مقالات


" با این 6 روش حافظه خود را تقویت کنید "


آیا کسی هست که دوست داشته باشد هر چیزی را که می بیند، می شنود و می خواند به یاد بیاورد؟ …مطمئنا همه!

می توانیم چندین صفحه در مورد اثرات مثبت حافظه خوب روی زندگی شخصی و حرفه ای برایتان صحبت کنیم. اما چه فایده؟ به یک جمله بسنده می کنیم:

آیا کسی هست که نخواهد حافظه بهتری داشته باشد؟ این سوال خودش برای خواندن مطلب تا انتها کافی است.

در ادامه با دیجیاتو همراه باشید.

خانم بل بث کوپر که قبلا هم مقاله های پر طرفداری در مورد راه های اثبات شده علمی برای کار کردن هوشمندانه نوشته بود، حالا هم از 6 روشی صحبت

کرده است که با کمک آن ها می توانیم حافظه مان را افزایش بدهیم :

همچنان علم روابط جدیدی بین کارهایی که می توانیم روزانه انجام دهیم تا ظرفیت کلی حافظه مان افزایش یابد، کشف می کند.

حافظه پروسه پیچیده ای از فعالیت های متفاوت در مغز است. قبل از اینکه ببینیم چه کارهایی برای بهبود حافظه مان انجام دهیم بد نیست مقداری در مورد

شکل گیری حافظه بدانیم.




مرحله 1: خلق حافظه:

مغز ما سیگنال هایی با یک الگوی خاص در رابطه با وقایعی که تجربه می کنیم می فرستد و بین نرون های ما ارتباطی به وجود می آورد که سیناپس ها

نامیده می شوند.

مرحله 2: تثبیت حافظه:

در این قسمت اگرهیچ کار دیگری نکنید حافظه به زودی پاک خواهد شد. تثبیت روند سپردن چیزی به حافظه ی بلند مدت است که بتوان آن را بعدها هم به

یاد آورد. قسمت اعظم این روند وقتی که خوابیم اتفاق می افتد، مغز ما در زمان خواب همان الگوی فعالیت مغزی را بازسازی و سیناپس هایی که در طول روز

به وجود آمده بود را تقویت می کند.

مرحله 3: بازیابی حافظه:

بازیابی فکری است که ما هنگام صحبت در باره ی خاطراتمان یا از بین رفتن آن می کنیم. به یاد آوردن یک خاطره آسان تر می شود اگر در طول زمان آن خاطره

را قوی تر کنیم و هر بار که ما آن را بازیابیمی کنیم همان الگوی فعالیت مغزی رخ داده و ارتباط را قوی تر می کند.

این حقیقت که با بالا رفتن سن حافظه از بین می رود دلیل نمی شود که نتوانیم روند از بین رفتنش را کند تر کنیم. تحقیقات نشان می دهند ما می توانیم

حافظه مان را تا جای ممکن نگه داریم، اجازه بدهید نگاهی به این راه های علمی بیندازیم.




1- تفکر و تعمق کنید تا حافظه فعالتان بهتر شود.

حافظه فعال تقریبا شبیه دفترچه یادداشت مغز شماست، جایی که اطلاعات جدید موقتا نگهداری می شوند.  هنگامی که نام کسی یا آدرسی که می

خواهید بروید را می شنوید این اطلاعات را در حافظه فعالتان نگه می دارید تا اینکه کارتان با این اطلاعات تمام شود. اگر این اطلاعات بیشتر از این برایتان

استفاده ای نداشته باشد مغزتان اجازه می دهد به کل پاک شوند. اما اگر استفاده داشته باشند، به حافظه بلند مدت سپرده می شوند. آنجا می توانند

تقویت شده و بعدا به یاد آورده شوند.

حافظه فعال چیزی است که هر روز استفاده می کنیم، پس اگر قویتر باشد، زندگی روزانه ما را خیلی راحت تر می کند. در اکثر بالغین این حافظه در حدود

حداکثر 7 مورد را می تواند در خود نگه دارد. اگر شما از ظرفیت حداکثری حافظه تان استفاده به طور کامل استفاده نمی کنید مدیتیشن می تواند آن را تقویت کند.

تحقیقات نشان داده است که شرکت کنندگانی که قبلا هیچ تجربه ای در مدیتیشن تمرکز حواس نداشتند، تنها در 8 هفته توانستند حافظه فعالشان را

بهبود ببخشند. مدیتیشن با قدرت خود به ما کمک می کند تمرکز کنیم، همچنین پس از 2 هفته اثرات مثبت اثبات شده ای روی نمرات آزمون های استاندارد و حافظه فعال داشته است.

چرا مدیتیشین برای حافظه مفید است؟ درطول مدیتیشن مغز شما در پردازش اطلاعات مانند حالت عادی فعال نیست.

بنابر این در این زمان استراحت کوتاهی به مغز شما داده می شود که ذهن خود را خالی کنید. در این حالت نه تنها استرس کمتری را احساس خواهید کرد

بلکه چیزهای بیشتری هم به یاد می آورید.



2- برای بهبود تثبیت حافظه قهوه بنوشید.

گفته می شود اگر قبل از یادگیری یک موضوع جدید کافئین مصرف کنید حافظه تان بهبود پیدا می کند، البته این موضوع قابل بحث است. بسیاری از تحقیقات

اثرات ناچیزی از مصرف کافئین قبل از ایجاد حافظه جدید یافته اند.

اگرچه یکی از مطالعات اخیر نشان می دهد که مصرف یک قرص کافئین بعد از یادگیری یک موضوع، حافظه ی بازیابی را تا 24 ساعت بعد بهبود می بخشد.

شرکت کنندگان در این تحقیق تعدادی تصویر را به حافظه سپردند و سپس با دیدن همان تصاویر، تصاویر مشابه و تصاویر کاملا متفاوت آزمایش شدند.

آن ها باید تصاویری را پیدا می کردند که قبلا دیده بودند. این فرآیند که جداسازی الگو نامیده می شود، بر طبق گفته محققان بازتابی از “سطح عمیق تر

ماندگاری حافظه” است.

در این مطالعه تمرکز محققان روی اثرات کافئین در تثبیت حافظه بود: فرآیند تقویت حافظه ای که ایجاد کرده ایم. و به همین خاطر آن ها به اثرات مثبت بیشتر

مصرف کافئین بعد از یادگیری بیش از پیش اعتقاد پیدا کردند.

بنابراین فقط صبح ها برای شروع روزتان قهوه نخورید— یک قهوه کوچک در طول روز می تواند به بهتر نگه داشتن چیز هایی که یاد می گیرید در ذهنتان کمک

کند.



3- برای بهتر شدن حافظه بلند مدت، انواع توت ها را بخورید.

تحقیقات نشان می دهد که خوردن توت ها می تواند با کاهش حافظه مبارزه کند. یک بررسی از دانشگاه Reading  و مدرسه Peninsula Medical  دریافته که

یک رژیم غذایی عادی با مکمل بلو بری به


مدت 12 هفته در انجام وظایف حافظه تاثیر بسزایی دارد. اثرات بعد از تنها 3 هفته شروع شدند و در طول مدت بررسی ادامه یافتند.

یک مطالعه ی بلند مدت روی حافظه پرستاران خانمی که بالای 70 سال سن داشتند نشان داد آن هایی که به صور منظم حداقل دو وعده در هفته از توت

فرنگی یا بلوبری استفاده می کنند کاهش


حافظه شان به طور نسبی کمتر بوده است. (اگر چه اثرات توت فرنگی ها قابل تردید است، چرا که این مطالعه توسط کمیسیون توت فرنگی کالیفرنیا انجام

گرفته بود  و مطالعه دیگری که در همین


زمینه صورت گرفته می گوید که برای دیدن اثران توت فرنگی باید تقریبا روزی 10پاوند یا 5کیلو توت فرنگی بخورید.)

در این زمینه تحقیقات بیشتری مورد نیاز است، اما دانشمندان کم کم به درک چگونگی اثر گذاری انواع توت ها روی مغز نزدیکتر می شوند. بلوبری به طور

خاص برای داشتن مقدار زیادی زردینه یا

فلاوانوید
شناخته شده است، که به نظر می رسد ارتباطات موجود در مغز را تقویت می کند. آن ها روی حافظه بلند مدت اثرات مثبتی خواهند داشت.



4- برای بهبود بازیابی حافظه ورزش کنید.

مطالعه روی مغز موش ها و انسان ها نشان داده است که تمرینات منظم می توانند بازیابی حافظه را بهبود ببخشند. ثابت شده است که تناسب اندام در

افراد مسن به کند شدن روند کاهش حافظه کمک می کند آن هم بدون ورزش های ممتد و منظم. مطالعات نشان می دهند که ورزش منظم به طور خاص

می تواند حافظه مکانی را بهبود ببخشد، بنابراین شاید برای همه ی انواع بازیابی های حافظه  مفید نباشد.

البته فواید ورزش بی شمار هستند، در مورد مغز اثبات شده است که ورزش منظم منجر به بهبود توانایی های شناختی در کنار حافظه می شود. پس اگر به

دنبال راهی برای داشتن ذهنی تیز هستید، باید بگوییم که قدم زدن پاسخ شماست.



5- آدامس بجوید تا حافظه تان را تقویت کنید.

روش آسان دیگیری که می تواند حافظه شمارا بهبود ببخشد، جویدن آدامس هنگام یادگیری چیزهای جدید است. در این زمینه تحقیقات ضد و نقیضی وجود

دارد، ولی مطالعه ای در سال گذشته منتشر شد که نشان می داد شرکت کنندگانی که در طول یادگیریشان آدامس می جویدند،در بازیابی حافظه دقیق تر

بودند و زمان واکنش بهتری داشتند.

یکی از دلایلی که جویدن آدامس می تواند روی بازیابی شما اثر داشته باشد، این است که جویدن آدامس فعالیت هیپوکامپ (اسبک) را افزایش می دهد،

هیپوکامپ منطقه مهمی از مغز می باشد که به حافظه مربوط است. ( هرچند هنوز مشخص نیست که چرا این اتفاق می افتد.)

نظریه دیگر روی افزایش اکسیژن دریافتی و چگونگی توانایی بهبود تمرکز و توجه از طریق جویدن آدامس تمرکز می کند، این ها کمک می کنند که مغز هنگام

یادگیری چیزهای جدید، ارتباط های قوی تری ایجاد کند. مطالعه ای وجود دارد که نشان می دهد شرکت کنندگانی که در طول یادگیری و تست حافظه

آدامس می جویدند، سطوح ضربان قلب بالاتری دارند، فاکتوری که موجب افزایش اکسیژن دریافتی توسط مغز می شود.


6- بیشتر بخوابید تا حافظه تان تثبیت شود.

دلایل اثبات شده ای وجود دارند که نشان می دهند خواب یکی از مهمترین عناصر در داشتن یک حافظه خوب است. از آنجایی که بیشترین مقدار تثبیت

حافظه در خواب صورت می گیرد، مشخص می شود که مغز ما بدون داشتن خواب کافی برای تثبیت حافظه مان به دردسر می افتد.

حتی یک چرت کوتاه می تواند بازیابی شما را بهبود ببخشد. از شرکت کنندگان یکی از بررسی ها خواسته شد برای اندازه گیری قدرت حافظه شان، کارت

های تصویر سازی شده ای را به خاطر بسپرند. بعد از به خاطر سپردن دسته ای از کارت ها یک استراحت 40 دقیقه ای به همه ی آن ها داده شد، نیمی از

آن ها در این زمان خوابیدند و نیمی دیگر بیدار ماندند. بعد از این استراحت هر دو گروه مورد آزمایش قرار گرفتند.

محققان متعجبانه دیدند آن هایی که خوابیده بودند به شکل قابل توجهی آزمون را بهتر انجام دادند. آنها 80% پاسخ درست و گروهی که نخوابیده بودند 60%

موارد را درست پاسخ داده بودند.

تحقیقات نشان می دهد که وقتی موضوعی برای اولین بار به مغز وارد می شود، (به خصوص در هیپوکامپ) هنوز شکننده است و به راحتی فراموش می

شود به خصوص اگر از مغز خواسته شود تا در همان لحظه چیزهای بیشتری به خاطر بسپرد. چرت زدن، موضوعات را به سمت نئوکورتکس ها هدایت می

کند. جایی که ذخیره دائمی تر صورت می گیرد و به این ترتیب از جایگزین شدن آن ها جلوگیری می شود.

نه تنها خوابیدن بعد از یادگیری بخش مهمی از فرآیند ایجاد حافظه است، خوابیدن قبل از یادگیری مسئل جدید هم به همان مهمی می باشد. تحقیقات

نشان داده است که محرومیت از خواب می تواند روی توانایی ما برای سپردن چیزهای جدید به حافظه و تثبیت آن ها اثر بگذارد.

 

 

 

 



ادامه مطلب

" 11 فایده ی کتاب خوندن در زندگی روزمره "



خیلی از آدمها از فواید خوندن یه کتاب خوب خبر ندارن. با روزی ۱۰ دقیقه کتاب خوندن، شما میتونید وارد یک دنیای جدید بشید، و با یاد گرفتن چیزهای جدید 

از این دنیا، زندگی خودتون رو بهبود ببخشین. پس با هم ۱۱ تا فایده ی کتاب خوندن که باعث بهتر شدن زندگی میشه رو بخونیم:


 

۱_ خوندن باعث جلوگیری از آلزایمر میشه:

تحقیقات خیلی وقته که نشون داده کسانی که زمان مطالعه مرتب ندارند، دو و نیم برابر بیشتر از کسانی که به طور مرتب مطالعه می کنند در معرض

بیماری آلزایمر قرار دارند. این به این معنی نیست که تنها با خوندن کتاب میشه از این بمیاری پیشگیری کرد، اما نشون میده که قطعا رابطه ای بین خوندن و

پیشگیری از این بیماری وجود داره!

 

۲_همیشه در حال یاد گرفتن چیزهای جدید هستید:

اگه تا حالا نمیدونستید، از الان دیگه بدونید! کتاب خوندن مغزتون رو با اطلاعات جدید پر میکنه. اطلاعاتی که نمیدونیم کی و کجا، اما قطعا به موقع به یادمون

میان و کارهامون رو راه میندازن. خوندن آدمها رو باهوش میکنه، چون نه تنها اطلاعات جدیدی به مغز اضافه میکنه، بلکه باعث میشه بتونیم اونها رو به راحتی

به خاطر بیاریم.

 

۳_کسانی که کتاب میخونن به احتمال زیاد ورزش میکنن، رای میدن، و اجتماعی تر هستن:

آمارگیری ها نشون داده کسانی که زیاد مطالعه میکنن، از لحاظ مدنی و اجتماعی موقعیت های بهتری دارن. این به تنهایی نشون میده که کتاب خوندن باعث

میشه توی زندگی برنده شی.



4_کتاب خوندن استرس رو از بین میبره و حالت رو خوب می کنه:

وقتی که کتاب میخونی، خودت و ذهن نگرانت رو به یه دنیای دیگه منقل می کنی، برای اینکه سختی های زندگی رو برای دقایقی از زندگیت حذف کنی.

تحقیقت نشون داده که فقط ۶ دقیقه کتاب خوندن میتونه تا ۶۸% استرس رو کاهش بده!

 

۵_کتاب درمانی کنید!

کتاب خوندن – مثل فیلم دیدن یا گوش دادن به یه موزیک خوب – میتونه باعث بشه که تجربیات گذشته رو دوباره زندگی کنیم، و از یه بعد جدید بهشون نگاه

کنیم. مثلا وقتی داری کتابی میخونی که توش مشکلات شخصیت داستان به مشکلات خودت شباهت داره، میتونی کلی از این فرصت استفاده کنی تا

تصمیم های بهتری توی زندگیت بگیری.

 

۶_خوندن باعث میشه شما فرد جذاب تری به نظر برسید!

آمار ها یه بار دیگه نشون دادن که یکی از معیارهای مهم موقع جذب شدن به جنس مخالف، میزان هوش اون هست. کیه که از آدمی که پر از اطلاعاته و

همیشه حرفهای جدید برای گفتن داره خوشش نیاد؟ پس بهتره سرتون رو بکنید توی کتاب، تا اطرافیان خودشون رو به تکاپو بندازن تا حواستون رو پرت کنن!;)



7_کتاب خوندن قدرت آنالیز کردن رو بالا میبره:

درسته! دکترها، مهندسین، و وکلای آینده! هر چقدر بیشتر بخونید، قابلیت تشخیص دادن الگوها و آنالیز کردن روابط براتون راحت تر میشه!

 

۸_خوندن دایره ی لغاتتون رو وسیع تر میکنه، بنابراین باسواد تر به نظر میرسین:

هرچی کتاب های بیشتری باز کرده باشی، با کلمات بیشتری درگیر شدی. این کلمات بالاخره یه روزی جاشون رو توی ادبیات روزمره تون پیدا می کنند. و به

خاطر اینکه همه ی ما بالاخره توی یه مرحله ای از شغلمون به کلمات و قوه ی تکلم احتیاج داریم، احتمالش هست که باعث موفقیت های کاریمون هم بشه.

 

۹_باز کردن کتاب شما رو نویسنده ی بهتری می کنه:

باز هم تحقیقات نشون داده که خوندن یه کتاب خوب میتونه باعث بشه که مهارت های نوشتن اون نویسنده روی مهارت های خودتون تاثیر بذاره. درست مثل

وقتی که گوش دادن به موزیک خوب میتونه به سلیقه ی موسیقایی تون جهت بده.

۱۰-کتاب خوندن باعث میشه دیگران رو بهتر درک کنید:

با خوندن کتاب های داستان، شما این قابلیت رو پیدا میکنید که زندگی ای به غیر از زندگی خودتون، با قابلیت های خیلی بالاتر رو تجربه کنید. مثلا ممکنه که

هیچوقت توی زندگیتون پیش نیاد که به اروپا سفر کنید، اما با خوندن راجع به فرهنگ و زندگی مردم این کشور، شما میتونید احساس نزدیکی بیشتری به

مردم جهان بکنید.

 

۱۱_در کل کسانی که بیشتر مطالعه میکنند، شغل و زندگی بهتری نسبت به بقیه دارند!

ویلسون فلچر،کارگردان معروف، گفته: “خوندن درهای زیادی رو برای آدم باز میکنه و زندگی رو راحت تر می کنه. در آخر روز نمیفهمی چطور، اما کتاب خوندن

کلی حالت رو بهتر میکنه!”



ادامه مطلب


 " تاریخچه جشن کریسمس "


کریسمس به مناسبت تولد حضرت مسیح برگزار میشود. با آیین های ویژه ای به طور مثال آراستن یک درخت کاج،

برگزار شده و شخصیتی خیالی به نام بابانوئل در آن نقشی مهم دارد.

کریسمَس یا نوئل جشنی است در آیین مسیحیت که به منظور گرامی داشت زادروز مسیح برگزار می شود. ایام دوازده روزه کریسمس با

سالروز میلاد مسیح در 25 دسامبر آغاز گشته و تا جشن خاج شویان در روز 6 ژانویه ادامه می یابد. هرچند مهم ترین عید مذهبی در

گاهشمار مسیحی، روز عید پاک (به عنوان روز مصلوب شدن و رستاخیز عیسی) است، بسیاری به خصوص در کشورهای ایالات متحده و

کانادا، کریسمس را مهم ترین رویداد سالانه مسیحی محسوب می دارند.




با وجودی که این روز، یک عید مذهبی شناخته می شود، از اوایل سده بیستم میلادی به بعد به طور گسترده به عنوان یک جشن غیر

مذهبی برگزار شده و برای بیشتر مردم، این ایام فرصتی است برای دور هم جمع شدن اقوام و دوستان و هدیه دادن به هم. کریسمس با

آیین های ویژه ای به طور مثال آراستن یک درخت کاج، برگزار شده و شخصیتی خیالی به نام بابانوئل در آن نقشی مهم دارد.


" ریشه لغوی "

واژه کریسمس (به انگلیسی:Christmas)، به معنای «مراسم عشای ربانی (مَس) در روز مسیح» در حدود سال 1151 میلادی به صورت

واژه Christes maesse به معنی «جشن مسیح»، وارد زبان انگلیسی قدیم گردید و محققان معتقدند، گونه کوتاه تر آن یعنی Xmas شاید

برای نخستین بار در قرن سیزدهم به کار رفته باشد. واژه قدیمیتر «یول» (Yule) احتمالاً از واژه آلمانی jōl یا انگلوساکسونی geōl که به

جشن انقلاب زمستانی اشاره دارد، مشتق شده است. واژه های متناظر در دیگر زبانها چون، نَویداد (Navidad) در اسپانیایی، ناتاله

(Natale) در ایتالیایی و نوئل (Noël) در فرانسوی، همگی معنای «میلاد» را تداعی می کنند و واژه آلمانی «وایناختِن» (Weihnachten)، به

معنی «شب تقدیس شده» می باشد.





" ریشه تاریخی "

جامعه مسیحیت اولیه، میان تاریخ واقعی میلاد عیسی مسیح و مراسم مذهبی بزرگداشت این واقعه، فرق می نهاد. در دو قرن نخست

پیدایش آیین مسیحیت، بازشناسی تاریخ زادروز شهدای مسیحی و به پیروی از آن، عیسی، با مخالفتهای بسیاری در بین پیروان این آیین

روبرو شد. عده بسیاری از پدران کلیسا، نظرات نیشدار و کنایه آمیزی در خصوص برپایی جشن تولد افراد در ادیان پاگانیسم (آیینهای رقیب

مسیحیت و یا چندخدایی) داشتند و در واقع از دید کلیسا، روزِ جانسپاری قدیسان و شهدا می بایست به عنوان روز واقعی به دنیا آمدن آنان،

گرامی داشته شود. منشا دقیق انتخاب روز 25 ماه دسامبر به عنوان میلاد عیسی مسیح در پرده ای از ابهام قرار دارد و تاریخدانان در مورد

آنکه پیروان مسیح از چه زمانی شروع به برپاداشتن جشن میلاد او نمودند، به یقین نرسیده اند. گرچه در اناجیل چهارگانه در عهد جدید،

تولد عیسی با جزئیات شرح داده شده است، ولی هیچ تاریخی در آنها ذکر نشده است.





همچنین آیین رازوَرزی میترائیسم، بر پایه پرستش ایزد باستان ایران زمین، میترا، در سرزمینهای تحت فرمانروایی روم باستان اشاعه زیادی

یافته بود و بسیاری از رومیان، رویداد بلندتر شدن روزها به دنبال انقلاب زمستانی را با شرکت کردن در مراسمی به منظور بزرگداشت زادروز

میترا، در 25 دسامبر جشن می گرفتند. این جشنها و سایر مناسک تا اول ژانویه ادامه میافت که رومیان این روز را نخستین روز ماه و سال

جدید می دانستند. کلیسای کاتولیک روم روز 25 دسامبر را به عنوان زادروز مسیح برگزید تا به مراسم پاگانی مرسوم آن زمان معنا و مفهوم

مسیحی بخشد. برای نمونه، کلیسا جشن زادروز میترا خدای نور و روشنایی را با جشن بزرگداشت زادروز عیسی که عهد جدید او را نور و

روشنی جهان می نامد، جایگزین نمود. کلیسای کاتولیک با این امید که پیروان آیین میترا را به آیین مسیحیت وارد کند، به انها اجازه داد تا به

عنوان بزرگداشت زادروز مسیح به برگزاری جشن و سرور خود در تاریخ معین شده پیشین ادامه دهند.





" بابا نوئل "

شخصیتی که امروزه به شکل پیرمردی مهربان و چاق است و با لباس سرخ رنگ و ریشی سفید و بلند، هنگام کریسمس در میان

برگزارکنندگان این جشن ظاهر می گردد به چندین اسم شناخته می شود که بابانوئل (Papa noel)، سانتا کلوز (Santa claus) و سنت

نیکولا (Saint Nicola) از معروفترین این اسامی اند.

 " آیین های کریسمس "

برگزاری کریسمس در کشورهای مختلف مسیحی بنا به سنت و رسم و رسوم آنان، تفاوت هایی نیز با یکدیگر دارد. اما مشترکات این

مراسم این است که:مسیحیان برای جشن گرفتن میلاد عیسی مسیح به کلیساها می روند، در منزل یک درخت کاج را تزیین و چراغانی

می کنند و در خیابان ها و کوچه ها دسته دسته سرودهای پرستشی و شکرگزاری اجرا می نمایند.
 
 " درخت سرو "

امروزه در تمام جهان درخت سرو نماد مهم کریسمس است. اما درخت سرو در آئینهای پاگان و فرهنگ قدیم ایران نیز بسیار مهم بوده و

درخت جاودانگی تلقی می شده است هنوز در بسیاری از نقاط ایران به درخت سرو با نگاه تقدس نگریسته می شود.



 " کریسمس در هند "

اگر چه کریسمس جشنواره ای در تقویم مسیحی است، اما در هند به عنوان یک سرگرمی و تفنن دارای اهمیت ویژه ای است. در هند این

جشنواره دارای معنی خاصی برای وحدت هند در عین تنوع و گوناگونی است که در سراسر جهان شناخته شده است. و به دلیل نفوذ اروپا

در این کشور برای مدت طولانی, دین در سراسر کشور پخش شده است. هیجان انگیز ترین جشن کریسمس در هند را می توان در حالت

سرور و نشاط در شهر بندری گوا دید. تعداد زیادی از گردشگران داخلی و بین المللی به سواحل گوا می آیند ودر طول جشنواره کریسمس

به تماشای گوا در بهترین حالت فرهنگی خود می پردازند.
 

ادامه مطلب

" زندگینامه ادموند هیلاری، نخستین فاتح قله اورست "



ادموند هیلاری، نخستین فاتح اورست

 

بیوگرافی ادموند هیلاری

سر ادموند پرسی وال هیلاری (دارنده مقام های) KG ، ONZ ،KBE ( متولد 20 جولای 1919 – وفات 11 ژانویه 2008 ) کوه نورد و سیّاح نیوزیلندی بود. در 29 ماه می 1953، وی و کوه نورد شرپا تنزینگ نورگی اولین کوهنوردانی بودند که قله اورست را فتح کردند. آنها بخشی از نهمین سفر اکتشافی بریتانیا به اورست به رهبری جان هانت بودند.

جوانی ادموند هیلاری

ادموند هیلاری در خانواده پرسی وال آگوستوس هیلاری و گرترود هیلاری در تواکائو ( جنوب اوکلند) در 20 جولای 1919 متولد شد. پدر بزرگ و مادر بزرگش از ساکنان اولیه جنوب wairoa در نیمه قرن نوزدهم پس از مهاجرت از یورک شایر بودند. ادموند هیلاری در مدرسه گرامر اوکلند تحصیل کرد. رفت و برگشت روزانه اش با اتوبوس به مدرسه هر بار بیش از دو ساعت طول می کشید که در طی این مدت به طور مرتب مطالعه می کرد. او  کوچکتر از همسالانش و بسیار خجالتی بود در نتیجه به کتاب هایش و به خیال پردازی هایش از یک زندگی پر از ماجرا پناه می برد.


در 16 سالگی علاقه اش به کوهنوردی در خلال اردوی مدرسه به کوه Ruapehu نمایان شد. ادموند هیلاری دریافت که از لحاظ بدنی قوی است و استقامت بیشتری نسبت به بسیاری از دوستانی که همراهش راه می رفتند داشت. در سال 1939 اولین کوهنوردی مهمش را انجام داد و به قله کوه الیور در جنوب آلپ صعود کرد. هیلاری به همراه برادرش رکس به زنبور داری روی آوردند که شغلی تابستانی بود که به این ترتیب می توانست در زمستان ها به کوهنوردی برود.

 

ادموند هیلاری و جنگ جهانی دوم

در سال 1943 ادموند هیلاری به عنوان ناوبر به نیروی هوایی سلطنتی نیوزیلند ((RNZAF پیوست و بر روی هواپیماهای بزرگ کاتالینا ( که بر روی آب فرود می آید) خدمت کرد. در سال 1945 به فیجی و به جزایر سلیمان فرستاده شد که در آنجا به طور ناجوری در تصادف قایق دچار سوختگی شد و پس از آن به نیوزیلند بازگردانده شد.



ادموند هیلاری و تنزینگ نورگی نخستین انسان‌هایی بودند که به قله اورست صعود کردند

 

سفرهای اکتشافی ادموند هیلاری

ادموند هیلاری بخشی از سفر اکتشافی بریتانیا به اورست در سال 1951 به سرپرستی اریک شیپتون قبل از پیوستن به تلاش موفق بریتانیا در 1953 بود.
در سال 1952 هیلاری و جورج لو بخشی از تیم بریتانیایی به سرپرستی اریک شیپتون بود که برای صعود به چو اویو تلاش کردند. پس از شکست این اقدام به علت فقدان مسیر از سمت نپال، هیلاری و لو با عبور از Lhi-la به تبت رفتند و به کمپ دوم قدیمی در سمت شمال رسیدند، جایی که تمام گروه های اکتشافی قبل از جنگ در آنجا اردو زدند.

 

سفر اکتشافی اورست در سال 1953

مسیر اورست توسط تبت تحت کنترل چین بسته شده بود و کشور نپال هم هر سال تنها به یک گروه اکتشافی اجازه صعود می داد. یک گروه اکتشافی سویسی ( که در آن  تنزینگ هم شرکت داشت) اقدام به صعود به قله در سال 1952 کردند اما  بر اثر هوای بد با 260 متر فاصله با قله ناکام برگشتند. در خلال سفر 1952 به آلپ ، هیلاری آگاه شد که او و دوستش جورج لو به سفر مصوب 1953 بریتانیا دعوت شده اند که بلافاصله قبول کرد.

شیپتون به عنوان سرپرست انتخاب شد اما جای او را به هانت دادند. هیلاری تصمیم به کناره گیری گرفت اما هم هانت و هم شیپتون در مورد ماندن با او صحبت کردند. هیلاری قصد داشت به همراه او صعود کند اما هانت دو تیم را برای حمله انتخاب کرد : تام بوردیلون و چارلز اوانس ؛ و هیلاری و تنزینگ. بنابراین هیلاری تلاش هماهنگی را برای ایجاد یک دوستی کاری با تنزینگ انجام داد.

 
ادموند هیلاری

 

ادموند هیلاری و تنزینگ:

گروه اکتشافی هانت، به مانند بسیاری از این چنین گروه ها، تلاشی تیمی بود. لو آماده سازی جبهه لوتسه را، جبهه یخی عظیم و شیب دار، برای کوه نوردی اداره کرد. هیلاری مسیری را از میان یخشار خومبو ( khumbu ) ایجاد کرد. این گروه اکتشافی کمپ اصلی را در مارس 1953 برپا کردند. به علت سرعت کم کار این گروه آخرین کمپ را در South Col در ارتفاع 7900 متری برپا کرد. در 26 ماه می، بوردیلون و اوانس اقدام به صعود کردند اما به علت از کار افتادن سیستم اکسیژن اوانس بازگشتند. این دو به 100 متری جنوب قله صعود کرده بودند. آنگاه هانت، به  هیلاری و تنزینگ دستور رفتن به قله را داد.


برف و باد به مدت دو روز این دو را در South Col زمینگیر کرد. آنها در 28 ماه می با حمایت سه نفری لو ، آلفرد گرگوری و آنگ نیما رهسپار شدند. آن دو در 28 ماه می در ارتفاع 8500 متری چادر زدند در حالیکه گروه پشتیبانی شان به ارتفاع پایین کوه برگشتند. صبح روز بعد هیلاری دریافت که پوتین هایش در بیرون از چادر یخ زده اند. او دو ساعت صرف گرم کردن آنها کرد و پس از آن به همراه تنزینگ با داشتن 10 کیلو بار کوله رهسپار صعود نهایی شدند. آخرین بخش دشوار صعود، 12 متر جبهه صخره ای بود که بعدا " قدمگاه هیلاری " نامگذاری شد.

ادموند هیلاری راهی را بین دیواره صخره ای و یخ دید و خود را بالا کشید و تنزینگ هم به دنبال او آمد. از آنجا به بعد صعود نسبتا ساده بود. آنها در 30/11 صبح به قله رسیدند. بنابه گفته هیلاری ، " چند ضربه محکم بیشتر با تبر یخ به برف سخت، و بعد بر روی قله ایستادیم.

آنها فقط حدود 15 دقیقه در قله ماندند. در آنجا به جستجوی مدرکی از گروه اکتشافی پیشتر مالوری پرداختند، اما موفق نشدند. هیلاری عکس تنزینگ را گرفت، تنزینگ شکلات هایی را به رسم پیشکش در برف بر جای گذاشت و هیلاری صلیبی را که به او داده بودند در آنجا گذاشت. چون تنزینگ طرز عکس گرفتن با دوربین را بلد نبود هیچ عکسی از هیلاری در آنجا وجود ندارد.

 آن دو مجبور بودند به هنگام فرود مراقب باشند چون فهمیدند برف در حال حرکت رد پاهایشان را پوشانده است که این کار را دشوار می کرد. اولین کسی که آنها دیدند لو بود که با سوپی گرم برای استقبال از آنها تا بالا صعود کرده بود.

" خوب جورج ، ما بالاخره لعنتی را تمام کردیم."
- اولین جملات هیلاری به دوست همیشگی اش جورج لو در هنگام برگشت از قله اورست.
اخبار این سفر اکتشافی موفق در روز تاجگذاری ملکه الیزابت دوم به بریتانیا رسید. این گروه از استقبال بین المللی که به هنگام رسیدن به کاتماندو ار آنها به عمل آمد ، متعجب شدند.



ادموند هیلاری پس از بازگشت از صعود به اورست در 3 سپتامبر 1953 ازدواج کرد

 

ادموند هیلاری پس از فتح اورست

ادموند هیلاری به ده قله دیگر در هیمالیا در سفرهای بعدی در سال 1956، 61-1960 و 65-1963 صعود کرد. ادموند هیلاری به عنوان بخشی از سفر اکتشافی ماورإ قطب جنوب مشترک المنافع در 4 ژانویه 1958 که سرپرستی بخش نیوزیلندی را بر عهده داشت به قطب جنوب رسید. وی سرپرستی یک سفر اکتشافی با jetboat به نام " اقیانوس تا آسمان " را از دهانه رودخانه Ganges  تا سرمنشا آن در سال 1977 بر عهده داشت. در سال 1977 ، برنامه ریزی شده بود که به عنوان گزارشگر به همراه پرواز 901 بد فرجام ایرنیوزیلند که پروازی جهت دیدن مناظر قطب جنوب بود، برود اما به علت تعهد کاری در جایی دیگر مجبور به کناره گیری شد. به جای او دوست نزدیکش پیتر مولگرو انتخاب شد که در تصادف هواپیما با کوه Erebus کشته شد.

هیلاری در انتخابات عمومی سال 1975 ، به عنوان عضوی از مبارزه "Citizens for Rowling " شرکت کرد. شرکت او را در این مبارزه به معنی امتناع او از نامزدی فرماندار کل دانستند که این مقام در عوض در سال 1977 به کیث هولیوک داده شد. به هر حال، در سال 1985 وی به عنوان کمیسیونر عالی ( سفیر ) نیوزیلند در هند، نپال و بنگلادش منصوب شد و چهار ونیم سال را در دهلی نو گذراند. در سال 1985 نیل آرمسترانگ را در هواپیمای اسکی کوچک دو موتوره بر فراز اقیانوس منجمد شمالی همراهی کرد و در قطب شمال فرود آمدند. پس وی اولین انسانی شد که در هر دو قطب و بروی اورست ایستاد.

 در ژانویه 2007 ، هیلاری برای گرامیداشت پنجاهمین سالگرد تاسیس پایگاه اسکات به قطب جنوب سفر کرد. وی به همراه هیئت نمایندگان از جمله نخست وزیر در 18 ژانویه 2007 به این ایستگاه پرواز کرد. در آنجا از دولت بریتانیا در خواست  کرد تا در نگهداری کلبه های اسکات و شاکلتون کمک کند. در 22 آوریل 2007 هنگام سفر به کاتماندو ، گزارش شد که زمین خورده است. اظهار نظری در مورد ماهیت بیماری اش گزارش نشد و بلافاصله دنبال درمان نرفت. پس از برگشت به نیوزیلند در بیمارستان بستری شد.

قدردانی عمومی از ادموند هیلاری

هیلاری به مقام فرمانده شوالیه (KBE ) Order of British Empire در 16 جولای 1953؛ به عضویت ( ONZ )Order of New Zealand در سال 1987 و شوالیه (KG ) Order of Garter در 23 آوریل 1995 مفتخر شد. خیابان ها، مدارس و سازمان های مختلفی در گوشه کنار نیوزیلند و خارج از نیوزیلند به افتخار او نامگذاری شدند. چند  نمونه از این قرار است: کالج هیلاری (در اوتارا )، مدرسه ابتدایی ادموند هیلاری (در پاپاکورا) و کمیسیون هیلاری (اکنون SPARC).

در سال 1992 تصویر هیلاری بر روی اسکناس 5 دلاری جدید نیوزیلند منتشر شد، هیلاری تنها نیوزیلندی بود که تصویرش بر روی یک اسکناس منتشر شد. برای بزرگداشت پنجاهمین سالگرد اولین صعود موفق به اورست ، دولت نپال در مراسم ویژه Golden Jubilee در کاتماندو، نشان افتخاری شهروندی را به هیلاری اعطا کرد. در سال 2003، مجسمه برنزی 3/2 متری سر ادموند در بیرون هتل هرمیتاژ  در روستای Mt Cook نیوزیلند نصب شد.

 

زندگی خانوادگی ادموند هیلاری

ادموند هیلاری بلافاصله پس از بازگشت از صعود به اورست در 3 سپتامبر 1953 با لوئیس مری رز ازدواج کرد. او که مردی خجالتی بود از مادر زن آینده خود خواست که از طرف او خواستگاری کند. حاصل ازدواج شان سه فرزند بود: پیتر (1954)، سارا (1955)، بلیندا (1959).
درسال 1975 لوئیس و بلیندا در راه پیوستن به هیلاری در روستای Phaphlu که وی در حال کمک به ساخت یک بیمارستان بود،  در سانحه هواپیما نزدیک فرودگاه کاتماندو لحظاتی کوتاه پس از برخاستن از زمین کشته شدند. هیلاری در 21 دسامبر 1989 با جون مولگرو، بیوه دوست نزدیکش پیتر مولگرو ازدواج کرد.


پسرش پیتر هیلاری هم کوهنورد شده بود و در 1990 اورست را فتح کرد. در آوریل 2003 ، پیتر و جاملینگ تنزینگ نورگی (پسر تنزینگ) به عنوان بخشی از مراسم پنجاهمین سالگرد ( فتح اورست ) به اورست صعود کردند. هیلاری شش نوه از جمله آملیا هیلاری دارد که او هم به کار هیلاری در هیمالیا مشغول است.

ادموند هیلاری در سن 88 سالگی در گذشت

 

انسان دوستی ادموند هیلاری

ادموند هیلاری تمام عمر خود را وقف کمک به مردم شرپای نپال از طریق صندوق هیمالیا کرد که خود بنیانگذار آن بود و بیشتر وقت و انرژی اش را صرف آن کرده بود. با اقداماتش موفق به ساخت چندین مدرسه و بیمارستان در این منطقه دور افتاده از هیمالیا شد. او رئیس افتخاری بیمارستان بنیاد هیمالیای آمریکا  بود، یک موسسه غیرانتفاعی ایالات متحده که به بهبود اکولوژی و شرایط زیست در هیمالیا کمک می کند.


مرگ ادموند هیلاری

در 11 ژانویه 2008 هیلاری بر اثر سکته قلبی در بیمارستان اوکلند سیتی در حدود ساعت 9 صبح به وقت محلی نیوزیلند در سن 88 سالگی در گذشت.

ادامه مطلب


"  چه وقتی، چگونه و چقدر ورزش کنیم؟ "


چه وقتی، چگونه و چقدر ورزش کنیم؟     

می خواهید وزن کم کنید؟ موثرترین شیوه کم کردن دریافت کالری ها و بالا بردن میزان سوزاندن آنها، افزایش فعالیت جسمی است. اما چقدر فعالیت جسمی برای سوزاندن کالری های اضافی لازم است؟ با چه شدتی و چه مقدار باید ورزش کرد؟ و بهترین زمان ورزش در روز چه زمانی است؟ در «تناسب اندام» این هفته، پاسخ این پرسش های تان را خواهید گرفت...

● با چه شدتی ورزش کنیم؟


انجام ورزش با شدت متوسط برای بیشتر افراد بی خطر است و به میزان زیادی به بهبود وضعیت سلامت کمک می کند. اگر وضعیت بدنی مناسبی داشته باشید، افزودن فعالیت های شدید جسمی به تمرین ها باعث می شود زمان لازم برای ورزش کاهش یابد و سلامت تر باشید. اگر آمادگی بدنی کافی ندارید، به تدریج شدت فعالیت جسمی تان را بالا ببرید.


فعالیت های باشدت بیشتر ممکن است خطر آسیب عضلات یا مفاصل را بالا ببرد و اندکی امکان دچار شدن به مشکل وخیم قلبی را افزایش دهد، به خصوص افرادی که به انجام فعالیت جسمی عادت نداشته اند و ناگهان ورزش کردن با شدت زیاد را شروع کرده اند. گرچه خطر کلی مرگ ناشی از بیماری قلبی در افرادی که ورزش می کنند، از افرادی که ورزش نمی کنند، کمتر است.

● اما چگونه می توان شدت ورزش را ارزیابی کرد؟

ساده ترین راه این است که شدت هر فعالیتی را به رده هایی کلی مانند سبک، متوسط یا شدید طبقه بندی کنید. با افزایش آمادگی بدنی، متوجه خواهید شد ادراک شما از شدت یک فعالیت معین، برای مثال بالا رفتن از یک تپه، تغییر می کند.
این جدول تغییرات جسمی در ورزش با هر شدتی را تعیین می کند. اگر تازه یک برنامه ورزشی را شروع کرده اید، هدفتان را رسیدن به شدت متوسط قرار دهید. البته اگر دچار مشکلات قلبی یا معلولیت هایی هستید که فعالیت در حد متوسط را برایتان ناممکن می کند، هر مقدار فعالیت که در توانتان است انجام دهید.
بعدها با رسیدن به آمادگی بدنی متوجه خواهید شد انجام تمرین برایتان ساده تر شده است. هر وقت انجام یک فعالیت برایتان ساده شد، مدت یا شدت انجام آن را بیشتر کنید.



● چقدر ورزش کنیم؟

خوردن یک تکه شکلات ممکن است یکی دو دقیقه بیشتر طول نکشد، اما سوزاندن کالری حاصل از آن در اغلب افراد ۴۰ دقیقه پیاده روی می خواهد. برای اینکه حدود نیم کیلوگرم وزن کمک کنید هم باید حدود ۳۵۰۰ کالری بسوزانید. انجام این کار با فعالیت بدنی ممکن است و به ۴ هفته ورزش با شدت متوسط و مرتب نیاز دارد.
از سوی دیگر، اگر کمتر از ۵۰۰ کالری در روز غذا بخورید، هفته ای نیم کیلوگرم وزن از دست خواهید داد بنابراین شاید به نظرتان برسد رژیم گرفتن راهی کوتاه تر برای رسیدن به وزن مطلوب است اما ورزش منظم، فایده های دیگری غیر از سوزاندن کالری ها هم دارد، مثلا میزان مصرف انرژی را در حال استراحت هم اندکی افزایش می دهد.

به عبارت دیگر، پس از انجام ورزش و هنگامی که در حال استراحت هستید، کالری می سوزانید. از طرفی، کاهش وزنی که با افزایش میزان فعالیت ایجاد می شود، فقط از چربی است. برخی از بررسی ها بیانگر آن است که ورزش بیشتر «چربی شکمی» را هدف قرار می دهد که در دچار شدن به فشارخون بالا، بیماری قلبی عروقی و دیابت نقش دارد.




● برای سوزاندن نیم کیلوگرم چربی باید چقدر ورزش کنیم؟

حدود ۳ هزار و ۵۰۰ کالری اضافی را باید با انجام فعالیت جسمی سوزاند تا نیم کیلوگرم چربی بدن کاهش یابد.
پیاده روی یا دویدن آرام (جاگینگ) حدود ۱۰۰ کالری را به ازای هر ۶/۱ کیلومتر می سوزاند.
تقریبا به ازای هر ۵۶ کیلومتر پیاده روی، بدن نیم کیلوگرم چربی از دست می دهد به شرطی که میزان دریافت غذا و سایر فعالیت های جسمی ثابت بماند.
اگر پیاده روی سریع با سرعت ۵/۶ کیلومتر در ساعت، به مدت نیم ساعت ۵ روز از هفته انجام دهید، حدود ۱۶ کیلومتر در هفته خواهید پیمود و در پایان ۳ هفته و نیم، حتی اگر میزان کالری های مصرفی تان ثابت بماند، احتمالا نیم کیلوگرم از وزنتان کاهش خواهد یافت.
اگر در همین مدت، میزان غذایی که می خورید، در حد چند صد کالری در روز کاهش دهید، سرعت کاهش وزن بیشتر هم می شود.

● روزانه چقدر باید ورزش کرد؟


برای اغلب افراد بزرگسال سالم این اصول راهنما را می توان برای تعیین میزان ورزش به کار برد:

تمرین های هوازی: حداقل ۱۵۰ دقیقه در هفته فعالیت هوازی در حد متوسط یا ۷۵ دقیقه در هفته فعالیت هوازی شدید انجام دهید. همچنین می توانید به ترکیبی از فعالیت متوسط و شدید بپردازید سرعت انجام تمرین ها را در طول هفته افزایش دهید.

تمرین های قدرتی: تمرین های قدرتی را حداقل ۲ بار در هفته انجام دهید. مدت زمان خاصی برای هر بار انجام تمرین های قدرتی تعیین نشده است.
ورزش هوازی در حد متوسط شامل فعالیت هایی مانند پیاده روی سریع، شنا یا کوتاه کردن چمن با ماشین چمن زنی است و ورزش هوازی شدید شامل فعالیت هایی مانند دویدن یا آیروبیک می شود. تمرین های قدرتی نیز استفاده از ماشین های وزنه زنی یا فعالیت هایی مانند صخره نوردی هستند.
به عنوان یک هدف کلی، حداقل ۳۰ دقیقه فعالیت جسمی در هر روز لازم است. اگر می خواهید وزن کم کنید یا به درجه معینی از آمادگی بدنی برسید، ممکن است لازم باشد بیشتر ورزش کنید. آیا می خواهید هدف بالاتری برای خود تعیین کنید؟ می توانید با افزایش مدت ورزش به ۳۰۰ دقیقه در هفته، سلامت بیشتری پیدا کنید.
یک سوال دیگر درباره مدت هر بار فعالیت ورزشی است؛ پرداختن به ورزش کوتاه مدت در چند نوبت بهتر است یا ورزش طولانی مدت در دفعات کمتر؟ پاسخ این است که فرقی نمی کند، حتی دوره های کوتاه مدت فعالیت جسمی هم مفید است مثلا اگر نمی توانید ۳۰ دقیقه مداوم پیاده روی کنید، می توانید ۳ بار پیاده روی ۱۰ دقیقه ای انجام دهید. مهم ترین نکته این است که فعالیت جسمی را مرتب انجام دهید و ورزش به بخشی از زندگی روزانه تان تبدیل شود.

● بهترین زمان برای ورزش کردن کدام است؟

برخی افراد سر ساعت ۶ صبح لباس ورزشی می پوشند و برای دویدن بیرون می روند. برخی دیگر تا پیش از ظهر حوصله ورزش ندارند و پیاده روی پس از شام در محله شان را ترجیح می دهند. اما بهترین زمان برای ورزش کدام است؟

حقیقت این است که در حال حاضر شواهد قابل اعتمادی در این باره وجود ندارد که نشان دهد ورزش در کدام هنگام روز باعث سوزاندن کالری بیشتری می شود اما زمانی از روز که در آن ورزش می کنید، بر «احساس شما» از ورزش کردن تاثیر خواهدگذاشت. به گفته کارشناسان، باید زمانی از روز را انتخاب کنید که بتوانید مرتب در آن ورزش کنید تا ورزش به عادت روزانه تان تبدیل شود.

ساعت شبانه روزی بدن:
ریتم شبانه روزی بدن شما تعیین کننده این است که آدمی سحرخیز یا شب زنده دار هستید و نمی توانید کار زیادی برای تغییر این ریتم انجام دهید.

ریتم های شبانه روزی بدن براساس الگوی ۲۴ ساعته چرخش زمین است. این ریتم ها بر کارکردهای بدن مانند فشارخون، درجه حرارت بدن، میزان هورمون ها و سرعت ضربان قلب اثر می گذارند و همه این عوامل ممکن است نقشی در آمادگی بدنی شما برای ورزش داشته باشند بنابراین برای پیاده روی یا رفتن به باشگاه ورزشی باید به ساعت بدنی خود توجه داشته باشید.

البته عوامل دیگری هم بر زمان ورزش کردن شما تاثیر دارند، مانند برنامه های خانوادگی، کار یا در دسترس بودن دوستی که همراه شما ورزش کند.

مزایای ورزش بامدادی: کارشناسان می گویند اگر در مرتب ورزش کردن مشکل دارید، ساعت های بامدادی بهترین زمان برای ورزش کردن شماست. پژوهش ها نشان می دهد افرادی که صبح ها ورزش می کنند، از لحاظ تداوم برنامه ورزشی شان بهتر عمل می کنند. علت شاید این باشد که در این هنگام سایر فشارهای روزانه کمتر فرد را تحت تاثیر قرار می دهد.

البته با توجه به اینکه درجه حرارت بدن در صبح ها پایین تر است، باید نسبت به سایر اوقات روز زمان بیشتری را به گرم کردن بدنتان اختصاص دهید. البته بی خوابی در شب قبل ممکن است مانع آن شود که صبح بتوانید به راحتی از بستر برخیزید و به ورزش بپردازید، بنابراین حفظ عادت منظم و مناسب خواب برای جلوگیری از بی خواب شدن ضروری است، مثل اینکه خودتان را پیش از زمان خواب آرام کنید.

رسیدن درجه حرارت بدن و سرعت ضربان قلب به حد استراحت برای به خواب رفتن ضروری است، بنابراین فعالیت جسمی یا غذاخوردن در دیروقت شب ممکن است مانع از به خواب رفتن شما شود. هم فعالیت کردن و هم غذاخوردن درجه حرارت بدن و سرعت ضربان قلب را بالا می برند.

وقت های دیگر ورزش کردن:
برای برخی افراد بیدار شدن در صبح زود و ورزش کردن کار سختی است، برای این افراد فعالیت جسمی در ساعت های بعدی روز ممکن است راحت تر باشد. برای برخی افراد ورزش در ساعت استراحت هنگام وقت ناهار راحت تر است، به خصوص اگر همراه همکارانشان ورزش کنند.

در این هنگام باید دقت کنید خوردن ناهار را پس از ورزش انجام دهید، نه قبل از آن. بهتر است بلافاصله پس از غذاخوردن ورزش نکنید زیرا در این صورت خونی که لازم است به دستگاه گوارش برود، متوجه عضلات می شود. اگر غذای سنگینی خورده اید باید ۹۰ دقیقه به خودتان فرصت دهید و پس از آن ورزش کنید.



● ورزش و آلودگی هوا

ورزش در محیط بیرون از خانه هنگام آلودگی هوا به سلامت آسیب می زند؛ به خصوص اگر دچار آسم، دیابت، بیماری قلبی یا ریوی باشید.
قرار گرفتن در معرض هوای آلوده حتی بدون ورزش کردن هم برای سلامت زیانبار است اما ترکیب شدن آلودگی هوا و ورزش، سلامت شما را بیشتر به خطر می اندازد زیرا هنگام انجام ورزش های هوازی مجبور می شوید هوای بیشتری به درون ریه هایتان بفرستید و عمیق تر نفس بکشید و به این علت با احتمال بیشتری ممکن است حین ورزش از راه دهان تنفس کنید و در نتیجه از عمل فیلترکننده آلودگی مجاری بینی محروم شوید.
با این حال و با توجه به منافع آشکار ورزش، مگر در مواردی که پزشک توصیه کرده باشد، نباید ورزش را کلا کنار بگذارید و با انجام اقداماتی می توانید خطرهای ناشی از ورزش در هوای آلوده را به حداقل برسانید.
از جمله می توانید به میزان آلودگی هوا که سازمان های مسوول اعلام می کنند، توجه کنید.
زمان ورزش را دقیق تعیین کنید. هنگام آلودگی شدید هوا از انجام ورزش در محیط بیرون خودداری کنید. در اغلب موارد آلودگی هوا در میانه روز یا بعد از ظهر در حداکثر شدت است. ورزش در ساعت های پرترافیک هم شما را در معرض بیشترین میزان آلودگی قرار می دهد.
از مناطق آلوده دوری کنید.
آلودگی هوا در فاصله ۱۵ متری خیابان یا جاده بیشتر است. مناطق مرکزی شهر یا محل های اختصاص داده شده به سیگار کشیدن در بیرون ساختمان

 

 

ادامه مطلب


" بهترين زمان براي مطالعه چه زماني است "



زمان مناسب براي مطالعه از جمله موضوعاتي است كه نظريه هاي گوناگوني درباره آن ارائه شده و بحثهاي زيادي صرورت گرفته است. 

هر كس بنا بر تجربه يا تحقيق خود زمان يا زمانهاي خاصي را براي مطالعه پيشنهاد مي كند. به راستي بهترين زمان براي مطالعه چه موقعي است؟ چه زماني حافظه توانايي بيشتري براي به خاطر سپاري مطالب دارد؟ در چه هنگامي از شبانه روز، مغز كارايي بالاتري دارد؟ و خلاصه اينكه در چه زماني بايد درس خواند تا بتوان حد اكثر استفاده را از درس و يادگيري برد؟
پاسخ به اين پرسشها متفاوت است. عده اي معتقدند شب و خصوصا آخر شب، زماني مناسب براي مطالعه و يادگيري است و برعكس، عده اي ديگر عقيده دارند كه مناسب ترين زمان براي يادگيري اوايل صبح است.
گروهي كه معتقدند مطالعه آخر شب مناسب تر است، ميگويند چون خواننده بعد از مطالعه مي خوابد ذهن فرصت كافي براي پردازش اطلاعات دارد و مطالب خوانده شده بهتر در حافظه تثبيت مي گردد. لذا مطالب براي مدت طولاني تري در حافظه باقي مي ماند. در واقع اين گروه معتقدند از آنجا كه در هنگام خواب مطلب يا اطلاعات جديد ديگري وارد حافظه نمي شود لذا فرصت كافي براي پردازش اطلاعات وارده است.
آنان معتقدند با اين روش مطالب خوانده شده بهتر به خاطر سپرده مي شوند و كمتر فراموش مي گردند، زيرا خواب فرصتي بسيار مناسب براي ماندگاري آنها در حافظه است.
گروهي كه مطالعه در صبح زود را پيشنهاد مي كنند عقيده دارند كه يادگيري نياز به مغز آماده وسر حال و بدون خستگي دارد . اين عده معتقدند با مغز خسته نمي توان چيزي را به درستي آموخت. در واقع اصل را بر آمادگي مغز مي دانند. اينان بر اين عقيده هستند كه چون در شب مغز استراحت كرده و شخص خستگي ذهني ندارد لذا هنگام صبح آمادگي بيشتري براي يادگيري دارد و آنچه در صبح خوانده شود بهتر در حافظه باقي مي ماند، به همين دليل مطالعه در اوايل صبح را پيشنهاد مي كنند.


تفاوت صبح زود با آخر شب:

اخيرا عده اي از محققين نظره اي داده اند مبني بر اين كه ساعات بين 30/8 تا 30/6 بعد از ظهر بهترين زمان براي مطالعه است
اين پژوهشگران مي گويند: علم جديد« علم گاه زيست شناسي» مي گويد در هر ساعت از شبانه روز انسان استعداد و توانايي خاصي دارد. طبق عقايد قبلي پزشكان انسان طي ساعات مختلف شبانه روز در يك حالت تعادل پايدار به سر مي برد.
اما يافته هاي اخير علم گاه زيست شناسي( كرونوييو لوژي) نشان مي دهد، بدن انسان در طي شبانه روز متحمل تغييرات زيادي در اين زمينه مي شود و در هر ساعت از روز توانايي خاصي دارد.
اين محققين معتقدند حافظه كوتاه مدت و سرعت انتقال فكري در بيشتر افراد در ساخت آخر صبح تا اوايل بعد از ظهر به بيشترين حد فعاليت مي رسد. بهترين زمان براي فعال شدن حافظه دراز مدت از ساعت30/6تا30/8 بعد از ظهر است بنابراين اين اوقات زماني بسيار مناسب براي مطالعه به شمار مي رود. در ساعت آخر شب و اوايل صبح ميزان حافظه دراز مدت، درك مطلب و فراگيري دروس در كمترينم حد ممكن است .
از همين نكته بايد استفاده كرد و به دانش آموزان توصيه كرد و زماني كه حافظه دراز مدت فعاليت چنداني ندارد كم تر مطالعه كند. همچنين مي گويند: ميزان احساسات فرد نسبت به درد به طور كلي در طي روز افزايش مي يابد و در هنگام شب به حد اكثر مي رسد. طبق بررسي هاي انجام شده در زنان باردار نيز بيشترين شروع ساعات درد زايمان 12 نيمه شب تا 4 صبح است.





زمان دقيق مطالعه:
واقعيت اين است كه هيچ زماني به طور دقيق و انحصاري براي مطالعه وجود ندارد ؛ يعني دقيقا نمي توان مشخص كرد كه در چه هنگامي بايد مطالعه و در چه موقعي از آن پرهيز كرد بلكه هر وقت احساس كرديد كه مي توانيد مطالعه كنيد درس خواندن را شروع كنيد.
زمان مطالعه بستگي به خود شما دارد كه چه موقعي از نظر جسمي و رواني آمادگي لازم را داريد. اگر نسبت به زمانهاي خاص براي مطالعه شرطي شده ايد آن اوقات بهترين زمان مطالعه است .
فرضا اگر هميشه عادت داريد صبح ها در مكان مشخص مطالعه كنيد آن زمان و آن مكان براي شما بسيار مناسب است زيرا نسبت به زمان و مكان مطالعه شرطي شده ايد تا آمادگي بيشتري براي تمركز و يادگيري داريد.
به ياد داشته باشيد كه بلافاصله پس از غذا خوردن( خصوصا ناهار يا شام) مطالعه نكنيد؛ زيرا با پر بودن معده خون به طرف آن هجوم آورده تا غذا هر چه سريعتر هضم گردد و در نتيجه خون كمتري به مغز مي رسد و احساس خواب آلودگي به فرد دست داده و سطح هوشياري مغز كاهش مي يابد . بنابراين پس از صرف غذا كمي استراحت كرده و بعد مطالعه را شروع كنيد.


شگفتي هاي زمان در حيات انسان:

« اكثر انسانها از نيمه شب تا شش صبح به دنيا مي آيند و بين 4 تا 10 صبح بدرود حيات مي گويند.»
و اما توصيه اي براي كساني كه شديدا غير فعال هستند.برنامه روزانه خود را تجديد سازمان كنيد كارهاي مشكل و فعاليت هاي خلاقه را صبح هنگامي كه كاملا هوشيار هستيد انجام دهيد و برنامه خود را طوري ترتيب دهيد كه فعاليت هاي تحريك كننده و همكشي در طول ساعت اوليه بعدازظهر صورت بپذيرد در زير روشهايي را عنوان مي كنيم كه طي آنها مي توانيد با ساعت دروني تان سازگار تر و موافق تر زندگي كنيد.

9صبح:
حافظه كوتاه مدت انسان در نيمه هاي شب در اوج قدرت خود قرار دارد زيرا دماي بدن به پايين ترين مقدار خود مي رسد و مغز در اين حالت به نحو كار آيندي قادر به ذخيره اطلاعات مي باشد . اما خوشبختانه حافظه كوتاه مدت شما در ساعت 9 صبح نيز هنوز خوب كار مي كند. احتمالا اين درست همان زماني است كه شما شروع به كار مي كنيد و اگر چنين است زمان مناسبي است براي ملاقات هاي كوتاه ولي نه ديدار هاي طولاني؛ زيرا زمان حافظه كوتاه مدت است.

11صبح:
حل مسائل بين اواسط صبح و اواخر آن از هر زمان ديگري سهل تر انجام مي پذيرد پس از آن به علت افزايش خستگي اين توانايي سير نزولي خود را طي مي كند . بهترين وقت براي تصميم گيري دشوار، حول و حوش قبل از نهار است.


2تا 5 بعد ازظهر: حساسيت نسبت به درد در واپسين ساعات بعد از ظهر به حداقل خود رسيده و بالعكس در نيمه هاي شب به اوج خود مي رسد، بنابراين بهتر است از دندانپزشك خود خود براي بعد از ظهر وقت بگيريد و از جلسات معالجاتي در ابتداي صبح پرهيز كنيد. با آغاز عصر، حساسيت نسبت به درد افزايش مي يابد، بنابراين اگر بايستي با دوچرخه خود به زمين بيفتيد يا تزريقي داشته باشيد آن را حدود ساعت 8 شب انجام دهيد.

3بعد از ظهر:
حافظه بلند مدت آن نوع حافظه اي است كه در موقع به خاطر آوردن وقايع ديروز يا ماه هاي گذشته از آن استفاده مي كنيم و در حدود 3 بعد از ظهر بيش از هر زماني با كارآيي عمل مي كند. اگر بايستي مطلب مهمي را به خاطر بسپاريد اين ساعت وقت آن است.

4تا 8 بعد از ظهر:
سرعت واكنش در ابتداي روز، نسبت به هر وقت ديگري كمتر است. ليكن تدريجا بهبود يافته و بين واپسين ساعات بعد از ظهر و اواسط عصر به بالاترين مقدار خود مي رسد . اين بهترين موقع براي تايپ كردن يا بازي تنيس است.

7بعد ازظهر:
متابوليسم در اوايل عصر بالاترين حد خود را دارا است و در ساعت اوليه صبح پايين ترين حد را . اين حقيقت كه سرعت متابوليسم در نيمه هاي شب كاهش مي يابد، به مبتلايان سرطان اميد تازه اي مي بخشد . سلول ها در حالت «كند» خود در مقابل داروهاي خاصي كمتر آسيب پذيرند و با زمان بندي صحيح وعده هاي مصرف مواد ضد سرطان مي توان كارايي آنها را افزايش داد. داروهاي ضد آسم و مسكن ها نيز در ساعات آخر عصر مؤثر ترند و اثرات جانبي كمتري را بر جاي مي گذارند. اما مخاطب اصلي ما دانش آموزان ، داوطلبان كنكور و دانشجويان هستند كه بايد در ساعت هاي مختلف با توجه به آمادگي جسماني و ذهني مطالعه كنند و لزوما نبايستي در يك زمان بسيار كوتاه كه شايد حافظه بلند مدت با كوتاه مدت قدري بيشتر فعال هستند، مطالعه كنند.



بنابراين با يك بر نامه سنجيده و دقيق سعي مي كنيد در ساعت هاي مختلف درس بخوانيد . اما نكات اشاره شده در اين قسمت را نيز رعايت كنيد كه به طور خلاصه عبارتند از:

 

1- صبح ها بيشتر سعي در يادگيري مطالب داشته باشيد.
2 -درس هايي را كه نياز به مرور دارند ؛ ترجيحا به شب موكول كنيد.
3 - بلافاصله پس از غذا خوردن با شكم پر مطالعه نكنيد.
4 - قبل و بعد از مطالعه، حتما استراحت كنيد.
5 - از روش شرطي سازي نسبت به زمان مطالعه سود جوييد.


ادامه مطلب


" تاریخچه ی سینمای جهان "



سینما نوعی هنر است که ادراک آن بر عکس ادراک نقاشی، ادبیات  و موسیقی چندان نیازمند پرورش قبلی نیست فقط به خوی و تکرار وابسته است و چون از فرهنگ مردم تغذیه می کند، یکی از نیرومند ترین و گسترده ترین شکل های فرهنگ مردم است سینما همچون توده های ساکن درشهرهای بزرگ از فراورده های صنعت است و همانند خود تماشا چی های، تابع نیاز های و احکام این رشته از فعالیتهای بشری است، این هنر صنعت با  توجه به هزینه زیاد تولید آن بسیار بر مردم و مشتریان خود وابسته است و کارگردان فیلم هم تحت تاثیر سرمایه گذار و هم وابسته مشتریان بازار فیلم. سینما قبل از هر چیز، نوعی صنعت فرهنگی است. البته و گاه گاه هنر هم است، صنعت سرگرمی و تفریح اما آنچه مهم است این است که در حد بسیار گسترده و وسیعی نیاز به ترکیبی از علوم و هنرها دارد و نیازمند ذوق بسیار است. فرآورده های با کیفیت عالی و گاه حتی نوع کاملی از فرهنگ تولید می کند این رسانه بر خلاف دیگر رسانه های گذشته در تولید و توزیع پیام حامل شیوه های نوینی ازتجربیات دراماتیک است که می توان آنرا یک شیوه هنری تازه دانست
  در اینکه تاریخ سینما از جه زمانی آغاز شده است بحث و اختلاف نظرهای جدی وجود دارد  اما یک موضوع تقریبا مورد قبول همه است و آن اینکه در حدود سالهای 1895 در آمریکا ، انگلستان، فرانسه و آلمان انواع مختلفی از دوربین های فیلم برداری و سینما در یک زمان پیدا شدند که اسمهای عجیبی داشتند  از قبیل کینتوسکوپ ،ویتاسکوپ ، بایوسکوپ،یا سینما توگراف ولی همه آنها یک کار می کردند تصویر سیاه و سفید  اشخاص زنده ای را در دنیای آشنا و واقعی نشان می دادند  این وسایل در سیر تکاملی خویش به سمت وسیله ای به نام فانوس جادویی رفتند در ادامه این سیر تکامل وسیله ای به نام تفنگ عکاسی اختراع شد در هر ثانیه می‌توانست 12 عکس بگیرد که بر روی یک صفحه مدور ضبط می‌شد البته تلاشهای زیادی در مورد تبدیل شیشه عکاسی به کاغذ عکاسی شده بود باری در این دوران توسعه سریع بسیاری کشورها مدعی اختراع سینمایند ولی در بیشتر منابع این پدیده مهم قرن بیستم را به برادران لومیر(آگوست و لویی لومیر مالکین کارخانه مواد عکاسی در لیون  فرانسه) و یا ادیسون نسبت می دهند برادران لومیر نخستین نمایش فیلم خود را در سال 1895 در پاریس با اجاره یک زیرزمین آغازکردند تفاوت اختراع برادران لومیر با ادیسون در همین مساله نهفته استکه دستگاه ادر=یسون مثل شهر فرنگ های قدیمی بود اما برادران لومیر همگانی مینمود کار شان گرفت نه ادیسون . در سال 1929 میلادی نیز هنگامی که فیلم ناطق در صنعت سینما تحول ایجاد کرد باز هم اختراعات بیشماری مانند ویتافون، موویفون، سینفون، فوتوفون، و بخصوص کلانگ فیلم در اروپا به ظهور رسید و باز هم یک هدف را  دنبال می کرد و آن نشان دادن تصاویر به همراه صدا بود ایده‌اولیه ضبط صدا به همراه تصویر از آن ادیسون استاو با تولید وسیله ای کینتوگراف نام دارد به این مهم دست یافت در دهه اول 1900 تکوین سینما به مثابه صنعتی بر مبنای اصول فنی توافق شده بین المللی  پذیرفته شد و استفاده از چند زاویه برای دوربین و بیان سینماییو دراماتیک  نیز به سینما  راه یافت و برای تخصصی تر شدن اوضاع تقسیم بندی بخش های فنی و مالی و بازاریابی و.. آغاز شد تا اینکه پس ازجنگ جهانی اول 1914-18 به علت  رکود این صنعت دراروپا در حومه شهری لوس انجلس به نام هالیوود متمرکز شد (1919) دردهه سوم 1900  تحکیم و تثبیت سینما طراحی دقیق تر دوربین ها کیفت تصویر شروع شد و درسال 1929 ورود صدا به این صنعت با  توسط آکادمی علوم و سینمای آمریکا American academy of motion picture art and sciences به تصویب رسید و درهمین زمان نیز سرعت حرکت تصویر از 16 فرم در ثانیه به 24 فرم در ثانیه پذیرفته شد پس از این دوران دوران تثبیت و استقرار 20 ساله این رسانه آغاز شد که عصر تسلط دولتها و استفاده ابزاری نیز آغاز شد به گونه ای که در دهه 1930 بحران بزرگ اقتصادی برنامه 

برادران لومیر در سال ۱۸۹۵ دوربین سینماتوگراف را اختراع کردند. هرچند نمی‌توان این دو برادر فرانسوی را یگانه افرادی دانست که به پیدایش هنر سینما کمک کردند. پیدایش سینما و فن فیلمبرداری خود مرهون پیشرفت‌های بسیار زیادی هم در عرصهُ تکامل نگاتیو بود و هم تکامل دستگاه‌های اولیه عکاسی. بطوریکه نمی‌توان قاطعانه از یک نفر به‌عنوان مخترع سینما نام برد. دستگاه‌هایی همچون کینتوسکوپ، ویتاسکوپ و بایوسکوپ همگی در پیدایش دستگاه سینماتوگراف موثر بوده‌اند. برادران لومیر خود ده‌ها فیلم کوتاه ساختند که همهُ آنها صرفاً از یک نما تشکیل می‌شد و قطع و وصل و تدوین در آنها وجود نداشت. از جملهٔ این فیلم‌ها می‌توانیم به "ورود قطار به ایستگاه"، "خروج قایق از لنگرگاه"، "غذا خوردن کودک" و "خروج کارگران از کارخانه" اشاره کنیم. پس از لومیرها، ژرژ مه‌لیس باعث تکامل فن سینما شد. دیدگاه مه‌لیس نسبت به سینما یک دیدگاه تئاتری بود. او پرده‌های گوناگونی از نمایش را فیلمبرداری می‌کرد و سپس این پرده‌ها را به یکدیگر متصل می‌کرد. ژرژ مه‌لیس همچنین پدیدآورنده‌ فن تروکاژ در سینماست. پس از مه‌لیس، ادوین اس پورتر باعث تکامل بنیادین و ساختاری سینما شد. او با ساختن فیلم‌های "زندگی آتش‌نشان آمریکایی" و "سرقت بزرگ قطار" سینما را به عنوان پدیده‌ای که امروزه می‌شناسیم معرفی کرد. سینمای پورتر دیگر ارتباطی به تئاتر نداشت، بلکه هنری مستقل و جدید بود. پورتر، پیشگام فن تدوین فیلم نیز می‌باشد. راهی که او در سینما آغاز کرد در نهایت به سینمای داستان‌گوی هالیوود منجر شد.

تاریخچه تصویرسازی:

آدمیزاد از هزاران سال پیش میدانسته که می تواند به کمک ابزار تصویر بسیاری از مفاهیم را خوب وخوبتر منتقل کند. مفاهیمی که واژه هایی برای آنها وجود نداشته، واگر داشته، رسایی کافی نداشته است حتّی به یاری واژه های متعدد توصیفی وقیدی. قدیمیترین خطها، تصویرهایی بوده که انسانها برای ارسال پیام وبیان مقاصد واهداف ونظرات، یا بیان عواطف واحساسات خود ،بر دیواره های غارها ،تنه ی درختان ، یا برسنگها تصویر میکردند.

 تاریخچه تصویرسازی در جهان:

 تصویرسازی در طول تاریخ چیزی جز روایت گری تصویری یا داستان پردازی تصویری نبوده است. اما شروع داستان سرایی به صورت مکتوب خود با آغاز تمدن های اسطوره ای وپیدایش اشکال خطوط نوشتاری ( که قدیمیترین آنها خطوط تصویری مانند خط هیروگلیف مصری وخطوط میخی باستان از قبیل خط سومری و عیلامی) بوده است که به کمک آنها افسانه هـــــای اساطیری در کتیبه های سنگی و مهرها یا پاپیروس نوشته می شد . در خلال تمام آن تصاویر داستانهایی در مورد خلقت جهان و انسان ،نیروهای مافوق طبیعی وراز تولد ومرگ و جهان ماورا موجود بود که در پلانهای داستانی به هم مربوط میشدند . هنر تصویرسازی قبل از پیدایش خط در دوران پارینه سنگی و میان سنگی در نمونه هایی مثل نقاشی غارها مثل غارهای لاسکو و التامیرا و غار میر ملاس در لرستان چیزی جز نقاشی جادویی نبوده است . درآن دوران نقوش در ارتباط با انتقال جادویی قدرتهای مرموز جهان طبیعت به درون زندگی جمعی انسانها در موقع شکار برای سیطره بر قدرت حیوانات در مواقع دیگر به همراه مراسم ورقصهای آیینی به منظور چیرگی بر قدرتهای تخریب گر طبیعت یا ظاهر کردن باران وامثالهم به تصویر کشیده میشدند.

 سپس به تدریج در دوران نوسنگی با به وجود آمدن کشاورزی ودامپروری وظهور هسته های اولیّه زندگی اجتماعی انسان در شهرها وتوتم های افسانه ای (علامتهای مقدس ) وحماسه ها شکل می گیرند وتصویر سازی به همراه متون کتابهای مقدس  مانند (انجیل عهد عتیق و انجیل عهد جدید (وسیله ای می شود برای بازگو کردن روایتهای مذهبی وداستانهای پیامبران ومردمان هم عصر آنها وتجسم چهره های ادیسه وفرشتگان و رویارویی نیروهای خیر وشر.

 درمشرق زمین مثلاًدر سرزمین چین تصویرسازی باز گویی نمادین گونه نقوش بود و به تدریج تحت تأثیر تعلیمات فرزانگانی چون کنفسیوس و لائوتسه پس از دورانها تصویرسازی حکایتی اندرزگونه وپرداختی شاعرانه از پدیده های طبیعی میشود .

تاریخچه تصویرسازی در ایران:

 در سرزمین ایران درسنت نقاشی نگارگري پس از دوره عباسی (مکتب بین المللی عباسی ) سلجوقی (مکتب سلجوقی تا دوره تیموریان مکتب هرات ) و سپس آغاز عصر نوین در عهد صفویّه (مکتب تبریز و قزوین و اصفهان ) نقوش تصویری روایی (دارای محتوی داستان) راوی قصص وحکایتهای منظوم شعرگونه بوده اند .

آثار منظومی چون مقامات حریری ورقه و گلشاه ،کلیله ودمنه ودیوانهای اشعار چون شاهنامه وداستانهای عاشقانه در منظومه هایی مثل خمسه نظامی که در این ها تصاویربیانگرمضامین داستانی موجود در اشعار می باشند.سپس دردوره صد ساله اخیر تصویرسازی معاصر در سبکهای قهوه خانه ای و سقا خانه ای دیگر بار داستانهای حماسی شاهنامه در پرده سازی و حکایت های مذهبی مانند داستانهای مربوط به واقعه کربلا به تصویر کشیده شدند .




تاریخچه ثبت تصویر

 

1. اولین دوربین در چه سالی و توسط چه کسی ساخته شد؟

ابن هیثم منجم و فیزیکدان قرنهای چهارم و پنجم هجری قمری نخستین کسی است که راجع به پدیده اتاقک تاریک و قوانین فیزیکی حاکم بر آن شرح کاملی نگاشته است.

درسال 1342.م نیز شخصی به نام الکساندر لین موفق به ساخت دوربینی شد که مانند دوربین های امروزی نبود. ابتکار او تنها جعبه ای مرکب شکل بود با روزنهای کوچک که تصاویر دنیای خارج از مکعب را به دیوارهی داخل آن منعکس می کرد، که به آن دوربین سوراخی می گفتند.

 

2. عدسی را برای اولین بار چه کسی روی دوربین عکاسی نصب کرد؟

در سال 1550.م ریاضیدان ایتالیایی ژرم کاردان(Jerome Cardan) با نصب یک عدسی بر روی سوراخ اتاقک تاریک این امکان را داد تا نقاشان بتوانند با استفاده ازعدسی تصویر تشکیل شده روی دیوار مقابل عدسی را با کم ترین اشتباه در پرسپکتیو (Perspective) طراحی کنند.

 

3. دیافراگم دوربین در چه سالی و توسط چه کسی اختراع شد؟

دیافراگم که شامل پرده های فلزی است در سال 1568.م توسط دختری از اهالی ونیز ایتالیا به نام دانیل باربارو به وجود آمد.

 

 

4. تشکیل اولین تصویر بر روی کاغذ حساس در چه سالی اتفاق افتاد؟

در سال 1727.م در آزمایشگاه شیمیست آلمانی به نام یوهان هانریس شولتسه بر روی کاغذی که برای انجام آزمایشی با آهک و نیترات نقره آغشته شده بود تصادفا یک برگ افتاد و فردای آن روز هنگامی که شولتسه برگ را از روی کاغذ برداشت دید جای برگ به رنگ سفید روی کاغذ افتاده است او فهمید برگ جلوی عبور نور را گرفته وچون به قسمت زیر برگ نور نرسیده جای برگ روی زمینه کاغذ سفید ماتده است و نقاط دیگر کاغذ سیاه مانده است. شکل برگ پس از لحظاتی بر اثر تابش نور سیاه شد.

 

5. کشف داروی ثبوت در چه سالی و توسط چه کسی انجام گرفت؟ 

با کشف هیپوسولفیت دوسود  توسط جان هرشل در سال 1819 .م عکاسی  وارد  مرحله تازه ای شد، که قدم بزرگی در جهت ثبت تصاویر به دست آمده از تابش نور بر روی املاح نقره با صفحه حساس بود که امروزه به آن ثبوت گفته می شود.

 

6. اولین عکس دنیا در چه سالی و توسط چه کسی گرفته شد؟

اولین عکس دنیا در سال 1822.م توسط ژوزف نیسفور نیپس(Joseph Nicepere Niepce) در دهکده ای به نام سن لودو وارن در فرانسه گرفته شد و این واقعه را   می توان اختراع عکاسی نامید.

 

7. فتو گرافی چیست؟

از طرف آکادمی علوم و آکادمی هنرهای زیبای فرانسه واژه جدید مرکب از دو کلمه لاتین Photos به معنی نور و Graphein به معنی نگاشتن به شکل فتو گرافی برای اختراع عکاسی انتخاب شد که می توان آن را نور نگاری ترجمه کرد.

8. عکاسی چیست؟

عکاسی به فرایند ثبت تصاویر به وسیله دریافت و ثبت نور بر روی یک سطح حساس به نور(یا همان نگاتیو و فیلم امروز*)گفته می شود،الگوهای نوری باز تابیده شده از اشیا بر روی سطح حساس به نور تاثیر می گذارد و باعث ثبت تصاویر می گردد.

 

ویژگی های عکاسی:

عکاسی دارای سه ویژگی علمی ، صنعتی و هنری است. عکاسی به عنوان یک پدیده علمی متولد شد، به شکل یک صنعت گسترش یافت و همچنین جنبه های هنری نیز در آن ظهور کرد.

* فیلم یا نگاتیو:

یک فیلم جدا از مراحل پیچیده جهت تولید آن در حالت ساده عبارت است از یک سطح از جنس پولیستر که بر روی آن ذرات کریستال های نمک نقره که به نور حساس هستند قرار داده شده است. اگر نگاتیو رنگی باشد بر روی این لایه مواد شیمیایی مخصوص تولید رنگ هم قرار داده شده است. به کل این مجموعه یا لایه ها که در یک سمت فیلم واقع شده اند امولوسیون (Emolusion) می گویند. اگر دو طرف یک فیلم ظاهر شده را تماشا کنید، میبینید که یک طرف آن براق و طرف دیگر مات است. امولوسیون در سمت مافیلم قرار می گیرد.


دوربین دیجیتال چیست؟

وقتی ازعکاسان غیرحرفه ای سوال کنید اکنون که در دوربین های دیجیتال خبری از فیـــلم عکاســـــی نیـسـت ، عکس هـــا چگونـه ثبت می شـوند ، اغلب پاسـخ می دهند در  Memoryیا همان حافظه. اما چنین نیست. کارت حافظه مکان ثبت عکس ها است نه چگونگی ثبت تصاویر. در دوربین های دیجیتال با حذف فیلم عکاسی، قطعه الکترونیکی ای جایگزین شده است که سطح آن را سلول های بسیار ریز حســـاس به نور پوشـانـده است که این سـلول ها را PhotoCell  یـا Photo Site و این قطعه الکترونیکی را Sensor می گویند.

 

بیت‌ها و بایت‌ها همان زبان مخصوص کامپیوتر هستند. هر عکس دیجیتالی عملا زنجیره‌ای از صفر و یک محسوب می‌شود که نقاط رنگی تشکیل دهنده عکس‌ها (پیکسل‌های رنگی) توسط آن‌ها برای کامپیوتر تعریف می‌شوند. همه فرمت‌های خاص عکس، در حقیقت اشکال گوناگون تعریف این نقاط رنگی توسط کامپیوتر به حساب می‌آیند. برای این‌که یک عکس به این فرمت‌ها تبدیل شود دو‌راه وجود دارد. شما می‌توانید به‌وسیله‌ یکی از همان دوربین‌های قدیمی نگاتیوی یک عکس بگیرید. نگاتیو را به طریقه‌ شیمیایی ظاهر کنید. آن را روی یک کاغذ عکاسی چاپ کنید و سپس توسط یک اسکنر آن را به یک عکس دیجیتالی تبدیل کنید. هرچند که استفاده از یک اسکنر نگاتیوی جدید می‌تواند مرحله‌ چاپ عکس بر روی کاغذ را حذف کرده و عمل تبدیل را مستقیماً از روی نگاتیو انجام دهد، اما مبنای کار باز هم بر دریافت الگوی نوری بازتابش شده و ضبط مقدار ارزش پیکسلی آن‌ها استوار است.

 اما راه دوم این است که مستقیماً نور بازتابش شده از موضوع را دریافت کرده و مقدار ارزش پیکسلی آن‌ها را بلافاصله و بدون هیچ واسطه‌ای ذخیره کنید و یا به زبان ساده‌تر از یک دوربین دیجیتال استفاده کنید.

اما اصلی‌ترین تفاوت کار بین دوربین‌های دیجیتالی و آنالوگ در همین نکته نهفته است. مثل تمام دوربین‌های آنالوگ قدیمی، دوربین‌های دیجیتالی نیز دارای تعدادی لنز‌ هستند که می‌توانند نور دریافتی از سوژه را به منظور ایجاد یک تصویر متمرکز کنند. اما به جای این‌که نور متمرکز شده روی یک قطعه نگاتیو حساس به نور متمرکز گردد، روی قطعه‌ای نیمه هادی تابیده می‌شود که قابلیت ضبط الکترونیکی نور را داراست. درمرحله‌ بعدی کامپیوتر با تفکیک اطلاعات الکترونیکی دریافتی از این پروسه به داده‌های دیجیتالی، تصاویر را با فرمت‌های گوناگون ذخیره می‌کند. همه‌ قابلیت‌های هیجان‌انگیز دوربین‌های دیجیتالی از همین قابلیت عملکرد مستقیم ناشی می‌شود.

 

تفاوت دوربین های عکاسی و دیجیتال:

 عكاسي ديجيتال به دليل سهولت در استفاده، تكثير بهتر و بيش‌تر عكس، كم شدن هزينه‌هاي جانبي، مثل نگاتيو، كاغذ، چاپ و غيره، امكان ارسال آسان عكس با استفاده از خدمات اينترنتي و كوتاه شدن مراحل توليد، نسبت به آنالوگ در جايگاه برتري قرار دارد. البته اگرچه ما هنوز در عكاسي ديجيتال به تكامل نرسيده‌ايم.

 اما از طرف ديگر، ديجيتال با عكاسي آنالوگ و يك عمر 160 ساله طرف است و در واقع عكاسي ديجيتال اوج پختگي و حاصل 160 سال تجربه آنالوگ است. ديجيتال در سال‌هاي اوليه عمرش باب طبع برخي ذائقه‌هاي بصري نبود، چرا كه مثلا در عكاسي سياه و سفيد كيفيت پاييني داشت. كيفيت عكس آن از نگاتيو پايين‌تر بود اما با اين حال همه مشكلات اين دوربين‌ها در حال حاضر رفع شده و عكاسي ديجيتال كامل‌تر هم خواهد شد.

گفتیم در ابتدا برای ثبت تصویر از مواد حساس به نور استفاده می شد. امروزه این مواد به فیلم های عکاسی (نگاتیو) تبدیل شده اند. که در انواع سیاه وسفید، رنگی و اسلاید موجود است. نگاتیو ها طی فرایندی در آزمایشگاه ( لابراتوار) به عکس تبدیل می شوند.

درابتدا از آمونیوم دی کرومات برای مواد حساس استفاده می شد. ولی بعد به نیترات نقره تغییر یافت. این روند ادامه داشت تا پیدایش دوربین های دیجیتال که از حسگر های حساس به نور به جای فیلم استفاده می شد.دوربین های دیجیتال گسترش چشم گیری یافت اما فیلم های عکاسی هنوز جایگاه خود را دارند.




دوربین آنالوگ

دوربینی است که بوسیله ی دست و یا دستگاه‌های مکانیکی خودش تنظیم میشود و دارای

فیلم است. قابل ذکر است که این دوربین‌ها کیفیت بهتری نسبت به دوربین‌های دیجیتال دارند.

دوربین دیجیتال

دوربینی است که اطلاعات تصویر را بصورت ارقام عددی در نوعی از حافظه کامپیوتری ذخیره مینماید. نحوه‏ی کار دوربین‌های عکاسی دیجیتال بسیار مشابه کار با دوربین‌های فیلمیِ قدیمی است. نور پس از عبور از لنز بر روی صفحه حساس به نور می‌تابد. در دوربین‌های دیجیتال این صفحه حساس یک «سنسور» الکتریکی است که همانند صفحه مانیتور (اما در جهت عکس) میزان فوتون‌های تابیده شده را به صورت یک جریان الکتریکی کالیبره شده به یک دستگاه مبدل می‌فرستد. مبدلِ آنالوگ به دیجیتال هم به نوبه-ی خود این اطلاعات را برای هر پیکسل به صورت عددی ما بین ۰-۲۲۵ (میزان روشنایی هر پیکسل) به کارت ذخیره سازی ارسال می‌کند. اطلاعات مربوط به تمام پیکسلهای یک سنسور که حتی به ۱۶ میلیون هم در برخی دوربینهای تخصصیتر می‌رسد، در کنار هم کلیت تصویر ضبط شده را می‌سازند.

دوربینی بدون فیلم

تفاوت کلیدی بین یک دوربین دیجیتال و یک دوربین نگاتیوی آنالوگ این است که دوربین‌های دیجیتالی فیلم ندارند و در عوض سنسوری دارند که می‌تواند تابش نور را به بار الکتریکی تبدیل کند. سنسورهای دیجیتالی اغلب دارای ابعاد بسیار کوچکتری نسبت به نگاتیو‌های 35میلی‌مترهستند. البته اندازه‌های بزرگ‌تری هم ساخته شده‌اند.

در مورد مسئله ی جمع آوری و فوکاس کردن نور، دوربین های دیجیتال و آنالوگ به صورت بسیار زیادی شبیه هم هستند. هر دو آنها بایستی مقدار مناسبی از نور را برای زمان مناسب به داخل خود بدهند، سپس آن را فوکاس کنند ( متمرکز )، که این فرآیند مستلزم یک تلفیق هماهنگ از موارد زیر می باشد:

شاتر

آنالوگ: در یک دوربین آنالوگ، دوربین از وارد شدن نور به داخل خود جلوگیری می کند مگر در موارد دلخواه ( برخی اوقات، تنها یک هزارم ثانیه ). اگر یک دوربین اجازه ی وارد شدن نور برای مدت طولانی را بدهد، تصویر زیادی سفید خواهد شد ( که منجر به عکس هایی با پس زمینه های بسیار سفید و روشن می شود ). اگر کمتر از حد معمول باز باشد(شاتر)،آن وقت تصویر کدر ( بسیار تیره ) خواهد شد.

دیجیتال: برخی از دوربین های دیجیتال از شاتر استفاده نمی کنند، در عوض از فن آوری دیجیتالی با یک شاتر مکانیکی که باعث گرفتن عکسایی با کیفیت بالاتر می شود، استفاده می کنند.

آپرچر ( دهانه)

آنالوگ: عریض شدن و تنگ شدن آپرچر یک دوربین آنالوگ توسط یک تطبیق کلی از سطح نور انجام می شود. آپرچر تنگ، به نور کمتری اجازه برای وارد شدن می دهند، و باعث می شود فیلم زیادی نور نبیند.

دیجیتال: دوربین های دیجیتال دارای دهانه های مکانیکی برای تنظیم اندازه ی آپرچر    (عنبیه ی دوربین) دارند.

لنزها

آنالوگ: لنز نوری را که وارد دوربین می شود را می گیرد، و آن را بر روی فیلک توسط فرآیندی که به نام انکسار خوانده می شود، فوکاس می کند. تنظیم فوکاس دوربین در واقع لنزها را حرکت می دهد.

دیجیتال: برخی از دوربین های دیجیتال می توانند برای عکاسی های خاصی مثل کلوزآپ ( از نمای نزدیک ) فوکاس مطلق را نادیده بگیرند.


سرعت فیلم

آنالوگ: سرعت فیلم راهی ست برای تایین حساسیت فیلم به نور. هرچه یک  فیلم به نور  حساس تر باشد ، وقتی که در مقابل نور قرار بگیرد، سریعتر انکسار می یابد (تصویر بر روی آن می افتد.)

دیجیتال: برعکس فیلم، دوربین های دیجیتال یک حسگر تصویر دارند، که با یک سیستم کلی تکی حساس به نور ساخته شده است، که معمولا بیشتر دوربین های دیجیتال حساسیتی معادل فیلم با سرعت ASA 100 دارند. دوربین های دیجیتالی که در داخل خود کامپیوتر دارند، می توانند تصاویر را با حذف کدر شدگی و بالا بردن کیفیت نور ضبط شده در حسگر تصویر، تصویر را بهبود ببخشند.

عملکرد دوربین

برخی و شاید تمام این عملکردها در برخی از دوربین های دیجیتال به صورت خودکار باشند، شبیه به دوربین های فیلمی. هرچند، دوربین های حرفه ای دیجیتال به صورتی طراحی شده اند که اجازه ی تنظیم دستی برای سرعت شاتر، آپرچر و فوکاس را به عکاس بدهند.

ضبط نور

 آنالوگ: فیلم سیاه و سفید توسط آنچه به نام لایهی شیرابه خوانده می شود ، پوشیده    می شود، که هنگامی که در معرض نور قرار می گیرد) برای مثال، شاتر باز می شود، و به نور اجازه می دهد که به فیلم بخورد )، بلورهای هالید را به صورت شیمیایی تغییر می دهد. ظهور و چاپ، فرآیندهایی است که آن را بعدا تبدیل به یک تصویر می کند. فیلم های رنگی دارای سه لایه شیرابه هستند، که هر کدام نسبت به نورهای اصلی، قرمز، سبز و آبی واکنش نشان می دهند. رنگ های به هم متصل مخلوط می شوند تا رنگ نور واقعی ای را که ابتدا به فیلم برخورد کرده است را ایجاد نمایند.

 دیجیتال: حسگر تصویر در دوربین دیجیتال از صدها محل عکس ساخته شده است که انرژی نور را تبدیل به اطلاعات دیجیتالی می کنند. با مخلوط کردن اطلاعات رنگ و شدت نور، دوربین یک رنگ به خصوص برای هر پیکسل اختصاص می دهد.

ساختن یک عکس*

آنالوگ: در فرآیند ظهور، در محلول شیمیایی برای تشکیل نقره ی خالص غوطه ور می شود. قسمتهایی از عکس که کمترین نور را به خود دیده اند، بیشترین شفافیت را دارند، و قسمت هایی که بیشتر در معرض نور قرار گرفته اند، سیاه یا غیر شفاف خواهند شد. چنین فرآیندی در فیلم رنگی نیز شبیه است، غیر از اینکه رنگهای چسباننده نیز در این فرآیند سهیم اند. فیلم برای جلوگیری از واکنش های بیشتر نسبت به محلول شیمیایی، ثابت شده است، و یک نگاتیو را می سازد. برای چاپ، یک نور بسیار روشن از فیلم بر روی کاغذ عکس تابیده می شود، که توسط لایه ی شیرابه، بسیار شبیه به آنچه برای فیلم گفته شد، پوشیده می شود. تصویر نگاتیو اکنون تبدیل به عنصر مثبت خلق عکس شده است.
دیجیتال:یک دوربین دیجیتال نور را به صورت الکتریکی ضبط می کند. این اطلاعات بعدا تبدیل به تصویر می شود.یک میکروچیپ (ریز تراشه) در داخل دوربین دیجیتال، اطلاعات جمع آوری شده دیجیتالی را از هر حسگر به صورت تکی تبدیل می کند، وآن را با اطلاعات اطراف محل عکس تلفیق می کند. یک رنگ برای یک پیکسل خواص اختصاص داده شده است. صدها یا میلیون ها پیکسل.

پیدایش سینما, پدیده تداوم دید یا دوام بصری چیست؟ پدیده فای چیست؟  ساختار عکاسی

به حرکت در آوردن تصاویر در حقیقت رویای چند هزار ساله بشر بوده است. تصویر هایی که از چندین هزار سال پیش از این بر دیوارهای غار آلتامیرای اسپانیا به یادگار مانده است ، نشان دهندۀ این آرزوی بشر است. در این غار گرازی نقاشی شده است که دو جفت دست و دو جفت پا دارد که نمایانگر شوق نقاش برای نشان دادن حرکت است ، زیرا هر جفت دست و پا یک مرحله از حرکت را نشان می دهد. در معابد هند نیز مجسمه هایی است که شیوا را در حال رقص نشان می دهند و هر یک چندین دست دارند. در این جا نیزهر یک از دست های شیوا مرحله ای از یک حرکت را نشان می دهند.

با وجود آن که می توان منشا تصاویر متحرک را در دوره نقاشی غارها و مجسمه های اسطوره ای دانست ، اما این تاریخ با مراحلی آغاز می شود که منجر به اختراع دوربین دوربین فیلم برداری و پروژکتور می شوند. این عصر در تاریخ مقدماتی سینما قلمرو فعالیت مخترعان است ، نه هنرمندان.

در قرن نوزدهم سه آزمایش علمی آغاز شد که ترکیبشان تا پایان قرن منجر به خلق تصاویر متحرک شد که عبارت اند از :

1.پدیده تداوم دید یا دوام بصری

2.پدیده فای

3.عکاسی



تداوم دید ( Persistence Of Vision )

گفته شد تداوم دید از ویژگی های چشم انسان است . ما تصور می کنیم حرکت روان و کاملا پیوسته ای را روی پرده تماشا می کنیم ، حال آن که در واقع شاهد قسمت های کوتاه ، نامنظم و غیر پیوسته ای هستیم که به واسطه همین ویژگی چشممان یعنی تداوم دید آن ها را به طور مداوم می بینیم.

این پدیده پیش از این نزد مصریان باستان شناخته شده بود،اما کسی که این پدیده را برای نخستین بار به صورت علمی تشریح کرد پیتر مارک رژه ( Peter Mark Roget ) نام داشت. او در سال 1824 اعلام کرد که مغز انسان تصویری را که بر شبکیه چشمش می افتد تا زمانی حدود یک بیستم تا یک پنجم ثانیه ، پس از کنار رفتن تصویر از مقابل چشم همچنان حفظ می کند. در غیر این صورت ما می توانستیم از صدها بار پلک زدنمان در طول روز آگاهی بیابیم . ذهن هیچ تصوری از پلک زدن ندارد زیرا با این که پلک در مدت کمتر از یک ثانیه روی چشم را می پوشاند ، در همین حال تجسمات پیش از پلک محفوظ مانده اند.

بعد از انتشار نظریه رژه بلافاصله دانشمندان تمام دنیا فرضیه او را به آزمایش گذاشتند. وسایلی که به کار بردند بیشتر به اسباب بازی بچه ها شباهت داشت. این وسایل عبارت بودند از صفحات و سکه های گردان ، دفترچه ای پر از تصویر که صفحات آن را به سرعت ورق می زدند و ... ولی همه آن ها به سرعت گفته رژه را تایید کردند.

در واقع تکنیک فیلم برداری نیز برروی همین پدیده استوار شده است. دوربین فیلم برداری یک کادر را در یک زمان فیلم برداری می کند. هر کادر شامل یک عکس واحد بی حرکت است. شاتر دوربین برای ضبط یک تصویر بر روی فیلم 30/1 ثانیه باز نگاه داشته می شود. این شاتر 16 تصویر ( برابر سرعت فیلم های صامت ) مشابه را در هر ثانیه می گیرد. پس به این ترتیب دراین گونه فیلم ها هر ثانیه از فیلمی که نمایش داده می شود تنها شامل 30/16 ثانیه از حرکتی است که در معرض دید قرار داده شده است و 30/14 ثانیه آن تاریکی بین کادرهاست. به هنگام تماشا ، یک ثانیه فیلم به صورت خط ممتدی به نظر می رسد که در واقع خطی است غیر ممتد و این تداوم دید است که باعث پرشدن فضاهای خالی می شود.

پدیده فای ( Phi Phenomenon)

این پدیده در سال 1912 توسط متخصص روان شناسی گشتالت ، مارکس ورتایمر (Marx Vertimer )مورد مطالعه قرار گرفت وهمان چیزی است که موجب می شود ما پره های یک پنکه در حال حرکت را مانند تیغه ای واحد و مدور ببینیم ، یا پره های رنگارنگ یک چرخ گردان را به صورت تک رنگی آمیخته در نظر آوریم. در واقع این پدیده است که به کمک تداوم دید توهم حرکت را ایجاد می کند، به این ترتیب که اگر تصاویر ساکن 12 تا 24 بار در ثانیه پشت سر هم بیایند ، آن ها را همچون تصاویر متحرک می انگاریم.

عکاسی ( Photography )

کشف دو پدیده تداوم دید و فای تنها به این معنی بود که می توان از تصاویر ساکن به یک تصویر متحرک رسید. اما حقیقت آن است که بدون ثبت تصاویر واقعی امکان متحرک کردن آن ها و دیدنشان بر روی پرده فراهم نمی شد. در این حالت تنها می توانستیم تصاویری را که با دست انسان نقاشی شده بودند را به صورت متحرک ببینیم ، یعنی همان چیزی که به آن کارتون یا انیمیشن می گوییم. به همین خاطر است که بسیاری صنعت فیلم برداری را در ادامۀ صنعت عکاسی می دانند*.

 

پیدایشی تصاویر متحرک و تاریخ سینما

بعد از انقلاب آمریکا و فرانسه و پدید آمدن انقلاب صنعتی جامعه با رشد زیادی پیشروی می کرد اکتشافات مهمی در عرصهی شیمی و فیزیولوژی که برای پیشرفت فیلم موثر بود در پی هم روی می داد یکی از آنها کشف پیتر مارک راجت (Peter Mark Raget) بود. بر این اصل که چشم تصویر را در کمتر از یک ثانیه بعد از آنکه محو شد نگاه می دارد. انتشار نظریه او در کتاب «دوام تصویر در رابطه با اشیا متحرک» در سال 1824 موجی از اختراعات علمی را دامن زد.

شکل اختراعها به گونه ای بودند که به تصور حرکت کمک می کردند کم کم مقدمات کار فراهم شد آنچه اکنون لازم بود به تصور حرکت جامه عمل بپوشاند ارتباط آن با تکنیک جدید عکاسی بود.

اولین کسی که اسباب بازیعلمی را باعکس مرتبط ساخت(ج.ا.ف پلاتئو J.A.F Plateu) از کشور بلژیک بود. او توانست تصاویر عکاسی را با دستگاه تقویت کننده حرکت، فناکیستیسکوپ(Fenakistiscope) هماهنگ کند و سرانجام به نمایش عکسهای متحرک رویپرده موفق گردد.دیگر دستگاه های مشابه، کینماتوسکوپ (kinematoscope) و فانتاسماتروپ(Fantasmatrope) بودند که ازعکسهای نقاشی شده استفاده می کردند.

از آنجا که تصاویر متحرک متکی هستند به تک عکس های ثابتی که به سرعت یکی پس از دیگری دیده می شوند، اختراع فیلم تا وقوع پیشرفت های تکنولوژیکی خاصی ممکن نشد.

اختراع عکاسی در 1826 آغازگر یک سلسله کشفیاتی بود که گام به گام خلق توهم حرکت را امکان پذیر می ساخت.در عکس های اولیه برای هر تصویر باید مدت زمان زیادی نور داده می شد (ابتدا چند ساعت و بعدها چند دقیقه)؛این باعث می شد که ایجاد تصاویر متحرک که حد اقل 12 قاب در ثانیه لازم داشت نا ممکن بشود.در سال 1879 یک عکاس آمریکایی به نام ادوارد مایبریج(Eadweard Muybridge)  به کمک همکار خود جان ایزاک با استفاده از 24 دوربین 24 عکس از اسبی در حال تاخت برداشت، ولی او اساسا علاقه مند به مراحل ایستای کنش بود نه خلق دوباره حرکت از طریق نمایش پشت سر هم تصاویر. تا اینکه ژ.آ ماری (J.E Marey) طرح تفنگ عکاسی را در سال 1887 ساخت که 100 عکس در ثانیه گرفته می شد. و این اولین سیستم دوربینی بود که می توانست عکسها را با سرعت متوالی بگیرد.

بعد از ساخت تفنگ عکاسی دانشمندان زیادی از جمله خود  ژ.آ ماری تلاش کردند که بتوانند عکس ها را پیوسته نمایش دهند، اما نتیجه ای حاصل نشد.

هانیبال گودوین(Hannibal Goodwin) اولین کسی بود که امتیاز ثبت سلولید فیلم را که ابزار اصلی تولید عکس بود به دست آورد. به دنبال آن جرج ایستمن در همان سال تولیدات آزمایشی خود را از روی سلولید فیلم گودوین شروع کرد. اما توماس ادیسون قبل از آن دستگاه فونوگراف خود را در سال 1878 اختراع کرده بود. او پروژه ناتمام خود را که به دلیلی نتوانست به سرانجام برساند به دستیار انگلیسی خود و.ک.ل دیکسون(W.K.L Dickson) واگذار نمود.

دیکسون ایدهی سوراخ دار بودن فیلم را که می توانست فیلم ایستمن را در آن وضعیت نگه دارد کشف نمود. نپبه این صورت مشکل حرکت فیلم داخل دوربین که تا آن روز لاینحل مانده بود حل گردید. دیکسون همچنین توانست در سال 1889 کینتوسکوپ خود را با تطبیق صدا برای ادیسون به نمایش گذارد. باید گفت اولین فیلم واقعی وی اولین فیلم ناطق ناطق نیز محسوب می شود. سالهای بعد از آن ادیسون چندین فیلم صامت ساخت و در آتلیه خود به نمایش گذاشت. دیری نگذشت که مورد توجه مردم قرار گرفت. این فیلم ها در اولین و بزرگ ترین استودیو جهان (  Black Mari) که مطعلق به خود ادیسون بود ساخته می شد.

در سال 1895 یک دانشمند فرانسوی به نام لوئیز لومیر (Louis Lumiere) سینماتوگراف را اختراع کرد و آن را برای 33 نفر در معرض  نمایش گذاشت. سینماتوگراف مثل پروژکتور و دوربین عمل می کرد و دارای چرخ دنده ای بود که فیلم را به جلو می برد. او فیلم هایی همچون امواج، مراسم تدفین، اسب ها و رقص ها ساخت که در آنها ترس و هیجان القا می شد.

برادران لومیر به عنوان مخترعین سینما از حیث تولید تصویر متحرک و پایه‌گذاری اولین نمایش عمومی در سالن نمایش سینما به شکل امروزی، اولین کسانی هستند که سینما را برای اولین بار به جهان معرفی کردند. در سال ۱۸۹۵ در گراند کافه واقع در بولوار کاپوسی شهر پاریس آنها دستگاه اعجاب انگیز خود را به نام «سینماتوگراف» که هم وسیله‌ای برای نمایش فیلم و هم دوربین فیلمبرداری بود به جهانیان عرضه کردند.از آنها چند فیلم کوتاه باقی مانده که نه تنها اولین فیلمهای سینمایی جهان بلکه اولین فیلم مستند و کمدی سینما نیز در میان آنها یافت می‌شود. جالب این جاست که پدر آنها اصلاً به موفقیت ابتکار این دو ایمان نداشت و به ژرژ ملیس که میخواست دستگاه آنان را با قیمت هنگفتی بخرد گفته بود :"مردم به زودی از آن خسته خواهند شد."اما اینچنین نشد و به زودی این اختراع تمامی مردم جهان را به خود جلب کرد و امروزه در مقیاسی وسیع‌تر هنرهای تصویری و رسانه‌های تصویری نقطه‌ای از جهان را بی تسلط نگذاشته‌اند.

در سال های آغازین تاریخ سینما، دوربین فیلم برداری ، فقط وسیله ای بود که رویای بشر ، یعنی دیدن تصاویر واقعی بر پرده را محقق ساخته بود. با دوربین می شد هر آنچه را می توان با چشم دید ، ضبط کرد و بعد بر پرده مشاهده کرد ، به طوری که انگار این تصاویر بر پرده جان گرفته اند و همین برای تماشاگر آن زمان کافی بود. دوربین را در فاصله ای مشخص از سوژه ، بدون حرکت یا چرخشی قرار می دادند و هر آنچه از دریچه دوربین قابل رویت بود ، بر روی فیلم ضبط می کردند و سپس همان ها را بر پرده ، مقابل دید تماشاگران ، قرار می دادند. اما امروزه دیگر این گونه نیست. با تکنیک ها ، حرکت دوربین ها و تمهیداتی که از طریق عدسی دوربین ، فیلتر ، انواع نورپردازی و ... اعمال می شود ، تصاویر و صحنه ها دیگر آن چیزی نیستند که در مقابل دریچه دوربین قرار دارد ، این تکنیک ها دنیای فیلم سازی را دگرگون کرده اند و فیلم برداری به چنان پیشرفت و ظرافتی دست یافته است که باید به حق آن را هنر عصر تکنولوژی و یا به تعبیری هنر تکنولوژیک نامید.

فیلم برداری تاریخش را با فیلم های سیاه و سفید آغاز کرد. اما با وجود آنکه تنها دو رنگ وجود داشت ، باز هم با تکنیک ها و تمهیداتی که از سوی فیلم برداران توانمندی چون استنلی کورتز (Stanley Cortez) ابداع شدند ، می شد رنگ خاکستری ، سایه روشن های پیچیده و عمق میدان های عجیب و ... ایجاد کرد و با وجود محدودیتی که در رنگ وجود داشت ، حس صحنه را به خوبی منتقل کرد. ورود رنگ به سینما نیز آغازگر ابداعات جدید در عرصه فیلم برداری برای هر چه بهتر شدن تصاویر و تاثیر گذاری آنها بود. همچنین با وجود آنکه سینما یک هنر دو بعدی است ، اما تماشاگر به خوبی در آن ، عمق ، اندازها و فاصله ها را به صورت قابل قبول احساس می کند و همه این ها به مدد شیوه های مختلف فیلم برداری و پیشرفت هر چه بیشتر در ساخت ابزار فیلم برداری است.  

امروزه دوربین فیلم برداری از اجزای ویژه ای تشکیل شده که هر یک دارای تنوع در نوع و موارد مورد استفاده هستند ، اجزایی مانند فیلم ، عدسی و... . همچنین با وجود شرکت ها و کارخانه های متعددی که به تولید این محصولات می پردازند ، باید نسبت به خرید نوع اعلای آن با توجه به ظرافت و حساسیتی که این ابزار از آنها برخوردارند ، دقت کافی را به کار برد.



ادامه مطلب


" دلایل علمی برای اینکه چرا باید کتاب بخوانیم "




درست است، کتاب خواندن خوب است، سرگرم کننده است و کلاس دارد. چندین دلیل برای خواندن کتاب وجود دارد که همه هم

بر روی آن تاکید دارند، اما در این ایمیل 7 دلیل را بخوانید که پشتوانه‌ی علمی دارند.



1.
کتاب خواندن از شما انسان بهتری می‌سازد.

این جمله کلیشه‌ای و یا استعاری نیست. نه تنها یکی، بلکه دو تحقیق موازی کشف کرده‌اند که کتاب خواندن واقعا از ما انسان‌های بهتری می‌سازد؛ مهربان‌تر و نسبت به دیگران با درک‌تر. در سال ۲۰۱۳ دانشگاه اموری آمریکا مطالعه‌ای انجام داد که در آن مغز افراد بعد از مطالعه را با مغز افرادی که مطالعه نمی‌کنند را مقایسه کرد. محققان این دانشگاه با استفاده از اسکن مغز دریافتند که خواندن کتاب انسان را وادار به تصور محتوی آن و به گونه‌ای لمس کردنش می‌شود. می‌توان دلیل مشهور بودن کتاب‌های به عنوان مثال جین آستین و یا ارنست همینگوی را از این طریق توجیه کرد؛ خواننده مطالب و احساسات درون آنها را احساس می‌کند.
اما همه‌ی ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود! دیوید کومر کید و امانوئل کاستانو، روانشناسان مدرسه‌ی جدید تحقیقات اجتماعی نیویورک آمریکا، ثابت کرده‌اند که خواندن ادبیات تخیلی توانایی تشخیص و درک احساسات مردم را در افراد افزایش می‌دهد. مهارت بسیار مهمی در جهت دهی به روابط اجتماعی پیچیده!


2. کتاب خواندن باعث کاهش استرس می‌شود.

دلیل اینکه اکثر بچه‌ها نمی‌خواهند کتاب بخوانند اجباری است که از طرف مدرسه و یا والدین روی آنهاست که باعث از بین رفتن تمام جذابیت مطالعه می‌شود، درست نیست؟ مطالعه باید آرامش بخش و هیجان‌انگیز باشد، که مطلبی است که دکتر دیوید لوئیس، یکی از پیشگامان علوم اعصاب دریافته است. دکتر لوئیس گزارش داده است که کتاب خواندن تا ۶۸ درصد سطح استرس را کاهش داده باعث کاهش قابل توجه تپش قلب می‌شود. در مقایسه می‌توان گفت که قدم زدن بیرون از خانه سطح استرس را تا ۴۲ درصد کاهش می‌دهد.



دلیل این امر غوطه‌ور شدن در دنیای دیگر (دنیای خیالی) است که سطوح استرس را کاهش می‌دهد و حتی تا مدتی بعد از پایان مطالعه باعث احساس آرامش می‌شود. مطالعات دریافته‌اند که روزی ۶ دقیق مطالعه برای کاهش بسزای استرس کافی است.



3. کتاب خواندن باعث افزایش هوش می‌شود.

این که اصلا مسئله‌ی پیچیده‌ای نیست: جدا کتاب خواندن باعث افزایش هوش می‌شود. مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۳ انجام شد نشان داد که کودکانی که تفریحی مطالعه می‌کنند، نسبت به همکلاسی‌های‌شان در مدرسه عملکرد بهتری دارند. طبق مطالعه‌ای که توسط محققان انستیتوی مطالعات (IOE) انجام شد، این تفاوت در کودکان بین ۱۰ تا ۱۶ سال چشمگیرتر بود.

شاید در کمال تعجب، تفریحی کتاب خواندن کودکان از سطح تحصیلات والدین در توسعه‌ی شناخت آن‌ها موثرتر است. اما جالب‌تر این است که مطالعه نه تنها به تقویت هجی کردن و ادبیات کودکان بلکه در موضوعاتی مانند ریاضی نیز به آنها کمک می‌کند. طبق نظر محققان، توانایی یادگیری و پردازش اطلاعات بسیار مهم است و دقیقا به همین دلیل است که مطالعه بسیار کمک می‌کند.


4. کتاب خواندن به روابط فردی کمک می‌کند.

چندان مدرک خلاصه شده‌ای از تحقیقات صورت گرفته در تایید این قضیه موجود نیست، اما به نظر می‌رسد بسیاری از دانشمندانی که بر روی این قضیه کار می‌کنند، اتفاق نظر دارند. به خصوص روان درمانگرانی مانند کن پیج می گویند که مطالعه‌ی یک کتاب (یا کتب مشابه) بین زن و شوهر و بحث کردن در مورد آن با یکدیگر معجزه می‌کند.



یک کتاب درمانگر در مدرسه‌ی زندگی لندن عقیده دارد که یکی از لذات با هم مطالعه کردن این است که به جنبه‌های جدیدی از یکدیگر پی می‌برید و یا اینکه دوباره احساس نزدیکی روزهای اول ازدواج را نسبت بهم خواهید یافت. مطالعه کردن تنها به رابطه‌ی فعلی کمک نمی‌کند، بلکه در یافتن روابط جدید نیز بسیار موثر است.

5. کتاب خواندن شما را سخنران بهتری می‌کند.



این موضوع نیز اصلا پیچیده نیست: مطالعه به کسب دایره‌ی لغات بهتر وغنی‌‌تر کمک می‌کند. با این که این امر بسیار واضح است، اما محققان کانادایی نیز آن را از نظر علمی ثابت نموده‌اند.


6. کتاب خواندن از آلزایمر جلوگیری می‌کند.

داشتن زندگی فعال (از نظر ذهنی) معمولا یکی از بهترین اقداماتی است که می‌توان انجام داد تا از ابتلا به آلزایمر جلوگیری کرد. مطالعه ی دیگری که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد نشان داد که احتمال ابتلا به بیماری‌های ذهنی در افراد مسنی که به طور مرتب مطالعه می‌کنند و یا بازی‌های فکری انجام می‌دهند، بسیار کمتر است.در واقع تمرین فوق العاده‌ای برای سلول‌های خاکستری است؛ همانطور که بدن‌تان نیاز به ورزش و تمرین دارد، ذهن‌تان نیز باید کار کند.


7. کتاب خواندن ذهن‌تان را فعال نگه می‌دارد.

نه تنها مطالعه باهوش‌تر می‌کندتان، ذهن‌تان را نیز فعال نگه می‌دارد. مطالعه‌ای که در زمینه‌ی عصب‌شناسی در ژورنال پزشکی آکادمی عصب‌شناسی آمریکا چاپ شد، می‌گوید که مطالعه در طول زندگی یک فرد بسیار مهم است، از کودکی تا سنین بالا. افرادی که در طول زندگی‌شان به طور مداوم مطالعه می‌کنند، دارای توانایی‌های ذهنی و حافظه‌ای بهتری در تمامی مدارج زندگی هستند.

“کسی که کتاب نمی‌خواند، نسبت به کسی که نمی‌تواند بخواند، برتری‌ای ندارد.”

مارک تواین






ادامه مطلب


"  تغذیه مناسب در هنگام آلودگی هوا "



مجموعه: بیماری ها و راه درمان:

با توجه به گزارش بار جهانی بیماریها در سال 2013 (شمسی 1392) آلودگی هوا سالیانه بیش از سه میلیون و دویست هزار نفر را می کشد. نفس کشیدن دائمی نیاز اصلی ماست هر کدام از ما هر روزه بطور متوسط 3000 گالن هوا را تنفس می کنیم.

 

این یعنی مقدار زیادی هوا روزانه از ریه وارد شده و خارج می شود اگر این هوا مواد زائد و آلودگی داشته باشد ریه ها یعنی تنها منبع اکسیژن رسانی به بدن در معرض خطر انواع مواد آلاینده ای که در این نقل و انتقال از بدن ما می گذرد واقع می شود.

 

پارتیکل های بسیار ریزبه برونش نفوذ می کنند آنها کارریه را مختل و آنرا ملتحب می کنند و موجب بیماریهای ریوی COPD و آسم می شوند. ولی دانستن نوع این آلودگی ها و میزان آن در هوا لازم است بطور دقیق در اختیار متخصصین بهداشتی کشور نیز قرار گیرد تا در زمان بحران بر اساس نوع آلودگی بتوانند موثر ترین راهها را برای عموم مردم ارایه دهند.

 

تحقیقات نشان داده است تعدادی از غذا ها و نوشیدنیها می توانند به لوله های تنفسی را کمک کرده و پاک کنند.

 

خیلی مهم است که در شرایطی که هوا آلوده است ضمن پرهیز از کار در هوا و دور کردن خود و کودکان تا حد ممکن این مواد غذایی را در رژیم روزانه خود اضافه کنید تا بدنتان نسبت به آلودگی مقاوم تر و عوارض کمتر بر شما اثر کند.

 

 ضمنا هوای داخل خانه ها در زمان آلودگی هوای بیرون ایمن نیست و بنابراین اهمیت دارد تا حد توان از میزان آلودگی در سطح کشور و یا حتی منطقه جغرافیایی تصمیمات ملی یا فرا ملی اتخاذ شود. ما در این مقاله موادغذایی ضد التهابی را به شما معرفی می کنیم. تا با مصرف بیشتر آنها میزان خطر را کاهش دهید.

تغذیه مناسب هنگام آلودگی هوا:


هواي آلوده بخودي خود حاوي تركيباتي اكسيد كننده و سمي است و از طرفي بدن همواره به ذراتي كه در هواي آلوده وجود دارد واكنش التهابي نشان مي‌دهد. اما تركيبات آنتي‌اكسيداني از اين فعاليت ها ممانعت به عمل مي‌آورند. 

 

مهمترين آنتي اكسيدانها ويتامين‌هاي C , E- بتاكاروتن - سيلنيوم و روي مي باشند. اين مواد مغذي به دليل خواص آنتي‌اكسيداني كه دارند به‌طور موثري از بروز التهابات جلوگيري كرده و موجب غيرفعال شدن راديكال‌هاي آزاد موجود در هواي آلوده مي‌شوند.

 

1. منابع غذایی حاوی ویتامین E را میتوان جزء یکی از بهترین های تغذیه مناسب در هنگام آلودگی هوا دانست:


مصرف منابع غذایی حاوی ویتامین E در هنگام آلودگی هوا توصیه میشود

 

مانند گردو، بادام، زیتون، جوانه گندم، جگر و سبزیجات دارای برگ سبز به دلیل خواص آنتی‌اکسیدانی قوی در روزهای آلوده باید بیشتر مصرف شوند.

2. مصرف شیر و لبنیات در روزهای آلوده توصیه میشود:


مصرف شیر و لبنیات پرچرب موجب عود بیماری‌های ریوی در هوای آلوده می‌شود

 

لبنیات برای از میان بردن آثار ذرات معلق موجود در هوا مفید است؛ اما تاثیری بر بهبود مسمومیت‌ ناشی از آلاینده‌ها همچون سردرد، تهوع، سرگیجه، تنگی نفس و... ندارد و تنها راه درمان، دریافت اکسیژن است.

 

لازم است بدانید مصرف شیر و لبنیات پرچرب موجب عود بیماری‌های ریوی در هوای آلوده می‌شود؛ زیرا اسیدهای چرب اشباع موجود در این محصولات خود تضعیف‌کننده سیستم ایمنی بدن هستند.

 

اما مصرف روزانه حداقل دو لیوان شیر با چربی زیر 5/1 درصد و پنیر به دلیل داشتن فسفر، منیزیم، کلسیم و پروتئین باکیفیت، خنثی‌کننده سموم به‌خصوص سربی است که از سوختن بنزین و گازوئیل در هوا منتشر می‌شود و از جذب ریزمغذی‌هایی ازجمله کلسیم، آهن و روی در بدن جلوگیری می‌کند.

 

همچنین شیر و فرآورده‌های لبنی با لینت مزاج و کمک به دفع ادرار به خروج سموم و مواد آلاینده کمک می‌کند. ضمن این که محصولات لبنی غنی از پروبیوتیک با تقویت باکتری‌های مفید بدن سبب کاهش جذب همه فلزات سنگین موجود در هوای آلوده می‌شوند.

3. روغن زیتون: 



 یک تغذیه مناسب در هنگام آلودگی هوا روغن زیتون میباشد

 

روغن زیتون حاوی الفا توکو فرول که یک نوع از ویتامین E است؛ نقش موثری در بهبود وضع تنفس دارد. این روغن علاوه بر توکوفرول اسید چرب غیر اشباعی از نوع MONO دارد که خاصیت کاهش دهندگی التهاب را دارد.

 

اگر در روزهای معمولی از روغن مایع گیاهی معمول استفاده می کردید در روزهایی که هوا آلوده است حتما روغن زیتون را برای مصارف پخت غذا مصرف کنید و حتی سالاد را بیشتر از معمول با روغن زیتون و لیموی تازه خوش طعم کنید تا همه افراد خانواده از آن مصرف کنند.

4. محصولات گیاهی تازه و میوه ها: 



مصرف سبزیجات تازه می تواند عوارض آلودگی هوا را کاهش دهند

 

واقعا مهم نیست چه نوعی از سبزی و میوه، مهم مصرف روزانه و افزایش مصرف است اغلب سبزی ها و محصولات گیاهی تازه، غنی از آنتی اکسیدان هستند و می توانند عوارض آلودگی هوا را کاهش دهند.

 

سبزیجات را تازه بخورید ولی سیب زمینی، هویج، شلغم و چغندر و سایر محصولاتی که غده ای هستند را قبل از پخت به همان اندازه ای که در غذا می ریزید خرد کرده و بمدت 20 دقیقه در آب سرد بگذارید تا میزان نیترات هایی که از خاک ممکن است در آن تجمع داشته باشد وارد آب شود بعد آب را دور بریزید و سبزی ها را برای پخت و یا مصرف خام بکار ببرید.

 

در میان میوه‌ها سیب، سرب را جذب می‌کند و مانع رسیدن آسیب به سلول‌های بدن می‌شود. پرتقال، لیمو، گریپ فروت، هویج، انبه، کدو تنبل، فلفل سبز، اسفناج، انواع کلم، گوجه‌فرنگی، کیوی و غلات سبوس‌دار هم این خاصیت را دارند.

 

بر اساس تحقیقات میدانی، کلم بروکلی؛ به طور خاص تنفس را راحت تر می کند. حتما در هر وعده غذایی شامل صبحانه، نهار و شام یک نوع یا بیشتر سبزی و محصولات گیاهی تازه و میوه مصرف کنید.

5. دانه فلاکسید، بذرک یا تخم کتان: 



بذر کتان یا بزرک آلرژی را کاهش میدهد

 

تحقیقات نشان داده که خاصیت ضد التهابی و آنتی اکسیدان فیتو استروژن ها بطور موثری آسم و آلرژی را کاهش داده و گونه ای از فیتو استروژن در بعضی از غذاها مانند بذر کتان یا بزرک وجود دارد.

 

اسید های چرب امگا 3 در بذر کتان علاوه بر اینکه ریسک مبتلا شدن به آسم را کاهش می دهد برای کسانی که بیماری عروقی قلب دارند خاصیت پیشگیری کننده دارد . روزانه مقداری از بذر را در غذاها مانند سوپ و سالاد اضافه کنید.

 

آسیاب شده این بذر راحت تر استفاده می شود ولی آنرا برای حفظ اثر درست موقع مصرف آسیاب کرده و یا مقداری را برای چند روز آسیاب و در یخچال در ظرف بسته نگه دارید. تخم کتان را از عطاریهایی که قابل اعتمادتان هستند خریداری کنید. تخم کتان قهوه ای روشن و شفاف و کمی از زیره بزرگتر است.

 6. سیر و پیاز:



یکی از بهترین مواد غذایی توصیه شده در هنگام آلودگی هوا سیر و پیاز میباشد

 

سیر و پیاز دارای انتی اکسیدانهای قوی هستند که نقش مهمی در کاهش خطر رادیکالهای آزادی که از هوای محیط وارد بدن می شوند دارند. اشعه ماورای بنفش، دود ناشی از سیگار و کلا آلاینده های هوا از طریق ریه وارد بدن شده و رادیکالهای آزادی که در اثر ورود آنها به سیستم حیاتی ما ایجاد می شود.

 

کلا سیستم ایمنی و سلامت ما را در معرض خطر قرار می دهد. آنتی اکسیدانها می توانند این خطر را کاهش دهند سیر با خاصیت آنتی اکسیدانی خود از بروز التهاب در سینوس ها و آلرژی های مرتبط جلوگیری می کند.

 

بخش پزشکی دانشگاه مریلند تاکید می کند که سیر می تواند در پیشگیری از عوارضی که موجب تهدید سینوس ها، سرماخوردگیها و التهاب ها می شوند موثر باشد.

 

بیو تکنولوژیست ها گفته اند موادی در سیر Allium cepa L و پیاز Allium sativum L وجود دارد که می تواند فلزات سنگین مانند ارسنیک، کادمیوم، آهن، جیوه ،سرب را از هوا جذب کند.


7. ماهی‌های بخارپز:



آلرژی تنفسی بر اثر آلودگی هوا با مصرف مواد غذایی خاصی بهبود نمی‌یابد

 

آب‌پز یا تنوری غنی از اسیدهای چرب امگا ۳ و سلنیوم همچون کیلکا، کولی، ساردین، خال ‌مخالی، قباد، سالمون، شاه ماهی، قزل‌آلا (حتی انواع پرورشی) و ماهی‌های آزاد در کنار میگو می‌توانند از اثرات زیان بار ترکیبات التهاب‌آور آلاینده‌ها بکاهند و مصرف آن به مبتلایان آسم، تنگی نفس و مشکلات قلبی و التهابی توصیه می‌شود.

 

به یاد داشته باشید آلرژی تنفسی بر اثر آلودگی هوا با مصرف مواد غذایی خاصی بهبود نمی‌یابد.


8. سس یا رب گوجه فرنگی را نیز میتوان جزء یکی از تغذیه های مناسب آلودگی هوا دانست:



لیکوپن نقش حفاظتی موثری برای ریه و تنفس و کاهش آسم دارند

 

لیکوپن موجود در بعضی از غذاها مانند گوجه فرنگی نقش حفاظتی موثری برای ریه و تنفس و کاهش آسم دارند. به جای اینکه مصرف پاستا و ماکارونی را زیاد کنید، سس گوجه فرنگی آن را زیاد کنید.

 مطمئن شوید که رب یا سس گوجه فرنگی تقلبی نباشد در صورت عدم اطمینان بهتر است خودتان با گوجه فرنگی سس درست کنید و یا از گوجه فرنگی در صبحانه و نهار و شام استفاده کنید.


9. آب انار، چای سبز، چای سفید و قهوه :



در روزهای آلوده آب انار، چای سبز را باید در برنامه غذایتان قرار دهید

 

به دلیل داشتن ترکیبات فلاونوئیدی به دفاع بدن در برابر عوامل اکسیدکننده‌ که از طریق آلودگی هوا‌ وارد بدن می‌‌شوند کمک می‌کند و خوراکی‌های پرچرب، پرپروتئین و غذاهای فرآوری ‌شده آماده می‌‌توانند سرعت اکسیداسیون و افزایش رادیکال‌های مضر آزاد را در بدن بالا ببرند. 


10.  بروکلی و جوانه های آن:



مصرف بروکلی باعث کاهش عوارض هوای آلوده میشود

 

در کاهش عوارض هوای آلوده نقش مهمی در سبزیجات پیدا کرده اند یک تحقیق جدید که در مجله تحقیقاتی پیشگیری از سرطان چاپ شده نشان داده که نوشیدن نصف فنجان نوشابه جوانه بروکلی خطر زیانهای ناشی از اکرولیین و بنزین را کاهش می دهد.

 

دانشگاه جان هاپکینز و تعدا دیگری ار انستیتوهای مراقبت از سلامت نقش مصرف بروکلی را در کاهش خطرات آلودگی هوا تایید کرده اند استفاده از نوشیدنی با جوانه بروکلی روزانه نیم فنجان به مدت 12 هفته توانسته است خطر آلودگی بنزن و اکرولیین موجود در هوای آلوده را بشدت کاهش دهد.


11. مواد غذايي مضر در زمان آلودگي هوا:




در روزهای آلوده از مصرف چيپس، پفك و انواع کنسرو پرهیز کنید

 

در هنگام بروز پديده آلودگي هوا، هر خوراكي اي كه مانند آلودگي هوا خاصيت اسيداني داشته باشد، مي تواند آسيب هاي وارده را تشديد نمايد. اين مواد غذايي عبارتند از :

 

 غذاهاي پر چرب بخصوص چربيهاي اشباع غذاهاي پر پروتئين فست فودها (غذاهاي آماده)

 

مواد غذايي حاوي مواد نگه دارنده مثل چيپس، پفك و انواع کنسرو


12. توصیه های متخصصین:



خوردن آنتی اکسیدان ها راهی برای مقابله با عوارض آلودگی هوا است

 

به گفته دکتر ربابه شيخ الاسلام مدير پايگاه اطلاع رساني علمي تغذيه و سلامت ايران، افرادي که کمبود کلسيم دارند، بيشتردر معرض خطر آلودگي با سرب قرار مي‌گيرند.

 

وي ادامه داد: به دليل آن که گيرنده‌هاي فلزات دو ظرفيتي در بدن انسان به صورت رقابتي عمل مي‌کند در صورتي که اين گيرنده‌ها، قبلا با فلزات مورد نياز بدن مانند آهن و کلسيم اشباع شده باشند، بدن کمتر در معرض آلودگي با سرب قرار مي‌گيرد. يکي از راههاي پيشگيري از آلودگي هوا مصرف بيشتر لبنيات و اشباع کردن اين گيرنده‌هاست.

 

دکتر شيخ الاسلام، علاوه بر ساير اقداماتي که در شرايط وارونگي هوا براي مقابله با آثار مضر آلودگي بر سلامت مي‌بايست انجام شود بر توجه به تغذيه مناسب تاکيد كرد و افزود: تغذيه متعادل و مناسب با در دسترس قرار دادن مواد مغذي که هر يک به طريقي بافت‌هاي بدن را در برابر آثار مخرب ذرات آلاينده ياري مي‌کنند، نقش موثري در حفظ سلامت بدن دارد.

 

وقتی می توانیم با کمی دقت و توجه در انتخاب غذای مصرفی و موادی که در طی روز تغذیه می کنیم، تهاجم آلاینده ها را تحت کنترل در آوریم و جان سالم به در بریم، چرا این کار را نکنیم؟

 

دکتر نیستانی، خوردن آنتی اکسیدان ها را راهی برای مقابله با عوارض آلودگی هوا می داند و می گوید: اگر غذای ماازنظر آنتی اکسیدان ها غنی باشد، احتمال وقوع استرس های اکسیداتیو هم کاهش می یابد. ویتامین های C,E، کاروتنوئیدها، پلی فنول ها از آنتی اکسیدان های مهم هستند.

 

سبزی ها و میوهای تازه، منابع غنی ویتامین C هستند. حساسیت این مواد به حرارت ، نور و PH محیط بالاست؛ مثلاً با افزودن جوش شیرین به غذا، ویتامین موجود در این مواد غیر فعال می شود. از این رو بهتر است میوه ها و سبزیجات را تازه مصرف کنید.

 

روغن سویا، آفتابگردان، جوانه گندم و سایر روغن های گیاهی، غنی ترین منابع ویتامین E هستند. ویتامین های E نسبت به شرایط طبخ مقاومت بیشتری دارند.


سایر مواد غذایی موثر برای کاهش اثرات مخرب آلودگی هوا بر بدن به شرح زیر است:



مصرف غلات عوارض ناشی از آلودگی هوا را بر دستگاه گوارش کاهش می دهند

 

روی یکی از این مواد موثر است. انواع گوشت و غلات به خصوص غلات سبوس دار منابع سرشار از روی هستند.

 

مردم ایران از دیر باز با مشکل کمبود روی در بدن خود مواجه بودند که یکی از مهم ترین این عوامل اسید فیتیک ( فیتات ) موجود در غلات است. نکته مهمی که در هنگام مصرف غلات باید در نظر داشته باشیم، این است که وقتی از غلات برای تهیه نان استفاده می کنیم، حتماً میبایست عمل تخمیر خمیر نان بدون دخالت جوش شیرین انجام شده باشد.

 

زیرا بطور طبیعی آنزیمی به نام فیتاز در غلات موجود است که بر اثر عمل تخمیر خمیر نان فعال می شود و اسید فتیک را تجزیه می کند. اگر تخمیر صورت نگیرد، فیتاز فعال نمی شود ، در نتیجه اسید فیتیک با روی ترکیب شده و فیتات روی را تشکیل می دهد. در این صورت روی جذب نمی شود و سیستم ایمنی بدن دچار مشکل خواهد شد.

 

همانطور که اشاره شد شیر و لبنیات نیز عوارض ناشی از آلودگی هوا را بر دستگاه گوارش کاهش می دهند.

 

وجود ماده ای به نام پکتین در سیب، سرب را به طور کامل از بدن دفع می کند و هر قدر مصرف سیب در طول روز بیشتر باشد، برای کاهش عوارض آلودگی هوا بهتر است.

 

سایر منابع غنی از پکتین عبارتند از : مرکبات مثل پرتقال و لیمو و گریپ فروت، توت فرنگی، هویج و غلات سبوس دار.


کلام آخر اینکه اگر در شهرهای پر جمعیت و آلوده زندگی می کنید، از خوردن مواد غذایی زیر برای حفظ تندرستی غفلت نکنید تا از این مهلکه جان سالم به در برید :




تغذیه مناسب هنگام آلودگی هوا

 

* حداقل روزانه دو لیوان شیر

* حداقل 400 گرم سبزی و میوه تازه در طی روز

غلات سبوس دار

* حداقل یک سیب در طول روز

ادامه مطلب

" عشق چیست؟ "




دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد***

شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد***

 

( آیا تاکنون به مفهوم «عشق » اندیشیده اید ؟ آیا عشق را تجربه کرده اید ؟ به راستی عشق یعنی چه ؟ آیا با هوس مترادف است ؟ یا این که اگر کشش و علاقه به وصل را بر روی پیوستاری تصور نمائیم مثبت آن عشق و قطب منفی آن هوس است ؟ آیا عشق مفهومی است که از اشعار تصنیفهایی که نوجوانان و جوانان زمزمه می کنند ، استنباط می شود ؟ یا نه مفهومی است که این روزها به وفور فیلم سازان در سوژه های فیلمهایشان چپ و راست به خورد نوجوانان و جوانان می دهند ؟ و سرانجام آیا خواسته ایم که مفهوم عشق را از درون آثار غنی ، دلنشین و زیبای ادبی فرهنگمان و در قالب درس ادبیات به نوجوانان و جوانانمان آموزش دهیم ؟ و آیا اصولاً دانستن آن ضرورت دارد ؟ )

( بررسی علمی مفهوم عشق از دیدگاه روان شناسی اجتماعی )

 

 

یکی از موضوعاتی که در فرهنگ جوامع جایگاهی ویژه و خاص دارد مفهوم «عشق » است که در افسانه های زیبا و آهنگهای دلنشین موسیقی اصیل و سنتی هر فرهنگی ریشه دارد؟ مفهومی که هم رویا و خیال است و هم واقعیت ! زیرا در نقل افسانه ها و قصه ها شنیده ایم که چگونه شخصیتهای آنها عاشق شدند ، سختی کشیدند تا به وصال دست یافتند ، نسلی را آفریدند و خوشبختی را در فرهنگستان انسانیت خلق کردند .

 

به طور کلی فرهنگها به ما می آموزند که عشق چیست ؟ و چه انتظاری از آن باید داشته باشیم ، مثلاً از لیلی و مجنون ، مجنون بودن ، از شیرین و فرهاد ، سخت کوشی و تلاش ، قدرت و توانمندی نیروی عشق را و ... و صدها مصداق دیگر که در این مقال نمی گنجد . اما آنچه که انگیزه این نوشتار بوده سوژه فیلمهایی است که این روزها ، چپ و راست به خورد نوجوانان و جوانان داده می شود ، مثل (............).و ...

 

واقعاً این فیلمها چه مفهومی از عشق را به بینندگان خود عرضه می کنند ؟ آیا آموزش تعارض و سردرگمی در عشق است ؟ یا آموزش « هوس » است ؟ کدام یک ؟ شخصیت فیلمها کذابی اغلب موضوع عشقی خود را چنان سریع رها می کنند و دوباره دل در نگاه دیگری در می بندند که شاید بتوان گفت موضع آموزشی فیلم تنوع طلبی فرد عاشق پیشه است که از راه دل دادن و دل دزدیدن و یار اول را در فراق و یار دوم را به وصال دعوت کردن تدریس می شود !

 

اینجاست که دانستن مفهوم عشق و آموزش آن برای نسل جوان ضرورت می یابد زیرا او باید بداند که فیلمساز عشق را در مفهوم بچگانه و آتشین آن مطرح می کند و باید بداند که این در مفهوم ، مفهوم هایی از عشق شهوانی محسوب می شوند که در کوتاه مدت شعله ور می شوند و بسیار ناپایدار و به قولی موقتی و زود گذرند و معمولاً این گونه عشقها فاقد توانایی ، وفادارای و تعهد به موضوع عشقی خود هستند .

 

صرف نظر از آنچه که بیان شد ، عشق موضوعی است که می توان آن را از دیدگاه هنر ، ادبیات ، روانشناسی ، جامعه شناسی ، انسان شناسی ، مردم شناسی و ... مورد بررسی و کنکاش قرار داد . اما قصد و هدف ما این است که ابتدا مبانی نظری عشق را از دیدگاه روانشناسی بیان کنیم و سپس با ذکر پژوهشهای روانشناسی اجتماعی مطلب را ادامه می دهیم و استنباط و نتیجه گیری از مطالب را به عهده شما می گذاریم .

اریک فروم در تعریف عشق می گوید : «عشق تنها جواب عاقلانه و رضایت بخش به معمای هستی انسان است .» لذا اکثر ما قادر نیستیم که استعدادهای خود را تا سطحی که عشق واقعی ، عشقی آمیخته از بلوغ ، خودشناسی ، شهامت و شجاعت است . او علاوه بر بررسی عشق رمانتیک که هاله ای از مفاهیم غلط آن را فرا گرفته است ، عشق را از همه جهات مورد مطالعه قرار داده ، عشق بین والدین و فرزندان ، عشق برادرانه ، عشق جنسی ، عشق به خویشتن و عشق به خدا را بررسی می کند .

 او می گوید : عشق ورزیدن هنر است و مانند هنرهای دیگر نیاز به تمرین و تمرکز دارد . پس اگر قبول کنیم عشق ورزیدن هنر است ، حصول به آن احتیاج به دانش و کوشش دارد.

بسیاری از طرقی که برای دوست داشتنی بودن مورد استفاده قرار می گیرد ، همان طرقی هستند که برای موفقیت (جلب دوستان و نفوذ در مردم ) به کار گرفته می شوند ، در حقیقت آنچه را که اکثر مردم در فرهنگ فعلی ما از محبوب بودن درک می کنند ، اساساً ترکیبی بین مردم پسندی و جذابیت است.

 

اعتقاد به این که ( تنها آن کس که خوش اقبال است عاشق میشود ) ، مولود طرز فکر غلطی است که می گوید در عشق چیزی برای آموختن وجود ندارد و چنین استدلال می نماید که مشکل عشق ، مشکل معشوق است نه مشکل استعداد . مردم فکر می کنند دوست داشتن آسان است و تنها کافی است معشوق مناسبی بیابند یا محبوب کسی بشوند که البته کار ساده ای نیست .

 

یک مورد دیگر که با این عامل بستگی دارد این است که اساس برخی از فرهنگ ها بر اشتهای سیری ناپذیر مبادلاتی پایه گذاری شده که برای هر دو طرف سودمند باشند . خشنودی انسان امروز ، لذت بردن از تماشای ویترین مغازه ها و تهیه هر چه بیشتر اجناس آنها به نقد و اقساط است . زن و مرد ، مردم را نیز با همین دید نگاه می کنند از نظر مرد یا زن جالب از نظر زن یک مرد جالب غنیمتی است که هر دو طالب آنند . آنچه شخص را از نظر ظاهری و عقلانی جالب جلوه گر می سازد بستگی به این دارد که چه صفاتی مد روز باشد . در دهه 1920 یک دختر سیگاری ، مشروبخوار و پرخاشگر جالب محسوب می شد  ،حال آن که امروزه بیشتر حجب و حیا و علاقه به زندگی طرفدار دارد . در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 لازم بود که مرد برای جلوه کردن ، مهاجم و جاه طلب باشند در صورتی که امروزه مردان باید اجتماعی و بردبار باشند تا بتوانند کالای جالبی جلوه کنند . به هر تقدیر احساس عاشق شدن معمولاً تنها با در نظر گرفتن این احساس باطنی پدید می آید که با چه کالایی رو به رو هستیم . کالا باید از نظر ارزشهای اجتماعی مطلوب باشد و نیز با توجه به دارایی و امکانات محسوس و غیر محسوس من ، قبولم داشته باشد . بنابراین وقتی دو نفر عاشق و شیدای یکدیگر می شوند که در بازار بهترین کالا را با توجه به نقایص و ارزش آن یافته باشند و غالباً درست مانند خرید یک ملک  ،امکان بروز و گسترش اشکالاتی که نقش بزرگی در معامله ایفا می کند وجود دارد . در جایی که همه راهها به بازار ختم می شود و توفیق مادی مقام والایی دارد ، تعجبی ندارد که انسانها نیز در روابط عاشقانه خود روش داد و ستد سوداگران بازار را به کار گیرند . سومین اشتباهی که سبب می شود گمان کنیم که عشق نیازی به آموختن ندارد ، در این نکته پنهان است که احساس نخستین عاشق شدن و حالت دایمی عاشق بودن و یا بهتر بگویم در عشق ماندن را به جای یکدیگر اشتباه می گیریم . اگر دو نفر که با هم بیگانه بوده اند ، بتوانند این دیوار بیگانگی را از میان بردارند و احساس قرابت و یگانگی کنند ، این لحظه یکی از هیجان انگیزترین تجارب زندگی شان می شود . به ویژه هنگامی سحر آمیزتر و معجزه آساتر جلوه می کند که این دو نفر گذشته پرقید و بند و بی عشقی داشته باشند . خلاصه دو نفر با هم آشنا می شوند ، دلبستگی معجزه آسای نخستین ، روز به روز تحلیل می رود  ،بین آنها اختلاف می افتد و سرانجام تلخکامی.

 

نومیدی و سرزنشهای دو جانبه ، باقیمانده هیجانهای اولیه را از بین می برد . هر چند در آغاز چنین سرانجامی با خبر نیستند . در حقیقت ، آنها شدت اولیه این شیفتگی (احمقانه ) را دلیلی بر علاقه خود می پندارند  ،در حالی که ممکن است تنها دلیل چنین عشقی ، قید و بند ، تنهایی و بی عشقی ایام گذشته آنها بوده است . به نظر می رسد برای غلبه بر شکست ، تنها یک راه باقی می ماند و آن مطالعه دقیق دلایل این شکست و تلاش برای یافتن معنی واقعی عشق است . نخستین قدم این است که آگاه شویم عشق یک هنر است . اگر ما بخواهیم بیاموزیم که چگونه می توان عشق ورزید ،باید هما را انتخاب کنیم که برای آموختن هر هنر دیگر لازم است . اما مردم علیرغم شکستهای آشکارشان در عشق ، به ندرت برای آموختن این هنر کوشش می کنند و با وجود اشتیاق وافر و بی پایانی که به عشق دارند  ،تقریباً همه چیزهای دیگر مانند موفقیت ، پول ، مقام و قدرت بر ایشان از عشق مهمتر است . تقریباً تمام نیروی ما صرف این می شود که راه رسیدن به این هدفها را بیاموزیم و تقریباً هرگز هنر عشق ورزیدن را نمی آموزیم . آیا می توان قبول کرد که تنها چیزهایی ارزش آموختن دارند که ما را به پول و مقام می رسانند و عشق که ( فقط ) برای روح مفید است به مفهوم امروزی سودی عایدمان نمی کند و فقط یک امر تفننی است و ضرورتی ندارد که نیروی چندانی برای آن صرف کنیم ؟ درست مانند افراد معمولی که از عشق ورزیدن عاجز هستند .



د وستی ها و عشق از  د یدگاه روانشناسان اجتماعی:

 

یکی از مهمترین جنبه های زندگی امروز برقراری روابط نزدیک است . به رغم تغییرات اجتماعی و تغییر در سبکهای ارتباطی بین فردی  ،بیشتر مردم زندگی آرمانی و ایده آل خود را در برقراری روابطی همچون دوستیهای نزدیک ، عشق ، ازدواج و پدر و مادر شدن می یابند اگر چه در زندگی روزانه ما کم و بیش با واقعیاتی همچون تنهایی ، پیوندهاهی ناخوشایند و ملال آور و طلاق روبه رو هستیم . روانشناسان اجتماعی به طور فزاینده ای به مطالعه پیوندهای نزدیک پرداخته اند که به برخی آنها اشاره خواهیم کرد . اولین سوالی که در این بخش به ذهن می آید این است که آیا دوستیهای نزدیک بین دو جنس منجر به ظهور «عشق » خواهد شد؟ روانشناسان اجتماعی براساس مطالعات خود به این سوال پاسخ منفی داده اند ( آرون و همکاران 1989 ) و عقیده دارند که دوستی یک توصیف درست از چگونگی آغاز یک عشق نیست ، زیرا در برقراری دوستیهای نزدیک شباهت بین افراد و نزدیکی آنان تعیین کننده های اصلی هستند در حالی که عشق با شدت کمتری تحت تاثیر این دو عامل قرار می گیرد . در واقع عاملهایی که باعث عشق می شوند با عاملهایی که به برقراری دوستی می انجامند کاملاً متفاوت هستند ( آرون و همکاران ، 1989 )

 

انواع عشق ها ی مختلف :

 

برخی از نظریه پردازان معتقدند که چندین نوع از عشق وجود دارد ( لاسول و همکاران ، 1980 ) و عنوان نموده اند که 6 نوع مختلف از عشق به شرح ذیل وجود دارد :

1- عشق آتشین

 2- عشق بچگانه

 3- عشق دوستانه

4- عشق منطقی

 5- عشق تملکی

 6- عشق فارغ از خود .

پژوهشها نشان داده اند که نمره مردها هم در عشق آتشین ( زودگذر و موقتی و آنی ) و هم در عشق بچگانه ( همزمان چند موضوع عشقی دارند ) بیشتراز زنان است ، در حای که نمره زنان در دوستی ، منطقی بودن در عشق و عشق تملکی  (مالک عشق بودن ) بیشتر از مردان است ( هندریک و همکاران 1988 ) .

عشق به عنوان یک مثلث :

 

استرنبرگ عشق را با الگوی مثلثی که بر حسب سه مولفه سازی شده است به بهترین وجه بیان می کند . اولین مولفه صمیمت است . میزان نزدیکی که دو فرد به هم احساس می کنند و آن قدرتی که آنها را حفظ می نماید شریکهایی که صمیمیت زیادی بین آنها وجود دارد خواهان سلامتی و شادمانی طر مقابلشان هستند . آنها برای هم ارزش قابل می شوند و همدیگر را کاملاً می پذیرند و تقویت می کنند . و در موقع نیاز روی کمک همدیگر حساب می کنند و درک متقابلی از یکدیگر دارند . آنها سرمایه ها و دارایی خود را عادلانه بین خود تقسیم می کنند و از یکدیگر حمایت عاطفی و هیجانی به عمل می آورند و در ارتباطات صمیمی با هم درگیر می شوند .

 

دومین مولفه عشق شهوت است که شامل ، جاذبه جسمانی و تعاملهای جنسی می شود و استرنبرگ عنوان می کند که نیازهای روانی مثل عزت نفس ، پیوند جویی ( وابستگی ) ، برتری طلبی و انقیاد خواهی ممکن است در شهوت سهیم باشند . )

 

سومین مولغه عشق تعهد و تصمیم است که بر اساس عوامل شناختی پایه گذاری می شود و یک بعد کوتاه مدت و یک بعد دراز مدت دارد . در بعد کوتاه مدت فرد تصمیم میگیرد که کسی را دوست بدارد و در بعد دراز مدت آن تعهدی است که شخص در قبال حفظ این رابطه عاشقانه به گردن می گیرد.

از نظر استرنبرگ شکل مثلث حیطه عشق را نشان می دهد و شدت عشق براساس اندازه های مثلث تغییر می یابد . مثلث بزرگتر نشان دهنده عشق شدیدتر است . او معتقد است مولفه شهوت نفش بیشتری در روابط کوتاه مدت دارد  ،در صورتی که صمیمیت و تعهد پایه و اساس یک رابطه پایدار هستند و سه مولفه زمانی تعادل می یابند که هر سه تقریباً با هم برابر باشند . عدم تعادل هنگامی است که یکی از مولفه ها از دو مولفه دیگر نیرومندتر باشد .

 

نقش خانواده در شکل گیری روابط افراد با دیگران در بزرگسالی :

 

با توجه به این که انواع زیادی از عشق و روابط وجود دارد که مردم تجربه می کنند ، به نظر شما آیا راهی وجود دارد که این نکته را مشخص کند ، که چرا یک فرد تمایل دارد به طریقی خاص عاشق شود ؟ مهازان و شاور (1987 ) معتقدند که روابط عاشقانه فرد در بزرگسالی شدیداً تحت تاثیر تعاملهای دوران کودکی شان با والدین می باشد . پژوهشگران بر اساس مطالعات خود سه نوع تیپ را شناسایی کرده اند . این سه نوع تیپ به شرح زیر می باشند .




1-     تیپ گرم و صمیمی :

اراد این گروه با والدین خود تعاملهای با امنیت خاطر داشته اند و در کودکی از والدینی گرم و دوست داشتنی برخوردار بوده اند . این افراد در بزرگسالی نیز بیان داشته اند که روابط صمیمی با دیگران داشتن بر ایشان آسان است و روابط خوبی با دیگران نیز داشته اند . روابط خانوادگی آنان تداوم داشته و در مقایسه با دو گروه دیگر کمترین میزان طلاق را داشته اند .

 

2-     تیپ کنارگیر  :

والدین این گروه افرادی طرد کننده بودند و در بزرگسالی وقتی مردم تمایل به دوستی و روابط با آنها نشان می دهند احساس ناراحتی و مشکل می کنند و روابط آنها به عنوان جریانی از هیجانات نامتعادل توصیف شده است .

 

3-     تیپ مضطرب – دوسوگرایی عاطفی :

این گروه روابطی درهم و برهم با والدین خود در دوران کودکی داشته اند و گزارش داده اند که والدین آنها گاهی اوقات طرد کننده و زمانی دیگر دوست داشتنی بوده اند . این افراد می خواستند که با همسران خود نزدیک باشند ولی این کار را سخت و دشوار می یافتند و نگرانیهای زیادی درباره این که مبادا همسرشان آنها را ترک کند ، داشتند .

آنچه از مطالب فوق استنباط می شود این است که ریشه های عشق در تجربیات رشدی انسان نیز نهفته است و به ویژه والدین و شیوه های فرزند پروری آنان نقش قاطعی در روابط بزرگسالی افراد دارد.

 

 

مفهوم‌ عشق‌ از زبان‌ یک عارف :


عشق‌ نیرویی‌ است‌ که‌ از 27 رنگ‌ و نور تشکیل‌ یافته‌ و فعلا در جهان‌ مادی‌ چندین‌ نور آن‌ شناخته‌ شده‌ است‌ برای‌مثال‌ ( نور سبز بنام‌ معنویت‌ و نور آبی بنام‌ حکمت‌ و نور بنفش‌ بنام‌ حب‌ و نور نارنجیبه‌نام‌ نیایش‌ پروردگار و نور سیاه‌بیرنگی‌ بنام‌ برای‌ خاطر خدا حرکت‌ کردن‌ و نور عسلی‌ بنام‌ شهادت‌ و...) در حقیقت‌ چون‌ ما نامی‌ برای‌ آن‌ نیافته‌ایم‌ آنراعشق‌ می‌نامیم‌ ، عشق‌ پرتویی از عنایت‌ الهی‌ که‌ لازمه‌ی‌ حرکت‌ انسان‌ به‌ سمت‌ ماوراها است‌ به‌ جایی‌ که‌ اصلش‌ او رافرا می‌خواند تا اشرف‌ مخلوقات‌ باشد خالصترین‌ نیروی‌ خداوندی‌ که‌ همیشه‌ اصل‌ در آن‌ موج‌ می‌زند و برای‌ همین‌است‌ که‌ کمتر کسیبه‌ آن‌ دست‌ می‌یابد. این‌ همان‌ نیرویی‌ است‌ که‌ انسان‌ها را به‌ تحرک‌ در می‌آورد و هر کسی به‌ تمام‌آن‌ دست‌ یابد اشرف‌ مخلوقات‌ می‌شود.

 

عشق‌ ندای‌ درون‌ است‌ و بالاتر از تمام‌ خواسته‌های‌ انسان‌ قرار دارد.

انسان‌ بخاطر عشق‌ از عزیزترین‌ خواسته‌ها.... میگذرد تا به‌ آن‌ برسد.

بخاطر عشق‌ تمامی‌ مصایب‌ روزگار را به‌ جان‌ می‌خرد ولی‌ از عشق‌ نمی‌گذرد.

در مقابل‌ عشق‌ انسان‌ خود را میبازد و به‌ ارتعاش‌ درمی‌آید.

- عشق‌ قسیالقلب‌ترین‌ افراد را نیز رام‌ می‌کند و بر همه‌ چیز نفوذ دارد.

- عشق‌ را نمیتوان‌ با خواسته‌ها یکجا جمع‌ کرد زمانی که‌ ما خواسته‌ایی نداریم‌ می‌توانیم‌ به‌ خوبی‌ عشق‌ بورزیم‌ وزمانیکه‌ خواسته‌ها برایمان‌ مطرح‌ است‌ از عشق‌ خبری‌ نیست‌.

عشق‌ با نگاه‌ تفسیر می‌گردد، نگاه‌ عشق‌ نیست‌، عشق‌ در یک‌ نگاه‌ است‌ عاری‌ از هر گونه‌ آلودگی‌ها، آنگاه‌ که‌ عشق‌ به‌دل‌ راه‌ یافت‌  دل‌ را گمراه‌ می‌کند و می‌بافد، پیچه‌ایی‌ می‌بافد از تمام‌ خواسته‌هایش‌ او می‌خواهد عشق‌ را مانند دیگردوست‌ داشتنی‌ها برای‌ خود بخواهد، ولی‌ نگاه‌ اشتباه‌ نمی‌کند، هر چه‌ هست‌ در همان‌ لحظه‌ است‌، خالص‌ و بی‌ریا.

هر چه‌ را که‌ می‌بیند، می‌بیند و درک‌ می‌کند ولی‌ دل‌ هزار و یک‌ سودا دارد شاخ‌ وبرگ‌هایی‌ که‌ به‌ درد نمی‌خورد او به‌آنگونه‌ که‌ خود می‌خواهد می‌پروراند نه‌ آنگونه‌ که‌ معشوق‌ مشتاق‌ است‌ این‌ اولین‌ اصل‌ جدایی‌ بین‌ عاشق‌ و معشوق‌است‌ عشق‌ باید بی‌ واسطه‌، بدون‌ هر قید و بندی‌ آزاد جاری‌ گردد، آنها که‌ بااین‌ قیدها، قیدی‌ هستند بر این‌ مرغ‌ عشق‌آزاد غافلند.

هر کس‌ که‌ عشق‌ را در دل‌ می‌پروراند با دل‌ خویش‌، با خواسته‌های‌ خویش‌ با آرزوهای‌ خویش‌ عشق‌ ورزی‌ می‌کند نه‌ بامعشوق‌، او نیازی‌ به‌ معشوق‌ ندارد او نمی‌فهمد که‌ سر خود کلاه‌ می‌گذارد و عشق‌ وارسته‌تر از این‌ حرفها است‌.

به‌ جای‌ محبت‌ حزن‌ اندوه‌ جای‌ می‌گیرد نه‌ شور و اشتیاق‌ این‌ معشوق‌ است‌ که‌ شور و اشتیاق‌ را به‌ ارمغان‌ می‌آورد ولی‌(اما) خواسته‌های‌ دل‌ جز حزن‌ و اندوه‌ چیزی‌ به‌ ارمغان‌ نمی‌آورد این‌ چنین‌ عاشقی‌ خود باخته‌ است‌ نه‌ عاشق‌.

عاشق‌ نه‌ به‌ حرف‌ این‌ و آن‌ پای‌ در راه‌ نهد و نه‌ حرف‌ این‌ و آن‌ او را از راه‌ به‌ در کند. عاشق‌، عاشق‌ است‌، عشق‌ اومعشوق‌ است‌، او شراب‌ دل‌ را از می‌ناب‌ نگاه‌ مست‌ جانان‌ می‌نوشد.

اصل‌ جذب‌ است‌  نه‌ تفکر ، تفکر در عشق‌  جای‌ ندارد و هر چه‌ هست‌ شهود هست‌ برای‌ همین‌ است‌ که‌ تفکرهای‌قبلی‌ در موقع‌ عمل‌ و دیدار به‌ درد نمی‌خورد پس‌ چه‌ نیازی‌ به‌ تفکر قبلی‌ است‌ پس‌ آزاد و جاری‌ باشیم‌ و همیشه‌خودمان‌ باشیم‌ دیگران‌ برای‌ ما مطرح‌ نباشد چون‌ روح‌ دیگران‌ همه‌ و همه‌ (با هم‌ فرق‌ دارد) چون‌ روح‌ هرکس‌ بادیگری‌ فرق‌ دارد پس‌ نمی‌تواند مانند هم‌ باشند پس‌ هر کدام‌ خودمان‌ باشبم‌.

در راه‌ عشق‌ صداقتی‌ نیست‌، عاشق‌ ماورای‌ تمام‌ قوانین‌ قدم‌ برمی‌دارد عقل‌ و منطق‌ رنگ‌ خود را از دست‌ می‌دهد هرچه‌ هست‌ فقط‌ حقیقت‌ است‌ که‌ بی‌ هیچ‌ نقش‌ و نگاری‌ خودنمایی‌ می‌کند.

عاشق‌: دیوانه‌ است‌ دیوانگی‌ مرزی‌ ندارد. حقیقت‌ عشق‌ شکل‌پذیر نیست‌، هیچ‌ چیز به‌ جز عشق‌ انسان‌ را سیراب‌نمی‌کند، عشق‌ نکته‌ی‌ بی‌ترحمی‌ به‌ هر آنچه‌ غیر معشوق‌ است‌ و همه‌ را به‌ پای‌ آن‌ فدا می‌کند، عشق‌ ترحم‌نمی‌شناسد.

منشا هر چیزی‌ در نفس‌ است‌ ولی‌ منشاعشق‌ از خدا سرچمشه‌ دارد. برای‌ همین‌ ما را بی‌ مهابا به‌ سوی‌ خود می‌کشاندو خارج‌ از تمام‌ قوانین‌ است‌. 

عشق‌ همان‌ است‌ که‌ راه‌ بر است‌، عاشق‌ پاک‌ است‌، همیشه‌ در پرواز است‌ بدان‌ خدای‌ بی‌ نیاز است‌ و شما نیازمند آن‌هنگام‌ که‌ آسمان‌ رنگش‌ عوض‌ شد ارواح‌ با صدای‌ بلند در مقابل‌ عظمت‌  خداوند حیران‌ و تسبیح‌ گویان‌ هستند و چون‌جمال‌ یار و پدیدار گشت‌ زمان‌ و مکان‌ در هم‌ پیچید، هرگز پستی‌ را به‌ آن‌ جایگاه‌ بلند راهی‌ نیست‌. ای‌ آنانکه‌ نمی‌دانیدتلاش‌ کنید برای‌ دانستن‌ بدانید هر لحظه‌ با شماست‌ و چه‌ پاک‌ خدایی‌ است‌ الله‌ ما، در حسرت‌ دیدار همه‌ چیز نابودباد، هرگز تصور نکن‌ که‌ پنهان‌ است‌ او، آشکار است‌ شما یارای‌ دیدنش‌ را ندارید و اگر ذره‌ای‌ از جمال‌ بی‌ مثالش‌تجلی‌ کند همه‌  بیهوش‌ خواهند شد. تفکر کنید راهی‌ به‌ سوی‌ خدا به‌ سوی‌ سرچشمه‌ی‌ پاکی‌ها، به‌ سوی‌ معبود ابدی‌و ازلی‌ بیابید.

خدایا تو باش‌ دیگران‌ نباشند، ما به‌ فدایت‌ یارب‌، ما که‌ چیزی‌ نداریم‌ در راه‌ تو فدا کنیم‌، خدایا عشق‌ من‌ فدای‌ تو وبرای‌ تو، خدایا هر چه‌ دادی‌ تو دادی‌ آیا گوش‌ها نمی‌شنوند آیا چشم‌ها نمی‌بینند، چرا حرکت‌ نمی‌کنید درها باز است‌وقت‌ درنگ‌ است‌، اگر درنگ‌ کنید زندگی‌ راه‌ باخته‌اید و دوباره‌ از نو ساختن‌ شاید محال‌ و شاید بسیار سخت‌ باشد،فدا شویم‌ فدای‌ یار.

دریچه‌ایی‌ بسوی‌ جهان‌ چهارم‌ یا به‌ اصطلاحی‌ دیگر طبقه‌ی‌ دوم‌ بهشت‌ که‌ در انسان‌ به‌ نقطه‌ی‌ قلب‌ و یا درون‌ او اطلاق‌می‌شود، روشن‌ است‌ درک‌ می‌کند، درک‌ را زیاد کن‌، بدان‌ قلب‌ دریچه‌ است‌، دری‌ بسوی‌ معبود، بنگرید، آگاه‌ باشید،حرکت‌ کنید، کاروان‌ در حرکت‌ است‌، شما جا نمانید، تمام‌ نشده‌ است‌، هنوز مطلب‌ کافی‌ نیست‌، نماز را جدی‌ بگیریدنیکی‌ کنید، محبت‌ کنید، سست‌ نباشید، لبخند بزنید، عاشق‌ باشید، شور داشته‌ باشید، تا تکه‌های‌ تاریکی‌ از میان‌برود، یار در طلب‌ شماست‌، او شما را هر لحظه‌ صدا می‌کند، آیا جواب‌ می‌دهید، ای‌ عاشقان‌ معشوق‌ نیز عاشق‌شماست‌، دراین‌ لحظه‌ نه‌ من‌ است‌ ولی‌ تو و نه‌ ما فقط‌ اوست‌ ما فدای‌ او، مافدای‌ او ، گفتیم‌ هزاران‌ نکته‌ باقی‌ است‌طلب‌ کنید تا برسید.

هنگام‌ اذان‌ به‌ نماز برخیزید، فراموش‌ نکنید، ذاکر باشید، خدا نگه‌دار، دعا کنید. اگر حق‌ را می‌خواهید پرواز کردن‌ رابیاموزید، خود را پاک‌ کنید آن‌ هنگام‌ به‌ پرواز در خواهید آمد و ما به‌ شما خوش‌ آمد خواهیم‌ گفت‌ ای‌ دوستان‌ ما به‌پیش‌ ما خوش‌ آمدید بیاید تا همه‌ با هم‌ آواز یگانه‌ پرستی‌ بخوانیم‌

خدایا: ما را بپذیر خدایا! بخشنده‌ تویی‌  خدایا!، ای‌ ناجی‌ ما، تا در پرتو نور حق‌  باهم‌ در مکان‌های‌ بسیار امن‌ به‌ حرکت‌در آییم‌ و آنگاه‌ در پرتو نور حق‌ ما از نجات‌ یافته‌گان‌ خواهیم‌ بود اما راه‌ تمام‌ نشده‌ است‌ و راه‌ درازی‌ در پیش‌ است‌ درآن‌ هنگام‌ که‌ وارد باغی‌ خواهیم‌ شد که‌ مولایمان‌ علی‌(ص) در آنجا مسکن‌ دارد و ما تعظیم‌کنان‌ در مقابلش‌ مست‌شویم‌ ببوییم‌ و ببوسیم‌، چه‌ جای‌ امن‌ و پاکی‌ اسمی‌ دیگری‌ دارد هنوز زود است‌. ازاین‌ باغ‌ بیرون‌ نروید آنانکه‌ طلب‌کارخدایید، به‌ خود آیید که‌ بیرون‌ ز شما نیست‌ خودآیید .

عشق‌ مخلوق‌ به‌ مخلوق‌، انسان‌ را هدایت‌ نمی‌کند مگر در مواقعی‌ که‌ آن‌ مربوط‌ به‌ بحث‌ نیمه‌ها گردد و عشق‌ مخلوق‌ به‌معبود هدایت‌ کننده‌ است‌ و این‌ عشق‌ حقیقی‌ بوده‌ و انسان‌ را به‌ اصلش‌ متصل‌ می‌سازد و مانند عارضی‌ است‌ که‌ دردرونش‌ می‌خروشد و در رسیدن‌ به‌ خدا به‌ مانند پروانه‌ایی‌ است‌ که‌ از آتش‌ عشق‌ نمی‌ترسد و به‌ آن‌ نزدیک‌ می‌شود.و..

 

 

 (**کلمه عشق برگرفته شداز نوعی گیاه است بنام عشقه.(عشقه گیاهی است که دور گیاهان دیگررویشد میکند وازرشد انها جلو گیری می نماید.) رنگ گیاه عشقه زرد کمی صورتی ودربعضی مواقع ویا مناتق مختلف جقرافیایی متمایل به رنگ زرد می باشد. )

 

 

 

 

ادامه مطلب

شماره کارت
6395991145733515
شماره حساب
010340500842126
شماره شبا ملی
IR580520000010340500842126
بنام آقای محمد صادقی Mohammad Sadeghi