۰

هدایای رایگان

کامو در بیگانه می‌کوشد احساس پوچی را به ما نشان دهد. او نمیخواهد ما پوچی را بپذیریم و یا افکارش را به زور در ذهن مخاطب جا کند؛ او فقط می‌نویسد از پوچی. داستان یک روایت است از زندگی شخصی که با جامعه، دوستان و حتی معشوقه‌اش بیگانه است. شاید بهتر است بگویم؛ کامو به دنبال چیستی در نیستی است و سعی ندارد مفهومی را به ما انتقال دهد، بلکه فقط سیر اتفاقات را برایمان می‌گوید. برخلاف کتاب طاعون که بنظرم توضیحات اضافۀ بسیاری دارد، در بیگانه همۀ اتفاقات سریع می‌افتد بدون آنکه بفهمید کی کتاب تمام شده است. کتاب از دید اول شخص نوشته شده است و شخصیت اصلی داستان «مورسو» نام دارد. بیگانه با یک پاراگراف شروع میشود که از لحظۀ اول شما را با یک بی‌تفاوتی ترسناکی روبرو می‌کند:

امروز مادرم مُرد. شاید هم دیروز. نمی‌دانم. از آسایشگاه یک تلگراف دریافت کردم: «مادر فوت شد. خاکسپاری فردا. احترام فائقه.» این معنایی ندارد. شاید دیروز بود.

شخصیت مورسو به گونۀ عجیبی رمزآلود است. چگونه این حجم از بی‌تفاوتی امکان‌پذیر است؟ چه شد که مورسو به پوچی رسید؟ چرا نسبت به اتفاقات به گونه‌ای رفتار میکند که انگار عواطف انسانی ندارد؟
در حالی که همه به این قبیل سوالات رجوع میکنند، اما بنظرم مورسو درک عمیق‌تری از جهان اطرافش دارد. به خوبی می‌داند جهان اطرافش از هیچ، پر است و قرار نیست سرنوشت خاصی داشته باشد یا آن را بسازد. اگر عمیقاً به جهان پیرامون خود نگاه کنیم، به بی هدفی میرسیم. به همین دلیل است که فکر دربارۀ چیستی اساساً با اطلاعات کم و ناقص ما، سرانجامی جز دیوانگی به دنبال ندارد. در تمام مدتی که کتاب را میخوانیم، حس بیگانه بودن با بیگانه را بیشتر لمس میکنیم.

همه چیز حقیقت دارد و هیچ چیز واقعی نیست.

مورسو خود را برای مرگ مادرش که بالاخره روزی سر می‌رسید ناراحت نمیکند چون میداند بالاخره روزی مرگ فرا میرسید. نمیشود که مرگ را برای همیشه به تاخیر انداخت، میشود؟ او ازدواج برایش بی‌اهمیت است. آنگونه که اکثر افراد مفهوم ازدواج را برای خود هجی میکنند، ازدواج کردن یا نکردن مسئله او نیست. عشق برایش بی معنی است و حتی وقتی ماری از او میپرسد دلش میخواهد باهم ازدواج کنند، مورسو با بی‌تفاوتی میگوید براش فرقی نمیکند و اگر ماری این را میخواهد انجام خواهد داد. پیشنهاد عوض کردن مکان شغل و مهاجرت به پاریس نیز برایش هیجان انگیز نیست. زندگی در نظر او، پوچ است و مجبور به اجرای نقش در صحنۀ روزمرگی‌های پایان ناپذیر. بی تفاوتی در تک تک کلامش موج میزند. شخصیت درونگرا و بیش از حد منطقی مورسو نگران کننده‌ است. خواه معشوقه‌اش باشد که روز بعد از خاک سپاری مادرش با هم به سینما میروند و فیلم کمدی میبینند و رابطه‌ای را آغاز میکنند، خواه کشتن یک عرب به دلیل گرمی بیش از حد هوا! او از کشتن مرد عرب ناراحت است اما پشیمان خیر. درک او و تفکراتش از عهدۀ جامعه و اطرافیانش برنمی‌آید چون او متفاوت است و او را نمی‌فهمند. فاصلۀ اولیه میان او و جامعه شاید اوایل مورد توجه نبوده است، اما پیشرفت در دور بودن و منزوی شدن، او را از جامعه طرد کرده بود.

اما سوال اصلی اینجاست! مورسو همه چیز برایش بی اهمیت بود. چه چیز او را وادار به ادامۀ زندگی میکرد؟

ادامه مطلب

کتاب خودت باش دختر، کتابی است از ریچل هالیس که برای زنان و دختران نوشته شده است و در کتابخوری امروز به آن می‌پردازیم. این کتاب، خوانندگان را تشویق می‌کند که از باورهای محدود و بسته‌ی خود فراتر بروند و دیدگاه قدرتمندتری را بپذیرند که بواسطه‌ی آن، مسئولیت زندگی خود را قبول کرده و بتوانند آنرا تغییر دهند.
همه‌ی ما، با یک‌مُشت دروغ و باورهای نادرست، زندگیِ خود را ساخته‌ایم؛ دروغ‌هایی مثل اینکه توانایی انجام بعضی کارهای غیرممکن را نداریم. به خودتان بیایید، بیدار شوید و با واقعیت‌های زندگی روبرو شوید، که شما مسئول زندگی‌تان هستید و می‌توانید هر کاری که می‌خواهید را انجام دهید.
فراموش نکنید، رفتار دیگران با شما، همانطوری خواهد بود که، به آن‌ها اجازه می‌دهید: محترم یا حقیر.
معرفی کتاب خودت باش دختر
کتاب خودت باش دختر
ریچل هالیس و کتابش صورتت را بشور دختر

ریچل هالیس، سخنران انگیزشی، وبلاگ‌نویس و نویسنده‌ی آمریکایی است. او سال 1362 خورشیدی در ایالت کالیفرنیا متولد شد. اواخر سال 1396 خورشیدی، کتاب تأمل‌برانگیز او با عنوان «خودت باش دختر» بیش از 4 ماه، در فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز قرار گرفت و توانست در لیست پرفروش‌ترین کتاب‌های آمازون نیز، قرار بگیرد. ریچل، بنیانگذار و مدیرعامل شرکت Chic Media است که در زمینه‌ی مسائل حقوقی زنان، فعالیت می‌کند. کتاب خودت باش دختر برای بانوانی نوشته شده که می‌خواهند زندگی خود را تغییر داده و اعتماد به نفس خود را افزایش دهند. کسانی که دوست دارند لایق احترام و محبت باشند حتما این کتاب باارزش را بخوانند.
انتخاب کنید تا شاد باشید

“ریچل” بر این ایده به شدت تاکید می‌کند که ما باید مسئول زندگی‌مان باشیم و مسئولیت شادی و غم آنرا را به عهده بگیریم. او در مورد مردم صحبت می‌کند که به این‌سو و آن‌سو سفر می‌کنند و به دنبال تغییرات هستند. اما می‌گوید، حرکت کردن، تغییری در انسان ایجاد نمی‌کند، بلکه میزانِ خوشحالی و سپاسگزاری شما است که، در شما تغییر ایجاد خواهد کرد. شما باید همواره خوشحال، سپاسگزار و راضی باشید.
به خود احترام بگذارید، تا به شما احترام بگذارند

“ریچل” داستان اولین نامزدی‌اش را در کتاب کتاب خودت باش دختر، تعریف می‌کند و اینکه چطور به آن مرد، علاقه‌مند شده‌ است، در حالی که آن مرد، همیشه حق به جانب بوده و ریچل را مورد آزار خود قرار می‌داده است.
ریچل می‌گوید: خیلی ساده بودم. واقعا فکر می‌کردم که آن مرد با نیت ازدواج با من، وارد رابطه شده است؛ تا اینکه برایم روشن شد که، رابطه‌ی ما یک‌طرفه شده است.

ریچل ادامه می‌دهد که: بالاخره به خودم آمدم، با آن مرد تماس گرفتم و به او گفتم که دیگر نمی‌خواهم این رابطه ادامه داشته باشد؛ چرا که رفتار او، سزاوار انسان‌هایی مثل خودش بود. به او گفتم که از زندگی من دور شود، سپس گوشی را قطع کردم. اما بعد از این برخورد جدی، چه اتفاقی افتاد؟ آن مرد برگشت و خواهان ادامه‌ی رابطه با من شد؛ اما اینبار “واقعی‌تر…”

پس، بی‌احترامی‌های مکرری که مردم با شما دارند، دلیلش این است که خودتان اجازه داده‌اید؛ اگر همان مرتبه‌ی اولی که آن مرد، با من بدرفتاری کرد، عکس‌العمل مناسبی نشان می‌دادم، مطمئنا این بدرفتاری، دفعات بعدی، دیگر تکرار نمی‌شد.
ریچل معتقد است که اگر قلب شما هم شکسته شد، می‌توانید ساعت‌ها قدم بزنید و به عشقی که به آن، وابسته شده‌اید بیشتر فکر کنید؛ ادامه‌ی رابطه یا تحقیرشدن.

    ریچل در کتاب خودت باش دختر می‌گوید: من شخصا با این مساله مخالف هستم که رشد و بلوغ به معنیِ در آغوش گرفتن آسیب‌پذیری‌های عاطفی است، بلکه رسیدن به رشد و بلوغ، به معنیِ شجاعت‌داشتن برای بازگو کردن آسیبی است که، به ما وارد شده است.

هرگز از رویاهای خود دست نکشید

“ریچل” در مورد تمایل برخی از زنان، برای کوچک‌کردن خودشان صحبت می‌کند و اینکه هیچ بلندپروازی برای موفقیت‌های بزرگ، در ذهن‌شان نقش نبسته است.
او می‌گوید: خداوند شما را، به این شکلی که هستید، خلق نکره است؛ بلکه به شما استعدادهای ویژه‌ای داده است تا بتوانید دنیا را تغییر دهید.
اگر شغل خاصی را دوست دارید، به طرف آن بروید و آنرا تجربه کنید. مسئولیت‌های یک زن، صرفا به کنترل خانواده خلاصه نمی‌شود. حفاظت و نگهداری از خانواده، مسئولیت طرفین یک زندگیِ مشترک است.
ریچل در کتاب خودت باش دختر می‌گوید: چیزی که به او کمک کرد، “مقابله با توهین” بود، اما نه به معنای بی‌ادبیِ متقابل؛ بلکه به این معنا که نباید انتظار داشته باشم، همه‌ی افراد تمام کارهایم را تائید کنند و گاها پیش می‌آید که همه، از کاری که انجام داده‌ام، رضایت نداشته باشند.
به خودت دروغ نگو دختر

لیست زیر، همه‌ی دروغ‌هایی است که ریچل توصیه می‌کند از آن‌ها فاصله بگیرید:

    فردا شروع می‌کنم
    من به اندازه کافی خوب نیستم
    از تو بهترم
    عشق به او، برای من کافی است
    من نمی‌دانم چطور یک مادر باشم
    من یک مادر خوب نیستم
    من نیاز دارم که خودم را کوچک‌تر از بقیه ببینم
    هرگز از این گذشته، خلاص نخواهم شد
    نمی‌توانم حقیقت را بگویم
    من به یک قهرمان نیاز دارم

بهترین ترجمه کتاب خودت باش دختر
بهترین ترجمه کتاب خودت باش دختر
نشر کوله‌پشتی کتاب خودت باش دختر را با اجازه ناشر (حق کپی رایت) در ایران منتشر کرده است

نشر کوله‌پشتی این کتاب را با اجازه ناشر اصلی و با ترجمه خوب هدیه جامعی منتشر کرده است. با توجه به رعایت حق کپی‌رایت، حتما این کتاب را از نشر کوله پشتی بخرید.
حرف اصلی کتاب خودت باش دختر

دختر، خودت باش…
“ریچل ” می‌گوید که پیام اصلی “کتاب خودت باش دختر” این است که همه‌ی ما مسئول زندگی خود هستیم و اینکه چه اتفاقی در زندگی ما می‌افتد. برای خودتان احترام قائل باشید؛ چرا که دیگران، همان‌گونه با شما رفتار خواهند کرد که شما با خودتان رفتار می‌کنید.
بیائید از همین فردا شروع کنیم تا بهترینِ خودمان باشیم؛ محترم و دوست‌داشتنی…

ادامه مطلب

موسسه ی بانک کتاب ایرانیان بهترین و کاملترین مرکز دانلود و تهیه کتاب و محصولات فرهنگی است.
هم اکنون بیش از صدها فایل pdf و word از (کتب درسی , کنکورهای سالهای گذشته ,کتب کمک اموزشی, کتابها و جزوه های امتحانی, دانشگاهی در تمام رشته ها و تمام مقاطع, کتابهای موسیقی, شعر, رمانهای ایرانی و خارجی, روانشناسی و موفقیت) و بسیاری از کتابهای مفید وسودمند که به صورت رایگان در اختیار کاربران محترم سایت بانک کتاب ایرانیان قرار گرفته شده است.
لازم به ذکر است تمامی این کتابها با مجوز از ناشرین و صاحب امتیازان عزیز در سایت قرار دارد و محتوی این اثار مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.
هموطن عزیز لطفا موسسه ی بانک کتاب ایرانیان را به دوستان و کسانی که به کتاب و کتابخوانی علاقه دارند معرفی کنید تا در این امر فرهنگی سهیم باشید.هدف ما ارتقا سطح دانش و سرانه مطالعه در کشور عزیزمان است.
جهت دسترسی به فایل پی دی اف کتابها به قسمت دانلود رایگان مراجعه کنید.


 

ادامه مطلب


خلاصه کتاب اثر مرکب؛ دارن هاروی
  
فصل اول: اثر مرکب در عمل:
دارن هاردی می‌گوید: اگر به من زمان کافی بدهند، هرکسی را در هر زمانی و در هر رقابتی شکست می‌دهم، نه به این دلیل که باهوش‌تر یا خلاق‌تر هستم. ایجاد عادت مثبت، ثبات و پایداری در جهت رسیدن به آن هدف رمز موفقیت است.
اصلا اهمیت ندارد جقدر باهوش باشید، باید نداشتن تجربه، مهارت، هوش یا توانایی ذاتی را با تلاش زیاد، سخت کوشی و نظم جبران کنید تا بر هر مسئله‌ای و هرکسی پیروز شوید. وقتی سه یا چهار برابر سایر رقبا فعالیت می‌کنید دیگر هیچ رقیبی شکست ناپذیر نیست.
باید به موفقیت معتاد شد. با برنامه‌ریزی دقیق، منظم و بدون خلل این کار شدنی است.
اثر مرکب، اصل به دست آوردن پاداش‌های بزرگ از طریق مجموعه‌ای از انتخاب کوچک و هوشمندانه است. قدرت خارق العاده اثر مرکب به همین سادگی است. آن‌هایی که اثر مرکب را به نفع خودشان به کار می‌گیرند در مقایسه با همتایان‌شان که اجازه می‌دهند اثر مرکب علیه‌شان عمل کند، تفاوت‌هایی باور نکردنی دارند.
تنها راه رسیدن به موفقیت از طریق انجام پیوسته کارهای معمولی، غیر جذاب و بعضی وقت‌ها نظم و ترتیب‌های سخت روزانه است که در طول زمان مرکب شده‌اند.
فصل دوم: انتخاب‌ها
هر چیزی که در زندگی داریم، نتیجه انتخابی است که قبلا انجام داده‌ایم. موضوع اصلی این نیست که آگاهانه انتخاب بدی می‌‌کنیم، بلکه موضوع این است که بیشتر مواقع ما از روی نا آگاهی بدلایل تربیت خانوادگی، فرهنگ و … انتخاب نادرست میکنم که حتی در موردشان فکر نکرده‌ایم.
چیزی که مهم است این است کمتر باید نگران اتفاق‌های بزرگ باشیم ولی انتخاب‌های کوچکی که هر روز انجام می‌دهیم، مثل خوردن چیپس و پفک یا نگاه کردن تلویزیون روزی دوساعت که بدون فکر کردن انجام می‌دهیم در طولانی مدت بسیار مخرب‌تر از اتفاقات بزرگ بد هستند.
دارن هاردی آموخت: ما مسئولیت ۱۰۰% رابطه را باید قبول کنیم و در قبال آن انتظار دریافت هیچ چیزی را نداشته باشیم. رابطه‌ای که بر مبنای شانس و احتمال بنا شده باشد همیشه در معرض فاجعه و خراب شدن است.
وقتی مسئولیت ۱۰۰%موضوعی بر عهده ماست دیگر بهانه آوردن جایی نخواهد داشت. دیر خوابدن بچه‌ها راه حلی دارد، انجام به موقع تکلیف آن‌ها راه حلی دارد. بدست آوردن دوباره اعتبار از دست رفته هم قطعا راه‌حلی دارد.
اگر اشتباهی انجام دادیم، باید مسئولیت آن را بپذیریم و هزینه آن را بپردازیم. نپرداختن هزینه اشتباه باعث از بین رفتن اشتباه نمی‌‌شود. روز پایان کودکی و شروع بزرگسالی روزی است که مسئولیت کل زندگی را بر عهده می‌گیریم.
شانس نه یک بار بلکه بار‌ها در خانه ما را می‌زند ولی گاهی اصلا صدای درزندن آن را نمی‌شنویم چه به رسد به استفاده از آن. استفاده از شانس به توانایی ما در زمان در زدن شانس دارد. ما باید خود را برای پذیرایی شانس آماده کنیم.
سلاح سری شما این است: ابتدا باید بفهمیم در چه زمینه‌ای می‌خواهیم تغییر کنیم. مثلا پرداخت بدهی، حالا مسیری که می‌خواهیم برویم مشخص است، باید در مسیر هرکاری را که انجام می‌دهیم یادداشت کنیم. هر ریالی که در می‌آوریم و خرج می‌کنیم را باید یادداشت کنیم. حداقل برای ۳۰ روز باید این کار را انجام دهیم. حالا می‌توانیم عملکردمان را بسنجیم. شما نمی‌توانید عملکردی که نمی‌توانید آن را بسنجید  بهبود دهید. حالا شما هوشیارتر هستید و انتخاب‌های بهتری انجام خواهید داد. در مورد هزینه‌ها متوجه می‌شوید بخش زیادی مثلا به خرید چیپس و پفک اختصاص داده شده که برای سلامتی نیز مضر است. آگاهی از این موضوع باعث خواهد شد تغییراتی شگرف انجام شود و این‌ها فقط با بکارگیری یک دفترچه و خودکار بدست آمده است.
مثال: بعد از شرکت در صدها مسابقه و نواختن هزاران ضربه، فرق بین گلف باز برتر و نفر دهم، به طور متوسط فقط ۱٫۹ ضربه است، ولی تفاوت جایزه آن‌ها پنج برابر است.
فصل سوم: عادت‌ها
عادت‌ها مثل یک نهال هستند هر چقدر قدیمی‌تر باشند، درآوردن آن سخت‌تر خواهد بود، وقتی به یک درخت تنومند تبدیل شوند، گاهی حتی به خودمان اجازه نمی‌دهیم به درآوردن آن از ریشه فکر کنیم.
داشتن عادت‌های خوب همانی است که تمایز ایجاد می‌کند. عادت خوب ما را به راحتی و با کمترین مصرف انرژی به منزل مقصود می‌رساند و عادت بد دقیقا ما را به عقب می‌اندازد. گاهی باید زندگی را از روی خلبان خودکار خارج کنیم و عادت جدیدی بسازیم که مفیدتر باشد.
مثال: وقتی لری برد هر روز قبل از رفتن به مدرسه ۵۰۰ پرتاب آزاد انجام می‌داد، با چنین نظمی بعدها او خیلی از با استعدادترین آدم‌ها را در زمین بسکتبال شکست می‌داد.
با فرار از دام خوشنودی آنی شروع کنید.
نیاز ما به داشتن خوشنودی آنی، می‌تواند ما را به انفعالی‌ترین و بی فکرترین موجود جهان تبدیل کند. در واقع انگار عادت بد در همین لحظه هیچ عواقب بدی ندارد و عادت خوب هیچ پاداش لحظه‌ای.
با عادت منفی در همان لحظه چاق نمی‌شوید، حمله قلبی نمی‌کنید، در خطر اخراج قرار نمی‌گیرید ولی معنی‌اش این نیست که اثر مرکب را فعال نکرده‌اید.
جادوی‌تان را پیدا کنید؛ نیروی چرایی‌تان را.
بارها و بارها تصمیماتی می‌گیریم و رهایش می‌کنیم، دلیل اصلی شاید این باشد برایش چرایی واضحی نداریم. وقتی چرایی قوی باشد از پس هر کاری برمیآییم. قدرت اراده با نیروی چرایی جادو می‌کند. نداشتن چرایی باعث خواهد شد؛ قدرت اراده نیز کاری از دستش برنیاید. نیروی چرایی قوی چگونگی انجام آن را نیز به دنبال خواهد داشت.
مثال: یک تخته با عرض ۲۰ سانت را روی زمین می‌گذاریم اگر از شما بخواهیم در ازاء دریافت ۱۰۰ هزار تومان روی آن راه بروید، این کار را انجام خواهید داد. حالا اگر این تخته بین دو آسمان خراش باشد حتی به گذشتن از آن فکر نمی‌کنید در حالت دوم خطر آن ارزش ۱۰۰ هزار تومان را ندارد. حالا اگر در طرف دیگر آسمان خراش فرزند شما در محاصره آتش باشد، دیگر برای چرایی انجام آن به صد هزار تومان نیازی ندارید.
موضوع مهم این است معمولا دلایل مادی نمی‌توانند واقعن قلب، روح و جرات‌تان را برای مبارزه به کار بگیرند. آن اشتیاق باید از جایی عمیق‌تر بیاید.
انگیزه‌های منفی نیز همان نیروی قوی برای انجام سخت‌ترین کارها را دارند. وقتی کسی به دلیل جثه ضعیف تحقیر می‌شود و رنج سال‌ها تمرین سخت را به جان می‌خرد همانقدر انگیزه دارد که مادر ترزا برای کمک به بچه‌های فقیر داشت.
هرآنچه شما به وضوح می‌بینید و با اشتیاق آرزو می‌کنیدو خالصانه به آن اعتقاد دارید هیچ چاره‌ای جز اتفاق افتادن ندارد.
مغز ما برای بقا نیاز دارد تا ۹۹٫۹% از اطلاعات شنیداری و دیداری را فیلتر کند. برای اینکه از مغز بخواهیم در راستای اهداف ما شروع به کار کند. باید یک هدف مکتوب برای تمرکز به آن بدهیم. هدفی که روی کاغذ نوشته نشده باشد صرفا یک خیال واهی است.
حالا مجددا باید یادداشت برداری کارهای روزانه را انجام دهیم تا بفهمیم برای رسیدن به آن خواسته باید چه کار کنیم و چه آدم بزرگی شویم.
مثال: یک تاجر موفق با یاداشت بردای متوجه شد روزانه ۳٫۵ تا ۴ ساعت از وقت گران‌بهایش صرف خواندن و یا شنیدن اخبار می‌شود. حالا با لغو اشتراک روزنامه، خاموش کردن رادیو و تلویزیون و اشتراک RSS در خبرنامه‌هایی که بدرد کارش می‌خورد. فقط نیم ساعت از وقتش به خواندن اخبار اختصاص می‌یافت.
پنج استراتژی برای ریشه کن کردن عادت:
۱-    کشف محرک‌ها: پشت هر عادت بدی چهار سوال بزرگ نهفته است. چه کسی، چه چیزی، چه وقتی و چه جایی
۱)    آیا عادت بد شما وقتی کنار کسی هستید بیشتر اتفاق می‌افتد(مثل خوردن چیپس و پنیر با یک از دوستان)
۲)    آیا در روز زمان خاصی آن عادت بد را بیشتر انجام می‌دهید(مثل ساعت ۴ بعداز ظهر)
۳)    چه احساساتی و هیجاناتی باعث می‌شوند آن عادت بد را انجام دهید(مثل موقعی که خسته هستید)
۴)    چه مکان‌هایی و یا موقعیتی باعث می‌شود شما بیشتر آن عادت بد را انجام دهید(مثل موقعی که در مغازه دوستتان هستید)
دفترچه‌تان را بردارید و دوباره یادداشت کنید و به چهار سوال فوق جواب دهید.
۲-    پاکسازی خانه: حالا باید هر چیزی که باعث می‌شود آن عادت بد را انجام دهیم پاکسازی کنیم.
۳-    جایگزین کردن: عادتی را جایگزین عادت قبل کنید که ضرر کمتری دارد و یا مفید است. مثلا اگر عادت به خودرن شیرینی بعد از غذا دارید. می‌توانید یک شکلات کم کالری را جایگزین کنید.
۴-    آرام شروع کنید: اگر عادتی قدیمی دارید، شاید بهتر باشد به آرامی شروع به تغییر آن کنید.
۵-    یا بپرید: برای برخی شاید تصمیم ناگهانی برای ترک یک عادت بهتر باشد. مثل ترک سیگار یکهویی
شما باید ببینید کدام برایتان بهتر است ولی به عنوان یک پیشنهاد عادت بد در خانه را به آرامی و عادت بد در زندگی حرفه‌ای را با یک شیرجه بزرگ ترک کنید.
مهمترین موضوع در مورد عادات بد اینست که ببینیم رئیس عادت است یا ما. اگر گاهی چیپس میخوریم ولی میتوانیم هر موقع نخواستیم نخوریم رئیس ما هستیم.
شش استراتژی برای ایجاد عادت‌های خوب
۱-    خودتان را برای موفقیت آماده نگه دارید: هر عادت جدیدی باید زندگی و شیوه‌ی زندگی‌تان مطابق باشد. مثلا رفتن به یک باشگاه دور از خانه حصول نتیجه را سخت خواهد کرد.
۲-    به اضافه کردن فکر کنید، نه کم کردن: باید روی کارهایی که می‌خواهیم انجام دهیم تمرکز کنیم. مثلا تمرکز کنیم مطالعه کتاب را بجای تلویزیون دیدن، باشگاه رفتن را به جای فست فود خوردن انتخاب کنیم. حالا با افزودن می‌توانیم عادت بد را حذف کنیم بدون اینکه احساس بدی داشته باشیم.
۳-    کارهای‌تان را به دیگران بگویید: اجرای یک نمایش عمومی از مسئولیت پذیری: به خانواده‌تان بگویید. بگذارید دوستان‌تان بدانند. روی فیس بوک و توییتر بنویسید. بگویید تغییر کرده‌اید و از این به بعد شما رییس خودتان هستید.
۴-    یک همراه موفقیت پیدا کنید: داشتن یک همراه انگیزهای بیشتری برای تغییر به ما می‌دهد.
۵-    رقابت و رفاقت: ایجاد یک رقابت دوستانه برای آموزش بسیار کمک می‌کنید تا همگی سعی در افزایش فعالیت داشته باشند.
۶-    جشن بگیرید: شما باید جوایزی هر چند کوچک پیدا کنید که هر ماه، هر هفته یا هر روز به خودتان بدهید.
فصل چهارم: تکانش
اینرسی به ما می‌گوید هر کسی یا چیزی می‌خواهد حالت خودش را حفظ کند و بدون تغییر باشد. این وظیفه ناخودآگاه است که برای حفظ بقای ما با به کار بردن حداقل انرژی کوشش کند.
وقتی عوارضی قم را رد میکنیم با دور موتور ۳ یا ۴ هزار دور با دنده یک شروع می‌کنیم بعد از مدتی با همان دور موتور به حداکثر سرعت مجاز یعنی ۱۲۰ کیلومتر در ساعت می‌رسیم. حالا اگر بخواهیم به سرعت ۱۴۰ برسیم با کمی گاز بیشتر به آن خواهیم رسید.
چگونه یک تکانش ایجاد کنیم:
۱-    انتخاب‌ها و تصمیم‌های جدید بر اساس اهداف و ارزش‌های اصلی‌تان
۲-    به کار بستن آن انتخاب‌ها از طریق رفتارهای مثبت و سازنده
۳-    تکرار کافی آن اقدامات و اعمال مثبت برای بوجود آمدن عادت‌های جدید
۴-    تبدیل رویه‌ها و ریتم‌های رفتاری به کارهای منظم روزانه
۵-    ثابت قدم ماندن و پایدار ماندن برای یک دوره به اندازه طولانی
حالا منتظر یک تکانش بزرگ باشید که بزودی به سراغتان می‌آید.
ایجاد رویه قبل و بعد از رسیدن به تکانش دلیل موفقیت بسیاری از شرکت‌ها و افراد موفق بوده است. یک رویه عملی است که هر روز انجامش می‌دهیم، طوری مثل مسواک زدن و بستن کمربند ایمنی، آن را به طور ناخودآگاه انجام میدهیم.
ایجاد یک رویه منظم مثل مطالعه روزانه، نگاه کردن به اهداف، ورزش باعث خواهد شد جادوی اثر مرکب کار خودش را انجام دهد. باید مواظب باشیم اثر مرکب را در جهت کمک به خود فعال کنیم. وقتی یک رویه در کار و زندگی ما جا افتاد. باعث خواهد شد غیر از انجام آن به آرامش نرسیم.
یک رویه روزانه که بر اساس عادت‌های خوب و کارهای منظم بنا شده است، چیزی است که موفق‌ترین افراد را از بقیه جدا می‌کند. رویه‌ها فوق العاده قدرتمند هستند.
رویه‌هایتان را بررسی کنید، اگر کاری قبلا به شما انرژ و انگیزه می‌داده ولی اکنون اینطور نیست و نتایج فوق العاده به بار نمی‌آورد، موقع تغییرش فرا رسیده است.
پیشنهاد: هر هفته روابط خانوادگی را بررسی کنید، از تمام افراد خانواده بخواهید به شما از ۱ تا ۱۰ نمره بدهند و اگر نمره کمتر از ۱۰ گرفتید بپرسید چگونه می‌توانید ۱۰ بگیرد. این کار شما را به یک تکانش بی‌نظیر در روابط خانوادگی می‌رساند.
گاهی در اثر جو گرفتگی تصمیم می‌گیریم هفته ۷ روز و روزی ۳ ساعت شنا کنیم. از آنجا که قرار نیست یک شناگر ماهر شویم؛ بعد از مدتی انگیزه ادامه دادن را از دست می‌دهیم. باید یک رویه ایجاد کنیم که بتوانیم ۵۰ سال آن را ادامه دهیم. اگر فعلا جو زده هستیم با همان جو جلو برویم ولی سعی کنیم زمان تعدیل رویه را از همان اول مشخص کنیم.
فصل پنجم: تاثیرات
سه نوع تاثیرات:
۱-    ورودی‌ها(چیزهایی که مغزتان را با آن پر می‌کنید)
۲-    ارتباط ها(کسانی که با آن‌ها در ارتباط هستید)
۳-    محیط(اطرافتان)
۱-    ورودی ها بسیار مهم هستند، اگر ورودی بد باشد، خروجی هم بد می‌شود. غذای سالم، اخبار سالم، آب سالم مواد ورودی اولیه هستند. روی ورودی‌های غذایی بیشتر تاثیر داریم. ولی چون مغز برای لذت بردن طراحی نشده بلکه برای بقا طراحی شده، به همین علت بیشتر مراقب خبرها و خطرات احتمالی است به همین خاطر بیشتر به آن‌ها توجه می‌کند. رسانه‌ها هم برای همین پر از اخبار جنگ و کشتار و خرابکاری هستند و کمتر خبرهای خوب پخش می‌کنند.
ماچیزی می‌شویم که در مورد آن فکر می‌کنیم و ما در چه موردی فکر می‌کنیم، به خوراکی که به مغزمان می‌دهیم. برای اینکه ورودی خوب داشته باشیم:
–    مراقب باشیم: اخبار، حوادث، سایت‌های خبری و دیگران. رژیم رسانه‌ای بگیریم
–    ثبت نام در دانشگاه زمان رانندگی
۲-    پنج نفر دور و اطراف شما تعیین می‌کنند شما چه کسی یا چه چیزی می‌شوید.  شما نمی‌توانید با افراد منفی وقت بگذرانید و انتظار داشته باشید زندگی مثبتی داشته باشید. راه حل:

    قطع کردن روابطی که آسیب رسان هستند
    محدود کردن روابطی که زمان بیشتر از لزوم از ما می‌گیرند
    توسعه روابط با کسانی که می‌خواهیم مثل آن‌ها شویم(افراد و مربی‌هایی که دوستشان داریم).

۳-    محیط: تغییر محیط چشم انداز شما را تغییر می‌دهد. تمرکز روی چیز‌هایی که می‌خواهیم مثل خانه ایده‌آل، ماشین ایده‌آل، درآمد ایده آل باعث می‌شود ظرفیت ما بیشتر شود. یادمان باشد هر چیزی که در زندگی تحمل کنیم همان را بدست می آوریم، تحمل بی احترامی برای ما بی احترامی بدنبال خواهد آورد.
فصل ششم: شتاب بخشی
وقتی از رقبا پیش گرفتید و آن‌ها هیچ عکس العملی نشان نداده‌اند شما متوجه می‌شوید آن‌ها از نفس افتاده اند. تلاش اضافی وقتی کاملا از نفس افتاده‌ایم پیروزی را خلق می‌کنند.
وقتی بفهمیم نقطه محدودیت یک فرصت است نه تهدید آنوقت آن را دوست خواهیم داشت و می‌فهمیم اینجا جایی است که دیگران از نفس خواهند افتاد.
جیم ران می‌گوید: آرزو نکنید آسان تر بود، آرزو کنید شما بهتر بودید.
باید سعی کنیم فراتر از انتظارات ظاهر شویم، اگر بتوانیم این کار را انجام دهیم، نتیجه کمی بهتر نخواهد بود، جایزه ممکن است چند برابر شود. چند حرکت بیشتر ورزشی وقتی فکر می‌کنیم دیگر رمقی نمانده یعنی نقطه محدودیت را رد کرده‌ایم و این یعنی در دراز مدت یک ورزشکار برتر هستیم تا یک ورزشکار معمولی.
کار غیر منتظره در تجارت هم سود بخش است، در جامعه‌ای که پر است از صداهای تبلیغات، باعث می‌شود که صدای ما شنیده شود. ایدهای که با “وای” مشتری شروع شود همانی است که شما را به اوج موفقیت در میان رقبا می‌رساند.

ادامه مطلب

شاه سیاه پوشان

هوشنگ گلشیری

این کتاب هدیه ای برای شما علاقمندان به مطالعه و کتابخوانی می باشد.

 

 

 

 

 

 

برای دسترسی به این هدیه،مشخصات خود را در فرم پایین وارد نموده و دکمه ثبت را بزنید. شما به صفحه دریافت هدیه هدایت خواهید شد.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
تلفن همراه
استان

ادامه مطلب

شماره کارت
6219861030390552
شماره حساب
۸۰۲۸۰۰۴۱۰۹۶۴۲۱
شماره شبا ملی
IR190560080280004109642001
بنام آقای محمد صادقی Mohammad Sadeghi