سبد خرید: 0 آیتم ها
مجموع : تماس بگیرید
در حال حاضر سبد خرید شما خالی می باشد
محصول به روز رسانی
تسویه حساب

مدیریت سایت


می‌توانی روی خاطره‌ها سرپوش بگذاری، یا چه می‌دانم، سرکوب‌شان کنی. ولی نمی‌توانی تاریخی را که این خاطرات را شکل داده پاک کنی. هر چی باشد، این یادت بماند. تاریخ را نه می شود پاک کرد نه عوض. مثل این است که بخواهی خودت را نابود کنی!

سوکورو تازاکی بی رنگ و سال های زیارتش
هاروکی موراکامی
امیر مهدی حقیقت
 نشر چشمه
بانک کتاب ایرانیان


دفتر یادداشت ها را بر می دارم. ورق می زنم. به یادداشتی بر می خورم که خاطره ای ست از هفده سالگی در ده باباکندی. برادرم در اداره ی بهداشت آن جا کار می کرد و من گاه به او سر می زدم. در یادداشتم نوشته ام که بالای تپه ای نشسته ام و داستانی از چنگیز آیتماتوف را تازه تمام کرده ام. جای خالی عشقی که تازه از آن رها شده ام چون دندانی که ساعتی پیش کشیده باشی زق زق می کند. در یادداشتم جمله ای ست که شاید آن روزها برایم خیلی جدی بود، اما الان مرا به خنده می اندازد: برایم مهم نیست او رفته است و دیگر سراغی از من نمی گیرد. مهم این است که عشقی را که آن قدر به آن نیاز داشتم با خودش برده است. من احتیاجی به خود او نداشتم. عشق او را می خواستم تا زندگی ام را پر کند و به آن معنی ببخشد. او کالای پر بهایی را به یغما برده است.


 
پشت درخت توت
احمد پوری
نیماژ
بانک کتاب ایرانیان



زمستان بود. جان می‌کندم در نیویورک نویسنده شوم، سه یا چهار روز بود لب به غذا نزده بودم.
فرصتی پیش آمد تا بالاخره بگویم: "می خوام مقدار زیادی ذرت بو داده بخورم و خدای من، مدت‌ها بود غذایی این همه به دهانم مزه نکرده بود"
هر تکه از آن و هر دانه مثل یک قطعه استیک بود. آن‌ها را می جویدم و راست می‌افتاد توی معده‌ام.
معده‌ام می‌گفت: "متشکرم، متشکرم".
مثل آنکه توی بهشت باشم همینطور قدم می زدم که سر و کله دو نفر پیدا شد، یکیشان به آن یکی گفت: "خدای بزرگ"
طرف مقابل پرسید: "چه شده؟"
اولی گفت: "آن یارو را دیدی که ذرت می‌خورد؟ وحشتناک بود!"
بعد از آن حرف، دیگر از خوردن ذرت ها لذت نبردم.
به خودم گفتم: منظورش از وحشتناک چه بود؟ من که توی بهشت سیر می‌کنم!
گاهی به همین راحتی با یه کلمه، یه جمله، یه حالت چهره می تونیم مردم رو از بهشت خودشون بکشونیم بیرون و این واقعا بی رحمانه ترین کاره!
سرمونو می‌کنیم تو زندگی ِیکی که اصلا به ما مربوط نیست،کاری با ما نداره و ازمون چیزی نپرسیده، نخواسته و... دهنمونو باز می‌کنیم و از بهشت شخصیش می‌رونیمش!


چقدر خوب است که برای تاسف خوردن به حال خودمان نیز زمان مشخص و محدودی درنظر بگیریم!
چند دقیقه اشک بریزیم و بعد به استقبال روزی برویم که در پیش رو داریم.
همه می دانند که روزی می میرند، اما کسی این را باور نمی کند، اگر باور می کردیم، رفتارمان را تغییر می دادیم.
چه بسیار آدم ها، که زندگی بی ارزشی دارند. حتی زمانی که به زعم خود، مشغول کارهای با اهمیت اند، نیمه خواب به نظر می آیند. به خاطر این که دنبال چیزهای نادرست هستند. راه معنا دادن به زندگی این است که خود را وقف دوست داشتن دیگران کنی، خود را وقف جامعه پیرامونت کنی، و خود را وقف ایجاد چیزی کنی که به زندگی ات معنا و مفهوم ببخشد.
سه شنبه ها با موری
میچ آلبوم
مهدی قراچه داغی
نشر البرز
بانک کتاب ایرانیان


برویم یک خانه‌ی چوبی کنار رودخانه بسازیم. آنجا که جنگل و دریا با هم کنار میآیند. با چوب‌های خشک یک کتابخانه کوچک بسازیم. می‌توانیم همه‌ی کتاب‌هایی که دوست می‌داریم را داشته باشیم و یک تخت چوبی.
ما هرگز آنقدر خسته نخواهیم‌شد. شب‌ها بیدار می‌نشینی و من با تو از سنگفرش‌های کوچه‌های تنگ، از گلاب جاری زمستان‌ها و از نسیم بهارنارنج‌های شهری که سال‌ها ساکن آن بودیم سخن خواهم گفت.


کتاب بار دیگر شهری که دوست میداشتم
نویسنده نادر ابراهیمی
بانک کتاب ایرانیان


ما هميشه مي كوشيم براي توجيه خودمان از گيتي پيروي كنيم .
گمان مي كنيم هر چه آدم ها با ما هم عقيده باشند، آن عقيده واقعيت مي يابد!
اما اصلا اين طور نيست.
از ميان تمامي راه هايي كه براي آسيب رساندن به خودمان يافته ايم ، بدترين آنها راه عشق است .
همواره رنج ميبريم كه كسي ما را دوست ندارد.
يا كسي ما را ترك كرده يا كسي نميخواهد ما را ترك كند!
اگر تنهاييم، به خاطر اين است كه كسي ما را نميخواهد!
اگر ازدواج كرده ايم ، زندگي زناشويي را به بردگي تبديل ميكنيم!
چقدر وحشتناك است...

خاطرات يك مغ 
پائولو كوئليو
آرش حجازی 
بانک کتاب ایرانیان






در دنیا هیچ چیز پایدار نیست و اگر انسان توقعِ بقای چیزی را داشته باشد، احمق است.
اما اگر از آنچه که برای مدتِ کوتاهی دارد لذت نبرد ، از آن هم احمق‌تر است.


عنوان: لبه تیغ
نویسنده : سامرست موام
مترجم: شهرزاد بیات موحد
ناشر: ماهی
بانک کتاب ایرانیان



در این دنیا، آدم نمی‌تواند انتخاب کند که به او آسیب رسانده بشود یا نه، ولی تاحدودی می‌تواند این انتخاب را بکند که چه‌کسی این آسیب را به او بزند. من از انتخابم راضی‌ام. امیدوارم او هم از انتخابش راضی باشد.

نحسی ستاره‌ های بخت ما
جان گرین
آرمان آیت اللهی
آموت (۱۳۹۵)
۳۲۰صفحه
بانک کتاب ایرانیان


برخی چنین أند که بلندی خود را در پستی دیگران می جویند. به هزاران زبان فریاد می زنند که تو نرو تا ایستاده ی من، بر تو پیشی داشته باشد! این گونه آدمها، از آن رو که در نقطه ای جامد شده و مانده اند؛ چشم دیدن هیچ رونده و هیچ راهی را ندارند.


جای خالی سلوچ
محمود دولت آبادی
نشر  چشمه
بانک کتاب ایرانیان


چند سال بعد روزی که فکرش را هم نمی کنیم
توی خیابان با هم روبرو می شویم.
تو از روبرو می آیی. هنوز با همان پرستیژ مخصوص به خودت قدم بر می داری فقط کمی جا افتاده تر شده ای...
قدم هایم آهسته تر می شود...
به یک قدمی ام می رسی و با چشمان نافذت مرا کامل برانداز می کنی!
درد کهنه ای از اعماق قلبم تیر می کشد...
و رعشه ای می اندازد بر استخوان فقراتم.
هنوز بوی عطر فرانسوی ات را کامل استنشاق نکرده ام که از کنارم رد شده ای...
تمام خطوط چهره ات را در یک لحظه کوتاه در ذهنم ثبت می کنم...
می ایستم و برمی گردم و می بینم تو هم ایستاده ای!
می دانم به چه فکر می کنی!
من اما به این فکر می کنم که چقدر دیر ایستاده ای!
چقدر دیر کرده ای!
چقدر دیر ایستاده ام!
چقدر به این ایستادن ها سال ها پیش نیاز داشتم
قدم های سستم را دوباره از سر می گیرم...
تو اما هنوز ایستاده ای...
خداحافظی‌ها ممکن است بسیار ناراحت کننده باشند اما مطمئناً بازگشت‌ها بدترند.
حضور عینی انسان نمی‌تواند با سایه‌ درخشانی که در نبودش ایجاد شده برابری کند!




آدم‌کش کور
مارگارت آتوود
شهین آسایش
نشر ققنوس

گریز از آزادی


در این کتاب پروفسور اریک فروم ، استاد بزرگ روانشناسی اجتماعی به تحلیل و بررسی آزادی می پردازد . در ابتدا تعریفی از آنچه که آزادی می خواند بیان می کند و تفاوت آن را با آنچه که در جامعه به طور عموم آزادی نامیده می شود بیان می دارد . فروم سپش نظریه خود را مطرح می کند و اعلام می کند که انسان به طور ناخودآگاه در حال گریز از آزادی است و تلاش می کند تا نادانسته آزادی خود را محدود کند . فروم پس از آن مکانیزم های گریز انسان از آزادی را بیان می کند و به شرح آنها می پردازد.


گریز از آزادی
 اریک فروم 
عزت الله فولادوند
نشر مروارید 
چاپ 17
بانک کتاب ایرانیان




آدمي که نمي خواند، يا کم مي خواند، يا فقط پرت و پلا مي خواند، بي گمان اختلالي در بيان خواهد داشت. اين آدم بسيار حرف مي زند، اما اندک ميگويد؛ زيرا واژگانش براي بيان آنچه در دل دارد،بسنده نيست.
اما مسئله تنها محدوديت کلامي نيست؛ محدوديت فکر و تخيّل نيز در ميان است. مسئله، مسئله ي فقر تفکّر نيز هست؛ چرا که افکار و مفاهيم - که ما به واسطه ي آن ها به رمز و راز وضعيت خود پي مي بريم - جدا از کلمات وجود ندارند.
ما سخن گفتن درست، پر مغز، سنجيده و زيرکانه را از ادبيات و تنها از ادبيات خوب مي آموزيم...



کسانی که دوستمان دارند از کسانی که از ما متنفرند، ترسناک ترند. مقاومت در برابر آنها دشوار‌تر است، و من کسی را نمیشناسم که بهتر از دوستان بتواند شما را به انجام کاری هدایت کند که درست بر خلاف میل شماست.


دیوانه بازی
کریستین بوبن
پرویز شهدی
نشر چشمه
بانک کتاب ایرانیان


 

گزیده از کتابی خوب
بيگانه
آلبر کامو

اما او "کشیش" ناگهان سرش را بلند کرد و به صورتم خیره شد و گفت:" برای چه همیشه از ملاقات با من خودداری میکنید؟" جواب دادم به خدا اعتقاد ندارم. او خواست بداند آیا از این مطلب مطمئنم. و من گفتم تا به حال آن را با خودم درمیان نگذاشته ام چون این مطلب در نظرم بی اهمیت است. گفت: مردم گاهی گمان میکنند که مطمئن هستند، ولی در حقیقت، این اطمینان در آن ها وجود ندارد، من چیزی نمی گفتم. او به من نگاه کرد و پرسید:" در این باره چه فکر می کنید؟" جواب دادم این مطلب ممکن است.در هر صورت، من شاید به آن چه حقیقتا مورد علاقه ام است مطمئن نباشم، اما به آنچه مورد علاقه ام است اطمینان دارم. و محققا آنچه او میگفت مورد علاقه ام نبود.
بانک کتاب ایرانیان

 

گزیده ای از کتابی خوب
در باب حکمت زندگی

اهمیت دادن بیش از اندازه به نظر دیگران جنونی است که بر همه ی مردم حاکم است .این جنون چه در سرشت ما ریشه داشته باشد چه حاصل جامعه و تمدن باشد به هر حال بر همه ی کردار و رفتار ما تاثیر بیش از اندازه می گذارد و دشمن نیک بختی ما است.
 می توان این جنون را در همه جا دید و دنبال کرد :از مراعات بزدلانه و برده وار آنچه دیگران می گویند گرفته تا فرو رفتن خنجر ویرگینیوس به قلب دخترش یا اغوای آدمیان به قربانی کردن راحت ثروت و سلامت و حتی حیاتشان به این منظور که نامش به یادگار بماند.

در باب حکمت زندگی
آرتور شوپنهاور
بانک کتاب ایرانیان

گزیده ای از کتابی خوب
من او را دوست داشتم
آنا گاوالدا

ترجیح می‌دهم تو امروز خیلی رنج بکشی تا این که همه عمرت همیشه کمی رنج بکشی..
آدم‌هایی را می‌بینم که کمی غمگین هستند.فقط کمی، اما همین خیلی کم کافی‌ست تا همه چیز تباه شود.
می‌دانی.. با سن و سالی که من دارم خیلی از این آدم‌ها می‌بینم. مرد و زن‌هایی که هنوز با هم زندگی می‌کنند، گویی زندگیِ بی‌فایده و بی‌نورشان آنها را به هم چفت کرده است، اصلا زیبا نیست..
این همه کنار آمدن، این همه تعارض، فقط برای این که روزی به خود بگویند: آفرین! آفرین! همه چیز را خاک کردیم، دوستان‌مان، رویاهایمان و عشق‌هایمان....
بانک کتاب ایرانیان


جان شیفته



ما زنان وقتی عاشق می‌شویم، همه‌ی قلب و وجودمان را به مرد محبوبمان می‌سپاریم، آنگونه همه زیبایی‌ها و لذات دیگر در رابطه با او معنا می‌یابند...
اما شما مردان وقتی عاشق می‌شوید تنها قسمتی از قلب و وجود خود را در اختیار زن محبوبتان می‌گذارید...
بقیه را برای موفقیت‌ها و کسب قدرت‌ها و خودخواهی خود نگه می‌دارید.
حرفی نیست شاید اگر ما هم مرد بودیم چنین می‌کردیم! اما آنچه از شما می‌خواهیم این است که آن قسمتی از قلبتان را که به ما سپردید دیگر ملعبه هوسبازی‌هایتان نکنید!
ما به همان سهم هر چند کوچک اگر زلال و اطمینان بخش باشد قانعیم!


جان شیفته
رومن رولان
م ا به آذین
بانک کتاب ایرانیان

معرفی کتاب فردا



ناگهان دلهره اي اما را فرا گرفت.كامپيوترش را خاموش كرد.
چند دقيقه اي وقت صرف كرد تا به خود جرات دهد به صورت ذهني، موقعيت را بررسي كند.
او در ٢٠١٠ زندگي مي كرد.
ماتيو در ٢٠١١زندگي مي كرد.
و به دليلي كه هنوز نمي دانست،به نظر مي رسيد كه لپ تاپ هايشان تنها راه ارتباطي شان بود.
ماتيو همسرش را در يك حادثه ي هولناك از دست داده است و به تنهايي دختر بزرگش را بزرگ مي كند.
او به لطف اينترنت با خانمی آشنا مي شود. از آنجايي كه خواهان ملاقات همديگر در دنياي واقعي هستند در رستوراني در منهتن قرار ملاقات مي گذارند.در يك روز واحد و در يك ساعت معين هر كدام در رستوران را مي گشایند و به يك ميز راهنمايي مي شوند، اما هرگز با هم ديدار نمي كنند.
دروغ؟خيالپردازي يكي از آن دو؟تقلب ديگري؟ #ماتيو و #اما هر دو قرباني حقيقتي شده اند كه تصورش را هم نمي كنند و خيلي زود متوجه مي شوند كه موضوع فقط يك قرار ملاقات از دست رفته ي ساده نيست.
فردا
گيوم موسو
تينا رجبی خامسی
نشرترانه
بانک کتاب ایرانیان



روی ماه خداوند را ببوس

 

کاش یک تکه سنگ بودم. یک تکه چوب. مشتی خاک. کاش سپور بودم. یک نانوا. یک خیاط. دست فروش. دوره گرد. پزشک. وزیر. یک واکسی کنار خیابون.
کاش کسی بودم که تو رو نمیشناخت. کاش دلم از سنگ بود. کاش اصلا" دل نداشتم. کاش اصلا" نبودم. کاش نبودی. کاش میشد همه چیز را با تخته پاک کن پاک کرد.
آخ...! کاش یکی از آجرهای خانه ات بودم. یا یک مشت خاک باغچه ات. کاش دستگیره اتاقت بودم تا روزی هزار بار مرا لمس کنی. کاش چادرت بودم. نه،کاش دست هایت بودم. کاش چشمهایت بودم. کاش دلت بودم. نه؛کاش ریه هات بودم تا نفس ات در من فرو ببری و از من بیرون بیاوری. کاش من تو بودم. کاش تو من بودی. کاش ما یکی بودیم. یک نفر دوتایی!!


روی ماه خداوند را ببوس
مصطفی مستور
نشر مرکز
بانک کتاب ایرانیان

بریده ایی از یک کتاب
من منم تو تویی
ماريون دلون
ببخشید شما ثروتمندید

هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر كوچولو حسابى مچاله شده بودند. هر دو لباس هاى كهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزيدند. پسرك پرسيد: ببخشين خانم! شما كاغذ باطله دارين؟
كاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم به آنها كمك كنم. مى خواستم يك جورى از سر خودم بازشان كنم كه چشمم به پاهاى كوچك آنها افتاد كه توى دمپايى هاى كهنه كوچكشان قرمز شده بود. گفتم: بيايين تو يه فنجون شيركاكائوى گرم براتون درست كنم.
آنها را داخل آشپزخانه بردم و كنار بخارى نشاندم تا پاهايشان را گرم كنند. بعد يك فنجان شيركاكائو و كمى نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول كار خودم شدم. زير چشمى ديدم كه دختر كوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خيره به آن نگاه كرد. بعد پرسيد: ببخشين خانم! شما پولدارين ؟

نگاهى به روكش نخ نماى مبل هايمان انداختم و گفتم: من؟ اوه... نه!
دختر كوچولو فنجان را با احتياط روى نعلبكى آن گذاشت و گفت: آخه رنگ فنجون و نعلبكى اش به هم مى خوره.
آنها درحالى كه بسته هاى كاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند. فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولين بار در عمرم به رنگ آنها دقت كردم. بعد سيب زمينى ها را داخل آبگوشت ريختم و هم زدم. سيب زمينى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم، يك شغل خوب و دائمى، همه اينها به هم مى آمدند. صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجايشان گذاشتم و اتاق نشيمن كوچك خانه مان را مرتب كردم. لكه هاى كوچك دمپايى را از كنار بخارى، پاك نكردم. مى خواهم هميشه آنها را همان جا نگه دارم كه هيچ وقت يادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم.

بانک کتاب ایرانیان

 جیرجیرک

توی انفرادی هر فکر مزخرفی به کله ات می زند، هر کس که ساختن زندان انفرادی به کله‌اش زده، آدم جالبی بوده و خوب می‌دانسته با آدم‌ها چطور بازی کند. یعنی درست‌تر آن است که بگویم می‌دانسته آدم بهترین دشمن خودش است. لازم نیست او را کتک بزنند یا زیر شکنجه لت‌وپارش کنند. بهترین راه اینست که خودش را با خودش تنها بگذارند تا خودش دخل خودش را در بیاورد...


 جیرجیرک
 احمد غلامی
 نشر چشمه
بانک کتاب ایرانیان



پرنده من


راه رفتن خوب است.
همیشه خوب بوده است.
همیشه به درد می خورد.
وقتی فقیری و کرایه تاکسی گران تمام میشود.
وقتی که ثروتمندی و چربی های بدنت باراه رفتن آب می شود.
اگر بخواهی فکر کنی می توانی راه برویو اگر هم بخواهی از فکر خالی بشوی بازهم باید راه بروی.
برای احساس کردن زندگی در شلوغی خیابان ها باید راه بروی و برای ازیاد بردن آزار و بی مهری مردم باز هم باید راه بروی...
وقتی جوانی، وقتی پیری.
وقتی هنوز بچه ای هر توقف یعنی یک چیز خوشمزه...
برای توقف بعدی باید راه رفت...

پرنده من
فریبا وفی
نشر مرکز
بانک کتاب ایرانیان
66424211_66401004

چهل نامه کوتاه به همسرم



ای عزیز!
راست می گویم.
من هرگز یک قدم جلوتر از آنجا که هستم را ندیده ام.
قلمم را دیده ام چنان که گویی بخشی از دست راست من است؛ و کاغذ را.
من هرگز یک قدم جلوتر از آنجا که هستم را ندیده ام.
من اینجا «من» را دیده ام -که اسیر زندان بزرگ نوشتن بوده است،همیشه ی خدا، که زندان را پذیرفته، باور کرده، اصل بودن پنداشته، به آن معتاد شده، و به تنها پنجره اش که بسیار بالاست دل خوش کرده...
و آن پنجره تویی ای عزیز!
آن پنجره ، آن در، آن میله ها، و جمیع صداهایی که از دور دستها می آیند تا لحظه ای، پروانه وش، بر بوته ی ذهن من بنشینند، تویی...
این ، می دانم که مدح مطلوبی نیست
اما عین حقیقت است که تو مهربان ترین زندانبان تاریخی.
و آنقدر که تو گرفتار زندانی خویشتنی
این زندانی، اسیر تو نیست-
که ای کاش بود
در خدمت تو، مرید تو، بنده ی تو...
و این همه در بند نوشتن نبود.
اما چه می توان کرد؟
تو تیماردار مردی هستی که هرگز نتوانست از خویشتن،بیرون بیاید
و این، برای خوب ترین و صبور ترین زن جهان نیز آسان نیست.
می دانم.
اینک این نامه ها
شاید باعث شود که در هوای تو قدمی بزنم
در حضور تو زانو بزنم
سر در برابرت فرود آورم
و بگویم: هر چه هستی همانی که می بایست باشی،و بیش از آنی،و بسیار بیش از آن.به لیاقت تقسیم نکردند؛ و الا سهم من،در این میان،با این قلم،و محو نوشتن بودن،سهم بسیار ناچیزی بود: شاید بهترین قلم دنیا،اما نه بهترین همسر دنیا...

چهل نامه کوتاه به همسرم
نادر ابراهیمی
نامه اول
بانک کتاب ایرانیان
66424211_66401004

خلاصه روان پزشکی کاپلان و سادوک علوم رفتاری روان پزشکی بالینی


درباره کتاب:


چاپ جدید و به روز شده خلاصۀ روان‌پزشکی کاپلان و سادوک، مرور کاملی از رشتۀ روان‌پزشکی است که برای استفادۀ بالینگران، دستیاران، دانشجویان و همه کسانی که در ارائۀ خدمات بهداشت روان نقش دارند مفید است. این کتاب پرفروش‌ترین درسنامۀ روان‌پزشکی در طول چهل سال گذشته است و در آن مباحث کاملی در مورد علوم رفتاری و روان‌پزشکی بالینی ارائه شده است. ویراست یازدهم کتاب تمامی ملاک‌های DSM-5 را ادغام نموده و مرور جامع و مفصلی از روش‌های درمانی هر اختلال روانی شناخته شده ارائه می‌کند. ویراست یازدهم با تمامی منابعی که داشته‌اید تفاوت دارد و موارد زیر را شامل می شود: جدول های DSM-5 در مورد تمامی اختلالات روان‌پزشکی عمده سازماندهی بخش روان‌داروشناسی بر اساس مکانیسم اثر داروها تغییر کرده و کلیه داروهای جدید و از جمله داروهای دردست تولید را شامل شده است. استفادۀ گسترده از گزارش‌های موردی و تصاویر برای تقویت تجربه یادگیری. رایج‌ترین روش‌های درمانی فعلی شامل توصیف تمامی فنون روان‌درمانی جدید. تجدیدنظر کامل بخش عصبی شناختی براساس مدل DSM-5 . به روز کردن و بسط بخش روان‌پزشکی کودکان، که اینک راهنمای تشخیص و درمان اختلال طیف درخودماندگی و سایر اختلالات دوران کودکی را شامل می شود. کتاب خلاصۀ روان‌پزشکی هم در ایالات متحده و هم در نقاط مختلف جهان منبع اصلی روان‌پزشکی بالینی محسوب می شود. این کتاب به عنوان چکیده‌ای مستقل، معتبر، قابل اعتماد و عینی از رویدادهای جدید رشته روان‌پزشکی شهرت دارد. اینک درویراست یازدهم این سنت از سوی مؤلفینی که می‌توانید به آنها اعتماد کنید هم در شکل چاپی و هم در شکل دیجیتال ادامه یافته است.

خلاصه روان پزشکی کاپلان و سادوک علوم رفتاری/ روان پزشکی بالینی دوره سه جلدی ویراست یازدهم 2015
نویسنده: بنجامین جیمز سادوک، ویرجینیا آلکوت سادوک، پدرو روئیز
مترجم: دکتر فرزین رضاعی
ویرایش: 11
موضوع: روان‌پزشکی - درسنامه‌‏های روان‏‌پزشکی
تاریخ چاپ: 1395
بانک کتاب ایرانیان

مثل خون در رگهای من


آيدا! بگذار بي مقدمه اين راز را با تو در ميان بگذارم كه من، در عشق، بيش از هرچيز ديگر، بيش از لذت ها، آتش و شور و حرارت آن را مي خواهم؛ بيش از هر چيز، شوق و شورش را مي پسندم؛ و بيش از هرچيز، بي تابي ها و بي قراري هايش را طالبم…
سكوت تو، شعر را در روح من مي خشكاند. شعر، زندگي من است. حرف هاي تو مايه هاي اصلي اين زندگي است و مايه هاي اصلي اين زندگي مي بايد باشد.
اگر به تو بگويم كه آيدا! اين همه اصرار كه به تو مي كنم تا به حرف بيايي، در واقع تنها براي حرف زدن تو نيست، براي آن است كه زندگي مرا به من برگرداني.


مثل خون در رگهای من
مجموعه نامه هاي احمد شاملو به آيدا
احمد شاملو
نشر چشمه
بانک کتاب ایرانیان


بادبادک باز


« بابا گفت: فقط یک گناه وجود دارد. آن هم دزدی است. هر گناه دیگر هم نوعی دزدی است. می فهمی چه می گویم؟

مأیوسانه آرزو کردم کاش می فهمیدم و گفتم: نه، باباجون!

بابا گفت: اگر مردی را بکشی یک زندگی را می دزدی. حق زنش را از داشتن شوهر می دزدی. حق بچه هایش را از داشتن پدر می دزدی. وقتی دروغ می گویی حق کسی را از دانستن حقیقت می دزدی. وقتی تقلب می کنی حق را از انصاف می دزدی. می فهمی؟ »


بادبادک باز
خالد حسینی
مهدی غبرایی
نشر نیلوفر
بانک کتاب ایرانیان

درباره عشق


آن کس که دیگری را تنها به سبب زیبایی های ظاهری اش دوست می دارد، دیر یا زود درمی یابد که اولا دیگرانی غیر از محبوب او از این زیبایی، حتی گاه به مراتب بیشتر، بهره مند هستند؛ و ثانیا زیبایی ظاهری اگرچه دلرباست، اما در برابر انواع کمالات دیگر رنگ می بازد.
به محض آنکه فرد درمی یابد که جمال زوال پذیر است و زیبایی هایی بس والاتر نیز در این عالم وجود دارد، دیر یا زود ترجیح خواهد داد که سعادت خود را با این امر فانی شونده و فرومایه پیوند نزند بلکه از نردبان عشق پله ای بالاتر بیاید و به زیبایی های برتر و ماندگارتری دل ببندد.


درباره عشق
مارتا نوسباوم
آرش نراقی
نشر نی
بانک کتاب ایرانیان



معرفی کتاب ﮐﺠﺎ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﭘﯿﺪﺍﯾﺶ کنم

ﺍﻭﺍﯾﻞِ ﺍﺯﺩﻭﺍﺟﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﭼﻬﺮﻩ ﯼ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﻧﮕﺎﻩﻣﯽﮐﺮﺩﻡ، ﺍﯾﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺁﺭﺍﻣﻢ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻦﺍﺣﺴﺎﺱ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻣﯽﺩﺍﺩ. ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺪﺕ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﻭ ﺭﺍﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ . ﺍﻣﺎ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﻦ ﻋﺎﺩﺕ ﺭﺍﺗﺮﮎ ﮐﺮﺩﻡ .
ﺍﺯ ﮐﯽ؟ ﺳﻌﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺁﻭﺭﻡ، ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺷﻮﻫﺮﻡ، ﺳﺮ ﺍﺳﻢﮔﺬﺍﺷﺘﻦﺭﻭﯼﭘﺴﺮمﺑﺤﺜﻤﺎﻥ ﺷﺪ. ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺩﻋﻮﺍﯼ ﺷﺪﯾﺪﯼ ﺑﯿﻦ ﻣﺎ ﺩﺭﮔﺮﻓﺖ، ﺍﻣﺎ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺪﺍﻡﻣﺎﻥﺑﮕﻮﯾﺪ. ﺍﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺳﻌﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺁﺭﺍﻡ ﮐﻨﺪ. ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ، ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﮑﺮﺩﻡ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺣﺎﻣﯽﻣﻦ ﺍﺳﺖ . ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻭﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﻭ ﺍﻭ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻫﺪ . ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﯾﻦﻫﺎ ﺑﻪ ﺳﺎﻝﻫﺎ ﭘﯿﺶ ﺑﺮ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ. ﻣﻦ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺷﻮﻫﺮﻡﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ ﺁﺷﺘﯽ ﮐﺮﺩﻩﺍﯾﻢ.
ﻣﻦ ﺭﻭﯼ ﭘﺴﺮﻡ، ﺍﺳﻤﯽ ﺭﺍﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ، ﺭﺍﺑﻄﻪ ﯼ ﻣﻦ ﻭﻫﻤﺴﺮﻡ ﻫﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﺑﻪﺣﺎﻟﺖ ﻋﺎﺩﯼ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ.
ﺍﻣﺎ ﻣﻄﻤﺌﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺑﻪ ﭼﻬﺮﻩ ﯼﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﯼ ﺍﻭ ﺑﻮﺩ.

ﮐﺠﺎ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﭘﯿﺪﺍﯾﺶ کنم
هاروکی موراکامی
بزرگمهر شرف الدین
 نشر چشمه (چاپ۱۵)
بانک کتاب ایرانیان

معرفی کتاب سمفونی مردگان

گفت: "احساس می‌کنم این باران برای من می‌بارد. تو هم برای من این‌همه قشنگ شده‌ای." دم پله‌ها دستم را گرفت. و من صدای تند قلب‌ش را از توی دست‌هاش می‌شنیدم. اتاق بالا پشت‌دری‌های سفید داشت. همه را کنار زدم که بتوانیم باران را تماشا کنیم. گفت: "درخت‌ها هم به خاطر من جوانه زده‌اند." و با سرانگشت چند تار موی روی پیشانی‌اش را کنار زد و با صدای لرزان گفت: "ولی نمی‌دانم برای چی زنده‌ام." هیچ‌کس نمی‌توانست به عمق چشمان‌ش پی ببرد. جوری تربیت شده بود که رفتارش با دیگران تفاوت داشت. دنیا را جدی‌تر از آن می‌دانست که دیگران خیال می‌کنند. کافی بود کسی او را ببیند. و من نمی‌دانم آیا کسی می‌توانست بفهمد که دوست داشتن او چه لذتی دارد، و آدم را به چه ابدیتی نزدیک می‌کند؟ آدم پر می‌شود. جوری که نخواهد به چیزی دیگر فکر کند. نخواهد دل‌ش برای آدم دیگری بلرزد، و هیچ‌گاه دچار تردید شود. گفتم: "هرطور تو بخواهی زندگی می‌کنم. هر کار بگویی انجام می‌دهم. بگو بمیر." او ساکت نگاه می‌کرد. گفتم: "تو فرمانروای مطلق من هستی." خندید. دلم می‌خواست چیزی بهش بگویم که بداند چه‌قدر دوست‌ش دارم. گفتم: "تو مسیح منی." پیشانی‌ام را بوسید. به او گفتم که عشق را باید با تمام گستردگی‌اش پذیرفت، تنها در جسم نمی‌توان پیداش کرد بلکه در جسم و روح و هوا، در آینه، در خواب، در نفس کشیدن‌ها انگار به ریه می‌رود و آدم مدام احساس می‌کند که دارد بزرگ می‌شود.

نام کتاب سمفونی مردگان
نویسنده عباس معروفی
ناشر: گردون
بانک کتاب ایرانیان

معرفی کتاب آهستگی

 

یکی از نشانه های عشق حقیقی آن است که به تو عشق بورزند بدون اینکه شایستگی اش را داشته باشی .

اگر زنی به من بگوید عاشق توام چون روشنفکری ، محترم هستی،  برایم هدیه می خری و ظرف ها را هم خوب می شویی،  مرا ناامید کرده.  چنین عشقی بیشتر عملی خود پسندانه به نظر می رسد .

چقدر دلپذیر است که بشنوی من دیوانه توام، هر چند که روشنفکر و محترم نباشی.  

آهستگى
ميلان كوندرا
نیما زاغیان
نشر روشنگران
بانک کتاب ایرانیان

شالی به درازای جاده‌ی ابریشم

-"چرا این‌قدر به من دروغ می‌گویی؟"
"برای این‌که نمی‌خواهم تو‌را از دست بدهم."

گاهی فکر می‌کنم که همه‌ی ما برای یکدیگر، چیزی بیش از یک دروغ بزرگ نیستیم. به سویی پرتاب می‌شویم، به هم برمی‌خوریم، و هستیم ... هستیم تا لحظه‌ای که دیگر کسی باورمان نمی‌کند؛ آن‌وقت، از آن لحظه به بعد، دیگر نیستیم، طوری‌که انگار هرگز نبوده‌ایم. همه‌ی زندگی ما در همین لحظه‌های بزرگِ فریب جریان پیدا می‌کند. فریب می‌دهیم، خودمان را، دیگری را، چون می‌خواهیم در جایی، برای کسی وجود داشته باشیم. "ما" سخت به یکدیگر نیازمندیم، چراکه می‌خواهیم حتا به دروغ هم که شده دوست‌مان بدارند و "ما" را بخواهند.
چیزهایی است که نمی‌شود آن را با واژه‌ای بیان کرد. حس‌هایی است که نمی‌شود فقط با کلمات بیان‌شان کرد، کلمات قاصرند. گاهی فکر می‌کنم ما از این "فصل شدن"ها ناگزیریم؛ چراکه در تمامیِ لحظاتِ "وصل" آن‌ها را با خود حمل می‌کنیم و در عینِ حال از آن‌ها می‌گریزیم.

بانک کتاب ایرانیان

۵ اسفند جشن اسفندگان(سپندارمذگان) روز عشق

جشن اسفندگان (سپندارمذگان) یا جشن مژده گیران یکی از جشن‌های ایرانی است که در روز ۵ اسفند برگزار می‌شود. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده‌است که ایرانیان باستان، روز پنجم اسفند را روز بزرگداشت زن و زمین می‌دانستند.

به بیان ابوریحان بیرونی، «اسفندارمذ» ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگاهبان زنان شوهر دوست و پارسا و درست کار بوده. به همین مناسبت این روز، عید زنان به شمار می ‌رفت. مردم به جهت گرامی ‌داشت، به آنان هدیه ‌داده و بخشش می‌ کردند. زنان نه تنها از هدایا و دهش هایی برخوردار می ‌شدند، بلکه به نوعی در این روز فرمانروایی می ‌کردند و مردان باید که از آنان فرمان می ‌بردند.سپندارمزد نگهبان زمین است و از آنجا که زمین مانند زنان در زندگی انسان نقش باروری و باردهی دارد جشن اسفندگان (اسپندگان) برای گرامیداشت زنان نیکوکار برگزار می‌گردد. ایرانیان از دیر باز این روز را روز زن و روز مادر می‌نامیدند.

بانک کتاب ایرانیان

یازده دقیقه

 


اگر کسی چیزی را که در شرف رسیدن به آن باشد از دست بدهد، در نهایت می‌آموزد که هیچ چیز به او تعلق ندارد. و اگر هیچ چیز به من تعلق ندارد، پس نباید اوقاتم را صرف محافظت از چیزهایی کنم که مال من نیست. بهتر است به گونه‌ای زندگی کنم که انگار همین امروز، نخسین یا آخرین روز زندگی من است...


یازده دقیقه
پائولو کوئیلو
کیومرث پارسای
نشر نی نگار

جاناتان مرغ دریایی

ریچارد باخ


جاناتان " مرغی دریایی است که امور روزمره مانند جنگیدن برای شکار ، خوردن و خوابیدن او را راضی نمی کند و به او معنا نمی بخشد او تلاش می کند که در بالا ترین حد ممکن پرواز کند . پرواز در ارتفاع اندک آن هیجان آموختن درون جاناتان را فروکش نمی کند او با تمام قدرت بال هایش فرصت می دهد ، تمام رسم های پرندگان را می شکند برای اینکه به تجربه نو برسد و هر چند این امر به طرد شدنش منجر می شود اما باز خسته نمی شود حتی تنهایی نیز بر او چیره نمی شود او به سرعت پرواز می کند و با موج ها زورآزمایی و در قبال آن به لذت ماهی های عمق دریا می رسد هر چند سخت ... جاناتان در هر ارتفاعی می بیند ارتفاعی بلندتر از آن هم وجود دارد ! آنقدر به تلاش می پردازد که یک روز بلاخره پرده از رازی می گشاید ....چشم هایش آن زیبایی را که دیگر مرغان نمی بینند می بیند ... این بار یک پله بالاتر صعود می کند .. در نهایت روزی او از این جهان وارد جهان دیگری می شود و در آنجا می فهمد که مهم ترین مسئله رسیدن به کمال است و اگر در جهان فعلی چیزی نیاموزد جهان بعدی هم مانند همین جهان خواهد بود باید در هر مرحله به کمال دست یابد تا وارد مرحله دیگری شود . جاناتان همه مراحل را با موفقیت پشت سر می گذارد سپس تصمیم می گیرد به جهان اول برگردد و دیگران را هم با مفهوم اصلی زندگی که رسیدن به کمال است آشنا کند . حالا او خوشحال است زیرا آنقدر به درجه بالای نگاه رسیده که می تواند استادی داشته باشد برای شناختن زیباترین ها و وارث دانش و نگاهی عظیم بودن....حالا او یک مرغ دریایی کامل است ... حالا وقت آن رسیده حتی اگر شده بتواند یک مرغ دریایی را به خویشتنش باز شناساند کار بزرگی است ... و جاناتان نیز چون استاد خویش روزی آنقدر درخشان و نورانی می شود که دیگر دیده نمی شود اما همچنان جاناتان ها ادامه دارد ...




یک دقیقه مطالعه

راه انسان شدن

کارل رانسوم راجرز

من دریافته ام که هر اندازه بتوانم در رابطه خود اصیل تر باشم آن رابطه مفیدتر واقع خواهد شد.
این به آن معنی است که من نیاز دارم تا آنجا که ممکن است از احساسات خودم آگاه باشم، نه اینکه نمای بیرونی یک نگرش را ظاهر سازم و حال آن که واقعاً نگرش متفاوت دیگری در سطحی ژرف تر و یا در سطح وجدان ناهشیار داشته باشم.
اصیل بودن، همچنین این معنا را دربرمی گیرد که مشتاق باشم خودم باشم و نگرش ها و احساسات گوناگونی را که در من وجود دارند با واژه ها و رفتار خودم آشکار سازم.
تنها از این راه است که ارتباط میتواند واقعیت داشته باشد و به نظر می رسد که واقعیت به عنوان نخستین شرط، از اهمیت پرژرفی برخوردار است.
فقط از راه فراهم ساختن واقعیت اصیل موجود در من است که شخص دیگر میتواند با کامیابی، واقعیت را در وجود خود جستجو کند.
واقعی بودن بینهایت مهم به نظر می رسد.
به عنوان شرط دوم، درمی یابم که هر اندازه پذیرش و دوست داشتن من نسبت به این فرد بیشتر باشد، بهتر میتوانم رابطه ای را که مورد استفاده او قرار می گیرد، به وجود آورم.
منظورم از پذیرش این است که شخص را بدون قید و شرط و تنها به خاطر ارزشی که به عنوان یک انسان دارد، بدون توجه به این موقعیت، رفتار یا احساساتش، به گرمی مورد توجه قرار دهم.
یعنی احترام برای نگرش های او در آن لحظه بدون توجه به منفی بودن یا مثبت بودن آنها و بدون توجه به اینکه این نگرش ها تا چه حد ممکن است با نگرش هایی که او در گذشته داشته است، متناقض باشد.
من همچنین دریافته ام که ارتباط به اندازه ای گرانقدر است که احساس می کنم درک کردن آن، آرزوی همیشگی من است.
تنها زمانی که من احساسات و اندیشه هایی را که از نظر شما بسیار وحشتناک، یا بسیار ضعیف یا بسیار احساساتی، یا بسیار شگفت آمیز است، درک کنم و آنها را آن گونه که شما میبینید ببینم و آنها و شما را پذیرا باشم، به طور واقعی احساس آزادی خواهید کرد تا به کاوش زوایای پنهان و شکاف های ترسناک تجربه های درونی خود که اغلب مدفون شده اند، همت گمارید.
این آزادی شرط مهم ارتباط است.
نمی توانم همیشه این نوع ارتباط را با دیگری برقرار سازم و گاه ، حتی زمانی که احساس می کنم آن را در خود به دست آورده ام، ممکن است شخص دیگر آن قدر وحشت زده باشد که نتواند به درک چیزی که به او عرضه می شود نائل آید.


زنانی که با گرگها میدوند

 

زنان اگر مجبور شوند،روی دیوارهای زندان آسمان آبی را نقاشی خواهند کرد. اگر پارچه های زخم بندی سوزانده شود، پارچه های بیشتری خواهند بافت. اگر خرمنها نابود شوند، بذرهای بیشتری خواهند پاشید.
 آنجا که دری نیست، زنان در خواهند ساخت و آن را باز خواهند کرد و از آن عبور خواهند کرد و به راههای جدید و زندگی های جدید گام خواهند نهاد.
به زندگی مشترکی که ممکن بود با او داشته باشم فکر می کردم، از دیدگاه او، من مثل یک نارنجک دستی بودم که از آن به عنوان زیرسیگاری استفاده می شود و حالا روی یک پیانو قرار گرفته است. روزهای یکشنبه پس از نوشیدن قهوه، خاکستر سیگار را داخل آن می ریزند، دوشنبه ها آن را تمیز می کنند و همیشه هنگام تمیز کردن آن احساس دردآوری به آدم دست می دهد، وسیله ای که روزی خیلی خطرناک بوده است ولی امروز از آن به عنوان زیرسیگاری استفاده می شود. به ویژه آن آدم شوخ طبعی که این زیرسیگاری را درست کرده است، فتیله را طوری کار گذاشته است که با کشیدن دکمه ی چینی سفیدی که مثل دکمه های مخصوص خاموش و روشن کردن چراغ خواب به نظر می رسد، یک باطری پنهان باعث سرخ شدن المنت های ظریف و نازکی می شود که توسط آن می توان سیگار را روشن کرد، وسیله ای بی خطر که در حقیقت برای اهداف خطرناکی ساخته شده است: ۹۹۹بار می توان دکمه را کشید بدون آنکه خطری متوجه کسی باشد، اما هیچ کس نمی داند که آیا بار هزارم ویژگی مکانیکی و مخفی این وسیله عمل خواهد کرد و آیا باعث انفجار این اسباب بازی بامزه خواهد شد؟ اتفاق خاصی رخ نخواهد داد، صرفا چند تکه آهن به اطراف پرتاب می شود و امکان دارد که به کسی هم صدمه ی جدی وارد نیاید. انسان می ترسد و سعی می کند در آینده با احتیاط بیشتری از این وسیله بهره ببرد.

زنانی که با گرگها میدوند
کلاریسا پینکولا استس
سیمین موحد

برای خرید این کتاب با ما تماس بگیرید بانک کتاب ایرانیان 66424211_66401004

معرفی کتاب جزء از کل

خيانت، كلاه هاي رنگارنگي سرش مي گذارد؛ لازم نيست چيزي مرئي باقي بگذاري كه از انتهاي ستون فقرات بهترين دوستت زده باشد بيرون، نه؛ خائنانه ترين خيانت ها آن هايي هستند كه وقتي يك جليقه ي نجات در كمدت آويزان است، به خودت دروغ مي گويي كه احتمالا اندازه ي كسي كه دارد غرق مي شود نيست، اين جوريست كه نزول مي كنيم و همين طور كه به قعر مي رويم، تقصير همه ي مشكلات دنيا را مي اندازيم گردن استعمار و كاپيتاليسم و شركت هاي چند مليتي و سفيد پوست احمق و امريكا، ولي لازم نيست براي #تقصير اسم خاص درست كرد. #نفع_شخصي ريشه ي سقوط ما همين است و در اتاق هيئت مديره و اتاق جنگ هم شروع نمي شود در خانه آغاز مي شود.

جزء از کل
استیو تولتز
پیمان خاکسار
نشر چشمه

برای خرید این کتاب با ما تماس بگیرید بانک کتاب ایرانیان 66424211_66401004

 معرفی کتاب

 مجموعه داستان کوتاه یوزپلنگانی که با من دویده اند

وقتی نجدی میخوانم بینی ام باد میکند و ابروهایم در هم فرو میروند گویی چیزی در هوا منتشر شده است ، بی رنگ و بی بو غم از جایی نزدیک رشت و لاهیجان در هوا متصاعد می شود و من در جایی هزار کیلومتر دورتر به ریه فرو میبرمش نثرش شعر گونه است و شخصیتهایش محکومینی که باید تا ابد زندگی کنند ، با گذشته ای تاریک که از فردای خود خبر دارند ، فردا هم عین همین امروز است همینقدر غمدار همینقدر تاریک نجدی عادت به غمناک نوشتن ندارد، اما ته مزه کلامش به تلخی میزند، گویی می خواهد با نوشتن غم وجودش که سالهای سال تلنبار شده است را روی کاغذ ، لابلای کلمات بریزد و من باید فقط در چند صفحه کوتاه بار تمام آن سالها را بر دوش کشم، و مانند کری که در جمع مطربان نشسته به شعرهای عاشقانه اش گوش دهم و می دانم که روزی شاعری مرده لای کلماتش از لاهیجان تا رشت را پیاده گز کرده بود آن هم وقتی که هنوز بارانی نیامده و هوا سنگینی پلکهای یک مادر پسر مرده را دارد.

 این تکه از مغز، دیرتر از تمام سلول‌ها می‌میرد‌ اینجا هم لایه‌ی فراموشی است‌‌ صداهایی که ما می‌شنویم، به اینجا که می‌رسد جذب این توده‌ی لیز می‌شود و ما آن را فراموش می‌کنیم؛ در حالی که همیشه توی کله ی ماست اینجا پر از اعتقادات فراموش شده است، جای دفن شدن اسم کسانی که دوستشان داشته ایم، بی آنکه به یاد آوریم که آنها چه کسانی بودند اند هزاران سلول اینجاست که کارشان فقط خاکسپاری ست، خاکسپاری رویاهای ما...


کتاب یوزپلنگانی که با من دویده اند
تالیف بیژن نجدی
نشر مرکز

برای خرید این کتاب با ما تماس بگیرید بانک کتاب ایرانیان 66424211_66401004

کتاب بعضی ها هیچ وقت نمی فهمن

گزیده ای از کتابی خوب

درحال صعود، برمی گردی نفس نفس زنان به دورو برت نگاه می کنی. به خودت میگی آفرین به خودم که این همه اومدم بالا. جز من، کسی پاش به این بالاها نرسیده؛ بعد توی برف، چند تا جای پا پیدا می کنی. آره، یه نفر قبل از تو اونجا بوده. چه به خدا ایمان بیاری، چه ازش ناامید شی، چه به یه زن اعتقاد پیدا کنی، چه ازش دلسرد شی، چه تمام فلسفه ها رو نهی کنی، چه با دو تا زن هم زمان زندگی کنی، چه خودت رو غرق زندگی دنیا کنی، چه از این عالم برحذر باشی، یا حتی اگه بری دکتر، بهت خبر بده که سرطان معده داری و چهارسال دیگه هم بیشتر دووم نمیاری...
 
همه ی این حالت ها رو یه نفر قبل از تو هم داشته. قبل از تو هم یه نفر باور داشته، شک داشته، خندیده، گریه کرده، توی فکر که بوده دستش رو توی دماغش کرده، درست عین تو، همیشه یه نفر قبلا همه ی این کارا رو کرده. به حال تو فرقی نمی کنه. می دونم، تو دفعه ی اولته. برای تو همه ی اینا مثِ برفِ نخوردس. اما برف پا نخورده، وجود نداره.


کتاب بعضی ها هیچ وقت نمی فهمن
نویسنده: کورت توخولسکی

برای خرید این کتاب با ما تماس بگیرید  بانک کتاب ایرانیان 66424211_66401004

 

یک دقیقه مطالعه

ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﮐﺘﺎب ﻫﻨﺮ ﺷﻔﺎف ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﺪﻥ

ﺍﺛﺮ ﺭﻭﻟﻒ دوبلی

ﻣﺎﮐﺲ ﭘﻼﻧﮏ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﯼ ﻧﻮﺑﻞ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ1918 ، ﺑﻪ ﺗﻮﺭ ﺩﻭﺭ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺭﻓﺖ .
ﻫﺮ ﺟﺎ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯿﺸﺪ، ﻫﻤﺎﻥ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩﯼ ﻣﮑﺎﻧﯿﮏ ﺟﺪﯾﺪ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﻡ ﺍﯾﺮﺍﺩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ .

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺷﻮﻓﺮ ﭘﻼﻧﮏ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺣﻔﻆ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ :
 "ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﭘﻼﻧﮏ، ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻭﺭﺯ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﮏ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺑﺪﻫﯽ ﺣﺘﻤﺎ ﺧﺴﺘﻪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻧﻈﺮﺕ ﭼﯿﺴﺖ ﺩﺭ ﻣﻮﻧﯿﺦ ﻣﻦ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﮐﻨﻢ؟
 ﺗﻮ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺭﺩﯾﻒ ﺟﻠﻮ ﺑﻨﺸﯿﻨﯽ ﻭ ﮐﻼﻩ ﺷﻮﻓﺮﯼ ﻣﺮﺍ ﺑﭙﻮﺷﯽ .
 ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﺩﻭﯼ ﻣﺎ ﺗﻨﻮﻉ ﻫﺴﺖ ".

ﭘﻼﻧﮏ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﯾﺪﻩ ﺧﻮﺷﺶ ﺁﻣﺪ . ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ، ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻋﺼﺮ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﯾﯽ ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﻣﮑﺎﻧﯿﮏ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﻡ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺣﻀﺎﺭﯼ
ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺩﺍﺩ.
ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ، ﯾﮏ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﻭ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﮐﺮﺩ.
 ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻋﻘﺐ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ ": ﻫﺮﮔﺰ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﻡ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﻣﺪﺭﻧﯽ ﻣﺜﻞ ﻣﻮﻧﯿﺦ ﭼﻨﯿﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﺑﭙﺮﺳﺪ ! ﺷﻮﻓﺮ ﻣﻦ ﺟﻮﺍﺑﺶ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ "!

ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬﺍﺭﺍﻥ ﺟﻬﺎﻥ، ﺩﻭ ﻧﻮﻉ ﺩﺍﻧﺶ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ .
 ﺍﻭﻝ، ﺩﺍﻧﺶ ﻭﺍﻗﻌﯽ.

 ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﻭﺗﻼﺵ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﻬﻢ ﯾﮏ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺻﺮﻑ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ.

ﻧﻮﻉ ﺩﻭﻡ، ﺩﺍﻧﺶ ﺷﻮﻓﺮی ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺩﺍﻧﺶ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭﺍﻧﻤﻮﺩ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻠﺪﻧﺪ .

ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻭﺍﻗﻒ ﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﺮﺯﻫﺎﯼ ﺁﻥ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺁﻥ ﭼﻪ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ . ﺍﮔﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﻨﺪ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﺩﺍﯾﺮﻩ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﺷﺎﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ ؛ ﺑﻪ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﯾﺎ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ": ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ "

ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻋﺬﺭ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.

ﺍﺯ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﻧﺶ ﺷﻮﻓﺮﯼ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻫﺮ ﺟﻤﻠﻪ ﺍﯼ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺷﻨﯿﺪ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ.

برای خرید این کتاب با ما تماس بگیرید  بانک کتاب ایرانیان 66424211_66401004

معرفی کتاب مردی به نام اوه

«مردی به نام اُوِه» جزو آن دسته از رمان‌هایی است که با اینکه با ظاهری ساده و روان، برای مخاطبان عام نوشته شده،اما برخلاف رمان‌های پرفروش بازار که رمان‌هایی متوسط یا حتی ضعیف محسوب می‌شوند، با ساختاری قوی و روایتی جذاب و خواندنی به راحتی میتواند مخاطبان را از هر طیفی به خود جذب کند.

این رمان درباره مردی به نام «اُوه» است که به ظاهر بد خلق و عبوس است و همین موضوع باعث جذابیت و تفاوت داستان می‌باشدو تضادی در فضای رمان به وجود آورده است. رمان مملو از توصیفات جذاب در مورد زندگی اوه و به‌گونه‌ای استعاری در مورد زندگی در جهان امروز است. این موضوع رمان را تا حدی کنایه‌آمیز کرده و به جذابیت آن کمک زیادی کرده است.

شخصیت دیگری که در این رمان در کنار اوه، قرار دارد، «پروانه» است. زنی ایرانی که نویسنده در طول رمان به توصیف او و برخوردش با اوه می‌پردازد. این رمان به خاطر وجود یک شخصیت ایرانی نیز می‌تواند برای مخاطب ایرانی‌ جذابیت مخصوص خود را داشته باشد. اقتباس سینمایی این اثر نیز امسال در بین ۵ نامزد فیلم خارجی اسکار است. اتفاقی که قطعا در فروش بیشتر این اثر موثر خواهد بود.

اوه چند ساعت همانجا نشست و دست زنش را توی دستش نگه داشت تا اینکه کارمند بیمارستان آمد و با لحنی آرام و حرکاتی محتاط بهش فهماند که باید جسد سونیا را ببرند. اُوه بلند شد، با سر تأیید کرد و به دفتر خاکسپاری رفت تا کارهای مربوطه را انجام دهد. مراسم خاکسپاری روز یکشنبه بود. اُوه روز دوشنبه سر کار رفت. ولی اگر کسی ازش می‌پرسید زندگی‌اش قبلاً چگونه بوده، پاسخ می‌داد تا قبل از اینکه زنش پا به زندگی‌اش بگذارد، اصلاً زندگی نمی‌کرده و از وقتی تنهایش گذاشت، دیگر زندگی نمی‌کند.


مردی به نام اوه
فردریک بکمن
فرناز تیمورازف
نشر نون

پرفروش ترین کتاب در بهمن ۹۵
رتبه یک نیویورک تایمز
پرفروش ترین کتاب حال حاضر سوئد

معرفی کتاب مادام بوواری

مادام بوواری داستان کسانی‌ ست که می‌خواهند از «پیله»ی خود بیرون آیند ولی در این کار مقدس به علل زیادی، به وادی گمراهی می‌افتند و در نتیجه‌ی این گمراهی دچار ملال می شوند. مادام بواری سه بار عاشق می‌شود  ولی در همه‌ی عشق‌های خود با مردانی خام و ابله یا مزوّر و دسیسه‌کار روبرو می‌گردد ، بجای آنکه دست رد به سینه‌ی آنها گذارد ، آنان را می‌پذیرد و فاجعه‌ی عشق او در همین پذیرفتن است. زندگی مادی او نیز موازی عشق‌های بی‌سرانجام اوست. بی‌آنکه حساب سود و زیان خود را داشته باشد به خرید می‌پردازد؛ بی‌تفکر دزدی می‌کند، می‌خواهد از شوهر خود «جراحی ماهر» بسازد. از محیط دلزده است و می‌خواهد از آن بگریزد ولی گریزگاه‌های او ، راهی به دیار روشنی ندارند، منفذی است به اتاق دربسته‌ای دیگر. خواستار حرکت و جنبش و تکاپوست اما حرکت او پیش رفتن نیست. برجَستنی است همانند برجستن کلاغ. حرکتی است بی‌مداومت و کورکورانه؛ گویی در خواب راه می‌رود، می‌رود ولی بی‌هدف ، بی‌قدرت و نابخردانه. معشوقان او نیز یا کَرَند یا بی‌حَمیت و از این مجموعه، تعفن ابتذال بلند است.

مادام بوواری را رمان تنهایی گفته‌اند ، چنان تنهایی که مردمان به دست خود می‌سازند  نه تنهایی تقدیری. قهرمان داستان، همه چیز را چون روح بی‌عظمت خود مبهم و ابر‌آلود می بیند. در عشق و زندگانی، نه تنها به سوی یک پرتگاه، بلکه به سوی دو پرتگاه می‌رود، آنچه را آتش عشق می‌نامد، کور سویِ شعله‌ی هوس است و آنچه را «زندگی» می‌پندارد، سرابی‌ست از زندگی و نه خود آن. زن نگون بخت، گویی چیزی یا جایی را نمی‌بیند، هنگامی که بیدار می‌شود – یا بهتر بگوییم او را بیدار می کنند – که دیگر همه‌ی راهها بسته است، دیواری بلند و ضخیم در پیش روی اوست، سر خود را به دیوار ... و این داستان، داستان یک زن نیست ،داستان کسانی‌ست که زندگی‌شان رویایی ملال خیز و بی سرانجام است.

امیل زولا :« همه‌ی کتاب‌هایی که ما می‌نویسیم و به نظرمان واقعی می‌آیند در مقایسه با اثر فلوبر کارهایی سطحی و احساساتی‌اند و به دردِ تماشاخانه می‌خورند.»

خدا را مى پرستم...
چون كه خدا را مى شود توى جنگل، توى مزرعه هم نيايش كرد، يا حتى فقط با تماشاى گنبد نيلگون...


 مادام بوواری
گوستاو فلوبر
مهدی سحابی
نشر مرکز

برای خرید این کتاب با ما تماس بگیرید 66424211_66401004

معرفی کتاب عذاب وجدان




این کتاب دارای یک تعلیق است، تعلیقی كه در آن خواننده با سؤال مبهمی روبه‌روست: چرا این زن چنین نامه‌ای را نوشته؟ و سراسر زندگی او برای خواننده سؤال می‌شود. كه نویسنده با زیركی تمام آن را ورق به ورق رو می‌كند و طوری اطلاعات را در طی داستان پخش می‌كند كه خواننده به‌اصطلاح آن جمله معروف قدیمی، «یك لحظه كتاب را بر زمین نمی‌گذارد.»

راز این ماجرا عشق است. ماتئو عاشق فرانچسكاست. ماتئویی كه هیچ از او نمی‌دانیم و یا نویسنده این‌طور ترجیح داده كه در هاله‌ای از ابهام قرار داشته باشد. تنها نشانی‌ای كه از ماتئو داده می‌شود، «جزیره سرخ» است. جزیره سرخ شبیه جزیره گنج، برای خواننده مأمن اسرار ناپیدایی است كه نویسنده نمی‌خواهد آنها را به‌راحتی برای او آشكار كند و كم‌كم این راز پیدا می‌شود: نحوه آشنایی ماتئو و فرانچسكا ـ كه خود نوعی پرداخت رمانتیك است ـ ، شخصیت بی‌پروا و مردانه ماتئو، و سؤالات بعدی؛ كه: چرا فرانچسكا عاشق این مرد است، یا سرانجام این عشق چیست؟ و تم اصلی ماجرا، عذاب وجدانی است كه در فرانچسكا، قهرمان اول داستان به وجود آمده است: فرانچسكا، زنی كه شوهر دارد ولی عاشق مرد دیگری شده است.


در نگاه اول، همه‌چیز حل شده به نظر می‌رسد: اینكه «حتماً» قضیه عذاب وجدان به همین جا ختم می‌شود؛ و فرانچسكا به‌خاطر خیانتی كه به همسرش كرده این‌همه درگیر و مغشوش است. در خلال نامه‌هایی سراپا سؤال بی‌جواب و متهم‌كننده، به ایزابلا. نامه‌هایی سراسر خشم و سرخوردگی. نامه‌هایی كه همه‌چیز و همه‌كس ـ حتی خود فرانچسكا ـ را زیر سؤال می‌برد. نامه‌هایی لبالب از «عذاب وجدان».

عذاب  وجدان
آلبادسس پدس
بهمن فرزانه
نشر ققنوس

برای خرید این کتاب با ما تماس بگیرید 66424211_66401004

دیوانه وار

ما در زندگی، همه تنگاتنگ هم افتاده‌ایم، فکر می‌کنم هنر اصلی، هنر فاصله‌ها باشد. زیاد نزدیک به هم می‌سوزیم، زیاد دور، یخ می‌زنیم. باید یاد بگیریم جای درست و دقیق را پیدا کنیم و همان جا بمانیم. این یادگیری هم مانند بقیه ی چیزهایی که واقعاً یاد می‌گیریم فقط با تجربه‌ای دردناک میسر است، باید قیمتش را بپردازیم تا بفهمیم.


دیوانه وار
کریستین بوبن

اعترافات یک سارق مادرزاد

وودی آلن

مسئله اعتماد به نفس هم در برخورد با دزدا خیلی مهمه.

اگه یک دزد رو در حال سرقت از خونتون غافلگیر کردین اصلا وحشت زده نشین، چون مطمئن باشید که اون هم به اندازه شما ترسیده. خاطرم

هست که خود من یه دفعه تو اوایل کارم به وسیله صاحب خونه غافلگیر شدم. صاحب خونه که از من حرفه ای تر بود بعد از اینکه منو لخت کرد،

یعنی کیف و ساعت و تمام اشیاء قیمتی منو ازم گرفت، منو مجبور کرد که سرپرستی زن زشت و سه تا بچه زلزله شو به عهده بگیرم.


چاره ای نداشتم. تهدیدم کرد که اگه بخوام از این کار شونه خالی کنم منو به پلیس معرفی میکنه. خلاصه من مجبور شدم به مدت شش سال

وظایف زجرآور زناشویی و پدری آقارو به جای خودش انجام بدم. لابد دوست دارین بدونین که چه جوری بعد از شش سال از شرشون راحت شدم؟


خیلی ساده، من هم یه دزد دیگه رو حین سرقت غافلگیر کردم.

ناتور دشت

هولدن کالفیلد نوجوان 17 ساله ایست که خاطرات سال گذشته خود را, یعنی زمانی که از مدرسه اخراج شده است را تعریف می کند. او به

خاطر  این که در چهار درس از پنج درس خود نمره قبولی نگرفته است اخراج می شود و نامه اخراجش تا چند روز دیگر به دست پدر و مادرش

میرسد. او تصمیم می گیرد که در این فاصله از مدرسه شبانه روزی خارج شود و در نیویورک علافی کند تا بعد از رسیدن نامه و افتادن آبها از

آسیاب به خانه بازگردد. داستان, شرح وقایع و رفتارها و احساسات هولدن در این چند روز است.


من به کتاب‌هایی علاقه دارم که وقتی آنها را تا آخر می‌خوانم ، بگویم ای کاش نویسنده اش یکی از دوستان صمیمی‌ام بود تا هر وقت دوست

داشته باشم ، بتوانم با او تلفنی حرف بزنم و در مورد احساس واقعی‌ام با او صحبت کنم.‌

‌‌
کتاب ناتور دشت

نوشته جی دی سلینجر


شما میتوانید این کتاب را از طریق سایت www.bankketab.com به صورت آنلاین خریداری و یا با شماره تلفن (66424211_021) تماس بگیرید.

چرا ادبیات

کتابی است که به نقش پر رنگ ادبیات و چرایی لازمه ی وجودش میپردازد.

آدمي که نمي خواند، يا کم مي خواند، يا فقط پرت و پلا مي خواند، بي گمان اختلالي در بيان خواهد داشت. اين آدم بسيار

حرف مي زند، اما اندک ميگويد؛ زيرا واژگانش براي بيان آنچه در دل دارد،بسنده نيست.


اما مسئله تنها محدوديت کلامي نيست؛ محدوديت فکر و تخيّل نيز در ميان است. مسئله، مسئله ي فقر تفکّر نيز هست؛ چرا

که افکار و مفاهيم - که ما به واسطه ي آن ها به رمز و راز وضعيت خود پي مي بريم - جدا از کلمات وجود ندارند.


ما سخن گفتن درست، پر مغز، سنجيده و زيرکانه را از ادبيات و تنها از ادبيات خوب مي آموزيم...


کتاب چرا ادبیات

نوشته ماریو بارگاس یوسا

ترجمه عبدالله کوثری

شما میتوانید این کتاب را از طریق سایت www.bankketab.com به صورت آنلاین خریداری و یا با شماره تلفن (66424211_021) تماس بگیرید.

منابع کنکور کارشناسی ارشد روان شناسی

سراسری و آزاد


1_ متون روانشناسی به زبان انگلیسی ضریب 2
 
 متون روانشناسی به زبان انگلیسی، تالیف سیدمحمدی - نشر روان و ارسباران (دوجلد: کتاب اصلی و راهنما)

2_ منابع اصلی درس روانشناسی رشد ضریب 2
 
روانشناسی رشد تالیف لورا برگ - ترجمه سیدمحمدی نشر ارسباران (جلد ۱ و ۲)
 روانشناسی ژنتیک تالیف محمود منصور و دادستان انتشارات سمت و رشد (جلد ۱و ۲)
 نظریه های روانشناسی رشد  تالیف ویلیام کرین ترجمه خویی نژاد و رجایی  انتشارات رشد

3_ منابع اصلی درس روانشناسی بالینی - ضریب ۳

روانشناسی بالینی تالیف فیرس و ترال ترجمه  فیروز بخت انتشارات رشد
 نظریه و کاربست مشاوره و روان‌درمانی تالیف جرالد کری ترجمه سیدمحمدی
راهنمای سنجش روانی تالیف گراث و مارنات دوره دوجلدی
 اصول مصاحبه بالینی تالیف اتمر و اتمر جلد 1و 2
 روانشناسی بالینی تالیف دکتر سعید شاملو  انتشارات رشد
نظریه های روان‌درمانی تالیف پروچاسکا و نورکراس ترجمه سیدمحمدی انتشارات رشد

4_ منابع اصلی درس روانشناسی مرضی و کودکان استثنایی  - ضریب ۲

مرضی:

    آسیب شناسی روانی  هالجین(یا سلیگمن)  ترجمه سید محمدی جلد 1 و 2 نشر روان/ارسباران
    خلاصه روانپزشکی  کاپلان و سادوک  ترجمه رضاعی (یا پورافکاری) جلد 1 تا 3  ارجمند
    روانشناسی مرضی  پریرخ دادستان 1  انتشارات سمت
    آسیب‌شناسی روانی تالیف ساراسون انشارات رشد

استثنایی:

    کودکان استثنایی بهروز میلانی فر  نشر قومس
    آموزش کودکان استثنایی  سیف نراقی و نادری
    روانشناسی و آموزش و پرورش کودکان استثنایی  دکتر  غلامعلی افروز  دانشگاه تهران

5_ منابع اصلی درس آمار و روش تحقیق  ضریب ۱

روش تحقیق:

 روش تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی  علی دلاور نشر ویرایش
  روش تحقیق در علوم رفتاری  حسن زاده 

آمار:

آمار و احتمالات کاربردی در علوم تربیتی و روانشناسی علی دلاور انتشارات رشد
روش های آماری در علوم رفتاری  رمضان حسن زاده

6_ منابع اصلی درس علم النفس  ضریب ۱

علم‌النفس از دیدگاه دانشمندان اسلامی  تالیف احدی و بنی‌جمالی  انتشارات دانشگاه علامه  طباطبایی
روانشناسی شخصیت از دیدگاه اسلام  تالیف علی اصغر احمدی

7_ منابع اصلی درس روانشناسی فیزیولوژیک و انگیزش و هیجان ضریب ۱
 
فیزیولوژیک

    روانشناسی فیزیولوژیک  کریم خداپناهی انتشارات سمت
    روانشناسی اعصاب و غدد  حائری روحانی
     

انگیزش و هیجان

    روانشناسی انگیزش و هیجان  کریم خداپناهی  انتشارات سمت  
    روانشناسی انگیزش و هیجان  جان مارشال ریو(Reeve) ترجمه سیدمحمدی نشر ویرایش


8_ منابع اصلی درس روانشناسی عمومی

  زمینه روانشناسی هیلگارد  تالیف اتکینسون  ترجمه براهنی و همکاران  تک جلدی جلدی انتشارات رشد 

شما میتوانید این کتاب را از طریق سایت www.bankketab.com به صورت آنلاین خریداری و یا با شماره تلفن (66424211_021) تماس بگیرید.


" کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید"

 



فصل ۱: اندیشه ثروت است

● به راستی که اندیشه ثروت و دارایی است. دارایی قدرتمندی که قوتی با هدف مشخص، عدم راسخ و اشتیاق سوزان ترکیب می‌شود، راه

رسیدن به ثروت را به روی شما می گشاید. وقتی کسی عمیقاً می‌خواهد به خواسته خود برسد مطمئناً به هدفش می‌رسد. مهمترین امر

ساختن اندیشه است، وقتی کسی به واقع برای چیزی آماده می‌شود به آن می‌رسد.

● به راستی اگر انسانها پای عقیده خود بایستند و به هدف خود بچسبند و آنقدر مداومت کنند تا خواسته آنها به وسواسی دایمی مبدل گردد،

چه اتفاقها که نمی افتد.

فرصت:

● فرصت پشت در حیاط خلوت شما کمین می‌کند، گاه به صورت بدبیاری ظاهری می‌شود، گاه شکل شکست موقتی می‌گیرد، به همین دلیل

است که خیلی‌ها نمی توانند فرصت مناسب را تمیز دهند.

●می توان با استفاده از اصول مشخص و شناخته شده انگیزه ناملموس اندیشه را به صورت مادی تبدیل کرد....

فصل ۲: اشتیاق نقطه شروع همه موفقیتها

● آنچه را مغز انسان تصور و باور کند به آن می‌رسد

● رمز موفقیت: کسی که پلهای پش سرش را ویران می‌کند، برای خود راه بازگشتی باقی نمی‌گذارد، یا باید پیروز شود و یا از بین برود.

● هرکس که طالب پیروزی است باید کشتیها و پلهای پشت سرش را در آتش بسوزاند و راههای عقب نشینی را برخود ببندد.

اینگونه است که می‌توان ذهن را در شرایط اشتیاق سوزان برای پیروزی قرارداد و این شرایط لازم موفقیت است.

● شش راه برای تبدیل اشتیاق به طلا:

1) مبلغ مورد نیاز خود را دقیقاً مشخص سازد.

2) مشخص کنید برای رسیدن به هرچیز، باید چه چیز را از دست بدهید.

3) تاریخ مشخصی برای دستیابی به هدف خود درنظر بگیرید...

فصل ۳ : ایمان

● محدودیت ذهن ما همان محدودیتی است که ما برای آن درنظر می‌گیریم، فقر و تنعم هر دو نشأت گرفته از ذهن ما هستند .

● ایمان مهمترین عنصر ذهن است. وقتی ایمان با اندیشه درهم می‌آمیزد، ذهن نیمه هوشیار بی درنگ ارتعاش آن را درک می‌کند و آن را به

فراست لایتناهی تبدیل می نماید.

● چگونه ایمان را در خود ایجاد کنیم: می توانید به کمک تلقین به خود، اشتیاق را به معادل فیزیکی یا پولی آن تبدیل کنید. ایمان حالتی از ذهن

است که می‌توان آن را به کمک تدیید یا آموزشهای تکراری برای ذهن نیمه هوشیار و به کمک اصل تلقین به خود ایجاد نمود...

فصل ۴: تلقین به خود راه نفوذ بر ذهن نیمه هوشیار

● تلقین به خود مفهومی است که ارتباطی میان ذهن هوشیار و نیمه هوشیار برقرار می‌سازد. در واقع ارتباطی میان ذهن هوشیار و ذهن نیمه

هوشیار است. تلقین به خود، خود به خود به ذهن نیمه هوشیار می‌رسد و ان را تحت تأثیر افکار قرار می‌دهد.

● انسان طوری ساخته شده که می‌تواند به کمک حواس پنجگانه خود دریافتی ذهن نیمه هوشیار را نترل کند. اما به خاطر داشته باشید که ذهن

نیمه هوشیار را به زمین حاصلخیز تشبیه کردیم که اگر در آن بذرهای نامطلوب بکاریم و از آن مراقبت نکنیم، علفهای هرز در آن به وفور رشد می

:نند. تلقین به خود عاملی کنترل کننده است که انسان به کمک آن می تواند داوطلبانه ذهن خود را با افکاری خلاق تغذیه کند....

فصل ۵ ـ دانش تخصصی

● هر بد بیاری، هر شکست و هر دل شکستگی با خود به همان اندازه یا بیشتر امتیازی مثبت دارد.

● ما با دو نوع دانش عمومی و تخصصی روبرو هستیم. دانش عمومی،

بدون توجه به اندازه و تنوع آن نقش چندانی در تحصیل ثروت بازی نمی‌کند.

میلیونها نفر انسانی بوده است که گمان می کنند «دانش قدرت است» هرگز چنین چیزی نیست....


فصل ۶: تخیل: کارگاه ذهن

● خیال کارگاهی است که در ان تمام برنامه‌های ناشی از انسان شکل می گیرد. عمل به کمک قوه تخیل ذهن جاری می‌شود.
● ذهن خیالی انسان به دو شکل تصور خلاق و تصور مصنوعی عمل می‌کند.
تصویر مصنوعی: این ذهنیت چیزی را خلق نمی‌کند بلکه صرفاً به استناد تجربه، آموزش و مشاهدات دریافتی گذشته کا رمی‌کند که اغلب مخترعین از آن استفاده می‌کنند...


فصل ۷: برنامه‌ریزی سازان یافته

● هیچ کس به تنهایی تجربه،‌آموزش، توانایی و دانش کافی ندارد که با ان به ثروت کلان برسد. بدون همکاری دیگران این مهم امکان پذیر نیست.

در صورت شکست هر برنامه، برنامه بعدی را به اجرا بگذارید. اگر نخستین برنامه انتخابی شما با موفقیت همراه نبود، جای ان را با برنامه دیگری

تغییر دهید و انقدر ادامه دهید تا برنامه‌ای مؤثر و مفید بیابید. ....

فصل ۸ : تصمیم‌گیری: غلبه بر تردید و دودلی

● ناتوانی در تصمیم‌گیری از جمله مهمترین دلایل شکست و ناکمی است. کسانی که نمی تواند سرمایه بیندوزند،‌بدون استثنا کسانی هستند

که نمی‌توانند تصمیم‌گیری کنند.


اکثر کسانی که از تنعم دور می‌مانند به سادگی تحت تأثیر عقاید دیگران قرار می‌گیرند. .....

فصل نهم: ابرام

● مبنای مداومت و پایداری قدرت اراده است. وقتی نیروی میل و اشتیاق و اراده به درستی ترکیب شود ترکیبی مقاومت ناپذیر ایجاد می‌شود.

● فقر نصیب کسی می‌شود که ذهنش مایل به آن است. به همین صورت ثروت هم نصیب کسانی می‌شود که برای جذب آن آمادگی دارند. با

یان حال در هر دو مورد قوانین مشابهی حاکم هستند....

فصل دهم: قدرت همکاران

● مغز انسان را می توان با یک باطری مقایسه کرد. این یک حقیقت است که مجموعه با طریهای الکتریکی، در مقایسه با یک باتری برق بیشتری

تولید می کنن.د همچنین مشخص است که هر باطری با توجه به واحدها و ظرفیت خود برق تولید می‌کند.

مغز هم به شکل مشابهی فعالیت می کند. بعضی از مغزها در مقایسه با مغزهای دگیران فعالترند و با کنار هم قرار گرفتن هماهنگ چند مغز

انرژی فکری بیشتری در مقایسه با یک مغز ساده تولید می‌شود......

نویسنده: ناپلئون هیل

مترجم: مهدی قراچه داغی

انتشارات: نسل نو اندیش

شما میتوانید این کتاب را از طریق سایت www.bankketab.com به صورت آنلاین خریداری و یا با شماره تلفن (66424211_021) تماس  بگیرید.

 

 

 


خندوانه

مسایقه بخون و ببر 2

معرفي كتاب هاي مسابقه بخون و ببر٢ در برنامه خندوانه
١-گردان قاطرچي ها
٢-ابن مشغله
٣-مي شكنم در شكن زلف يار
٤-آبنبات هل دار
٥-منِ ديگرِ ما
٦-مطلع مهر
٧-فتح خون
٨-ديدم كه جانم مي رود
٩-تن تن و سندباد
١٠-باشگاه مغز
شما دوستان میتوانید برای خرید کتاب های مورد نیاز خود با ما تماس بگیرید(66424211_021) و یا از طریق سایت www.bankketab.com خرید آنلاین داشته باشید و در مسابقه بخون و ببر2 برنامه خندوانه شرکت کنید.

برایت سوسن چلچراغ آورده ام

سروده سرکار خانم فاطمه نیازی



کتاب برایت سوسن چلچراغ آورده ام، سروده ی سرکار خانم فاطمه نیازی، توسّط انتشارات آبانگان ایرانیان چاپ و منتشر شده است .آرامش، نگاه، انسان ، کاش و مادرم در شعرهای این کتاب  از آوای بسیار زیبایی برخوردارند.چند شعر از این کتاب  را می خوانیم:

گم شده
برایت سوسن چلجراغ آورده ام
صاحب شعری که می خوانید
مدتی است
در رویاهای دست نیافتنی خود
گم شده است.
از یابنده تقاضا می شود
با او مدارا کند
او
سندروم قلب شکسته دارد...

اشک

دلم گرفت
مچاله شد
و درمیان لحظه های پر دریغ
حباب اشک را
شکست و قطره قطره نام تو
صبور و سرد
فروچکید روی گونه ام.



انتشارات آبانگان ایرانیان

انتشارات آبانگان ایرانیان
پیشنهاد ویژه انتشارات آبانگان ایرانیان به معلمان، اساتید و اهل قلم شما میتوانید مطالب خود را به مشاوران ما بسپارید تا با گذراندن مراحل ویراستاری و اخذ مجوز از وزارت ارشاد به صورت کتاب به چاپ رسانید.
با مشاوران در ارتباط باشید 66424211_021

عامه پسند

چارلز بوکفسکی

 

 

کتاب یک داستان عامه‌پسند با جریانهای معمایی و پلیس است. قهرمان داستان کاراگاه خصوصی به نام نیکی بلان است که از بسیاری جهات به شخصیت نویسنده نزدیک است و منتقدان او را بازتاب درونی بوکوفسکی می‌دانند. نیکی بلان به طور هم‌زمان در پی یافتن سرنخ چند پرونده است و کتاب در واقع گزارشی پیوسته از حوادث روزمره است. ارادت او به لویی فردینان سلین، نویسنده‌ی فرانسوی در این کتاب کاملاً مشهود است و یکی از شخصیت‌های داستان به یادبود او اختصاص دارد.
شخصیت‌های داستان حول مسائل بی‌معنا به ایفای نقش می‌پردازند. تفکرات پوچ‌گرایانه و ریز شدن در زندگی سطح پایین شهروندان آمریکایی که مختص سبک بوکفسکی است در این کتاب نیز به چشم می‌خورد. نیکی بلان دچار یأس و ناامیدی شدید است و از یکنواختی زندگی و عدم توانایی در برآورده ساختن انتظارات مشتریانش به ستوه آمده است.

ناتور دشت

 

قسمت های زیبایی از کتاب


 همه ی دخترها وقتی احساساتی می شن بی عقل هم می شن.
 مردم همیشه برای چیزها و آدم های عوضی دست می زنن.
 اگه کسی ندونه داره جایی رو ترک می کنه احساسش از خداحافظی هم بدتره.

جی.دی.سیلنجر

محمد نجفی

هنر شفاف اندیشیدن

 

«هنر شفاف ‌اندیشیدن» که در اردیبهشت ۹۴ با ترجمه‌ی «عادل فردوسی‌پور»، «بهزاد توکلی» و «علی شهروز» روانه‌ی بازار کتاب شد، طولی نکشید که در صدر لیست کتاب‌های پرفروش نشرچشمه و کتابفروشی‌ها قرار گرفت.

این کتاب در ۹۹ بخش مختلف که هر کدام عنوان‌ و موضوع مجزایی دارند به بررسی دقیق استدلال‌های معیوبی می‌پردازد که منجر به تکرار اشتباهات از طرف اشخاص، حرفه‌ها و ملت‌ها می‌شود. دوبلی در این کتاب مجذوب‌کننده، دستورالعملی برای شادمانی ارائه نمی‌دهد، بلکه شناختی فوق‌العاده درمورد چگونگی کارکرد ذهن ما ارائه می‌دهد. به عبارت دیگر می‌توان گفت این کتاب اثری موشکافانه است درباره‌ی پیشگیری از «غمگینی خود ساخته».

«عادل فردوسی‌پور» در مقدمه‌ی کتاب نوشته است:

 

 

برای دسترسی به این هدیه،مشخصات خود را در فرم پایین وارد نموده و دکمه ثبت را بزنید. شما به صفحه دریافت هدیه هدایت خواهید شد.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
تلفن همراه
استان

مجموعه کتاب های پرسمان

انتشارات گاج

در مجموعه كتاب‌هاي پرسمان سعي گرديده است با ارائه‌ي سؤالات امتحاني و تأليفي طبقه‌بندي شده و ارائه‌ي پاسخ‌هاي تشريحي و آموزشي، دانش‌آموز گام به گام مفاهيم جديد را بياموزد و تنوع و تعداد سؤالات به گونه‌اي باشد كه علاوه بر آموزش كامل مفاهيم، آموخته‌ها نيز تثبيت گردد. هم‌چنين با ارائه‌ي درسنامه‌هاي آموزشي كه در آن‌ها صرفاً به ذكر نكته اكتفا نشده، بلكه فرآيند حل مسئله آموزش داده شده است، مشكل بسياري از دانش‌آموزان برطرف خواهد شد.
در تمام كتاب‌هاي پرسمان تعدادي امتحان ميان‌سال و پايان‌سال با راهنماي تصحيح و ريزِ بارم‌بندي نيز آورده شده است تا دانش‌آموزان عزيز به جمع‌بندي آموخته‌هاي خود در ايام امتحانات بپردازند و با آمادگي كامل در جلسه‌ي امتحان حضور يابند. در حقيقت نياز مبرم دانش‌آموزان به نمونه‌سؤالات امتحاني از يك سو و لازمه‌ي تكرار و تمرين به منظور تثبيت در يادگيري از سوي ديگر، انتشارات بين‌المللي گاج را بر آن داشت تا اقدام به انتشار مجموعه كتاب‌هاي پرسمان نمايد. همچنين تأثير معدل بر پذيرش داوطلبان ورودي دانشگاه‌ها بر اهميت اين موضوع افزوده است.

با ما تماس بگیرید02166424211


انتشارات ساد

موسسه بانک کتاب ایرانیان کاملترین مرجع کتب تستی و نمونه سوالات کنکور ارشد دانشگاه آزاد است.

کتاب های تست انتشارات ساد یکی از بهترین مجموعه کنکورهای سال های گذشته دانشگاه آزاد می باشد که برای تهیه این کتب می توانید از طریق سایت (Bankketab.com) به صورت اینترنتی خرید نمایید ویا با شماره تلفن  66424211_021 تماس حاصل فرمایید تا در کوتاه ترین زمان کتابهای مورد نظرتان را درب منزل یا محل کارتان تحویل بگیرید.

مجموعه کتاب های میکرو طبقه بندی

گاج

كتاب‌هاي تست «ميكروطبقه‌بندي» شامل تست‌هاي كنكور سراسري، آزاد و تأليفي و اساس طبقه‌بندي آن‌ها بر مبناي طرح درس معلمان در كلاس مي‌باشد. به‌‌طوري‌كه؛ معلم پس از پايان هر جلسه، بتواند قسمتي از اين كتاب را مشخص كند تا دانش‌آموزان با پاسخ‌گويي به تست‌هاي آن قسمت، با نحوه‌ي طرح تست و ديدگاه طراحان كنكور آشنا شده و تسلط كافي بر مباحث پيدا كنند. چيدمان تست‌ها در دروس مختلف متفاوت است، ولي در دروس اختصاصي اساس چيدمان تست‌ها روند آموزشي مبحث بوده و ترتيب تست‌ها از ساده به دشوار است و در پاسخ‌هاي تشريحي براي دانش‌آموزاني كه با مطالب هر مبحث آشنايي لازم را ندارند، درسنامه‌اي آموزشي ارائه شده است در ضمن، تمرين‌ها و مثال‌هاي كتاب درسي در اين مجموعه در قالب تست مطرح شده‌اند.

 

 

بوف کور

 

بوف کور

 

بوف کور شاهکار صادق هدایت را شاید بتوان از نخستین رمانهای مدرن در ایران و از برجسته‌ترین آثار ادبیات ایران به شمار آورد. این اثر پس از اولین ترجمه به زبان فرانسه توجه جهان را به خود جلب کرد و هم‌اینک نیز به عنوان کتابی مطرح در سطح جهان شناخته می‌شود.
درباب تحسین و نقد کتاب بوف کور مقالات و کتابهای متعددی نوشته شده است. این کتاب مملو از نمادها و تمثیل‌ها است و به زبانهای فرانسوی، انگلیسی، ترکی، آلمانی، لهستانی، ارمنی، ژاپنی، هندی، رومانیایی، اردو، مکزیکی، اندونزیایی و فنلاندی ترجمه شده است.

 

 

مجموعه کتاب های مبحثی ادبیات نشر الگو

نشرالگو
 
1- آرایه های ادبی : شامل درس نامه کامل ، صدها پرسش چهارگزینه ای موضوعی و کلی، آزمون جامع،بررسی تمام ابیات کتاب های درسی،قابل استفاده برای تمامی رشته ها

2- تاریخ ادبیات + کارتون : شامل تاریخ ادبیات کارتونی، تاریخ ادبیات درس به درس، متشابهات اولین ها، ترین ها و ...، بر اساس آخرین تغییرات کتاب درسی، قابل استفاده برای تمامی رشته ها

3-قرابت معنایی: شامل تست های تالیفی- کنکور و آزمون های آزمایشی با پاسخ تشریحی، فهرست لغات دشوار پرتکرار در کنکور سراسری، سی دی ضمیمه، قابل استفاده برای تمای رشته ها

4- لغت و املا : شامل لغت و املا درس به درس، صدها پرسش چهارگزینه ای فصل به فصل و کتاب به کتاب و سطح بندی شده، متون املایی خارج از کتاب، متشابهات و دسته بندی ها، قابل استفاده برای تمامی رشته ها (شامل ضمیمه ادبیات فارسی سوم رشته انسانی)

5- پنج +1 بحث زبان فارسی : شامل تکواژ-واژه-واج، ساختمان واژه، جملات چند جزئی، گروه اسمی، ویرایش، نکات پراکنده + تازه های کنکور ، قابل استفاده برای تمامی رشته ها

دنیای سوفی



هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل، گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند؛ همه، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت.
 یک لاک پشت حسود...
او یک روز، نامه ای به هزارپا نوشت :
ای هزارپای بی نظیر! من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شماهستم. و می خواهم بپرسم چگونه می رقصید. آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟ یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟ در انتظار پاسخ هستم. با احترام تمام، لاک پشت.
هزار پا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه می کند؟ و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند می کند؟
و بعد از آن کدام پا را؟ متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد. سخنان بیهوده دیگران ازروی بدخواهی وحسادت؛ می تواند بر نیروی تخیل ما غلبه کرده ومانع پیشرفت و بلند پروازی ما شود...


دنیای سوفی
یوستین گردر
حسن کامشاد
نشر نیلوفر
بانک کتاب ایرانیان


همیشه گوشه هایی ، اتفاق هایی از گذشته‌ها هست که وادارت می‌کند دوباره و چندباره زنده شان کنی، انگار نتوانسته ای آن واقعه را در زمان خودش آنطور که باید ببینی و یا زندگی کنی. انگار گوشه ای یا لحظه هایی از آن را نبوده ای و جامانده ای. شاید برای همین است که آن گذشته‌های دور، گاه و بی گاه، خودشان را به دیوار ذهن می‌کوبند که زنده کن ما را!

اندوه مونالیزا
شاهرخ گیوا
نشر زاوش
بانک کتاب ایرانیان

پدرم در مرادآباد به دنیا آمد و در مراد‌آباد مرد. اما هرگز نایت كلاب ندید.
ندید چطور در دانسینگ‌ها چراغ‌ها رقص نور می‌كنند و مردان و زنان در هم وول می‌خورند. پدرم مرد و شلوارك داغ ندید. چراغ خواب قرمز ندید.
مرد و چشمش به پردۀ سینما نیفتاد. ویدئو ندید. شوی مایكل‌جكسون تماشا نكرد. تا باران ببارد، چشم پدرم به آسمان بود و بعد كه می‌بارید، دایم خیره به زمین بود تا سبزه‌ها سربرآورند.
در مرادآباد وقتی به پدرم گفتم عاشق شده‌ام، هیچ نگفت. وقتی جزییات روح مهتاب را برای او شرح دادم، هیچ نگفت. وقتی گفتم مهتاب از سوسن، دختر عباس‌آقا قشنگ‌تر است، گفت: مگر عباس‌ آقا دختر دارد؟ پدرم هیچ‌وقت عاشق نشد. حتی عاشق مادرم نبود، اما او را دوست می‌داشت. خیلی دوست می‌داشت. وقتی مادرم خانۀ عالیه خانم روضه می‌رفت، پدرم مثل گنجشكی كه جوجه‌اش را با گلوله زده باشند، بال بال می‌زد. میان اتاق‌ها قدم می‌زد و كلافه بود تا مادرم برگردد.


چند روایت معتبر
مصطفی مستور
نشر مرکز
بانک کتاب ایرانیان

عجيب ترين خوي آدمي اين است كه مي داند فعلي بد و آسيب رسان است ، امّا آن را انجام مي دهد و به كرّات هم .
هر آدمي (دانسته و ندانسته) به نوعي در لجاجت و تعارض با خود بسر مي برد .
و هيچ ديگري ويرانگرتر از خود آدمي نسبت به خودش نيست .


سلوک
محمود دولت آبادی 
نشر چشمه 
بانک کتاب ایرانیان



اگه زنی در کار نباشه، عشقی هم در کار نیست.
شکسپیر و حافظ و رومئو و مجنون و فرهاد و بقیه عشاق عالم باید بروند بمیرند.  
اگه روزی زن ها بخواهند از این جا بروند، تقریبا همه ی ادبیات و سینما و هنر دنیا را باید با خودشون ببرند.

استخوان خوک و دستهای جذامی
مصطفی مستور 
نشر چشمه 
بانک کتاب ایرانیان