن هرمزد را خویش است، با درنگ دی به آذر را، كاردَك دی به مهر را،

شنبلید دی به دین را.»


اما بسیاری از دانشمندان از این كه «دی» نخستین ماه سال نبوده است، اظهار شگفتی كرده‌اند. به نظر بسیاری از آنان، از جمله ماركوارت، دانشمند

آلمانی، در اصل چنین نبوده و انتظار می‌رود كه اهورامزدا جای برجسته‌ای را در سال تقبّل كند، یا در آغاز (چنان كه در مورد روزهای ماه چنین است) یا در

وسط.

 

گایگر (Geiger) دیگر دانشمند آلمانی معتقد است ماه دی در آغاز یا زمانی در دوره ساسانیان است. مصادف با اعتدال بهاری بوده است و به همین دلیل در

این ماه جشن دیگان برگزار میشده است. «آرتور کریستن سن» ،دانشمند دانمارکی، از مجموع نظریاتی که در خصوص تقویم ایرانی ارائه شده، نتیجه

می‌گیرد كه ایرانیان دو تقویم سالیانه داشته‌اند.

 

یكی سال عامه كه از انقلاب تابستانی آغاز می‌شده و نخستین ماه آن فروردین بوده و دی، یعنی ماه دهم، از اعتدال بهاری شروع می‌شده است و یكی

سال دینی كه مانند سال بابلیان از اعتدال بهاری آغاز می‌شده و در نتیجه، نخستین ماه آن دی یعنی ماه آفریدگار و اول دی، یعنی خرم روز، روز اول آن بوده

است. ماه دی در هر دو تقویم نخستین ماه سال بوده. بعدها با تلفیق دو تقویم، تقویم جدیدی به دست آمد كه سال در آن از اول فروردین آغاز می‌شد و

مانند سال عامه، این تاریخ با اعتدال بهاری برابر به شمار می‌آمد، به طوری كه آغاز نجومی سال دینی حفظ می‌شد.


جشن دیگان در ستایش و نیایش خدای بزرگ برگزار می شد.

 

به هر حال، مساله تقویم ایرانیان به دلایل مختلف از جمله مراعات نكردن كبیسه و برخی جا به جایی‌های تقویمی یا احتمال وجود دو نوع تقویم، امروزه به

مساله‌ای غامض برای دانشمندان تبدیل شده است. به خصوص كه در منابع قدیم اشاراتی كه به برخی ماه‌ها می‌شود با آب و هوای امروزی آن ماه‌ها

مطابقت نمی‌كند و گاه بسیار گیج كننده است. اما آنچه اهمیت دارد، باقی ماندن این تقویم با همان نام های اعتقادی آن است.

 

نام هایی که مفاهیم آن با اعتقادات ایرانیان مسلمان نیز هماهنگ بوده و حفظ شده است. نام «دی» (= آفریننده)، صفت خدای تعالی، چه در آغاز سال بوده

و چه حالا در سردترین ماه سال، به هر حال نام خود را در تقویم رسمی ایرانیان حفظ كرده است. ماهی كه تقدس آن با نام خدا و همچنین با سالگرد آفرینش

چهارپای مفید (مطابق با اعتقادات زرتشتی) كامل می‌شود. به جز سه جشن دیگان، جشن دیگری به نام «مِدیاریم گاه» به معنای «میان سال» در این ماه

برگزار می‌شد معروف به گاهانبار پنجم كه به یادبود آفرینش چهارپایان بوده است. این جشن از روز دی به مهر (15 دی مطابق با نهم دی در تقویم رسمی) به

مدت پنج روز برگزار می‌شد و یكی از اعمال آن، فراهم كردن انبار زمستان برای دام‌ها بوده است.



 

بیرونی عالوه بر جشن دیگان جشن دیگری را هم در روز پیش از آغاز گاهانبار پنجم، روز چهارده دی ماه (مطابق با 8 دی در تقویم رسمی) كه روز «گوش»

باشد، ثبت كرده است به نام «سیر شور». این جشن را مرتبط با سوگواری عمومی برای مرگ جمشید، پادشاه آرمانی ایران می‌دانند.

 

در این روز مردم سیر می‌خورند و آب انگور می‌نوشند و سبزیجات را با گوشت می‌پزند و با این كار، خود را از شیطان حفظ می‌كنند. دلیل این جشن این بود كه

مردم می‌خواستند كه از اندوهی كه پس از كشته شدن جمشید بر آنان رسیده بود، و سوگند خورده بودند كه به هیچ چربی دست نزنند، خویش را برهانند و

این رسم در میان آنان برجای ماند و با آن غذا از بیماری‌هایی كه از ارواح بد ناشی می‌شود، خود را شفا می‌بخشند.

 

اگر دی ماه را در زمان بیرونی در فصل سرما بدانیم، «سیر شور» موجه‌تر می‌نماید. زیرا خوراكی‌هایی كه در این روز مصرف می‌شود، نشان از نوعی مقابله با

سرما دارد.

ابوریحان بیرونی درباره ی «دی» می گوید :

«... دی ماه، نخستین روز آن خرم روز است و این روز و ماه هر دو به نام خداوند است که «هرمز» نامیده می شود، یعنی حکیم و دارای رای و آفریدگار.

در این روز عادت ایرانیان چنین بوده که پادشاه از تخت شاهی پایین می آمد و جامه ای سفید می پوشید و در بیابان بر فرش های سپید می نشست و دربان

و یساولان را که شکوه پادشاه با آن هاست به کنار می راند و هر کس که می خواست پادشاه را ببیند، خواه دارا و خواه نادار بدون هیچ گونه نگهبان و

پاسبان، نزد شاه می رفت و با او به گفتگو می پرداخت و در این روز پادشاه با برزگران می نشست و در یک سفره با آن ها خوراک می خورد و می گفت :

من مانند یکی از شماها هستم و با شماها برادرم، زیرا استواری و پایداری جهان به کارهایی است که به دست شما انجام می شود و امنیت کشور نیز با

من است، نه پادشاه را از مردم گریزی است و نه مردم را از پادشاه ...»

 

ادامه مطلب

شماره کارت
6395991145733515
شماره حساب
010340500842126
شماره شبا ملی
IR580520000010340500842126
بنام آقای محمد صادقی Mohammad Sadeghi