چگونه با پدرت آشنا شدم از مونا زارع کدمحصول : product_2639

____1716735389
وضعیت محصول :
قابل تهیه
110,000 ریال قیــمت محصول :
Out of stock
وزن محــــصول :
500 g
in stock
+

مشخصات

چشمه
مونا زارع
رقعی
9786002298447

توضیحات این محصول

کتاب چگونه با پدرت آشنا شدم از انتشارات چشمه به نویسندگی مونا زارع در بانک کتاب ایرانیان عرضه شده است, برای خرید کتاب نشر چشمه همین الان خرید آنلاین داشته باشید.

کتاب چگونه با پدرت آشنا شدم مجموعه داستان طنزی است که به صورت نامه نوشته شده است، قهرمان داستان در این نامه ها ماجرای آشنایی با شوهرش را برای دخترش می نویسد.

از همان عروسیِ دیشب؛ دقیقا همان وقت که همه مردها دم در سالن عروسی منتظر خانم‌ها ایستاده بودند و سرشان غر می‌زدند، دقیقا همان موقع که کسی نبود برایم قیافه بگیرد و عروسی را کوفتم کند و بچه را بیندازد روی دوشم و من با کفش پاشنه ده سانتی‌ شلق‌وشلوق، بچه‌ی تا نصفه‌تنبان خیس شده را خرکش کنم و با مژه‌ی مصنوعی نصفه‌ونیمه اشکم را دربیاورد که نمی‌رویم دنبال #عروسی، چون خسته است؛ دقیقا همان موقع، در اوج آزادی دلم شوهر خواست. جای گند زدن‌های پدرت در زندگی مجردی‌ام خالی بود و من آن روز صبح، راس ساعت ۷، بعد از معاینه‌های #پزشکی که روی خودم انجام دادم تصمیم گرفتم چایش را پُر کنم.

وقتی  معلم خصوصی‌ات شوهرت باشد در واقع یک تیر زده‌ای با دو نشان. شوهر یک چیز خصوصی است، مثل مسواک آدم. معلم خصوصی هم که اسمش رویش است. خصوصی است درست مثل همان مسواک. آدمیزاد هم که یک مسواک بیشتر نمی‌خواهد پس چه بهتر دوتایشان را یکی می‌کردم. وسط یک خواب عمیق، درست وقتیکه یکی از چشم‌هایم از شدت قی به زور باز میشد، فهمیدم شوهرم همان معلم خصوصی پیانویم است.همان پسر لاغر اتو کشیده ای که انگشتان کشیده دارد و وقتی پیانو زدنش اوج میگیرد دکمه جلیقه زرشکی اش را باز می‌کند.

«چگونه با پدرت آشنا شدم» مجموعه داستان طنزی است که به صورت نامه نوشته شده. قهرمان داستان در این نامه‌ها ماجرای آشنایی با شوهرش را با زبانی طنازانه و شیرین برای دخترش نقل می‌کند؛ «دخترم؛ ۷صبح یک روز جمعه،ممکن است آدم‌ها تصمیم های مختلفی بگیرند. بعضی‌ها تصمیم می‌گیرند لاغر شوند، بعضی‌ها چمدان‌هایشان را برای سفر می‌بندند، بعضی‌ها یک رابطه را تمام کنند، بعضی‌ها تصمیم می‌گیرند خودشان را از پشت بام پرت کنند و تمام! اما من، هفت صبح یک روز جمعه دلم شوهر خواست.به سادگی بقیه تصمیم‌های صبح جمعه با این تفاوت که ماجرای آشنایی با پدرت از همین صبح شروع شد…» داستان‌های این کتاب ابتدا به صورت ستون هفتگی طنز در روزنامهشهروند منتشر می‌شد و توانسته بود مخاطبان زیادی را با خود همراه کند. مونا زارع این داستان‌ها را بازنویسی کرده و با یک پایان‌بندی متفاوت، کتاب را به اثری مستقل تبدیل کرده که بازخوانی آن برای خوانندگان پیشین نیز، همچنان جذاب خواهد بود.

از آن دسته کتاب‌هایی است که می‌شود باهاش بلند بلند خندید. روایت یک دنیای زنانه برای پیدا کردن شوهر که پر است از توصیف‌های شیطنت‌آمیز و فانتزی‌های بامزه و از کتاب‌های طنز خوب این روزهاست که جایشان توی ادبیات ایران خالی است.

نظرات کاربران
تصویر امنیتی
کد امنیتی را در زیر وارد کنید
شماره کارت
6395991169510047
شماره حساب
2785405847312
شماره شبا ملی
IR380520000278540500847312
بنام خانم طاهره زرنوشه فراهانی TAHEREH ZARNOSHEH FARAHANI